جغرافیای تاریخی ایران اسلامی در پرتو چرخش مکانی: بازخوانی متون سدههای سوم تا هشتم هجری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 تیر 1405
https://doi.org/10.22059/jhss.2026.415332.473928
فاطمه احمدوند
چکیده جغرافیای تاریخی ایران اسلامی، بهمثابۀ حوزهای تخصصی برای مطالعۀ دگرگونی مکانها، نواحی، شبکهها و روابط فضایی در گذشته، غالباً به شناسایی جاینامها، تعیین حدود و بازسازی راهها و شهرها محدود شده است. این مقاله با تمرکز بر سدههای سوم تا هشتم هجری میپرسد جغرافیای تاریخی چگونه میتواند دادههای متون جغرافیایی را از سطح توصیف به سطح تبیین فرایندهای تاریخی ارتقا دهد. «چرخش مکانی» در این پژوهش رویکردی است که فضا و مکان را نه پسزمینهای خنثی، بلکه پدیدههایی تاریخی و اجتماعی مؤثر در شکلگیری قدرت، اقتصاد، هویت و روایت میداند. هدف مقاله، بازتعریف جایگاه جغرافیای تاریخی در تاریخپژوهی ایران اسلامی و ارائۀ الگویی برای نقد و تحلیل فضایی منابع است. روش پژوهش تاریخی ـ تحلیلی و مبتنی بر مقایسۀ انتقادی آثار ابنخردادبه، یعقوبی، اصطخری، ابنحوقل، مقدسی، حدودالعالم، یاقوت حموی و حمدالله مستوفی است. چارچوب نظری از مفاهیم تولید فضا، فضای سوم، مکان رابطهای و روح مکان بهره میگیرد و GIS تاریخی را ابزاری برای پیوند دادههای زمانمند و مکانمند، بازسازی شبکهها و تحلیل تغییرات فضایی میداند. یافتهها نشان میدهد هر منبع نوعی جغرافیای تاریخی خاص، از دیوانی و اقلیمی تا شهری، حافظهای و مالیاتی، بازنمایی میکند؛ بنابراین دادهها بدون توجه به هدف تألیف، جایگاه مؤلف، زمان گردآوری و زبان ارزشگذارانه قابل استفاده مستقیم نیستند. نتیجه آن است که جغرافیای تاریخی زمانی به رویکردی تخصصی و تبیینی تبدیل میشود که استخراج داده، نقد متن، تحلیل فضایی و ثبت میزان اطمینان هر داده بهطور همزمان انجام گیرد.

