مژگان خان مرادی؛ هاشم کاظمی؛ فائزه فیروزی نژاد شیرازی
چکیده
شبکۀ آبرسانی در دشت میاناب نمونهای منحصربهفرد از تلاش ساکنان منطقه در جهت بهرهبرداری بهینه از ذخایر آب از گذشتههای دور بوده است در دشت میاناب در برخی از دورهها متأثر از نظام آبرسانی گسترده، مساحت ...
بیشتر
شبکۀ آبرسانی در دشت میاناب نمونهای منحصربهفرد از تلاش ساکنان منطقه در جهت بهرهبرداری بهینه از ذخایر آب از گذشتههای دور بوده است در دشت میاناب در برخی از دورهها متأثر از نظام آبرسانی گسترده، مساحت و تعداد استقرارگاهها نسبت به دوران پیشین گسترش محسوسی را تجربه کرده است. تاکنون دیدگاه غالب در اکثر پژوهشهای انجام شده مبتنی بر گسترش بیسابقۀ شبکههای آبیاری در دورۀ ساسانی و فروپاشی آنها پس از سقوط این سلسله بوده است. هدف این پژوهش بررسی روند تغییرات شبکه آبرسانی از دوره آغاز تاریخی تا اوایل اسلام و تحلیل رابطۀ آنها با تحولات سیاسی و الگوهای سکونتی با رویکردی توصیفی-تحلیلی است. پرسشهای اصلی این پژوهش عبارتاند از: با توجه به الگوی استقرار، روند تغییرات شبکۀ آبرسانی دشت میاناب در دورههای مختلف به ویژه دورۀ گذار از ساسانی به اسلامی چگونه بوده است؟ این تغییرات تا چه میزان با تحولات سیاسی مرتبط بودهاند؟ دادههای این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانهای گردآوری شده. نتایج پژوهش نشان میدهد که تحولات چشمگیر در مدیریت آب از دورۀ اشکانی با ساخت کانال داریون آغاز و در دورۀ ساسانی با بهینهسازی شبکۀ موجود تداوم یافته است. برخلاف انگارۀ سنتی فروپاشی شبکۀ آبرسانی پس از فتوحات اسلامی، شواهدی از رونق کشاورزی در دورۀ اسلامی و تداوم بهرهبرداری از زیرساختهای آبیاری پیشین ارائه میگردد که نقش نخبگان و جامعۀ محلی در پایداری و نگهداری این زیرساختها را پررنگتر میسازد. این نتایج لزوم بازنگری در الگوهای کلاسیک فروپاشی تمدنی بر اثر تغییر حکومتها و توجه به سازوکارهای انطباق اجتماعی با نظامهای آبی را گوشزد میکند.