<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1392</YEAR>
<VOL>5</VOL>
<NO>1</NO>
<MOSALSAL>1</MOSALSAL>
<PAGE_NO>205</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>رابطة ازدواج بین نخبگان محلی و سلسله سلطنتی مطالعة موردی خاندان نجفقلی¬خان دنبلی تبریز در دورة قاجار</TitleF>
				<TitleE>Marriage-based Relations between Local notables and Royal family
 The case study: Najafqolī Khān Donbolī of Tabrīz in Qājār period</TitleE>
                <URL>https://jhss.ut.ac.ir/article_36028.html</URL>
                <DOI>10.22059/jhss.2013.36028</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در این مقاله با توجه به این که خاندان نجفقلی­خان دنبلی در تبریز دورة قاجاریه نفوذ داشت، اهمیت ازدواج بین نخبة محلی و خاندان سلطنتی مورد تحقیق قرار می­گیرد. تاکنون به این موضوع در تحقیقات تاریخ ایران کمتر توجه شده ​است. نجفقلی­خان «ثانی» به دلیل فداکاری در جنگ ایران و روس مورد توجه عباس­میرزا واقع شد و در دیوانسالاری قاجار ترقی یافت. به­علاوه او با دختر وی به نام مهرجهان ازدواج کرد. نگارنده مرسله​ای از محمدشاه به خواهرش مهرجهان را بررسی کرده و آشکار ساخته است که این مرسله هرچند خصوصی است، محتوای دیوانی هم دارد. نجفقلی­خان از رابطه خصوصی بهره می­برد و همزمان پادشاه نیز از طریق غیررسمی از نجفقلی­خان می­خواست تا مشکلات موجود در جامعة محلی را حل کند. لهذا می­توان گفت که رابطة ازدواج برای هر دو اهمیت ویژه​ای داشت و خاندان سلطنتی و نخبگان محلی از یکدیگر استفاده می­کردند</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Concentrating on the Najafqolī Khān family in Azerbaijan in the Qājār period, this article studies the importance of the marriage - based relations between the Iranian local notables and the royal family. Najafqolī Khān“II” was in favour of ‘Abbās Mīrzā due to his devotional services during the Russo-Persian War, which made him a great promotion in the Qājār’s bureaucratic monarchy and provided his marriage to Mehrjahān, the daughter of ‘Abbās Mīrzā. The author has analyzed one of Mohammad Shāh’s personal correspondences to his sister, Mehrjahān, and pointed out that these correspondences, although seem personal and private, included administrative contents. Najafqolī Khān took advantage from the personal relation with monarch, and at the same time the monarch ordered him to resolve the problems of his local society. So the marriage relation between the royal family and the local notables was quite important to both of them and, in short, they utilized each other to achieve their own purposes.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>16</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>نائو</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فومی آبه</Family>
						<NameE>Abe</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Naofumi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکترای علوم انسانی از دانشگاه توکیو
                    و پژوهشگر سازمان توسعه علم و دانش ژاپن ¬(JSPS)</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نخبگان محلی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سلسله سلطنتی قاجار</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ازدواج</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>خاندان دبنلی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع منتشرنشدة فارسی##«نامة محمدشاه به بهمن­میرزا دربارة نجفقلی­خان» ش ۲۹٦۰۱۰۸۰۱، سازمان اسناد و کتابخانة ملی جمهوری اسلامی ایران.##«عقدنامة نجفقلی­خان دنبلی و مهرجهان خانم دختر عباس میرزا نایب­السلطنه» ش ۲۹۶٠۱۱۲۹٨، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.##«فرمان ناصرالدین شاه قاجار مبنی بر واگذاری حکومت خلخال به نجفقلی­خان» ش ۲۹۶٠۱۱۳٠۹، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.##«حکم قهرمان­میرزا مبنی بر واگذاری چند قریه واقع در ارونق به خواهرش مهرجهان خانم» ش ۲۹٦۰۱۱۳٦۳، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.##«مراسله محمدشاه پاسخ به مهرجهان خانم» ش ۲۹۶٠۱۲٤٧۱، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.##«مراسله محمدشاه احتمالاً به مهرجهان خانم»  مرقعات، ش سنای سابق ۶۲۹، کتابخانه مجلس شورای اسلامی.##فضلی خوزانی اصفهانی، افضل­التواریخ، نسخة خطی، ش ٦.۵،کتابخانه دانشگاه کامبریج.##محمدحسن اشتهاردی، تذکرة الدنابله، نسخة خطی، ش ٨۳٤۵، کتابخانه مجلس شورای اسلامی.##ملک ایرج میرزا، احوالات پسرهای خاقان، نسخة خطی، ش ۱۱۴۱، کتابخانه و موزة کاخ گلستان.##ناشناخته، تاریخ دنبلی،نسخه خطی، ش ۳۲۱٠، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.##منابع منتشر شده فارسی##نادرمیرزا قاجار، تاریخ و جغرفیای دار­السلطنة تبریز، تصحیح: غلامرضا طباطبائی مجد، انتشارات ستوده، تبریز، ۱۳۷۳.##ریاحی، محمدامین، تاریخ خوی، انتشارات طرح نو، تهران، ۱۳٧٨.##میرجعفری و هادیان، «جایگاه کارکرد خاندان دنبلی در تاریخ ایران، صفویه تا قاجار» پژوهش تاریخی (دانشگاه اصفهان) سال ٤۵، شماره ۳، صص ۱۸‒۱­، ۱۳٨٨­.##Aubin, J., “Etudes Safavides. I: Šāh Ismā‘īl et les notables de l’Iraq persan.” Journal of the Economic and Social History of Orient 2, pp. 37–80,1959.##Ebrahimnejad, H., Pouvoir et succession en Iran: les premiers Qâjâr, 1726–1834. Harmattan, Paris, 1999.##Haneda, M., “La famille Hūzānī d’Isfahan, 15e-17e siecles.” Studia Iranica 18, 2, pp. 77–92, 1989.##Kondo, N., ­“Yazd no Mohammad Taqī Khān to sono ichizoku (in Japanese)”­(محمدتقی خان و خاندان او در یزد). Shigaku-zasshi 102, 1, pp. 1–36, 1993.##Kondo, N.­,­ “Hājjī Ebrāhīm to 1791 nen seihen (in Japanese)” (حاجی ابراهیم و کودتای ۱۷۹۱). Orient 41, 1, pp. 125–40, 1998.##Kondo, N., “Qizilbash afterwards: The Afshars in Urmiya from the Seventeenth to the Nineteenth Century.” Iranian Studies 32, 4, pp. 537–56, 1999. ##Lambton, A.K.S., Qājār Persia, Tauris, London, 1987.##Schneider, I., The Petitioning System in Iran: State, Society and Power Relations in the Late 19th Century. Harrassowitz, Wiesbaden, 2006.##Szuppe, M., “La participation des femmes de la famille royale à l’exercice pouvoir en Iran sadavide au XVIe siècle (première partie).” Studia Iranica 23, pp. 211–58, 1994.##Szuppe, M., “La participation des femmes de la famille royale à l’exercice pouvoir en Iran sadavide au XVIe siècle (sconde partie).” Studia Iranica 24, pp. 61–122, 1995.##Werner, Ch., An Iranian Town in Transition-A Social and Economic History of the Elites in Tabriz, 1747–1848. Harrassowitz, Wiesbaden, 2000.##Yamaguchi, A., “Shāh Tahmāsb no tai kurudo seisaku (in Japanese)” (سیاست کردی شاه طهماسب صفوی). The Journal of Sophia Asian Studies 25, pp. 81–123, 2007.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>خویشکاری خدای نبوی بین¬النهرینی در فرمان کوروش</TitleF>
				<TitleE>Nabu’s function in Cyrus Cylinder</TitleE>
                <URL>https://jhss.ut.ac.ir/article_36029.html</URL>
                <DOI>10.22059/jhss.2013.36029</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>کتیبۀ فرمان کوروش تاکنون اساس پژوهش­های فراوان قرار گرفته، ولی به نقش خدای نبوی بین­النهرینی در این کتیبه از منظر اسطوره­شناختی عنایت چندانی نشده است. کتیبۀ فرمان کوروش آسیب­هایی دیده و نبو و مردوک تنها خدایانی هستند که نامشان در این نوشته باقی مانده است. خدای نبو، صاحب خویشکاری توکل بر خط، کتابت، خرد، محافظت از کاتبان و تا حدی شادی­بخشی، گاه وزیر و گاه فرزند مردوک انگاشته می­شد. هدف نگارنده در این مقاله بررسی این موضوع است که چرا کوروش هخامنشی در فرمان (استوانۀ) مشهور خود، که به هنگام فتح بابل دستور نگارش آن را صادر کرد، در کنار نام مردوک از خدای نبو یاد کرده و انگیزۀ کوروش یا کاتبان تحت فرمان او در استفاده از نام این خدا، به­جای نام خدایان دیگر، چه می­توانسته باشد. با این هدف ابتدا به معرفی خویشکاری­ها و معبد و خاستگاه نبو می­پردازیم و سپس نقش او در جاهای مختلف و متون پادشاهی در طول زمان و همچنین اهمیت آمدن نام نبو و مردوک را در کنار یکدیگر ذکر می­کنیم. آنگاه به بررسی تقش نبو در استوانۀ کوروش می­پردازیم و نتیجه­ می­­گیریم که به­احتمال ­فراوان نبو، به دلیل جانشینی مردوک، حفاظت از پادشاهی کوروش و جانشینش کمبوجیه، توکل بر خرد و عمر طولانی و شادی و قدرت­بخشیدن و مشروعیت­بخشیدنبهکوروش وجانشینانشدر اینکتیبهبهجایگاهدوم پس از مردوک دست یافته است.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Many studies have been accomplished on the subject of Cyrus Cylinder inscription, but mythological role of Mesopotamian Nabu on this cylinder has not been properly studied. The Cylinder is damaged on some parts and Nabu and Marduk are the only remained god-names in the inscription. Nabu was the god of writing, wisdom, and to some extent happiness who protected scribes and was believed to be the Marduk’s minister or son. The authors’ aim, in this article is to understand why Cyrus had Nabu be mentioned beside Marduk in his famous cylinder which was ordered to be carved on his peaceful triumph over Babylonia, and why no other god-name was inscribed there. Therefore, Nabu’s function, temple and origin are initially studied and then his different roles in kings’ inscriptions in different times and places, and also the importance of attendance of Marduk and Nabu beside each other are studied. Finally, Nabu will be analyzed in Cyrus Cylinder and it will be made clear, as the result, that Nabu had probably an important role in the said inscription as Marduk’s son and heir, and the one who empowered and protected kingdom of Cyrus and his successor, Cambyses, relying on wisdom, longevity and happiness.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>17</FPAGE>
						<TPAGE>35</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ابوالقاسمی</Family>
						<NameE>Mohsen</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Abolghasemi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد بازنشسته دانشگاه تهران و مدعو دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>دارا</Family>
						<NameE>Maryam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Dara</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکترای فرهنگ و زبان¬های باستانی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، گروه فرهنگ و زبان¬های باستانی، تهران، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>maryam_dara@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بابل</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فرمان (استوانۀ) کوروش</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کتیبه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مردوک</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نبو</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF></REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>عبور کشتی‌های بخار از کانال سوئز و تأثیر آن بر رشد تجارت بنادر ایرانی خلیج فارس در سه دهة آخر قرن نوزدهم میلادی</TitleF>
				<TitleE>The impact of the steamships crossing the Suez Canal on the Iranian ports of Persian Gulf through the last three decades of 19th Century</TitleE>
                <URL>https://jhss.ut.ac.ir/article_36031.html</URL>
                <DOI>10.22059/jhss.2013.36031</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در قرن نوزدهم میلادی اختراع کشتی‌های بخار که توناژ بالاتری داشتند و همچنین افتتاح کانال سوئز که جایگزین راه جنوب افریقا شد، تغییرات مهمی در تجارت ایجاد کرد. بنادر ایران در جنوب که از طریق خلیج فارس به آب‌های آزاد دسترسی دارند نیز از این تحول بهره‌مند شدند. این تحقیق درصدد است تأثیر کانال سوئز را به­طور غیرمستقیم و براساس افزایش رفت­وآمد کشتی‌های بخار به بنادر ایران مورد بررسی قرار دهد. بهترین راه نشان­­دادن این تغییر بررسی آماری تعداد و توناژ کشتی‌های بخار است که به خلیج فارس آمده‌اند. مطالعة موردی این تحقیق متمرکز بر چهار بندر بوشهر، لنگه، بندر عباس و خرمشهر است. این تحقیق براساس روش کتابخانه­ای و کیلیومتریک تهیه شده و در دو مرحله تنظیم شده است. نخست طرحی جهانی از تجارت میان شرق و غرب ارائه می‌شود سپس نقش کانال سوئز در افزایش تعداد و توناژ کشتی‌های بخار وارد­شده به بنادر خلیج فارس در مقایسه با کشتی‌های بادبانی به تفکیک و سپس در قیاس با هم مورد بررسی قرار می‌گیرند. قواعد کیلیومتریک این تحقیق نیز در بخش پی­نوشت منعکس شده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The invention of higher tonnage steamships and the opening of the Suez Canal instead of the way of southern Africa, created significant changes on commercial affairs of 19th century. The Iranian Southern ports, accessing to the open seas through the Persian Gulf, had benefited such development. This article is indirectly trying to analyze the impact of the Suez Canal on Iranian ports on the basis of steamers’ traffics in the Persian Gulf .The best way to study this change is to calculate the number and the tonnage of the steamers which came into the Persian Gulf, especially to the ports of Bushehr, Lengeh, Bandar Abbas, and Khorramshahr. Present survey has been conducted on library and cliometrics methods and has been set in two phases. Firstly, a global pattern of commerce between West and East has being provided, and then the role of the Suez Canal on the increase of the number and the tonnage of steamers entered the Persian Gulf would be taken in to account comparing to ordinary galleasses. The cliometrics used in this research has been reflected in notes section. ­</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>38</FPAGE>
						<TPAGE>51</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عبدالرسول</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>خیراندیش</Family>
						<NameE>Abdorrasoul</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Kheir-andish</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه تاریخ دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>jhss8@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شیپری</Family>
						<NameE>Maryam i</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>sheipar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری رشتة تاریخ گرایش ایران دورة اسلامی دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کشتی بخار</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>راه ابریشم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>برزخ سوئز</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کانال سوئز</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>خلیج فارس</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان­، سالنامة دولت علیه ایران(1291هـ.ق).##اعتمادالسلطنه، محمدحسن­خان،­­ منتظم ناصری، جلد سوم، تصحیح محمداسماعیل رضوانی، تهران: دنیای کتاب، 1364.##اعتمادالسلطنه، محمدحسن­خان، بغازهای اروپا، روزنامه علمی، دوم ربیع‌الاول 1294، ص2.##شمیم، علی­اصغر، ایران در دورة سلطنت قاجار، چاپ هفتم، تهران: مدبر، 1375.##صدرهاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران، چاپ دوم، تهران: انتشارات کمال،1363.##نوروسیس، ماریاجی، آموزش آنالیز آماری داده‌ها با  spss 15 ­، ترجمة اکبر فتوحی، فریبا اصغری، تهران: کانون نشر علوم، 1387.##ملک­المورخین، مرات­الوقایع مظفری، تصحیح عبدالحسین نوایی، جلد اول، چاپ سوم، تهران: میراث مکتوب، 1386.##      Administration Report on the Persian Gulf 1873-1947, Vol 1.1873-1879. Archive Editons, 1986.                                                                                                                                                                                          ##      Administration Report on the Persian Gulf 1873-1947, Vol2.1879-1883.Archive Editions, 1986.##Administration Report on the Persian Gulf 1873-1947, Vol.3. 1883-1890.Archive Editons, 1986.##Administration Report on the Persian Gulf 1873-1947,Vol,­4. 1890-1899.Archive Editions, 1986.## Administration Report on the Persian Gulf 1873-1947.Vol,5. 1899-1905.Archive Editions, 1986.##Fletcher, Max E..The Suez Canal and World Shipping 1869-1914. The Journal of E conomic History­.Vol 18, 1958, Pp 556-573.##Munro, j.forbes, Maritime enterprise and empire sir William Mackinnon and his business network 1823-1893.UK. Boydell press, 2003.##Spuler, Bertold, The Mongols in History. Translated by Geaffery Wheeler. London­: Pall Mall Press. 1971##Wilson, Arlond, The Suez Canal, International Affairs (Royal Institute of international Affairs 1931-1939) Vol.18, 1939, pp380-395.##Thomas ,D. A. The Growth and Directing of Our Foreign Trade in Coal during the last half century. Journal of the royal Statistical Society .vol 66, 1903, PP 439-533.##http://www.theshipslist.com/ships/lines/moungul.htm ##http://fa.wikipedia.org/wiki##http://rnp-co.com/products/transportation##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>گسترش اسلام در قلمرو قرلُق¬ها</TitleF>
				<TitleE>Propagation of Islam in Qarluq’s Territory</TitleE>
                <URL>https://jhss.ut.ac.ir/article_36032.html</URL>
                <DOI>10.22059/jhss.2013.36032</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>همزمان با غلبه اعراب مسلمان بر ماوراء­النهر، با مقاومت قرلُق­ها، منطقه هفت آب و ترکستان شرقی، فتح نشده و تا دو قرن بعد، در برابر حملات سپاهیان مسلمان مقاومت کردند. اما به تدریج، تعالیم اسلام در این منطقه نفوذ پیدا کرده و در نیمة دوم قرن چهارم هجری به عنوان مذهب غالب آن نواحی درآمد. این مقاله درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی و از طریق به­پرسش­کشیدن داده­های موجود، تا حدّ امکان به این روند گسترش اسلام در قلمرو قرلُق­ها وضوح بیشتری ببخشد. این مطالعه نشان می­دهد که اگرچه قرلُق­ها به لحاظ نظامی در مقابل سپاهیان اسلام مقاومت کردند، اما به­تدریج از طرق مختلف همچون تبلیغات مذهبی بازرگانان، غازیان، مراودات سیاسی، و بالاتر از همه فعالیت مبلغان مسلمان در آن ناحیه، تحت­تأثیر فرهنگ اسلامی قرار گرفته و مسلمان شدند. </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>When Muslim Arabs conquered Transoxiana, the eastern Turkistan and Semirchie remained unoccupied for two centuries by Qarluqs resistance. But Islamic teachings were gradually propagated in their area and in the second half of  the fourth century A.H Islam became the dominant religion among them. On the basis of  a descriptive-analytic method, this article is to clarify the process of propagation of Islam in Qarluq territory through criticizing available data. This study shows that although Qarluqs resisted against Muslim invaders, but they were gradually affected by Islamic teachings in different manners – such as religious propaganda by Muslim merchants and warriors, political relations and intercourses, and above all the efforts of Muslim propagandists - and converted to Islam.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>53</FPAGE>
						<TPAGE>75</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رحمتی</Family>
						<NameE>Mohsen</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rahmati</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه تاریخ دانشگاه لرستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rahmati.mo@lu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گسترش اسلام</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قرلُق¬ها</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قراخانیان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کاشغر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>هفت¬آب</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ترکستان شرقی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF></REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیلی بر چگونگی منصب وزارت دولت سلاجقة کرمان</TitleF>
				<TitleE>An Analysis on the post of Ministry in Seljuk Government of Kerman</TitleE>
                <URL>https://jhss.ut.ac.ir/article_36033.html</URL>
                <DOI>10.22059/jhss.2013.36033</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>شاخة سلاجقة کرمان در حدود سال 433هـ.ق و به همت ملک قاورد بن چغری­بیگ تأسیس گردید. وی که در این سال به دستور عم خود، طغرل­بیگ، عازم فتح کرمان گردیده بود توانست با تصرف این سرزمین، دولتی جدید را بنیان نهد، دولتی که پس از وی نیز در خاندان او به صورت موروثی باقی ماند و تا سال 583هـ.ق تداوم یافت. مطالعة این شاخه از سلجوقیان این نکته را روشن ساخت که گرچه در باب چگونگی شکل­گیری دولت مذکور و وقایع سیاسی دوران حاکمیت آنها مطالبی بیان شده است، در برخی از حوزه­ها همچون وضعیت فرهنگی قلمرو سلاجقة کرمان، اوضاع اجتماعی دوران حاکمیت این دولت و صدالبته اوضاع اداری و دیوانسالاری آن، فقری جدی احساس می­گردد. از­ همین­رو نوشتار حاضر بر آن است تا با غور در دیوانسالاری این دولت، نهاد وزارت آن را مورد تحلیل قرار داده و ضمن معرفی وزرای نسبتاً گمنام دولت سلاجقة کرمان، نقش و جایگاه آنان را در ساختار سیاسی و شاکلة فرهنگی این دولت مشخص سازد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The Seljuk branch of Kerman was established around 433 A.H. by the attempts of Ghavord Ibn Choghri Beig who had been sent to conquer Kerman by the order of Toghrol Beig. He could establish a new government in the conquered land, the one which was inherited in his family up to 583 A.H. The study of this part of Seljuk reign makes it clear that although there have been some discussions regarding the establishment of this governments and the political situation of the era, but there is little information about other related affairs such as cultural circumstances of Seljuk territory in Kerman and the social statues and alsoits bureaucracy. Therefore, the present article is an attempt to study the ministry, as one of Seljuk governmental agent, to determine its role and position in social and cultural structure of this government, introducing some of its rather infamous ministers</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>75</FPAGE>
						<TPAGE>95</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>جمشید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>روستا</Family>
						<NameE>Jamshid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Roosta</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه تاریخ دانشگاه شهید باهنر کرمان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>jamshidroosta@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مهدیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمودآبادی</Family>
						<NameE>Mahdeih</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mahmodabadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سلاجقه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کرمان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دیوانسالاری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>منصب وزارت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>وزرا</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آقسرایی، محمد­بن­محمد، تاریخ سلاجقه­یا­مسامره­الاخبار.تصحیح­ عثمان توران، آنقره:اساطیر،1362.##ابن­طقطقی، محمدبن­علی. تاریخ فخری. محمدوحید گلپایگانی، تهران: ترجمه و نشر کتاب، 1360.##ابن اثیر،عز الدین علی، تاریخ کامل اسلام و ایران. بی­جا: نشر کتب ایران،1363.##ابن­بی بی، محمدبن علی، الامرالعلائیه فی­الامور العلائیه. تهران: کتابفروشی تهران، 1350.##ابن بلخی، فارسنامه. تصحیح گای لسترنج و رینولدالن نیکلسون، تهران: دنیای کتاب، 1363.##اقبال، عباس، وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی. تهران: دانشگاه تهران،1338.##بازورث،کلیفورد ادموند و دیگران، سلجوقیان. یعقوب آژند، بی­جا: موسی، 1380.##بویل،جی .آ، تاریخ ایران کمبریج. حسن انوشه، جلد پنجم، تهران: امیرکبیر،1380.##بنداری اصفهانی،تاریخ سلسله سلجوقی. محمدحسین جلیلی  بی­جا: بنیاد فرهنگ ایران، 1355.##بیهقی، خواجه ابوالفضل محمد، تاریخ بیهقی. تهران: مهتاب،1381.##جوزجانی، منهاج سراج، طبقات ناصرى. تحقیق عبدالحى حبیبى، تهران: دنیاى کتاب،1363.##حلمی، احمد کمال­الدین، دولت سلجوقیان. جودکی و افضلی، قم: حوزه و دانشگاه، 1383.##حافظ ابرو، ابوحامد شهاب­الدین­عبدالله­خوافی،  جغرافیای حافظ ابرو. بی­جا: بی­نا، 1378.##حسینی،صدرالدین، اخبارالدولة ­السلجوقه ­زبدة­التواریخ. جلیل نظری، تهران:دانشگاه آزاد، 1382.##خواندمیر، غیاث­الدین بن همام­الدین، دستور الوزراء. تهران: اقبال،1317.##خواندمیر، غیاث­الدین بن همام­الدین، حبیب السیر. بی­جا: کتابفروشی خیام،1353.##خبیصی، محمد­ابراهیم. سلجوقیان و غز در کرمان­. با مقدمه باستانی پاریزی، بی­جا: صفا،1373.##راوندی، محمدبن­علی­. راحةالصدور و آیةالصدور، تصحیح محمد اقبال، تهران: امیرکبیر،1363.##ستارزاده، ملیحه، سلجوقیان، چاپ سوم، تهران: سمت،1386.##شبانکاره­ای، محمدبن­علی­. مجمع­الانساب. تصحیح­ میرهاشم محدث، تهران: امیرکبیر،1363.##صفی­نژاد، جواد، کهن شهرها، تهران: اهل قلم،1383.##ضیاءالدین شهابی، شهریار، اعلام جغرافیایی کرمان، کرمان: مرکز کرمانشناسی،1381.##غفاری کاشانی، قاضی احمد­بن­محمد. تاریخ نگارستان. تصحیح مدرس گیلانی، تهران: حافظ، بی­تا.##کرمانی، افضل­الدین ابوحامد. مجموعه آثار افضل الدین ابوحامد، کرمان: دانشگاه کرمان، 1383.##کرمانی، افضل­الدین ابوحامد، عقدالعلی­للموقف­الاعلی. به­اهتمام نائینی، تهران: روزبهان،1355.##کرمانی، افضل­الدین ابوحامد. بدایع الازمان فی وقایع کرمان، تهران: دانشگاه تهران،1326.##کلوزنر، کارلا،  دیوانسالاری ­در عهد سلجوقیان. یعقوب آژند، تهران: امیرکبیر،1363.##گردیزی، ابوسعید عبدالحى، زین الاخبار، تحقیق عبدالحى حبیبى، تهران: دنیاى کتاب،1363.##مرسل­پور، محسن، تاریخ سلجوقیان کرمان، کرمان: مرکز کرمان­شناسی،1387.##مقدسى، أبوعبدالله محمد، أحسن التقاسیم فى معرفة الأقالیم، ترجمه علینقى منزوى، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران،1361.##میرخواند، محمد بن خاوند شاه بلخی، روضة الصفا. چاپ دوم، تهران:علمی، 1375.##مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، چاپ دوم،تهران: دنیای کتاب، 1361.##متدین، محمود (همت کرمانی)، تاریخ کرمان، تهران: مالک اشتر،1370.##منشی کرمانی، ناصرالدین سمط العلی للحضره العلیا. تصحیح عباس اقبال تهران: اساطیر، 1362.##منشی کرمانی، ناصرالدین، نسائم ­الاسحار من لطائم الاخبار. تصحیح میرجلال­الدین حسینی ارموی (محدث)، تهران: اطلاعات،1364.## نخجوانی، هندوشاه، تجارب­السلف. تصحیح­ عباس اقبال، چاپ دوم.  تهران: بی­نا،1344.##نیشابوری، احمدبن­عبدالملک متخلص به معزی، دیوان امیر معزی. تهران: مرزبان،1362.##وزیری، احمدعلی­خان، تاریخ کرمان. تصحیح باستانی پاریزی، چاپ چهارم، تهران: علمی،1370.##وطواط، رشیدالدین، نامه­های رشیدالدین وطواط. قاسم تویسرکانی، تهران: دانشگاه تهران، 1338.##Lambton,­Ann K.S. »The Administration of Sanjar&#039;s Empire as Illustrated in the ‘Atabat AlKataba«. Bulletin of the School of Oriental and African Studies (Vol 20 / February 1957), pp 367-388.##Lambton, Ann K.S.­»­Administration and Social Organization«.Encyclopedia iranica, (Vol. V, Fasc. 6, 1991), pp 607-623.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>داریوش، حفر آبراهۀ سوئز، و نقش آن در توسعۀ روابط تجاری در دورۀ هخامنشی</TitleF>
				<TitleE>Darius, Digging of the Suez Canal
And
Its role in the development of trade relations during the Achaemenid</TitleE>
                <URL>https://jhss.ut.ac.ir/article_36034.html</URL>
                <DOI>10.22059/jhss.2013.36034</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>ارتباط زمینی میان ایران و مصر مدت­ها پیش از دورۀ هخامنشی برقرار بود. در زمینۀ برقراری ارتباط دریایی نیز پیش از دورۀ هخامنشی تلاش­هایی توسط فراعنۀ مصر صورت گرفته، ولی به دلایل مختلفی این تلاش­ها ناکام مانده بود. با فتح مصر توسط کمبوجیه (529-522 ق.م)، در سال 525 ق.م این کشور تحت تابعیت شاهنشاهی هخامنشی درآمد. پس از مرگ کمبوجیه، داریوش اول (522-486 ق.م) با شکست­دادن گومات مغ به پادشاهی رسید. داریوش با اطلاع از اقدامات انجام گرفته در زمینۀ حفر آبراهۀ سوئز در دوران قبل، تصمیم گرفت تا این کار بزرگ را به نتیجه برساند. وی با فراهم­آوردن مقدمات لازم، کار نیمه­تمام فراعنه را دنبال کرد و با جدیت تمام توانست طی مدت 10 سال حفر آبراهۀ سوئز را با موفقیت به انجام برساند. با حفر این آبراهه، دریای مدیترانه، دریای سرخ، خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند به­هم متصل شدند و ارتباط دریایی میان مصر و ایران و هند برقرار شد. پس از افتتاح آبراهۀ سوئز، روابط بازرگانی بین سه کشور مزبور و همچنین مناطقی که بین آن‌ها قرار داشت، گستردگی بیشتری پیدا کرد و آبراهۀ سوئز محل گذر کالاهای تجاری مناطق مختلف غرب به شرق شد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The ground connection between Iran and Egypt was established long before the Achaemenid period. Many unsuccessful efforts were also made by Egyptian Pharaohs to establish maritime connections before the Achaemenids. With the conquest of Egypt by Cambyses (529-522 B.C), in the year 525 B.C, it was under the rule of Achaemenids. After the death of Cambyses, Darius I (522-486 B.C) defeated the Gaumat the Magush and became the King. Being informed of the activitie stook place about the digging of the Suez Canal before him, Darius decided to bring this great work to a conclusion. ­Providing the necessary requirement he completed the Pharaohs unfinished works and successfully made the Suez Canal being dug during 10 years. The canal made the Mediterranean Sea, the Red Sea, the Persian Gulf, the Oman Sea and the Indian Ocean being connected and established the maritime relations between Iran, Egypt, and India and developed commercial relations between these three countries and all areas were located between them and the Suez Canal was then the main crossing of commercial goods were exchanged between western and eastern regions.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>97</FPAGE>
						<TPAGE>116</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>روزبه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>زرین¬کوب</Family>
						<NameE>Rouzbeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zarrinkoub</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سهم¬الدین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>خزائی</Family>
						<NameE>Sahmeddin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Khazaie</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>سهم¬الدین خزائی 
دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sahmedin.kh@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>آبراهۀ سوئز</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>هخامنشیان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>داریوش اول</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مصر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بازرگانی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آقسرایی، محمد­بن­محمد، تاریخ سلاجقه­یا­مسامره­الاخبار.تصحیح­ عثمان توران، آنقره:اساطیر،1362.##ابن­طقطقی، محمدبن­علی. تاریخ فخری. محمدوحید گلپایگانی، تهران: ترجمه و نشر کتاب، 1360.##ابن اثیر،عز الدین علی، تاریخ کامل اسلام و ایران. بی­جا: نشر کتب ایران،1363.##ابن­بی بی، محمدبن علی، الامرالعلائیه فی­الامور العلائیه. تهران: کتابفروشی تهران، 1350.##ابن بلخی، فارسنامه. تصحیح گای لسترنج و رینولدالن نیکلسون، تهران: دنیای کتاب، 1363.##اقبال، عباس، وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی. تهران: دانشگاه تهران،1338.##بازورث،کلیفورد ادموند و دیگران، سلجوقیان. یعقوب آژند، بی­جا: موسی، 1380.##بویل،جی .آ، تاریخ ایران کمبریج. حسن انوشه، جلد پنجم، تهران: امیرکبیر،1380.##بنداری اصفهانی،تاریخ سلسله سلجوقی. محمدحسین جلیلی  بی­جا: بنیاد فرهنگ ایران، 1355.##بیهقی، خواجه ابوالفضل محمد، تاریخ بیهقی. تهران: مهتاب،1381.##جوزجانی، منهاج سراج، طبقات ناصرى. تحقیق عبدالحى حبیبى، تهران: دنیاى کتاب،1363.##حلمی، احمد کمال­الدین، دولت سلجوقیان. جودکی و افضلی، قم: حوزه و دانشگاه، 1383.##حافظ ابرو، ابوحامد شهاب­الدین­عبدالله­خوافی،  جغرافیای حافظ ابرو. بی­جا: بی­نا، 1378.##حسینی،صدرالدین، اخبارالدولة ­السلجوقه ­زبدة­التواریخ. جلیل نظری، تهران:دانشگاه آزاد، 1382.##خواندمیر، غیاث­الدین بن همام­الدین، دستور الوزراء. تهران: اقبال،1317.##خواندمیر، غیاث­الدین بن همام­الدین، حبیب السیر. بی­جا: کتابفروشی خیام،1353.##خبیصی، محمد­ابراهیم. سلجوقیان و غز در کرمان­. با مقدمه باستانی پاریزی، بی­جا: صفا،1373.##راوندی، محمدبن­علی­. راحةالصدور و آیةالصدور، تصحیح محمد اقبال، تهران: امیرکبیر،1363.##ستارزاده، ملیحه، سلجوقیان، چاپ سوم، تهران: سمت،1386.##شبانکاره­ای، محمدبن­علی­. مجمع­الانساب. تصحیح­ میرهاشم محدث، تهران: امیرکبیر،1363.##صفی­نژاد، جواد، کهن شهرها، تهران: اهل قلم،1383.##ضیاءالدین شهابی، شهریار، اعلام جغرافیایی کرمان، کرمان: مرکز کرمانشناسی،1381.##غفاری کاشانی، قاضی احمد­بن­محمد. تاریخ نگارستان. تصحیح مدرس گیلانی، تهران: حافظ، بی­تا.##کرمانی، افضل­الدین ابوحامد. مجموعه آثار افضل الدین ابوحامد، کرمان: دانشگاه کرمان، 1383.##کرمانی، افضل­الدین ابوحامد، عقدالعلی­للموقف­الاعلی. به­اهتمام نائینی، تهران: روزبهان،1355.##کرمانی، افضل­الدین ابوحامد. بدایع الازمان فی وقایع کرمان، تهران: دانشگاه تهران،1326.##کلوزنر، کارلا،  دیوانسالاری ­در عهد سلجوقیان. یعقوب آژند، تهران: امیرکبیر،1363.##گردیزی، ابوسعید عبدالحى، زین الاخبار، تحقیق عبدالحى حبیبى، تهران: دنیاى کتاب،1363.##مرسل­پور، محسن، تاریخ سلجوقیان کرمان، کرمان: مرکز کرمان­شناسی،1387.##مقدسى، أبوعبدالله محمد، أحسن التقاسیم فى معرفة الأقالیم، ترجمه علینقى منزوى، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران،1361.##میرخواند، محمد بن خاوند شاه بلخی، روضة الصفا. چاپ دوم، تهران:علمی، 1375.##مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، چاپ دوم،تهران: دنیای کتاب، 1361.##متدین، محمود (همت کرمانی)، تاریخ کرمان، تهران: مالک اشتر،1370.##منشی کرمانی، ناصرالدین سمط العلی للحضره العلیا. تصحیح عباس اقبال تهران: اساطیر، 1362.##منشی کرمانی، ناصرالدین، نسائم ­الاسحار من لطائم الاخبار. تصحیح میرجلال­الدین حسینی ارموی (محدث)، تهران: اطلاعات،1364.## نخجوانی، هندوشاه، تجارب­السلف. تصحیح­ عباس اقبال، چاپ دوم.  تهران: بی­نا،1344.##نیشابوری، احمدبن­عبدالملک متخلص به معزی، دیوان امیر معزی. تهران: مرزبان،1362.##وزیری، احمدعلی­خان، تاریخ کرمان. تصحیح باستانی پاریزی، چاپ چهارم، تهران: علمی،1370.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>الگوی حکایت در تاریخ‌نگاری اسلامی بازنمایی شخصیت امین عباسی در اخبارالطوال دینوری</TitleF>
				<TitleE>The Pattern of Narrative in Islamic Historiography
Representation of al- Amin, the Abbasid caliph, in Dīnawarī’s      al-akhbâr al-tiwâl</TitleE>
                <URL>https://jhss.ut.ac.ir/article_36035.html</URL>
                <DOI>10.22059/jhss.2013.36035</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در منابع و تحقیقات تاریخی، شخصیت امین در میان خلفای عباسی، به عنوان خلیفه‌ای که متصف به رذائل اخلاقی است شناخته می‌شود. این تصویر منفی از وی به واسطة گزارش‌های متون تاریخ‌نگاری مسلمانان در قرون نخستین اسلامی از جمله اخبارالطوال دینوری ایجاد شده و تحقیقات تاریخی معاصر دربارة خلافت عباسی نیز با اعتماد به آن گزارش‌ها، این تصویر را به­عنوان واقعیت تاریخی وی پذیرفته‌اند. اما با استفاده از رویکردهای تفسیری ـ انتقادی نقد متون می‌توان دریافت دینوری در بازنمایی شخصیت امین و رویدادهای منجر به قتل وی، به دلیل ویژگی‌های خاص این واقعه، فرم بیان «حکایت» را در پردازش و بازنمایی رویداد به­کار گرفته است تا به واسطة وجه تعلیمی فرم بیان حکایت تاریخی و کارکرد عبرت‌آموزی مطالعه «تاریخ» در فرهنگ اسلامی، تفسیری از مسئلة جبر و اختیار و نسبت آن با حقایق اخلاقی بر اساس کلام معتزلی را اثبات کند. به نظر می‌رسد همین پیش‌فرض‌های عقیدتی، انتخاب فرم بیان حکایت و بازنمایی آن رویدادها را به صورت «واقعیت استعاره‌ای» موجب شده</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In historical sources and studies, among Abbasid caliphs, al-Amin (April 787 – 24/25 September 813) characterized as a caliph with moral vices. This negative picture emerged from the accounts of Muslims historiographical texts, such as al-akhbâr al-tiwâl, in first centuries of Islam and the contemporary historical studies about Abbasid caliphate, based on that accounts, accept it as his real, historical picture, too. Using critical-interpretative approaches to criticizing the texts, however, it could be found that, due to the special features of the event, Dīnawarī has used the form of ‘narrative-telling’ to represent al-Amin’s personality and the events which led to his murder. Utilizing the educational features of narration and the historical lessons of Islamic culture, he tried to prove an interpretation of the problem of Determinism and Free Will philosophy and its relation to Islamic truths based on mo’tazelian theology. It seems that the very theological assumptions and choosing the narrative-telling form have made these events to be represented as ‘metaphorical realities’.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>117</FPAGE>
						<TPAGE>137</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>زهیر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صیامیان گرجی</Family>
						<NameE>Zohair</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Siyamiyan Gorji</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zohairsiamian@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>امین عباسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تاریخ‌نگاری اسلامی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اخبارالطوال دینوری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حکایت تاریخی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>      ابن‌اثیر، عزالدین، الکامل فی التاریخ، ج 6، دار صادر، بیروت، 1965­.##      ابن‌اعثم کوفی، احمد بن علی، الفتوح، تصحیح علی شیری، ج 8، دارالاضواء، بیروت، 1991.##      ابن‌خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون، تصحیح سهیل زکار، دارالفکر، بیروت، 1401.##      ابن‌خیاط،خلیفه،تاریخخلیفه­بن­خیاط،تصحیحمصطفینجیبفواز،دارالکتبالعلمیه،بیروت، 1995.##      ابن‌طقطقی، محمد بن علی، ال‍فخری فی الاداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، تحقیق ممدوح حسن محمد، مکتبة الثقافه الدینیه، مصر، بی تا.##      ابن‌قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، المعارف، تصحیح ثروت عکاشه، دارالکتب، مصر، 1960.##      احمدوند، عباس، نهاد ولایتعهدی در خلافت اموی و عصر اول عباسی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، 1390.##      اصفهانی، محمد بن بحر، جامع التأاویل لمحکم التنزیل، به کوشش محمود سرمدی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1388.##      اقبال، عباس، تاریخ ایران از صدر اسلام تا انقراض قاجاریه، تصحیح محمدباقر عاقلی، انتشارات نامک، تهران، 1378.##      ایوب، ابراهیم، التاریخ العباسی السیاسی و الحضاری، شرکة العالمیة للکتاب، لبنان، 1989.##      بامشکی، سمیرا، روایت‌شناسی داستان‌های مثنوی، نشر هرمس، تهران، 1391.##      بیات، عزیزالله، تاریخ ایران از آغاز تا سلسله پهلوی، انتشارات جهاد دانشگاهی، تهران، 1384.##      پلا، شارل، «دامنه معنایی قصه در زبان عربی»، ترجمه ابراهیم موسی‌پور، قصه در جهان اسلام، نشر چشمه، تهران، 1390.##جبائی، محمد بن عبدالوهاب، تفسیر ابی علی الجبائی، جمع و اعداد و تحقیق خضر محمد نبها؛ تقدیم رضوان السید، دار الکتب العلمیه، بیروت، ۲۰۰۷.##جمیلی، رشید عبدالله، دراسات فی خلافة العباسیة، مکتب المعارف، بغداد، 1984.##حسن،ابراهیمحسن،تاریخسیاسیاسلام،ترجمهابوالقاسم پاینده، انتشارات جاویدان، تهران، 1376.##خضری،سیداحمدرضا،تاریخخلافتعباسیاز آغاز تا پایان آل­بویه، انتشارات سمت، تهران، 1378.##خواندمیر، غیاث‌الدین، تاریخ حبیب ­السیر فی اخبار افراد البشر، تصحیح جلال­الدین همایی، ج ۲، نشر خیام، تهران، 1333.##دوری، عزیز، عصر عباسی الاول، دارالطلیعه، بیروت، 1997.##دیپل، الیزابت، پیرنگ، ترجمه مسعودی جعفری، نشر مرکز، تهران، 1389.##دینوری، ابوحنیفه، اخبارالطوال، تصحیح عبدالمنعم عامر، مکتبة المثنی، بغداد، بی‌تا.##رابینسون،چیس.اف،تاریخ‌نگاریاسلامی،ترجمه مصطفیسبحانی،پژوهشکدهتاریخاسلام،تهران،1389.##رضوانیان، قدسیه، ساختار داستانی حکایت‌های عرفانی، نشر سخن، تهران، 1389.##رفاعی، احمد فرید، عصر المأمون، ج 1، مطبعة دارالکتب المصریه، قاهره، 1928.##روزنتال،فرانتس،تاریختاریخ‌نگاریدراسلام،ترجمهاسدالله آزاد، آستان قدس رضوی، مشهد، 1365##زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران، ج 2، نشر امیرکبیر، تهران، 1377.##زمخشری، محود بن عمر، تفسیر کشاف، ترجمه مسعود انصاری، ج 4، نشر ققنوس، تهران، 1391.##ستاری، جلال، «اسطوره و قصه از منظر عالم المثال»، ترجمه و تألیف جلال ستاری، جهان اسطوره‌شناسی اسطوره در جهان عرب و اسلام، نشر مرکز، تهران، 1384.##سیوطی، عبدالرحمن، تاریخ خلفا، تحقیق محمد محی‌الدین عبدالحمید، بی‌جا، بی‌تا.##شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام از آغاز تا نیمه نخست سده چهارم، چ سوم، انتشارات علمی‌فرهنگی، تهران، 1386.##طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک، ج 8، تصحیح محمد ابوالفضل ابراهیم، دار­الصادر، بیروت، 1962.##طقوش، محد سهیل، دولت عباسیان، ترجمه حجت‌الله جودکی، نشر حوزه و دانشگاه، قم، 1383.##عبادی، احمد مختار، فی التاریخ العباسی، دارالنهضة العربیة، بیروت، 1987.##عبدالمنعم، محمد حمدی، الدوله العباسیة، دارالمعرفة الجامعیة، طرابلس، 2006.##عبدالنعیم، مدحت محمد، تاریخ دولة العباسیة، مکتبة الرشد، ریاض، 1426.##عبدالهادی، عبداللطیف، عصر عباسی، مکتب الجامع االحدیث، طرابلس، 2008.##عش، یوسف، تاریخ عصر الخلافة العباسیة، دارالفکر المعاصر، بیروت، 1990.##عوفی، محمد بن محمد، جوامع‌الحکایات ‌و ‌لوامع‌الروایات (تاریخ ایران و اسلام)، تصحیح جعفر شعار، نشر سخن، تهران، 1374.##فهد، توفیق، «تعبیر خواب در اسلام»، ترجمه جلال ستاری، جهان اسطوره‌شناسی: اسطوره در جهان عرب و اسلام، ترجمه و تالیف جلال ستاری، نشر مرکز، تهران، 1384.##فیاض، علی اکبر، تاریخ اسلام، چاپ شانزدهم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1385.##قرآن کریم،##کعبی بلخی، عبدالله بن احمد، تفسیر ابی القاسم الکعبی البلخی، جمع و اعداد و تحقیق خضر محمد نبها؛ تقدیم رضوان السید، دار الکتب العلمیه، بیروت، ۲۰۰۷.##گوتاس، دیمیتری، تفکر یونانی، فرهنگ عربی، ترجمه محمدسعید حنایی کاشانی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1381.##مسعودی، علی­بن­حسین، مروج­الذهب و معادن­الجوهر، ج 4، تصحیح شارل پلا، جامعة­ اللبنانیه، بیروت، 1965.##مشرف، مریم، جستارهایی در ادبیات تعلیمی ایران، نشر سخن، تهران، 1389.##ملحم، عدنان محمد، مورخون العرب و الفتنة الکبری، دارالطلیعه، بیروت، 1998.##منوچهری، عباس، رهیافت و روش در علوم سیاسی، انتشارات سمت، تهران، 1387.##میرخواند، محمد، تاریخ روضة­الصفا فی سیرة­الانبیاء و الملوک و الخلفا، ج ۵، مصحح جمشید کیان‌فر، نشر اساطیر، تهران، 1380.##وایت، هایدن، «متن تاریخی به مثابه فرآورده ادبی»، ترجمه جلال فرزانه دهکردی، تاریخ و روایت، نشر دانشگاه امام صادق، تهران، 1388.##وکیل، محمد سید، العصر الذهبی للدولة العباسیة، دارالقلم، دمشق،1418.##یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج 2، دار صادر، بیروت، بی‌تا.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نگاهی به الگوهای تاریخ¬نویسی سعودی</TitleF>
				<TitleE>A Look at Saudi Historiographical Paradigms</TitleE>
                <URL>https://jhss.ut.ac.ir/article_36037.html</URL>
                <DOI>10.22059/jhss.2013.36037</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>پس از شکل­گیری حاکمیت سعودی در شبه­جزیرة عربستان که پس از هم­پیمانی محمد­بن­سعود حاکم شهر الدرعیه در قلب منطقة نجد عربستان سعودی و محمدبنعبدالوهاب رخ نمود، تاریخ­نویسی سعودی نیز آغاز به­ کار کرد. این تاریخ­نویسی در طول تاریخ خود از الگوهای متعددی پیروی کرده است. در وهلة نخست و با توجه به تفاوت‌های فرهنگی ـ مکانی می‌توان از دو الگوی تاریخ­نویسی نجدی و بغدادی پیرامون برآمدن آل ­سعود سخن گفت، که در الگوی نخست عنصر وهابی در مقابل عنصر سعوی برجسته می‌شود، و در الگوی دوم سرزمین نجد به­عنوان عنصر اصلی درنظر گرفته شده است. تفاوت در عنصر زمان نیز باعث ایجاد الگوهای متعدد تاریخ­نویسی سعودی شده است، از همین جهت می‌توان از منظر هویتی دوگونه تاریخ­نویسی متقدم (دورة نخست حاکمیت آل­ سعود) و متأخر (دورة پس از شکل­گیری حاکمیت سوم سعودی) را در نظر گرفت.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The Saudi historiography started by the rise of Saudi dynasty in central Arabia in 1744, when Muhammad ibn Saud, the tribal ruler of the town of Ad-Dir&#039;iyyah near Riyadh, and Muhammad ibn Abd-al-Wahhab, the religious leader were united. Several Paradigm shave been used to form such historiography in different periods. Firstly, the Najdian and the Baghdadian Paradigms can be discussed from locational–cultural point of view about the rise of Saudi dynasty. The Wahhabid and the Najd elements would be focused in the first and the second Paradigms, respectively. The differences between several periods have made different paradigms in Saudi historiography. So, in terms of identity, two kinds of Saudi historiography, the early (the first rule of Saudi dynasty) and the recent (after the third rule of Saudis),can be distinguished.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>137</FPAGE>
						<TPAGE>156</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>یاسر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قزوینی حائری</Family>
						<NameE>Yaser</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Qazvini</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکتری تاریخ اسلام از گروه تاریخ دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>yasermosavi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>وهابی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سعودی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>هویت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>غیرت¬سازی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>منطق هم¬ارزی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>الف) کتاب­ها##ابوالاسعاد، محمد، السعودیه و الخوان المسلمون، مرکز الدراسات و المعلومات القانونیه لحقوق الانسان، القاهره، بی تا.##امین، سید محسن، کشف الارتیاب، تاریخچه و نقد و بررسی عقائد و اعمال وهابی‌ها، ترجمه و نگارش: سید ابراهیم سید علوی، چاپ دوم، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1365.##بن بشر النجدی الحنبلی، الشیخ عثمان بن عبدالله، عنوان المجد فی تاریخ نجد، حققه وعلق علیه: عبدالرحمن بن عبداللطیف بن عبدالله آل الشیخ، الجزء الاول، مطبوعات داره الملک عبدالعزیز، الطبعه الرابعه، الریاض، 1402هـ،1982م.##بن بشر النجدی الحنبلی، الشیخ عثمان بن عبدالله، عنوان المجد فی تاریخ نجد، حققه وعلق علیه: عبدالرحمن بن عبداللطیف بن عبدالله آل الشیخ، الجزء الثانی، مطبوعات دارة­الملک عبدالعزیز، الطبعه الرابعه، الریاض، 1402هـ،1982م.##بن صالح بن عیسی، ابراهیم، تاریخ بعض الحوادث الواقعه فی نجد و وفیات بعض الاعیان وانسابهم وبناء بعض البلدان من (700-1340)، الامانه العامه للاحتفالات بمرور مئه عام علی تاسیس المملکه، الریاض،1999.##بن عباد العوسجی، محمد بن حمد، تاریخ ابن عباد، الامانه العامه للاحتفالات بمرور مئه عام علی تاسیس المملکه، الریاض،1999.##بن غنام، شیخ الامام حسین، تاریخ نجد، حرره وحققه الدکتور ناصر­الدین الاسد، قابله علی الاصل: عبدالعزیز بن محمد بن ابراهیم الشیخ، دار الشروق، الطبعه الرابعه، بیروت- القاهره، 1415هـ ، 1994م.##حسن ابوعلیه، عبدالفتاح، محاضرات فی تاریخ الدوله السعودیه الاولی 1157-1233هـ/1744-1818م، دار المریخ للنشر، الریاض، 1411هـ، 1991م.##حمزه، فواد، البلاد العربیه السعودیه، مکتبه النصر الحدیثه، الطبعه الثانیه، الریاض، 1388هـ 1968م.##الحیدری البغدادی، ابراهیم فصیح بن السید صبعه الله، عنوان المجد فی بیان احوال بغداد و البصره و نجد، مکتبه مدبولی، الطبعه الثانیه، القاهره، 1999.##الحیدری، السید ابراهیم فصیح بن صبغه الله بن اسعد صدر­الدین­، النکت الشنیعه فی بیان خلاف الله تعالی و الشیعه، تحقیق و تعلیق: عبدالعزیز بن صالح المحمود الشافعی، مکتبه الامام البخاری، الطبعه الاولی، القاهره، 1428هـ،2007م.##الخطیب، السید عبدالحمید (وزیر المفوض و المندوب فوق العاده للمملکه العربیه السعودیه لدی حکومه الباکستان)، الامام العادل صاحب الجلاله الملک عبدالعزیز بن عبدالرحمن الفیصل آل سعود، سیرته-بطولته-سرعظمته، شرکه مکتبه و مطبعه مصطفی البابی الحلبی و اولاده بمصر، الطبعه الاولی، مصر، 1370هـ1951م.##رسول، محمد رسول، الوهابیون والعراق عقیده الشیوخ و سیوف المحاربین، ریاض الریس للکتب والنشر، الطبعه الاولی، بیروت،2005.##رشید رضا، محمد، السنه و الشیعه او الوهابیه و الرافضه حقائق دینیه تاریخیه اجتماعیه اصلاحیه، الطبعه الثانیه، دار المنار، 1366 هـ 1947 م، القاهره.##الریحانی، امین، تاریخ نجد الحدیث و ملحقاته وسیره عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل فیصل آل سعود، المطبعه العلمیه لیوسف صادر، الطبعه الاولی، بیروت، 1928.##الزرکلی، خیرالدین، الوجیز فی سیره الملک عبدالعزیز، دارالعلم للملایین، بیروت، الطبعه الخامسه، 1988.##سعید، محمدعلی، بریطانیا و ابن سعود القلاقات السیاسیه و تأثیرها علی المشکله الفلسطینیه، دارالجزیره للنشر، الطبعه الاولی، بی جا، 1402هـ-1982م.##سلامه، غسان، السیاسه الخارجیه السعودیه منذ عام 1945، دراسه فی العلاقات الدولیه، معهد الانماء العربی، الطبعه الاولی، بیروت، 1980.##سلطانی، سید علی­اصغر، قدرت گفتمان و زبان، نشر نی، چاپ دوم، تهران،1387.##شکری الالوسی،السید محمود،تاریخ نجد، مکتبه مدبولی بی تا، القاهره.##العثیمین، عبدالله، بحوث و تعلیقات فی تاریخ المملکه العربیه السعودیه، مکتبه التوبه، الریاض، 1411 هـ. ق- 1990م.##ضیمران، محمد­، ژاک دریدا و متافیزیک حضور، انتشارات هرمس، تهران، 1379.##الغذامی، عبدالله محمد، حکایه الحداثه فی المملکه العربیه السعودیه، المرکز الثقافی العربی، الطبعه الثالثه، دارالبیضاء، بیروت، 2005.##فهد، خلیفه، جحیم الحکم السعودی و نیران الوهابیه، الصفا للنشر و التوزیع، الطبعه الاولی، لندن، 1991م.##فیرحی، داود ، قدرت دانش و مشروعیت در اسلام، نشر نی، چاپ هشتم، تهران، 1388.##الوردی، علی، لمحات اجتماعیه من تاریخ العراق الحدیث، ملحق الجزء السادس (قصه الاشراف و ابن سعود)، بی تا، بی جا.##یورگنسن، ماریان. فیلیپس، لوئیز، نظریه و روش در تحلیل گفتمان، ترجمه: هادی جلیلی، نشر نی، تهران،1389.##Al-Rasheed، Madawi، A history of Saudi Arabia،  Cambridge، 2002.##Fandy،  Mamoun،  Saudi Arabia and the Politlcs of  Dissent ،Macmillan ،London، 1999.## Weston، Mark، Prophets and princes: Saudi Arabia from Muhammad to the present، New Jersey،2008.##ب) مقالات##اطهری، سید حسین، بازنمایی بنیادهای فکری طالبان و القاعده معرکه افکار، مهرنامه، شماره 10، فروردین 90.##حوار مع الکاتب (خالد المشوح) عن التیارات الدینیة فی المملکة العربیة السعودیه،## 05- 08 -2011 ، http://www.rpcst.com/news.php?action=show&amp;id=2733##العثیمین، عبدالله الصالح، ابن غنَّام مؤرخاً لنجد فی عهد الدولة السعودیة الأولى (2)، جریدة الجزیرة السعودیه، العدد 10889، 12 جمادی­الاولی 1423، 22 July, 2002##قزوینی حائری، یاسر، گفتمان مشروعیت در هشت بهشت ادریس بدلیسی، مطالعات تاریخ اسلام، سال دوم، شماره 5، تابستان 1389.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>دیپلماسی، جنگ و حاکمیت سیاسی نگاهی دوباره به مناسبات ایران و انگلستان در آغاز قرن سیزدهم / نوزدهم</TitleF>
				<TitleE>Diplomacy, War and Political Sovereignty
 A re-evaluation of Anglo-Persian relations during the first decades of 19th century</TitleE>
                <URL>https://jhss.ut.ac.ir/article_36038.html</URL>
                <DOI>10.22059/jhss.2013.36038</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در سال‌های نخست قرن سیزدهم ـ نوزدهم ایران و انگلستان شاهد شکل‌گیری و توسعة محدود یک رابطة سیاسی بودند که مبنای اصلی آن شرایط ویژة ناشی از جنگ بود. در واقع، جدی­شدن خطر ناپلئون انگلیسی‌ها را واداشت که توجه خاصی به ایران داشته باشند. در مقابل، ایران نیز با توجه به رویارویی نظامی‌ با روسیه از توسعة روابط با انگلستان استقبال کرد. اگرچه انگلستان تمایل چندانی به ارتقای سطح این تماس با ایران نداشت، اقدام هم‌زمان ایران در توسعة روابط با فرانسه، آن دولت را به بازنگری در این رویکرد واداشت. در فاصلة سال‌های 1224/ 1809 تا 1229/1812 انگلستان با تأمین بخشی از نیازهای نظامی دولت نوپای قاجار، جایگاه و نفوذ خود در ایران را تقویت کرد. این ارتقای نفوذ به سفیران وقت این کشور فرصت داد تا هم‌راستا با منافع دولت متبوع خود، در روند ناپیوسته و نسبتاً طولانی مذاکرات صلح ایران و روسیه اعمال نفوذ کنند. مقالة پیش­رو کوشیده است با استناد به داده‌های موجود در دو مجموعة آرشیوی کمتر­دیده­شده، روند و سرشت مراحل پایانی این رابطه و پیامدهای ناشی از آن برای ایران را بررسی کند. این بررسی مدعی است مصالحة گلستان که در نهایت صورت عهدنامه به خود پذیرفت، پیامد هم‌کنشی سه عامل متفاوت، یعنی اقتدار متزلزل حاکمیت قاجار، جنگ با روسیه، و سرانجام، سیاست محافظه‌کار و موقعیت‌نگر انگلیسی‌ها در قبال ایران بود.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In the early 19th century and as a result of war circumstances, Iran and Britain experienced the formation and development of limited political intercourses. Emergence of Napoleon, as a serious danger made Britain to pay a special attention to Iran. On the other side, Iran welcomed the expansion of its ties with Britain due to its military conflicts with Russia. Although Britain was not interested to improve the contacts, Iran’s simultaneous approach toward France made Britain to revise its policy. So they tried, providing new-established Qajar government with some parts of military needs, to improve their position and influence in Iran during 1809-1812 AD (1224-1229 AH). So, British ambassadors were able to impact on the long and relatively discontinuous process of Russo-Persian negotiation to meet the interests of their own government. This article aimed to suggest a new attention to the nature of Anglo-Persian political relations during the first decades of 19/13th century. It deals with the last phases of Anglo-Persian political negotiations from 1809 to 1814 which finally resulted in the Definitive Treaty of 1814. Based on some new-found documentary materials gleaned from PRO unpublished documents as well as SSSA so far unknown Persian documents, it believes that the Qajar government succeeded to develop a relatively productive relation with Britain in this time. In other words, Qajar politicians and governors while encountered the Russian intrusion to Caucuses as well as many un-settled internal problems, found the Napoleonic wars an excellent opportunity to approach Great Britain. But the occasional nature of Britain policy toward Iran during this time prevented the contact to be more advantageous for Qajar state.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>157</FPAGE>
						<TPAGE>174</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>جواد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مرشدلو</Family>
						<NameE>Javad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Morshedlou</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش¬آموختة دورة دکتری تاریخ دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>morshedlu@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دولت قاجار</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مصالحة گلستان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گور اوزلی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رابطة خارجی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دیپلماسی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>گزیده اسناد آرشیوی وزارت خارجه بریتانیا (PRO)، پرونده‌های شماره 128، 133،139.##گزیده اسناد فارسی آرشیو دولتی گرجستان (اسناد گرجی)، ذخیره‌های شماره 2 و 1452.##محمود افشار یزدی، سیاست اروپا در ایران، ترجمه سید ضیاءالدین دهشیری، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، 1358.##عباسقلی‌آقا باکیخانوف، گلستان ارم، چاپ عبدالکریم علیزاده، تهران: ققنوس، 1383.##علی‌اکبر بینا، تاریخ سیاسی و دیپلماسی ایران، دو جلد، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1342.##عبدالرزاق‌بیک دنبلی، مآثر سلطانیه، تصحیح و تحشیه غلامحسین زرگری‌نژاد، تهران: مؤسسه ایران، 1383.##غلامحسین زرگری‌نژاد، «قرائتی دیگر از منازعه لرد مینتو و سرهارفورد جونز: تحلیلی از مبانی نخستین مسافرت ایلچی دربار قاجار به انگلستان»، تاریخ، نشریه تخصصی گروه تاریخ دانشگاه تهران، ش3،1381، صص 137- 155.##غلامحسین زرگری‌نژاد، «موافقت‌نامه گلستان: قرارداد متارکة جنگ یا عهدنامة قطعی (؟!)»، فصلنامة مطالعات تاریخ اسلام، سال 3، شمارة 8،1390، صص 77-102.##محمدتقی لسان‌الملک سپهر،ناسخ­‌التواریخ، چاپ محمدباقر بهبودی، ج­1، تهران: کتاب­فروشی اسلامیه، 1344.##علی‌اصغر شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، قرن سیزدهم و نیمه اول قرن چهاردهم، تهران: انتشارات زریاب، 1379.##میرزا فضل‌الله خاوری شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، چاپ ناصر افشارفر، دو جلد، ج1، تهران: انتشارات مجلس،1380.## الکساندر چلوخادزهفهرست اسناد آرشیوهای گرجستان پیرامون تاریخ ایران، تهران، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، 1381.##گودرز رشتیانی، فهرست اسناد آرشیوهای گرجستان دربارة تاریخ ایران، ج2، تهران، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی،1384.##کنت آلفرد دوگاردان، خاطرات مأموریت ژنرال گاردان در ایران، ترجمة عباس اقبال آشتیانی، چاپ همایون شهیدی، تهران: انتشارات گزارش، 1362.##فتح‌الله عبدالله‌یف، گوشه‌هایی از تاریخ ایران، تهران: انتشارات ستاره1356 .##میرزامحمدهادی علوی شیرازی، دلیل‌السفرا، سفرنامه میرزا ابوالحسن­خان ایلچی به روسیه، به کوشش محمد گلبن، تهران: مرکز اسناد فرهنگی آسیا ، 1357.##علی مشیری، «اوضاع سیاسی ایران بین سال‌های 1800 و1810 میلادی و فرمان جرج سوم به سرگوراوزلی، مأمور فوق‌العاده و ایلچی کبیر دولت انگلیس در دربار شاهنشاهی ایران و اولین سند نفوذ انگلیس درایران»،وحید، سال پنجم، شماره 1، 1346، صص 27-31.##سعید نفیسی، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دورة معاصر، 2جلد، تهران: بنیاد،1361.##غلامعلی وحید مازندرانی،  مجموعه عهدنامه‌های تاریخی ایران­، تهران: انتشارات وزارت امورخارجه،1350.##رضاقلی‌خان هدایت،تاریخ روضة‌الصفای ناصری، چاپ جمشید کیانفر، جلد 13، تهران: اساطیر­،1380.##Public Record Office (PRO), FO. 60         ##Muriel Atkin, Russia and Iran, 1780-1828, (Minneapolis: University of Minnesota Press, 1980.##A. Barrett, “A memoir of Lieutenant-Colonel Joseph D&#039;Arcy. R.A, 1780-1748”, IRAN 43, pp. 241-275, 2005##A. Dupré, Voyage en Perse faite dans les années 1807, 1808 et1809, 2 toms, Paris, 1819.##W. Freygang &amp; F. K Freygang, Lettres sur le Caucase et de Géorgie, London ,1823.##P. A. L. de Gardane, Journal d&#039;un voyage dans la Turquie de Asie et la Pers fait en 1807 et 1808, Paris,1809.##Edward Ingram, Britain’s Persian Connection, 1798-1828, Prelude to the Great Game in Asia ,Oxford: Clarendon Press, 1992.##Harford Jones-Brydges, An Account of the Transactions of His Majesty&#039;s Mission to Persia in the years 1807-1811, London, 1841.##John W. Kaye, History of the War in Afghanistan, London, 1851.##John W. Kaye, the Life and Correspondence of Sir John Malcolm, vol. I, London, 1856.## J .B. Kelly, ­Britain and the Persian Gulf,­1795-1880, London: Clarendon Press,1968.## [J. Malcolm], Sketches of Persia, 2 vols.(London)­, 1828.##John Malcolm, The Political History of India (London), 1969.##James Morrier, A Journey to through Persia, Armenia and Asia Minor to Constantinople in the years 1808and 1809, (London), 1812.##James Morrier, Second Journey through Persia, Armenia and Asia Minor, London,1818.## J. Reynolds, “A Memoir of the Late Right Hon. Sir Gore Ouseley Bart”, in. G. Ouseley, Biographical Notices on Persia Poets, London, 1846.## J. A. Saldanha, , The Persian Gulf Precise, vol. I, Calacutta, 1908.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>پارچه‌های دورة مغول براساس نسخة خطی«المُرشد فی الحساب»</TitleF>
				<TitleE>The Textiles of the Mongol era based on the Manuscript of         Al-Morshed fī al-hisāb</TitleE>
                <URL>https://jhss.ut.ac.ir/article_36040.html</URL>
                <DOI>10.22059/jhss.2013.36040</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دورۀ مغولان، تسهیل در امر تبادل تجربیّات مختلف ملت‌ها و در نتیجه رشد و توسعۀ برخی از فنون و علومی بود که مورد علاقه و توجّه پادشاهان آن سلسله قرار داشت، صنعت «نسّاجی و پارچه­بافی»دردورۀمغول نیزاز این امر مستثنی نبود و شواهد و مدارک تاریخی نشان می‌دهد که تبادل انواع پارچه‌ها و منسوجات بین ایران و چین در دورۀ مغول افزایش یافته و علاوه بر آن، تجربیّات فنّی «پارچه­بافی» ایران و چین نیز در این دوره به­خوبی ردّ­و­بدل شده که از این میان سهم ایران در این تبادلات بسیار      قابل­ملاحظه است. فنون پارچه­بافی ایرانی در دورۀ مغول توسعه یافته و صادرات انواع منسوجات ایرانی به چین در این دوره سهم قابل­توجهی در مبادلات دو کشور ایفا می‌نمود. با همۀ اهمیتی که صنعت نساجی در این دوره دارد، هنوز مطالعه­ای بایسته در این مورد به انجام نرسیده که یکی از دلایل آن کمبود اطلاعات در منابع تاریخی است، بر این اساس شناسایی و معرفی این‌گونه مراجع و منابع می‌تواند کمک موثری در تداوم مطالعات مرتبط با صنایع دورة مغول باشد، در این مقاله سعی شده تا یکی از منابع مهم دورۀ ایلخانان معرفی شده و اسامی پارچه­های مختلف آن دوره با تکیه بر دیگر متون تاریخی عصر شناسایی شود. اساس این مقاله بر نسخۀ خطی«­المرشد فی الحساب» استوار بوده ودر دو بخش تنظیم شده است، که در بخش نخست، نسخۀ خطی«­المرشد فی الحساب­»وویژگی‌های نسخه­شناسی آنمعرّفیشدهودربخشدوّماسامیپارچه­های موجود در این نسخه با بهره­گیری از دیگر متون تاریخی قرائت و به شناسایی آن‌ها پرداخته شده است.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Facilitating the exchange of different experiences of nations which resulted in the growth and development of arts and sciences was one of the most important achievements of the Mongols and of interests of their kings. The textile and cloth-weaving industry in the Mongol era was not an exception. Historical evidences show an increase in the exchange and trade of fabrics and textiles between Iran and china during the Mongol rule, and additionally, Iranians and Chinese exchanged their technical experiences in such field, however Iranians had a more considerable share. Persian cloth-weaving techniques developed during the Mongols rule and Iran&#039;s exports of textiles to China played a great role in commercial exchanges between these two countries in this period. Despite the importance of textile industry in this period, a competent study has not yet committed in such field because of the lack of information on historical resources. Accordingly, recognition and introducing of the sources can be considered as an effective element in progressing historical studies about several industries in Mongol era. It has been tried, in this article, to introduce one of the significant Ilkhanate sources to identify the names of its textiles comparing them with other historical sources. This study has been accomplished on the basis of “Al-Morshed fī al-hisāb” manuscript and is presented in two sections. As the starting point,“Al-Morshed fī al-hisāb” and its codicological descriptions are introduced and then, using other historical sources, the name of existing textiles in this manuscript would be surveyed</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>175</FPAGE>
						<TPAGE>193</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمدباقر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>وثوقی</Family>
						<NameE>Muhammad Bagher</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Vosoughi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>:      vosoughi@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمدحسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سلیمانی</Family>
						<NameE>Muhammad Hussein</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Soleymani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ارشد رشتة ایران¬شناسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پارچه ­بافی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نسخۀ خطی المرشد فی الحساب</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>علی­ بن­ حسن قاسانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>علم حساب</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابوالفضل بیهقی، تاریخ بیهقی (جلد 1)، (خلیل خطیب رهبر، مصحح) تهران، انتشارات مهتاب، 1374.##ابوسعید عبدالحی محمود گردیزی، زین الأخبار گردیزی، (عبدالحی حبیبی، مصحح) تهران، دنیای کتاب، 1364.##ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی، احسن التقاسیم فی معرقة الاقالیم، قاهره: مکتبة المدبولی، 1411.##ابو الشرف ناصح جرفادقانی، تاریخ یمینی، (جعفر شعار، مصحح) تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1374.##ابو علی بلعمی،. تاریخنامۀ طبری، (محمد روشن، مصحح) تهران: سروش 1378.##افشار، ایرج، تازه‌ها و پاره­های ایران­شناسی، بخارا، ص 202-203، 1385، تیر و مرداد.##اقبال، عباس، تاریخ مغول، تهران: امیرکبیر، 1384.##احمد بن علی مسکویه، تجارب الامم (جلد 3)، (ابوالقاسم امامی، مصحح) تهران: سروش، (1379).##تدنیف، گلیزیا، فهرست نسخه­های خطی موجود در موسسۀ زبان و ادبیات و هنر تاتارستان، گازان 2002.##تهرانی، آغا بزرگ، الذریعه الی التصانیف الشیعه، تهران، مکتبة الاسلامیّه، 1390ق.##حافظ ابرو، زبدة­التواریخ (جلد 1)، (حاج سید جوادی، تدوین) تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380.##حسن بن علی، (­زنده در 691)، المرشد فی الحساب، نسخۀ خطی ش 21852: کتابخان، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.##حمدالله مستوفی،. تاریخ گزیده، (عبدالحسین نوایی،  مصحح) تهران: امیرکبیر، 1364.##خواجه رشیدالدین فضل­الله همدانی، جامع­التواریخ؛ بخش آل سلجوق، (محمد روشن، مصحح) تهران: میراث مکتوب، 1386.##خواجه رشیدالدین فضل­الله همدانی، جامع­التواریخ (جلد 2)، (محمد روشن و مصطفی موسوی، مصحح) تهران: البرز، 1373.##دهخدا، علی­اکبر،  لغت­نامه، تهران: مؤسسۀ چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، 1377.##سیف بن محمّد سیف هروی، پیراستۀ تاریخنامۀ هرات. (محمّد آصف فکرت، مصحح) تهران، بنیاد موقوفات افشار، 1381.##شهاب­الدین محمّد نسوی، سیرت جلال­الدین منکبرنی، (مجتبی مینوی، مصحح) تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1384.##صفری آق قلعه، علی، چند نکته، گزارش میراث، (35)، 1388.##صفری آق قلعه، علی،  چهار پاره و چند نکته، گزارش میراث، (39)، 1389.##عطاملک جوینی، تاریخ جهانگشای جوینی، (محمّد قزوینی، مصحح) تهران: دنیای کتاب1385.##عبدالله بن محمّد کیا المازندرانی، رسالۀ فلکیّه، (والتر هینتس، مصحح) ویسبادن، 1952.##کمال­الدین عبدالرزّاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، (عبدالحسین نوایی، مصحح) تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، 1383.##محمّد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک (جلد 7) ، (محمّد ابوالفضل ابراهیم، تدوین) بیروت، روایح التراث العربی1387.##محمد بن علی بن محمد شبانکاره­ای، مجمع الانساب (جلد 2)، (میرهاشم محدث، مصحح) تهران، امیرکبیر، 1381.##محمد بن اسحاق بن یحیی الوشّاء، المُوشی او الظّرف والظُّرفاء، (کمال مصطفی، تدوین) مصر، مکتبة الخانجی، 1953.##محمد میرک بن مسعود حسینی منشی، ریاض­الفردوس خانی، (ایرج افشار و فرشته صرّافان، مصحّحان) تهران، انتشارات بنیاد موقوفات افشار، 1385.##محمد بن علی سلیمان راوندی، راحة الصدور و آیة السرور، (محمد اقبال و مجتبی مینوی، مصحح) تهران، امیرکبیر، 1364.##معین­الدین محمّد زمچی اسفزاری، روضات الجنات فی اوصاف المدینه الهرات (جلد 1)، (محمّد کاظم امام، مصحح) تهران: دانشگاه تهران، 1338.##معینی نطنزی، منتخب التواریخ، (پروین استخری، مصحح) تهران: اساطیر، 1383.##منهاج­الدین سراج جوزجانی، طبقات ناصری (جلد 1)، (عبدالحی حبیبی، مصحح) تهران، دنیای کتاب، 1363.##منزوی، احمد، فهرست­واره کتاب­های فارسی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1378.##مولانا محمد نظام قاری، دیوان البسه، (محمد مشیری، اهتمام) تهران، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، 1359.##نجم­الدین ابو الرّجاء قمی، تاریخ الوزراء، (محمدتقی دانش­پژوه، مصحح) تهران، مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1363­.##نفیسی، سعید، فهرست کتابخانه مجلس شورای ملی، تهران، چاپخانه مجلس شورای ملی، 1344.##A C. Moul and paul pelliot, (edited). Marco polo the description of the world. London, 1983.##Henry Yule and Henry Cordier, (edited). Book of Serr marco polo,جلد 1, New delhi, 1988.##Wittfogel, A Karl, Feng Chia-Sheng. history of chineses society Liao (907-1125)­, 1949.##wittfogel,A karl, feng chia- sheng. history of chineses society. liao(907- 1125), 1949.##Vatabe, viki, Persian art teaching Financial Statement of 13th century Mongol domination period Iran Murshid fī al-hisāb, 2011.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				