مجتبی انصاریان
چکیده
نگارشهای صورت گرفته درپی کاوشها و مطالعات انجام شده در حوزه تاریخ حقوق بینالملل معمولا به صورت جزیی و موردی است. چنان چه تنها به تاریخ روابط میان کشورها و یا نهایتا میزان پایبندی کشورها به ...
بیشتر
نگارشهای صورت گرفته درپی کاوشها و مطالعات انجام شده در حوزه تاریخ حقوق بینالملل معمولا به صورت جزیی و موردی است. چنان چه تنها به تاریخ روابط میان کشورها و یا نهایتا میزان پایبندی کشورها به اصول و قواعد بینالمللی و معاهدههای منعقده شده با دیگر دولتها پرداختند. پژوهش با این پرسش که نهاد دولت در فرایند تاریخی خود در حقوق بینالملل دچار چه تغییرات مفهومی گردیده است به کاوش و بررسی در این راستا پرداخت. درواقع هدف پژوهش توضیح و تشریح مفاهیم مهم و تاثیرگذار و نقش آن در تحولات تاریخی در حقوق بینالملل است. به همین دلیل رفتار کشورها در نظام بینالملل و تاریخ روابط بینالملل تشریح نمیشود بلکه فرایند تاریخی تحولات حقوق بینالملل و مهمترین بازیگر آن یعنی دولت را از منظر مفهومی و شکلی مورد بررسی قرار گرفت. دولت در گفتمان حقوق بینالملل در ابتداییترین شکل خود از خاصیت شخصیگرایی و فیودالیته برخوردار بود اما پس از ظهور مفاهیم جدید در حقوق عمومی ناشی از تفکر و خرد حقوقدان به دولتگرایی و ایجاد ملت دولتها رسید. سپس پس از بروز مفاهیم جدید و تجریه آن در فرایند روابط بینالملل وارد وابستگی متقابل شد. تسلط حقوق بشر و رویکرد انسانی به حقوق بینالملل و تجزیه و تحلیل رفتار و عملکرد دولتها با معیار حقوق بشر جدیدترین مرحله از فرایند گذر دولت است.