نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 320
رابطة ازدواج بین نخبگان محلی و سلسله سلطنتی مطالعة موردی خاندان نجفقلی¬خان دنبلی تبریز در دورة قاجار

رابطة ازدواج بین نخبگان محلی و سلسله سلطنتی مطالعة موردی خاندان نجفقلی¬خان دنبلی تبریز در دورة قاجار

دوره 5، شماره 1، شهریور 1392، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jhss.2013.36028

نائو فومی آبه

چکیده در این مقاله با توجه به این که خاندان نجفقلی­خان دنبلی در تبریز دورة قاجاریه نفوذ داشت، اهمیت ازدواج بین نخبة محلی و خاندان سلطنتی مورد تحقیق قرار می­گیرد. تاکنون به این موضوع در تحقیقات تاریخ ایران کمتر توجه شده ​است. نجفقلی­خان «ثانی» به دلیل فداکاری در جنگ ایران و روس مورد توجه عباس­میرزا واقع شد و در دیوانسالاری قاجار ترقی یافت. به­علاوه او با دختر وی به نام مهرجهان ازدواج کرد. نگارنده مرسله​ای از محمدشاه به خواهرش مهرجهان را بررسی کرده و آشکار ساخته است که این مرسله هرچند خصوصی است، محتوای دیوانی هم دارد. نجفقلی­خان از رابطه خصوصی بهره می­برد و همزمان پادشاه نیز از طریق غیررسمی از نجفقلی­خان می­خواست تا مشکلات موجود در جامعة محلی را حل کند. لهذا می­توان گفت که رابطة ازدواج برای هر دو اهمیت ویژه​ای داشت و خاندان سلطنتی و نخبگان محلی از یکدیگر استفاده می­کردند

شورش ایلامی‌ها علیه داریوش اول؛ بررسی ماهیت شورش‌های ایلام در دورۀ داریوش اول با تأکید بر کتیبۀ بیستون

شورش ایلامی‌ها علیه داریوش اول؛ بررسی ماهیت شورش‌های ایلام در دورۀ داریوش اول با تأکید بر کتیبۀ بیستون

دوره 6، شماره 1، شهریور 1393، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22059/jhss.2015.52739

محمدتقی ایمان‌پور، کیومرث علی‌زاده

چکیده با به قدرت رسیدن داریوش اول در سال 522 ق.م، بسیاری از اقوم تحت سلطۀ پارسیان علیه او شوریدند که سه مورد از نه شورشِ انجام شده علیه داریوش، در دو سال اول فرمانروایی او در ایلام اتفاق افتاد. در این مقاله، سعی شده با تکیه بر منابع پارسی باستان، به‌ویژه کتیبۀ داریوش در بیستون، و همچنین به کمک پژوهش‌های جدید و با استفاده از شیوۀ پژوهش‌های تاریخی، به بررسی چرایی و ماهیت شورش ‌ایلامی‌ها، در اوایل حکومت داریوش اول پرداخته شود. برای انجام این کار، ابتدا چگونگی شورش‌های سه‌گانۀ ایلامی‌ها علیه داریوش اول تشریح شده و سپس علل و ماهیت این شورش‌ها بررسی خواهد شد. در پایان، نشان داده خواهد شد که برخلاف نظریه‌های جاری در میان برخی از اندیشمندان تاریخ ایران باستان، به نظر می‌رسد این شورش‌‌ها ماهیتی سیاسی و ملی‌گرایانه داشته باشند.

سنت‌گرایان و نظم جدید روسی در مناطق اشغالی فرارود (1917 ـ 1864)

سنت‌گرایان و نظم جدید روسی در مناطق اشغالی فرارود (1917 ـ 1864)

دوره 6، شماره 2، اسفند 1393، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jhss.2015.56602

سیده فهیمه ابراهیمی

چکیده سلطة نظامی روس‌ها بر فرارود، نخستین­بار در قرن نوزدهم، نام ترکستان روس را به جغرافیای سیاسی وارد کرد. آن چه از این قلمرو متعلق به فرارود است، خان­نشین خوقند و بخش‌هایی از امارت بخارا و خیوه را دربر می‌گیرد. در این نوشتار با عنوان «سنت‌گرایان و نظم جدید روسی در مناطق اشغالی فرارود»، در پی پاسخ به این پرسش هستیم که «علمای قدیمی و سنتی ساکن در مناطق اشغالی، چه واکنشی به الغای حکومت اسلامی و فرایند استقرار و اجرای نظم جدید روسی داشتند؟» پاسخ اولیة ما این است که این گروه در جستجوی راهی برای حفظ هویت مسلمانی، به­رغم ستیز آرام اولیه، در نهایت به همگرایی با روس‌ها رسیدند. نتیجۀ پژوهش با کمی جرح و تعدیل این گونه قابل طرح است که علمای سنتی مناطق اشغالی، گرچه در ابتدا واگرایی به دور از ستیز در پیش گرفتند و از ابزارهای فرهنگی برای حفظ هویت مسلمانی خود بهره بردند، در نهایت به دلیل پذیرش ضعف خود و سودمند دیدن تعامل به همگرایی با روس‌ها رسیدند.

اصلاح ساختار دولت عباسی در نیمۀ دوم سدۀ سوم (250 ـ 395 هـ.ق)

اصلاح ساختار دولت عباسی در نیمۀ دوم سدۀ سوم (250 ـ 395 هـ.ق)

دوره 7، شماره 1، شهریور 1394، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22059/jhss.2015.57830

محمد احمدی منش

چکیده نیمۀ دوم سدۀ سوم هجری و دورۀ زمامداری سه خلیفه، معتمدبالله (256ـ 279هـ)، معتضد (279-289هـ) و مکتفی (289-295هـ)، با بازیابی اقتدار دستگاه خلافت عباسی و تجدید سازمان آن همراه بود. این فرآیندِ اصلاحی که ابواحمد موفق (م.278هـ) آن را آغاز کرد و ابوالعباس معتضد درخشان‌ترین چهرۀ آن بود، در میان دو دورۀ انحطاط قرارگرفت؛ نخستین دوره، دورۀ سامرا بود که در آن سربازبردگان ترک و غیر ترک زمام خلافت را به دست گرفتند و دومین دوره که با خلافت مقتدر (295-320هـ) آغاز شد، شاهد فساد دربار، فروپاشی دیوان‌سالاری و گسیخته شدن سازمان نظامی بود و با ورود بویه‌ای‌ها به بغداد (334هـ) پایان گرفت. ساختاری که در این دوره پدید آمد، دارای چند ویژگی بود: تمرکز قدرت در نهاد خلافت، تمرکز دیوان‌سالاری و برتری نهادن آن بر نیروی نظامی، جلوگیری از واگذاری اقطاع در برابر خدمات اداری و نظامی و در آخر، ایجاد سپاهیان دائمی و مزدبگیر. در این نوشتار فرآیند اجرای این اصلاحاتباتأکیدبردگرگونیدرساختنظامی،بررسیوواکاویمی­شود.

محاصره دریایی آق قویونلوها توسط دولت عثمانی

محاصره دریایی آق قویونلوها توسط دولت عثمانی

دوره 7، شماره 2، آذر 1394، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jhss.2016.59440

عبدالرسول خیراندیش، مصطفی نامداری منفرد

چکیده در سراسر نیمۀ دوم قرن نهم هجری / نیمۀ دوم سدۀ پانزدهم میلادی، دولت­های آق ­قویونلو و عثمانی به نحوی روزافزون به مقابله با یکدیگر کشیده می­شدند. دولت آق قویونلو برای توسعۀ مناسبات تجاری، دستیابی به آناتولی مرکزی را امری ضروری می­دانست، در مقابل عثمانی با خنثی کردن اقدامات آق قویونلوها، می­کوشید مانع از پیوند آن دولت با ونیز شود که از دشمنان اروپایی دولت عثمانی به شمار می آمد، از این رو، آق قویونلوها ابتدا تلاش کردند در گام اول فرمانروایی خود را تثبیت کنند و در گام دوم وارد رقابت با فرمانروایی عثمانی شوند. مقالۀ حاضر با روش توصیفی- تحلیلی در پی کاویدن اقدامات فرمانروایان آق­ قویونلو برای دستیابی به تجارت با بنادر اروپایی در آن سوی دریای سیاه و مدیترانه است. نتیجۀ چنین فرایندی در مرحلۀ نخست، شکست آق ­قویونلوها از دولت عثمانی در دوران حسن پادشاه و در مرحلۀ دوم زوال اقتصادی آق­ قویونلو، با توسعۀ ارضی عثمانی بود.

منع دزدی دریایی در مدیترانه و نقش آن در زوال الجزائر (1600 تا 1830م.)

منع دزدی دریایی در مدیترانه و نقش آن در زوال الجزائر (1600 تا 1830م.)

دوره 8، شماره 1، اسفند 1395، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.60646

عباس برومند اعلم، هادی جوهری

چکیده فرایند تسلط عثمانی بر الجزایر، محصول تجاوزگری اسپانیایی‌ها در قرن شانزدهم به سواحل این سرزمین بود؛ از‌این‌رو امیرنشین الجزیره به­منظور بیرون­راندن اسپانیایی‌ها، از برادران مشهور بارباروس استمداد کرد. خیرالدین بارباروس با کمک ارتش ینی‌چری در سال 1529م. الجزیره را فتح کرد و با حمایتی که از سلطان عثمانی دریافت کرده بودند، الجزائر را به‌صورت یک پایگاه نظامی درآورده و با اقتدار بر نواحی شرقی مدیترانه مسلط شدند. آنها غنائم فراوانی از طریق راهزنی دریایی به­دست می‌آوردند. اما در قرن هفدهم با اعطای امتیازات کاپیتولاسیون به اروپائیان توسط عثمانی، درآمدهای کلان ناشی از غارت کشتی‌های تجاری اروپایی که بر اساس معاهدۀ کاپیتولاسیون منع شده بود، متوقف شد و مهم‌ترین منبع درآمد الجزائر دچار مشکل گردید. پیامد این کاهش درآمد، از یکسو کمبود مواجب سپاه بود که موجب شورش لشکریان می‌شد و از سوی دیگر، فشار بیشتر برای اخذ مالیات از مردم بود که آن نیز موجب شورش قبایل محلی می‌شد؛ این روند در کنار عوامل دیگر به ضعف روز‌افزون الجزائر منجر شد و سرانجام در 1830م. الجزائر اشغال شد. در این مقاله روند تحقق این عامل به‌عنوان یکی از عوامل زوال الجزائر بررسی شده است.

پیشنهادی بر جای‌نام‌شناسی محدودۀ زَبشَلی در دورۀ ایلام بر اساس داده‌های باستان‌شناختی و کتیبه‌های میان‌رودانی

پیشنهادی بر جای‌نام‌شناسی محدودۀ زَبشَلی در دورۀ ایلام بر اساس داده‌های باستان‌شناختی و کتیبه‌های میان‌رودانی

دوره 8، شماره 2، اسفند 1395، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.221565.472766

محمد اسماعیل اسمعیلی جلودار، اعراب اعراب

چکیده تاکنون درخصوص مکان­یابی بسیاری
از مناطق ایلامی نظراتی مطرح شده، اما به مناطقی همچون زَبشَلی کمتر توجه شده است.
از ویژگی­های این منطقه در کتیبه­های بین­النهرینی، وجود معادن فلزی در آن است. مطالعۀ
پراکندگی معادن فلزی در ایران نشان می­دهد که در مراکز ایلامی در فارس و خوزستان،
هیچ­گونهمعدنفلزیوجودندارد.اما
مناطقشمالیاین مراکز از نقاطی هستند که دارای معادن
فلزی هستند، بنابراین، مطالعۀ نواحی پیرامونی مراکز ایلامی ضروری است. یکی از این مناطق،
محدودۀ جغرافیایی استان اصفهان است؛ نویافته­های باستان­شناختی جدید انجام­شده در شهرسبا
(ریگ­سرای ورزنه)،عسگراندراستاناصفهان
و نیز شهرستان اردل در استان چهارمحال­وبختیاری، وجود محوطه­های ایلامیرا
نشانداد.دراینمقاله،با
تحلیلوتلفیقداده­هایباستان­شناسی
و مطالعۀ  کتیبه­های میانرودانی، به مکان­گزینی
محدودۀ جغرافیایی زَبشَلی پرداخته شده و محدودۀ حغرافیایی آن پیشنهاد شده است

تأملی بر پیوندهای قبیله‌ای شاهان هخامنشی و نقش آن در تحکیم و تداوم شاهنشاهی با تکیه ‌بر دو قبیلة اوکسی و پاتیشوری

تأملی بر پیوندهای قبیله‌ای شاهان هخامنشی و نقش آن در تحکیم و تداوم شاهنشاهی با تکیه ‌بر دو قبیلة اوکسی و پاتیشوری

دوره 9، شماره 1، خرداد 1396، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22059/jhss.2018.232049.472810

علی بهادری

چکیده معروف است که یکی از اقدامات مثبت و عملی شاهان هخامنشی در مواجهه با فرهنگ سرسخت   قبیله­ای منطقة جنوب غرب ایران از یک­سو و نیاز به جلب حمایت قبایل و وحشت از شورش آنان از سوی دیگر برقراری پیوندهای خانوادگی به شکل ازدواج­های سیاسی با مهم­ترین رهبران قبایل بود. ارتباط سیاسی و خویشاوندی داریوش اول (۴۸۶ـ۵۲۲ ق.­م) با گبریاس یکی از همدستانش در سرنگونی گئوماته/ بردیا و رهبر قبیلة پاتیشوری، یکی از قبایل قدرتمند منطقه یادآور رابطة داریوش سوم (۳۳۰ـ۳۳۵ ق.­م) واپسین شاه هخامنشی با ماداتس رهبر اوکسی­ها یکی از قبایل سرکش همین منطقه است. مقالة حاضر با مطالعة تطبیقی دو مورد فوق سعی می­کند نشان دهد که دستگاه سیاسی هخامنشی چگونه با ایجاد اتحادیه­های قبیله­ای تحت رهبری معتمدین شاه به تقویت قدرت خود و تداوم آن در طول بیش از دو قرن برمی­آمد. مطالعة پیوندهای قبیله­ای شاهان هخامنشی به این پیشنهاد ختم می­شود که داریوش سوم احتمالاً تباری اوکسی داشته است.

تذکره نویس تاریخ نگار: بازشناسی اندیشه تاریخ نگاری آذربیگدلی

تذکره نویس تاریخ نگار: بازشناسی اندیشه تاریخ نگاری آذربیگدلی

دوره 9، شماره 2، اسفند 1396، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jhss.2018.216347.472742

علی احمد الیاسی

چکیده تاریخ­نگاری و تاریخ­نگری مورخان ایرانی در عصر زندیه به­عنوان یکی از حلقه­ها و ادوار تاریخ­نگاری شایسته مداقه و بررسی است. آذر بیگدلی از نویسندگان پرکار ایرانی سده دوازدهم محسوب می­شود. در ادبیات تاریخی از وی به­عنوان شاعر و تذکره‌نویس یاد می­شود؛ اما یکی از جنبه­های زندگی علمی وی توجه و عنایت او به تاریخ است که حاصل آن نوشته تاریخی کم‌نظیری است که وی در ضمن اثر ادبی خود گنجانده است؛ بنابراین، هدف اساسی این پژوهش بازکاوی اندیشه تاریخ نگاری آذر بیگدلی است. آذر بیگدلی نه تنها از مورخان سده دوازدهم ایران به شمار می­رود، بلکه نقش مؤثری در تداوم و تحول تاریخ‌نگاری عصر زندیه داشته است؛ به­گونه­ای که وی از یک‌جهت از مورخانی همچون استرآبادی و غفاری کاشانی الگوبرداری کرده و از جهت دیگر، وی از پیشروان نهضت بازگشت ادبی و گرایش به نثر ساده در تاریخ‌نویسی است و تأثیری که سبک نگارش وی بر نثرنویسان بعدی، به­ویژه در دورة قاجار داشت، نباید نادیده گرفته شود. کوشش وی در بیان رویداد‌های تاریخی با نثری ساده و روان بعدها در دورة قاجار سرمشق مورخانی همچون دنبلی و خاوری قرار گرفت. ظهور و گسترش جنبه‌های اجتماعی و اقتصادی و رویکرد علّی و انتقادی و واقعیت‌گرایی و رعایت انصاف و بی‌طرفی در گزارش تاریخ نیز از دستاوردهای تاریخ‌نگاری وی به شمار می‌رود.

بررسی اقتصاد شهری یزد در دورة تیموریان (از 798 هـ.ق تا 856 هـ.ق)

بررسی اقتصاد شهری یزد در دورة تیموریان (از 798 هـ.ق تا 856 هـ.ق)

دوره 10، شماره 1، شهریور 1397، صفحه 1-17

https://doi.org/10.22059/jhss.2018.263656.473021

حمید حاجیان پور، مجتبی جوکار

چکیده شهر یزد در دورة تیموری یکی از درخشان‌ترین و پررونق‌ترین دوران خود را پشت سرگذاشت. تاریخ‌های محلی که در این دوران نوشته شده­اند، علاوه بر اینکه خود محصولی از این رفاه هستند، شواهد زیادی از فراوانی ثروت و اقتصاد توسعه­یافته را نشان می­دهند. پایة اصلی اقتصاد شهر بر تولید و تجارت منسوجات بود. هرچند یزد از کشاورزی خودبسنده­ای برخوردار نبود، به خاطر موقعیّت جغرافیایی و قرارگرفتن در مسیرهای تجاری، به­ویژه مسیر جنوبی منتهی به هرموز، این امکان را یافته بود که در تجارت آن دوران نقش مهمی ایفا کند. برخورداری از موقعیّت باراندازی و بندرگاهی در کنار دستیابی به صنعت و مهارت لازم برای تولید پارچه­های ابریشمی و نخی مرغوب و ارائة آن به بازارهای داخلی و جهانی، اقتصادی پویا و فعال را برای این شهر به ارمغان آورده بود. آرامش نسبی و سیاسی طولانی­مدّت در دوران حکومت امیرچقماق زمینه را برای این رشد و بالندگی فراهم کرده بود. آشفتگی­های سیاسی اواخر حکومت شاهرخ، نزاع­ها و درگیری بین مدعیان سلطنت پس از مرگ شاهرخ، اجحافات مالیاتی و بلایای طبیعی برای مدّتی این توسعه و بالندگی را دچار رکود و وقفه کرد. بررسی اقتصاد شهری یزد و دلایل این رونق و شکوفایی به روش توصیفی و تحلیلی از اهداف این پژوهش است.
 

علل سیاسی- نظامی دگرگونی زمین‌داری و اقتصاد کشاورزی خوارزمشاهان

علل سیاسی- نظامی دگرگونی زمین‌داری و اقتصاد کشاورزی خوارزمشاهان

دوره 10، شماره 2، اسفند 1397، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jhss.2019.263025.473016

علی بحرانی پور، افروز مرادی

چکیده کشاورزی یکی از پایه‌های اصلی ساختار اقتصادی جامعة ایران در دورة اسلامی بوده است؛ لذا اقدامات حکومت‌ها در زمینة کشاورزی و ایجاد ثبات و امنیت بر کار کشاورزی و بهبود آن تأثیر داشت. باتوجه‌به نقش نظام سیاسی در حیات کشاورزی جامعة ایران، بررسی سیاست‌های حکومت‌ها و رویکردهای آ‌نها در قبال اقتصاد کشاورزی حائز اهمیت است. سلسلة ترک­نژاد خوارزمشاهی (491-628ق) با شکست سلجوقیان (429-590ق) موفق شد قدرت را در ایران به­دست­گیرد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و برمبنای منابع، پاسخ­گوی این سؤال است که علل سیاسی- نظامی دگرگونی زمین‌داری و اقتصاد کشاورزی خوارزمشاهان چه بوده است.؟ یافته‌ها حاکی از آن است که سلاطین خوارزمشاهی سیاست‌هایی را تا زمان تکش خوارزمشاه درتقویت کشاورزی درپیش­گرفتند، اما از روزگار تکش و محمد خوارزمشاه سیاست کلان اقتصادی آنها در واگذاری زمین‌های کشاورزی تحت عنوان اقطاع به امرای ارتش بود. این سیاست به علت رفتار سودجویانة مقطعان در مناطق اقطاعی، رقابت‌های سیاسی سلاطین خوارزمشاهی بر سر تصرف مناطق مختلف و نیاز به استخدام بیشتر ترکان و به‌تبع آن اعطای زمین‌های بیشتر به امرای سپاه و در نتیجه، تناقض و تصادم شیوة تولید دامداری به سبک ترکان کوچ­رو با شیوة تولید کشاورزی رایج در جامعة روستایی خوارزم، سبب شد اقتصاد کشاورزی خوارزم در این دورة خاص زوال یابد.

اوضاع سرحدنشینان و شیعیان خراسانی در مناسبات سیاسی منغیتیان و قاجارها (1199- 1342ق)

اوضاع سرحدنشینان و شیعیان خراسانی در مناسبات سیاسی منغیتیان و قاجارها (1199- 1342ق)

دوره 11، شماره 1، شهریور 1398، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jhss.2019.270607.473059

سیده فهیمه ابراهیمی

چکیده مناسبات ایران و ماوراءالنهر از عهد صفوی ـ شیبانی در روندی چالشی، به ایجاد سنتی در مناطق مرزی خراسان منجر شد که تا عهد منغیت همواره در قالب جنگ، صلح، استقرار نیرو، تعدیات ترک­تازانه و  به­اسارت­بردن سرحدنشینان ادامه داشت. در پی یافتن علل، مجموعه­ای از توسعه‌طلبی‌ها، منافع اقتصادی، سنت­های اجتماعی و بی­کفایتی­های سیاسی را با پوششی به نام اختلافات مذهبی می­یابیم که در عهد شیبانی و پس از آن اشترخانی، تفاوت­ها و فرازوفرودهایی داشته است. آنچه در این نوشتار با عنوان «اوضاع سرحدنشینان و شیعیان خراسانی در مناسبات سیاسی منغیتیان و قاجارها» مطالعه   می­شود، بر دوران پس از نادر و استقرار حکومت منغیتیان در ماوراءالنهر تمرکز دارد. پرسش اصلی پژوهش این است که در ادامة روند تاریخی مواجهة ایرانیان و ازبکان که موجب تنش در خراسان شده بود، اوضاع خراسانیان در عهد منغیتیان/قاجارها چگونه و تابع چه مؤلفه­هایی بود؟ پاسخ اولیه و مدعای ما این است که در مناسبات ازبکان با شیعیان خراسانیِ سرحدنشین و مهاجر، روندی از لشکرکشی­ها تا تعامل سیاسی با حکومت قاجار شکل گرفته که تابع اوضاع سیاسی و اجتماعی ماوراءالنهر، سیاست­ورزی دولت ایران، تحولات روز دنیای اسلام (جنبش اتحاد اسلام و مواجهة با استعمار)و شرایط اجتماعی خراسانیان مهاجر در ماوراءالنهر بوده است.

برهمکنش فعالیت‌های بدنی و رزمی با اسطوره‌ها و آیین‌ها در بین‌النهرین باستان

برهمکنش فعالیت‌های بدنی و رزمی با اسطوره‌ها و آیین‌ها در بین‌النهرین باستان

دوره 13، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.315114.473344

زینب خسروی، بهروز افخمی

چکیده فعالیت­بدنی نقش­مایۀ اکثر شواهد باستان­شناختی در بین­النهرین باستان است؛ امّا به درستی پدیدارشدن و کارکردها و ارزش­های فعالیت بدنی در کلیت فرهنگ بین­النهرین باستان شناخته نشده است. مسائل اساسی پژوهش این است که انواع فعالیت­های بدنی در چه روندی از زندگی مردم بین­النهرین باستان پدیدار شده­اند؟ و چه کارکردها و ارزش­هایی در ساختار جامعه داشته­اند؟ داده­های پژوهش به شیوه کتابخانه­ای از منابع باستان­شناسی، تاریخی و اساطیری گردآوری‌شده و با روش کیفی توصیفی­ـ­تحلیلی مطالعه شده­اند. هدف پژوهش این است که با نگرش کل­نگر به فرهنگ، انواع فعالیت­های بدنی در ساختار جامعه بین­النهرین که از دورۀ آغاز شهرنشینی تا پایان دورۀ بابل نو پدیدار شده­اند، تبیین گردند. برآیند پژوهش نشان می­دهد هر یک از فعالیت­های بدنی آیینی، رزمی و سرگرمی، انسان بین‌النهرینی را در برابر انواع آسیب­ها اعم از روانی- جسمانی محافظت نموده و زندگی و امنیت را برایش به ارمغان آورده است. فعالیت­های بدنی با قدرت و مذهب عجین­شده و اکثر فعالیت­های بدنی به جهان خدایان فرافکنی­شده و معنای فعالیت­های بدنی آیینی بر پایۀ اساطیر استوار گردیده است. اساطیر به عنوان باورهای مردمان باستان به فعالیت­های رزمی و سرگرمی پادشاه مشروعیت داده و به فعالیت­های بدنی پر اهمیت در روند زندگی انسان بین­النهرینی تأکید کرده­ و ارزش­های مشترک جامعه را نمایان کرده است.

بهره گیری از نام جای‌های مرکب در نام گذاری ضرابخانه های ساسانی با استناد به مسکوکات، مُهرها و متون پهلوی

بهره گیری از نام جای‌های مرکب در نام گذاری ضرابخانه های ساسانی با استناد به مسکوکات، مُهرها و متون پهلوی

دوره 15، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.359721.473638

حکیمه احمدی زاده شندی، رضا شعبانی، جواد هروی

چکیده برپایه اسناد بجا مانده از دوره ساسانی چون کتیبه‌ها، مُهرها و متون پهلوی بر ما مشخص می‌شود که گزینش نام‌های مرکب برای شهرها در این عصر بسیار رواج داشته است.‌ شواهد نشان می‌دهد نام شهرهای ایرانِ ساسانی که به‌صورت مرکب انتخاب می‌شد، از ترکیب دو یا سه واژه و حتی بیشتر نیز بوده است. ایرانیان در این دوره از تاریخ، علاوه بر نام شهرها در ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی و حتی نظامی، از این شیوه نام‌گذاری پیروی می‌نمودند. ما مشاهده می‌نماییم به سبب اهمیتِ سنت شهرسازی در عصر ساسانی و مبحث نام‌گذاری آن شهرها، شاهنشاهان ساسانی از نام‌ خود برای نام‌گذاری شهرهای نوبنیاد بهره می‌بردند. بدین‌صورت که نام انتخاب‌شده نامی ترکیبی بوده است که یک جزء آن نام پادشاه سازندة آن شهر بود. به یُمن همین روشِ نام‌گذاری است که امروزه نام‌‌ مرکبِ شهرهایِ فراوانی از عصر ساسانی برایمان‌ به یادگار مانده است. اکنون ما با بررسی نشانه‌های اختصاریِ نام‌ها‌ی مرکبِ شهرها که در مسکوکات ساسانی بجای مانده و همچنین تطبیق آنها با کتیبه‌ها، مهرها و متون پهلوی ساسانی که حاوی ریختِ کاملِ این شهرهای با نام‌ِ مرکب هستند هم نشانه‌ی اختصاریِ مختص به این نام‌ها را به دست خواهیم آورد و هم موقعیت جغرافیایی دقیق آنها را شناسایی خواهیم نمود. تحقیق بر این مسأله همچنین نشان خواهد داد یک نام‌ مرکب که متشکل از دو،‌ سه و یا حتی چهار واژه است، با اهدافی چون تبلیغات سیاسی شاهان به شکل نام اختصاری در معرفی نام شهرها صورت می‌گرفته است

تحلیلی بر نبرد رافیا؛ زمینه‌ها، علل و پیامدها

تحلیلی بر نبرد رافیا؛ زمینه‌ها، علل و پیامدها

دوره 15، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.369376.473673

پرویز حسین طلائی

چکیده امپراتوری سلوکیان و پادشاهی بطلمیوسی مصر، سلسله‌هایی هستند که پس از کشورگشایی‌های اسکندر مقدونی پا به عرصه حضور گذاشته‌اند. آن‌ها در طول عمر سلسله خود به خاطر تسلط بر شرق مدیترانه، درگیر جنگ‌های شش‌گانه‌ای موسوم به جنگ‌های سوری شدند. نبرد رافیا در اواخر جنگ چهارم سوریه، میان آنتیوخوس سوم و بطلمیوس چهارم در سال 217 پیش از میلاد رخ داده است. این نبرد، یکی از رویارویی‌های حساس و تعیین‌کننده در جنگ‌های سوریه میان دو قدرت بزرگ دوران هلنیستی بود. از سویی آنتیوخوس سوم، پادشاه سلوکی، در پی بازپس‌گیری مناطقی بود که در قرن‌های گذشته از دست داده بود. از دیگر سو، بطلمیوس چهارم و حکومت بطلمیوسی مصر تلاش می‌کردند تا بر تسلط خود بر سرزمین‌های شرق مدیترانه مُهر تأیید بزنند؛ بنابراین، نتایج و پیامدهای این نبرد می‌توانست تعادل قدرت در کل منطقه مدیترانه را تحت تأثیر قرار دهد پژوهش حاضر بر اساس رویکرد تاریخی و بر اساس توصیف و تحلیل داده‌های اسناد و منابع به دنبال پاسخگویی به این پرسش است: علل به وجود آمدن نبرد رافیا و نتایج و پیامدهای آنچه بوده است؟ نتایج پژوهش نشان می­دهد که این نبرد به خاطر تسلط طرفین بر سر سرزمین‌های شرق مدیترانه به‌ویژه منطقه کوئل-سوریه بوده است؛ هرچند آنتیوخوس سوم در این نبرد با شکست مواجه شد اما سیاست­های انفعالی فرعون مصر باعث شد که از سویی آنتیوخوس سوم اقتدارش را در آسیای صغیر و شرق ایران احیا کند و از دیگر سو مصری‌ها در غرب با رشد فزاینده روم مواجه شدند که پس از مدتی توسط آنها منقرض شدند

کاربست نظریه «بحران» در علوم تاریخی: مطالعه موردی ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران آدمیّت

کاربست نظریه «بحران» در علوم تاریخی: مطالعه موردی ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران آدمیّت

دوره 16، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.386212.473758

فاطمه احمدوند

چکیده   نظریه بحران اسپریگنز برای فهم اندیشه ­های سیاسی در قالبی از تقسیم متن اندیشه به گزاره­های معطوف به بحران، علل بحران، راه­حلّ بحران و جامعه آرمانی بدون بحران ارائه شده است. پژوهش حاضر با بهره­مندی از این نظریه تلاش دارد با شیوه­ای کتابخانه­ای و روش تحلیل مضامین به شناخت اندیشه حاکم بر کتاب ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران نوشته فریدون آدمیّت بپردازد. مفروض این پژوهش بر آن است که تاریخ­نگار اندیشه و جامعه حامل تحولات اندیشه، با تحلیل ­ها و انتخاب گزارش ­ها، عملاً در مقام یک نظریه­پرداز سیاسی عمل می­کند. از این رو، با تکیه بر اشتراک دو حوزه اندیشه سیاسی و تاریخ در تکیه بر متن، می­توان کتاب ایدئولوژی آدمیّت را از منظر نظریه اسپریگنز بازخوانی کرد. دستاورد این پژوهش نشان می­د هد که آدمیت نیز به مانند یک اندیشمند سیاسی در اثر خود قائل به وجود بحران در جامعه مورد روایت خویش بوده است. این بحران در اشکال سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بروز یافته بود و جامعه ایران در آستانه مشروطیت از آن رنج می­برد. آدمیت علل این بحران را در مطلقیت یعنی نبود حکومت قانون و بی‌بهره ماندن جامعه ایرانی از مجلس قانون­گذار و دولت کارآمد مبتنی بر قانون می­داند و مشروطیت را راه برون­رفت از آن با تکیه بر ایجاد مجلس قانون­گذار و برقراری دولت با تکیه بر روحیه ملیت ایرانی می­ داند. تحلیل مضامین اثر نشان می­ دهد که جامعه آرمانی مدّنظر آدمیت، جامعه ایرانی مدرن شده به سبک غربی بوده که در آن مفاهیم مردم، حقوق و آزادی مرجعیت یافته ساختاری مبتنی بر قانون، مجلس و دولت کارآمد کارکرد یافته باشند.

تاثیر سیاست‌های بهداشتی دولت پهلوی در بهبود وضعیت گوشت با تاکید بر اسناد نویافته (1334ـ1357ه.ش)

تاثیر سیاست‌های بهداشتی دولت پهلوی در بهبود وضعیت گوشت با تاکید بر اسناد نویافته (1334ـ1357ه.ش)

دوره 17، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 1-34

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.386398.473760

متین سادات اصلاحی، مسعود کثیری، نزهت احمدی

چکیده با روی‌کارآمدن دولت پهلوی، سیاست‌های بهداشتی کشور که از دوران مشروطیت آغاز شده بود، با جدیت بیشتری ادامه و در دورۀ محمدرضاشاه بیش‌ازپیش گسترش یافت. گوشت از مهم‌ترین ارزاق مردم در دورۀ پهلوی بود که همواره نارضایتی از وضعیت بهداشت، بحران‌ها و مشکلات ناشی از مصرف آن در شمار دغدغه‌های روز قرار می‌گرفت. بنا بر چنین ضرورتی، مسئلۀ نظارت بر گوشت برای دولت اهمیت بسیاری داشت. بنابراین، یکی از نخستین سیاست‌های سلامت در دولت پهلوی تصویب نظام‌نامه‌های بهداشتی برای قصابی‌ها و کشتارگاه‌ها بود. پژوهش حاضر درصدد است که با تکیه‌بر منابع مکتوب، روزنامه‌ها، مجلات و به‌ویژه اسناد و مدارک آرشیوی نویافته به این پرسش پاسخ دهد که دولت پهلوی برای بهبود وضعیت بهداشتی گوشت و نظارت بر بهداشت آنچه راهکاری در پیش گرفت و چقدر تأثیرگذار بود؟ یافته‌های پژوهش کنونی نشان می‌دهد که دولت پهلوی در بازۀ زمانی موردنظر، با هدف ارتقای بهداشت گوشت و همکاری نهادهای گوناگون، توانست با اقداماتی، مانند سالم‌سازی فیزیکی، افزایش نظارت‎‌ و بازرسی‌ بهداشتی، صدور کارت‌های بهداشتی و آموزش بهداشت در بهبود و ارتقای سلامت گوشت گام‌های مؤثری بردارد

سیاست خارجی واقع‌گرایی چین در خلیج‌فارس؛ قرن 21

سیاست خارجی واقع‌گرایی چین در خلیج‌فارس؛ قرن 21

دوره 17، شماره 2، دی 1404، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.388234.473773

فرج الله احمدی، نرگس خاتون میر حسینی

چکیده با شروع قرن بیست‌و یکم، یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های چین نیاز مبرم این کشور به منابع انرژی در جهت حفظ روند توسعه اقتصادی‌اش بود. در سال 2001، زمانی‌که چین به سازمان جهانی تجارت پیوست و تمایل پکن برای تعامل با جامعه بین‌الملل و حضور در صحنه اقتصاد جهانی دو چندان شد و رویکردهای متنوعی را در سیاست خارجی خود برگزید. این رویکردهای نوین در کنار سایر سیاست‌های خارجی چین دستاوردهای سیاسی_ اقتصادی بی‌شماری برای چین به ارمغان آورد. رویکرد «واقع‌گرایی»  یکی از راهبرد‌هایی بود که چین در سایه آن توانست اهداف بلند‌مدت خود در خلیج‌فارس دنبال کند. از‌این‌رو، مسئله این مقاله شناخت رویکرد واقع‌گرایی در سیاست خارجی چین و هدف آن بررسی تأثیر این رویکرد در موفقیت چین در تعامل با خلیج‌فارس است. این مقاله در صدد است تا به پاسخ این سؤال اصلی دست یابد که از آغاز قرن 21، اتخاذ رویکرد واقع‌گرایی در کنار سایر رویکردهای چین در سیاست خارجی چه دستاوردهایی برای این کشور به همراه داشته است؟ فرضیه این مقاله بر این مبنا استوار است که با شروع قرن 21، چین تلاش کرد تا با گرایش به رویکرد واقع‌گرایی، تعامل خود با کشورهای خلیج‌فارس را در قالب طرح‌های متنوع گسترش دهد و با شرکت در مجامع بین‌المللی مرتبط با خلیج‌فارس، اهداف سیاسی و اقتصادی خود را که همانا دریافت انرژی، تسلط بر بازارهای منطقه و حفظ امنیت منابع و منافعشان بود، پیش ببرد. یافته‌های این مقاله حاکی از آن است که سیاست خارجی چین در خلیج فارس، نمونه‌ای بارز از یک واقع‌گرایی عملی و حساب شده است که پکن آن را در پوشش یک دیپلماسی اقتصادی چند جانبه توسعه داده است. این مقاله با گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای و منابع اینترنتی به روش توصیفی - تحلیلی، یافته‌های خود را  ارائه و سپس به نتیجه‌گیری پرداخته است.

حافظۀ زنده در برابر تاریخ رسمی؛ مکان‌های خاطره و بازخوانی تاریخ واقعی در پرتو اندیشۀ نورا

حافظۀ زنده در برابر تاریخ رسمی؛ مکان‌های خاطره و بازخوانی تاریخ واقعی در پرتو اندیشۀ نورا

دوره 18، شماره 1، اردیبهشت 1405، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.402328.473850

محمدامیر احمدزاده، سولماز آوریده

چکیده پژوهش حاضر به بررسی نسبت میان «حافظۀ زنده» و «تاریخ رسمی» در بستر تحولات فکری، فرهنگی و هویتی جوامع مدرن و پسانوگرا می‌پردازد. مسئله محوری پژوهش، تضاد میان حافظه‌های زیسته و روایت‌های غیررسمی گروه‌های به‌ حاشیه‌ رانده‌شده با حافظۀ رسمی سازمان‌یافته توسط نهادهای سیاسی و فرهنگی است؛ حافظه‌ای که در فرآیند ملت‌سازی مدرن، تاریخ را به ابزاری ایدئولوژیک برای بازنمایی گذشته یکدست تبدیل کرده و حافظه‌های متکثر را به حاشیه رانده است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از چارچوب نظری «مکان‌های حافظه» پی‌یر نورا و روش تحلیل انتقادی گفتمان، نوع جدیدی از نگاه به تاریخ را ارائه می‌دهد و با اشاره به رابطۀ بین حافظه، تاریخ و مکان‌های حافظه، ظرفیت این مکان‌ها را در بازنمایی، احیاء و تداوم حافظه‌های سرکوب‌شده بررسی می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که سیاست‌های حافظه‌ساز دولت‌ ـ‌ ‌‌‌ملت‌های مدرن، با حاشیه ‌راندن خاطرات گروه‌های اقلیت، تاریخ را به ابزار تثبیت قدرت و گفتمان مسلط بدل کرده‌اند؛ در برابر این روند «مکان‌های حافظه» می‌توانند بستری برای درک گذشتۀ واقعی جامعه و حفظ پیوستگی با آن فراهم آورند. این مکان‌ها علاوه بر بازسازی هویت جمعی،  امکان مقاومت در برابر فراموشی تاریخی، احیای روایت‌های مغفول و صداهای به‌حاشیه‌رانده را فراهم می‌سازند؛ به‌گونه‌ای که تنوع و چندصدایی حافظۀ جمعی در برابر سلطۀ روایت رسمی حفظ شود. دستاورد اصلی پژوهش، برجسته‌سازی نقش مکان‌های حافظه در احیای روایت‌های چندلایه، مقابله با یکنواخت‌سازی تاریخی و ارائۀ چارچوبی انتقادی برای بازخوانی هویت فرهنگی و تقویت تاریخ‌نویسی چندصدایی است؛ امری که امکان فهمی عمیق‌تر و چندبعدی از فرآیند حافظه‌سازی و بازنمایی تاریخی را فراهم می‌کند.

مسئلۀ شیعه و سنّی در اندیشۀ علی الوردی

مسئلۀ شیعه و سنّی در اندیشۀ علی الوردی

دوره 7، شماره 2، آذر 1394، صفحه 17-35

https://doi.org/10.22059/jhss.2016.59441

هادی دوست‌محمدی، داخل خضر رخیص

چکیده مسئلۀ اختلاف شیعه و سنّی یکی از محوری‍ترین مسائل در تاریخ اسلام و اندیشۀ اسلامی است. این مسئله ابعاد‍ گوناگون دینی، اجتماعی و سیاسی دارد و از همین رو، بسیاری از پژوهشگران با استفاده از ابزارها و شیوه‍های گوناگون، و از دیدگاه‌ خود به بررسی آنها پرداخته‌اند. یکی از این پژوهشگران، دکتر علی الوردی (1913ـ1995م)، جامعه‌شناس و تاریخ‍نگار عراقی است که در این مقاله به بیان رویکرد و دیدگاه او در مورد این پدیده پرداخته­ایم. الوردی مخاطبان بسیاری در عراق و کشورهای عربی و جهان داشته و این امر اهمیت آگاهی و بحث و مناقشۀ آثار وی را بیشتر روشن می‍سازد؛ زیرا نفوذ و عمق بسیاری در جامعۀ مخاطب خود دارد. در نگاه کلی، الوردی پدیدۀ اختلاف میان سنّی و شیعه را پیش از هر چیز نتیجۀ شکاف میان آرمان‍گرایی و واقع‍گرایی در بسترهای اجتماعی و تاریخی می‍داند. در این راه وی به بازتفسیر رخدادهای صدر اسلام هم دست می‌زند. در قالب این مقاله تلاش شده است دیدگاه او در این زمینه‌ها مورد بحث قرار گیرد.

دنسترفورس: نخستین مداخلة نظامی بریتانیا در قفقاز (24 بهمن‌ماه 1296- 23 شهریورماه 1297هـ. ش)

دنسترفورس: نخستین مداخلة نظامی بریتانیا در قفقاز (24 بهمن‌ماه 1296- 23 شهریورماه 1297هـ. ش)

دوره 5، شماره 2، اسفند 1392

https://doi.org/10.22059/jhss.2014.50880

حسین آبادیان، سیروان خسروزاده

چکیده مقالة حاضر، رقابت‌های آلمان، عثمانی و بریتانیا برای تسلط بر مناطق نفت­خیز قفقاز پس از انقلاب بلشویکی روسیه را به بحث می‌گذارد و تأثیر این رقابت‌ها را بر سرنوشت منطقه ارزیابی می‌کند. در این راستا، اهمیت استراتژیک منطقه از منظر سه قدرت بزرگ یادشده بررسی می‌شود و نیروی پیش­برنده سیاست بریتانیا در قفقاز یعنی نیروی شمال ایران موسوم به دنسترفورس معرفی شده و نقش آن در رقابت‌های منطقه­ای قدرت‌های جهانی مطالعه می­شود. مقاله نشان می‌دهد دنسترفورس به­رغم حضور کوتاه­مدت چندماهه­اش در قفقاز، توانست به هدف اصلی خویش که ممانعت از نفوذ آلمان و عثمانی در مستعمرات بریتانیا در شرق بود، جامة عمل بپوشاند؛ یکی از مهم‌ترین دلایل این موفقیت، شکست آلمان در جنگ اول جهانی و متعاقب آن خروج نیروهای عثمانی از قفقاز بود.

بازی بزرگ و مسئلۀ هرات (1828-1838م)

بازی بزرگ و مسئلۀ هرات (1828-1838م)

دوره 11، شماره 2، اسفند 1398، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jhss.2019.278907.473098

فرج الله احمدی، آروین قائمیان

چکیده بازی بزرگ روسیه و بریتانیا که از دهه‌های نخستین قرن نوزدهم آغاز شده بود، به رویارویی آن دو قدرت در ایران طی سال‌های آغازین قرن بیستم منجر شد. رقابت روسیه و بریتانیا در ایران در شرایطی تشدید شد که پس از دور دوم جنگ‌های ایران و روسیه در قفقاز، اعادۀ حاکمیت تاریخی ایران بر هرات در دستور کار دولت ایران قرار گرفت؛ اقدامی که باعث نگرانی سیاستمداران بریتانیایی از بسط نفوذ روسیه در مرزهای غربی هند شد. در دهۀ 1830م (1245ق) تحرکات نظامی ایران در مرزهای شرقی که با حمایت روسیه همراه بود، به محاصرۀ هرات در 1837م (1252ق) منجر شد؛ اما باتوجه‌به واکنش نظا‌می‌ بریتانیا در خلیج فارس، عملیات نظا‌می ‌محمدشاه قاجار به شکست انجامید. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که در این بازی بزرگ، در شرایطی که حمایت روسیه از دربار ایران و محاصرۀ هرات ذهن سیاستمداران بریتانیایی را در کلکته و لندن به خود مشغول داشته بود، واکنش سریع و لشکرکشی بریتانیا به خلیج فارس، نتیجۀ کارزار در هرات را به نفع آن کشور رقم زد. از آن پس بود که موقعیت بریتانیا در افغانستانِ امروزی تثبیت شد. این مقاله برخلاف پژوهش‌های دیگر که اغلب مسئلۀ هرات را در چارچوب روابط ایران و بریتانیا، ایران و روسیه و یا روابط ایران و امیرنشین‌های افغان بررسی کرده‌اند، آن را در چارجوب بازی بزرگ روسیه و بریتانیا بررسی و تحلیل کرده است.

تأثیر روسیه بر ساختار اقتصادی گیلان از دوران ناصری تا انقلاب مشروطه(1264_1324.ه.ق)

تأثیر روسیه بر ساختار اقتصادی گیلان از دوران ناصری تا انقلاب مشروطه(1264_1324.ه.ق)

دوره 14، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jhss.2022.347117.473592

فرزانه غیاثی، امیرحسین حاتمی، باقرعلی عادلفر، نصراله پورمحمدی املشی

چکیده مناسبات ایران و روسیه در دورۀ قاجار تأثیرات خرد و کلان متعددی در حوزه­های مختلف بر جای نهاد؛ البته این مناسبات هیچگاه متوازن نبود و با توجه به نابرابری قدرت سیاسی و اقتصادی دو کشور، همواره به سود روسیه و به زیان ایران رقم می­خورد. در این میان گیلان به عنوان دروازه ورود روس­ها به ایران، همواره و بیشتر در معرض این تأثیرات قرار داشت؛ به­همین­علّت یکی از مهمترین این تأثیرات، تأثیری است که بر ساختار اقتصادی گیلان نهاده است. با این وصف در این پژوهش تلاش می­گردد دگرگونی ساختار اقتصادی گیلان متأثر از روابط با روسیه مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. بر این مبنا پرسش اصلی تحقیق آن است که ساختار اقتصادی گیلان چرا و چگونه تحت تأثیر روابط با روسیه به‌تدریج دگرگون شد. بر مبنای یافته­های پژوهش ساختار اقتصادی گیلان با توجه به ضعف دولت مرکزی و نیز قدرت سیاسی ـ اقتصادی برتر روسیه تابعی از تقاضا و نیازهای بازار این کشور بود. تقاضای بازار روسیه برای مواد اولیه از ایران و گیلان، به تشویق مردم برای پرورش و کشت محصولات مناسب با تقاضای بازار روسیه منجر گردید. در این راستا متناسب با تقاضای بازار روسیه، اقتصاد گیلان رو به سوی تولید مواد اولیه رفته و از تولید محصولات صنعتی و صنعتی شدن بازماند. در واقع روس‌ها پس از عهدنامه ترکمانچای حوزه نفوذ خود را به تمامی عرصه­های سیاسی و اقتصادی ایران گسترش دادند و به‌تدریج موفق شدند به بزرگترین طرف تجاری ایران تبدیل شوند. تبدیل شدن روسیه به بزرگترین طرف تجاری ایران، عواقب سوئی بر ساختار اقتصاد گیلان داشت. کشاورزی گیلان به­تدریج به سوی تولید محصولات مورد تقاضای بازار روسیه رفت و این امر به وابستگی این منطقه به روسیه منتهی گردید.

خلیج‌فارس و بازنشر فرهنگ و سنت‌های ایرانی تا پایان دورۀ صفویه در مشرق‌زمین

خلیج‌فارس و بازنشر فرهنگ و سنت‌های ایرانی تا پایان دورۀ صفویه در مشرق‌زمین

دوره 15، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.349102.473596

حمید اسدپور، فرج الله احمدی، حسین اسکندری

چکیده راه‌ها در گذر زمان از عوامل و زمینه‌های اساسی در توسعۀ کشورها بوده‌اند و از آن‌ها به‌عنوان شاهرگ حیاتی اقتصادی ملت‌ها یاد شده است. تأکید مورخان و پژوهشگران به‌طور عمده بر نقش‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی راه‌ها بوده و بیشتر پژوهش‌های صورت‌گرفته درمورد راه‌ها، دربارۀ این موضوعات است. خلیج‌فارس نیز از این قاعده مستثنا نیست. این در حالی است که خلیج‌فارس به‌عنوان یک شاهراه تجاری، نقش اساسی و پررنگی در زمینۀ فرهنگ نیز ایفا کرده است. این پژوهش در پی پاسخگویی به این سؤال اساسی است که خلیج‌فارس چه نقشی در بازنشر فرهنگ و سنت‌های ایرانی تا پایان دورۀ صفویه در مشرق زمین داشته است. به‌نظر می‌رسد جاذبۀ فرهنگ ایرانی و گسترش تجارت مبتنی بر تسامح و تساهل بازرگانان ایرانی و مسافرت‌های مبلغان مذهبی و معنوی و دیگر گروه‌های ایرانی که از طریق خلیج‌فارس شکل گرفتند، زمینه‌ساز استقرار جوامع ایرانی در فراسوی مرزهای ایرانی و گسترش فرهنگ ایرانی شد. این مسئله در قالب موضوعاتی مانند زبان فارسی، آداب و رسوم و همچنین هنر و معماری ایرانی متبلور شده است. در این پژوهش با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و با روش تحلیلی توصیفی به بررسی موضوع پرداخته می‌شود.

نقش سردار عزیزخان مکری در سیاست داخلی و خارجی قاجار (سال‌های1253-1287 / 1838-1871

نقش سردار عزیزخان مکری در سیاست داخلی و خارجی قاجار (سال‌های1253-1287 / 1838-1871

دوره 6، شماره 1، شهریور 1393، صفحه 15-31

https://doi.org/10.22059/jhss.2015.52740

علی بیگدلی، رسول پیروتی

چکیده عزیزخان مکری از جمله شخصیت­هایی است که در مناسبت­ها و معادلات سیاسی و فرهنگی قاجاریه نقش تعیین­کننده­ای داشته است. تبیین نقش او در روابط سیاسی و فرهنگی دورۀ ناصرالدین شاه قاجار، راه­گشای تحقیقات کامل­تری در برهۀ تاریخی مذکور و گره­گشای ابهامات مختلف تاریخی خواهد بود. در راستای پاسخ به ضرورتِ تبیین جامع و گسترده­تر از حوادث تاریخی این دوره، در این مقاله، جایگاه عزیزخان در روابط سیاسی ایران و عثمانی، تحلیل و ارزیابی شده و با استفاده از روش تحقیق تاریخی، اهمیت آن مورد واکاوی قرار می­گیرد. نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از این است که رشد سیاسی عزیزخان در حکومت قاجاریه، بیانگر فضای سیاسی مبتنی بر تبعیض­زدایی و عدالت­محوری در توزیع قدرت در دورۀ امیرکبیر است که به کاهش تمایزهای قومی و مذهبی انجامیده است. این نتایج همچنین نشان می­دهد که کاهش تنش­ میان مرزنشینان دو قلمرو، از جمله دستاوردهای رویکرد تنش­زدایی عزیزخان در برخورد با التهابات مختلف و کشمکش­ سیاسی میان ایران و عثمانی به شمار می­رود.