حمید احمدیان؛ اصغر منتظر القایم؛ محمد علی چلونگر
چکیده
از مسائلی که در تاریخنگاری مورخان شایسته نقد و بررسی است میزان و چگونگی بهرهگیری آنان از قواعد کلامی و اعتقادات دینی است. برخی از این مورخان که رویکرد کلامی به تاریخ دارند به هنگام تعارض ...
بیشتر
از مسائلی که در تاریخنگاری مورخان شایسته نقد و بررسی است میزان و چگونگی بهرهگیری آنان از قواعد کلامی و اعتقادات دینی است. برخی از این مورخان که رویکرد کلامی به تاریخ دارند به هنگام تعارض تاریخ با کلام غالبا تاریخ را به سود کلام کنار میزنند. بی تردید هر مورخی حق دارد دادههای کلامی را به عنوان شاهد و دلیل در کنار دیگر شواهد، دلایل و اسناد تاریخی به کار برد ولی مشکل برخی از مورخان این است که آنان علم کلام و اعتقادات را به عنوان سند قطعی و نهایی تلقی کرده هر گونه گزارش تاریخی که در تعارض با اعتقادات کلامی آنان باشد انکار یا توجیه میکنند و به راویان این روایات به بهانه شیعه بودن میتازند. یکی از این قواعد کلامی که برخی مورخان اهل سنت در تاریخنگاری خود به آن تکیه کرده و تمام اسناد تاریخی را به سود آن انکار یا تاویل کردهاند قاعده «صحابی بودن» است. هدف این پژوهش بررسی میزان و چگونگی تاثیر این قاعده کلامی بر تاریخنگاری دو گروه از مورخان معاصر اهل سنت و نقد آن است. مورخان معاصر اهل سنت در تکیه بر قواعد کلامی یا تکیه بر اسناد تاریخی به دو گروه تقسیم شدهاند. برای گروه نخست که «مورخ» نامیده میشوند طه حسین و ابوالأعلی مودودی انتخاب شدهاند. برای گروه دوم محمد صلّابی و منیر غضبان به عنوان «متکلم ـ مورخ» برگزیدیم. سؤال اصلی پژوهش: مورخان و متکلم ـ مورخان تا چه اندازه از قاعده «صحابی بودن» بهره جستهاند و بهرهگیری از این قاعده چه پیامدهایی در پی دارد؟ روش این پژوهش توصیفی – تحلیلی و مقایسهای است. از نتایجی که به دست آمد: مورخان در تاریخنگاری خود از این قاعده بهرهای نبردهاند ولی متکلم ـ مورخان بجای تکیه بر شواهد تاریخی از این قاعده کلامی به عنوان حجت، شاهد و سند قطعی بهره بردهاند لذا نتوانستهاند تاریخی عینی، علمی و پالوده ارائه دهند.