یحیی بوذری نژاد؛ داوود طالقانی
چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل نسبت میان زمینهی سیاسیـفرهنگی حکومت آلبویه و دستگاه مفهومی ابوعلی مسکویه، به بررسی سازوکارهای پیدایش «تاریخنگاری اخلاقمحور» در سنت اسلامی میپردازد. مسئله اصلی تحقیق ...
بیشتر
این پژوهش با هدف تحلیل نسبت میان زمینهی سیاسیـفرهنگی حکومت آلبویه و دستگاه مفهومی ابوعلی مسکویه، به بررسی سازوکارهای پیدایش «تاریخنگاری اخلاقمحور» در سنت اسلامی میپردازد. مسئله اصلی تحقیق آن است که چگونه شرایط نهادی و معرفتی عصر آلبویه، در تعامل با تجربهی دیوانسالارانه و روش فضیلتمحور مسکویه، به شکلگیری نوعی عقلانیت سیاسیـاخلاقی انجامید که در آن تاریخ به ابزاری برای داوری هنجاری و اصلاح سیاست بدل میشود. در این راستا، با بهرهگیری از رویکردی کیفی و تفسیری و با اتکا به تحلیل درونمتنی و برونمتنی دو اثر محوری مسکویه، یعنی تجاربالامم و تهذیبالاخلاق، نشان داده میشود که چگونه «تساهل مذهبی عقلگرای آلبویه» در کنار «تجربهی دیوانسالارانه و روش تحلیلی مسکویه» زمینهساز گذار از وقایعنگاری صرف به تاریخنگاری اخلاقمحور شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مسکویه با تحلیل علّی رخدادهای سیاسی و نقد سیاستهای مالی و اداری، اصولی نظیر عدالت توزیعی، اقتصاد سیاسی میانهرو و مسئولیت مالی حکومت را از دل تجربههای تاریخی استخراج کرده و تاریخ را از سطح روایت رویدادها به سطح «آزمایشگاه اخلاق سیاسی» ارتقا میدهد. در این چارچوب، نقش مورّخ از گزارشگر وقایع به تحلیلگر هنجاری تغییر مییابد و سیاست بهمثابه هنر تدبیر خیر عمومی بازتعریف میشود. یافتهها همچنین نشان میدهند که در اندیشه مسکویه، تجربه تاریخی از طریق داوری عقلانی به قاعدهای هنجاری و قابل تعمیم بدل میگردد و بدینسان پیوندی ساختاری میان اخلاق، تاریخ و سیاست برقرار میشود. نوآوری پژوهش در تبیین سازوکار تبدیل تجربه سیاسی به قاعده مدنی و ارائهی چارچوبی برای ترجمهی فضیلتهای اخلاقی به قواعد حکمرانی نهفته است