فرانک اصفهانی زاده حجار؛ محمد حسین حیدری؛ بهمن زینلی
چکیده
آموزش نوین در ایران عصر قاجار،با تأسیس مدارس به سبک اروپایی، آغاز شد و بهعنوان یکی از مهمترین نشانههای نوگرایی در تاریخ معاصر ایران شناخته میشود.درحقیقت این موضوع واکنش هیئت حاکمه ایران (عباسمیرزای ...
بیشتر
آموزش نوین در ایران عصر قاجار،با تأسیس مدارس به سبک اروپایی، آغاز شد و بهعنوان یکی از مهمترین نشانههای نوگرایی در تاریخ معاصر ایران شناخته میشود.درحقیقت این موضوع واکنش هیئت حاکمه ایران (عباسمیرزای ولیعهد) برای جبران شکست در برابر نیروی نظامی روسیه بود. پس از نیم قرن فعالیت مدارس مذهبی میسیونرهای فرانسوی و آمریکایی،دارالفنون به عنوان نخستین مدرسه دولتی، در ۱۲۳۰ ش توسط امیرکبیر تأسیس گردید.در دوره مظفرالدین شاه و با حمایت میرزا علیخان امینالدوله، جنبشی فرهنگی به رهبری میرزا حسن رشدیه شکل گرفت که منجر به راهاندازی دهها مدرسه دولتی و ملی در تهران و شهرهای بزرگ شد. اگرچه این مدارس نقشی اساسی در افزایش سواد عمومی ایفا کردند؛اما ساختار و محتوای آموزشی آنها با چالشهای عمیقی همراه بود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابعی چون خاطرات شخصی، اسناد تاریخی وزارت معارف، نشریات دوره قاجار و پژوهشهای علمی، به بررسی این ناکارآمدیها میپردازد. یافتهها نشان میدهد که نبود نظارت متمرکز، عدم اجرای قوانین مصوب، بیتوجهی به آموزش ابتدایی، کمبود سرمایه مشخص،انتخاب مدیران بر اساس روابط شخصی به جای شایستگی، تداوم روشهای سنتی تنبیه و ارزشیابی، استخدام معلمان فاقد تخصص و استفاده از منابع درسی ناهمگون، از جمله موانع اصلی در کارایی این مدارس بوددندهمچنین، تقلید ناقص از نظام آموزشی اروپا و مقاومت در برابر تغییرات بنیادین، شکافی عمیق بین آرمانهای اصلاحطلبان و واقعیتهای اجرایی ایجاد کرد. این مقاله با نقد رویکرد توصیفیِ پیشین بر تحلیل ریشههای ناکارآمدی تمرکز دارد و نشان میدهد چگونه تعارض سنت و تجدد، مانع تحول پایدار آموزشی در این دوره شد.