<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های علوم تاریخی</title>
    <link>https://jhss.ut.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های علوم تاریخی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سیاست خارجی واقع‌گرایی چین در خلیج‌فارس؛ قرن 21</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_104919.html</link>
      <description>با شروع قرن بیست‌و یکم، یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های چین نیاز مبرم این کشور به منابع انرژی در جهت حفظ روند توسعه اقتصادی‌اش بود. در سال 2001، زمانی‌که چین به سازمان جهانی تجارت پیوست و تمایل پکن برای تعامل با جامعه بین‌الملل و حضور در صحنه اقتصاد جهانی دو چندان شد و رویکردهای متنوعی را در سیاست خارجی خود برگزید. این رویکردهای نوین در کنار سایر سیاست‌های خارجی چین دستاوردهای سیاسی_ اقتصادی بی‌شماری برای چین به ارمغان آورد. رویکرد &amp;amp;laquo;واقع‌گرایی&amp;amp;raquo;&amp;amp;nbsp; یکی از راهبرد‌هایی بود که چین در سایه آن توانست اهداف بلند‌مدت خود در خلیج‌فارس دنبال کند. از‌این‌رو، مسئله این مقاله شناخت رویکرد واقع‌گرایی در سیاست خارجی چین و هدف آن بررسی تأثیر این رویکرد در موفقیت چین در تعامل با خلیج‌فارس است. این مقاله در صدد است تا به پاسخ این سؤال اصلی دست یابد که از آغاز قرن 21، اتخاذ رویکرد واقع‌گرایی در کنار سایر رویکردهای چین در سیاست خارجی چه دستاوردهایی برای این کشور به همراه داشته است؟ فرضیه این مقاله بر این مبنا استوار است که با شروع قرن 21، چین تلاش کرد تا با گرایش به رویکرد واقع‌گرایی، تعامل خود با کشورهای خلیج‌فارس را در قالب طرح‌های متنوع گسترش دهد و با شرکت در مجامع بین‌المللی مرتبط با خلیج‌فارس، اهداف سیاسی و اقتصادی خود را که همانا دریافت انرژی، تسلط بر بازارهای منطقه و حفظ امنیت منابع و منافعشان بود، پیش ببرد. یافته‌های این مقاله حاکی از آن است که سیاست خارجی چین در خلیج فارس، نمونه‌ای بارز از یک واقع‌گرایی عملی و حساب شده است که پکن آن را در پوشش یک دیپلماسی اقتصادی چند جانبه توسعه داده است. این مقاله با گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای و منابع اینترنتی به روش توصیفی - تحلیلی، یافته‌های خود را&amp;amp;nbsp; ارائه و سپس به نتیجه‌گیری پرداخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه دیدگاه مورخان و متکلم – مورخان در‌باره قاعده «صحابی بودن» در تاریخ‌نگاری، مطالعه موردی: محمد صلابی، منیر غضبان، طه حسین و ابوالاعلی مودودی</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_102836.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;از مسائلی که در تاریخ‌نگاری مورخان شایسته &amp;amp;nbsp;نقد و بررسی است میزان و چگونگی بهره‌گیری آنان از قواعد کلامی و اعتقادات دینی&amp;amp;nbsp; است. برخی از این مورخان که رویکرد کلامی به تاریخ دارند به هنگام تعارض تاریخ با کلام غالبا تاریخ را به سود کلام کنار می&amp;amp;shy;زنند. بی تردید هر مورخی حق دارد داده&amp;amp;shy;های کلامی را به عنوان شاهد و دلیل در کنار دیگر شواهد، دلایل و اسناد تاریخی به کار برد ولی مشکل برخی از مورخان این است که آنان علم کلام و اعتقادات را به عنوان سند قطعی و نهایی تلقی کرده هر گونه گزارش تاریخی که در تعارض با اعتقادات کلامی آنان باشد انکار یا توجیه می&amp;amp;shy;کنند و به راویان این روایات به بهانه شیعه بودن می&amp;amp;shy;تازند. یکی از این قواعد کلامی که برخی مورخان اهل سنت در تاریخ‌نگاری خود به آن تکیه کرده&amp;amp;shy; و تمام اسناد تاریخی را به سود آن انکار یا تاویل کرده&amp;amp;shy;اند قاعده &amp;amp;laquo;صحابی بودن&amp;amp;raquo; است. هدف این پژوهش بررسی میزان و چگونگی تاثیر این قاعده کلامی بر تاریخ&amp;amp;shy;نگاری دو گروه از مورخان معاصر اهل سنت و نقد آن است. مورخان معاصر اهل سنت در تکیه بر قواعد کلامی یا تکیه بر اسناد تاریخی به دو گروه تقسیم شده&amp;amp;shy;اند. برای گروه نخست که &amp;amp;laquo;مورخ&amp;amp;raquo; نامیده می&amp;amp;shy;شوند طه حسین و ابوالأعلی مودودی انتخاب شده&amp;amp;shy;اند. برای گروه دوم محمد صلّابی و منیر غضبان به عنوان &amp;amp;laquo;متکلم ـ مورخ&amp;amp;raquo; برگزیدیم. سؤال اصلی پژوهش: مورخان و متکلم ـ مورخان تا چه اندازه از قاعده &amp;amp;laquo;صحابی بودن&amp;amp;raquo; بهره جسته‌اند و بهره‌گیری از این قاعده چه پیامد&amp;amp;shy;هایی در پی دارد؟ روش این پژوهش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی و مقایسه&amp;amp;shy;ای است. از نتایجی که به دست آمد: مورخان در تاریخ&amp;amp;shy;نگاری خود از این قاعده بهره‌ای نبرده‌اند ولی متکلم ـ مورخان بجای تکیه بر شواهد تاریخی از این قاعده کلامی به عنوان حجت، شاهد و سند قطعی&amp;amp;nbsp; بهره برده‌اند لذا نتوانسته‌اند تاریخی عینی، علمی و پالوده&amp;amp;nbsp; ارائه دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی منابع مکتوب مرتبط با مَدرس- مقبرۀ ابن‌سینا در اصفهان</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_103592.html</link>
      <description>بنای مَدرس- مقبرۀ منسوب به ابن سینا، از یادگارهای عصر دیالمه در محله دردشت اصفهان است. این اثر در طول زمان پیوستگی خود را با ساختارهای همجوار از دست داده و به یک فضای گنبدخانه‌ای منفرد تبدیل شده است. بررسی منابع مکتوب نگارش شده در قرون مختلف که به محل زندگی، تدریس و مرگ ابوعلی‌سینا پرداخته‌اند کمک قابل قبولی در شناخت این بنا داشته است. در این راستا ارتباط ابن سینا و اصفهان از طریق روش‌های تاریخی و توصیفی-تحلیلی و نیز مطالعات مقایسه‌ای بررسی شد. بر پایۀ این مطالعات مشخص گردید که در منابع قبل از صفویه عمدتاً زندگینامه و آثار ابوعلی‌سینا مطرح شده و کاتبین به مقتضای بحث، به محل فوت، دفن و گاهاً اسامی شهرهای محل خاکسپاری او بیان داشته‌اند. در منابع بعد از صفویه، هرچند تمرکز نویسندگان بر بنای مورد پژوهش، به عنوان مَدرس و مدفن احتمالی ابن‌سینا فزونی یافته، اما این ارائه اطلاعات همچنان محدود به بیان کلیات حوادث به وقوع پیوسته پیرامون شخصیت وی و ارائه مختصر جزئیاتی از ساختار کالبدی و تغییرات حادث شده در بنای مَدرس ایشان است. با توجه به منابع در دسترس، هرچند پذیرش احتمال دفن ابو علی سینا در اصفهان بیش از پیش قوت گرفت، اما رد یا تائید انتساب مدفن ابن‌سینا به هر یک از دو شهر اصفهان یا همدان امری غیرقطعی است. از طرف دیگر بر اساس دلایل و شواهد موجود، می‌توان بیان داشت که کارکرد بنای مذکور به عنوان مَدرس ابو علی سینا در اصفهان، مورد قبول قاطبۀ پژوهشگران این عرصه قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شورش بزرگ علیه نرام-سین در روایت تاریخی و روایت ادبی</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_103660.html</link>
      <description>روایت شورش بزرگ علیه نرام سین را از طریق رونوشت‌های کتیبه‌ای سلطنتی، و آثار ادبی متعددی می‌شناسیم. اهمیت این واقعه در این است که نخست، نرام سین در پی سرکوب یک شورش سراسری، خود را به مرتبۀ الوهی ارتقاء داده‌است. و دوم، این موضوع، تاثیر شگرفی بر حافظۀ تاریخی مردم بین‌النهرین و به ویژه، آثار ادبی دوران متاخر گذاشته‌است. بنا بر ادعای کتیبه‌های خود نرام سین، این شورش به قدری شدید بوده که گویی تمام سرزمین‌های تحت فرمان وی، بر شاه اکده شوریده‌اند؛ شورشی که نهایتا با خواست الهه ایشتر-انونیتوم، تماما سرکوب شد و نرام-سین پس از آن، با دعای مردم اکده و رضایت خدایان، به درجۀ خدایی رسید. در این مقاله، می‌کوشیم تا معرفی جامعی از موضوع شورش بزرگ علیه نرام-سین ارائه کنیم. بدین ترتیب، روایت کتیبۀ شورش بزرگ و همچنین، آثار ادبی مربوط به این روایت، بررسی و مقایسه می‌شوند، تاریخی‌بودن شورش در دوران نرام سین و دامنۀ آن به بحث گذاشته می‌شود و اهداف تدوین این متون ادبی و بستر تاریخی آن‌ها تشریح می‌شود. در این تحقیق بررسی خواهیم کرد که آیا وقایع اصلی&amp;amp;nbsp; شورش بزرگ علیه نرام-سین، بر پایه واقعیت است یا خیر؛ و متون ادبی متاخر، چگونه برای اهداف تبلیغاتی، تبیین رویدادهای عصر خود، یا صرفا به عنوان آثار ادبی، از این موضوع، بهره‌ برده‌اند</description>
    </item>
    <item>
      <title>صنعت کشتی سازی در تمدن اسلامی (قرن اول هجری – حوزه دریای مدیترانه)</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_102951.html</link>
      <description>این پژوهش که به روش تاریخی و با رویکرد توصیفی تحلیلی انجام گرفته، به بررسی تاریخ صنعت کشتی‌سازی در تمدن اسلامی در قرن اول هجری و در حوزه دریای مدیترانه می‌پردازد. در واقع سئوال اصلی پژوهش حاضر آن است که سیر تکوین و تحول صنعت کشتی ‌سازی در تمدن اسلامی در قرن اول هجری و در حوزه دریای مدیترانه چگونه بوده است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ایده‌ی گسترش قلمرو اسلامی در کنار حفاظت ازممالک مفتوحه، مسلمانان را در ورود به&amp;amp;nbsp; صنعت کشتی‌سازی و ایجاد ناوگان دریایی علاقه‌مندکرد. در این میان دریای مدیترانه به دلیل اهمیت اقتصادی و راهبردی، در نزد آنان از جایگاه ویژه‌ای برخودار بود. مسلمانان در قرن اول هجری به این دریا پا نهادند. فاتحان مسلمان پس از برخوردهای اولیه با ناوگان قدرتمند بیزانس، تلاش نمودند تا با استخدام صنعتگران بومی و استفاده از دانش آنها، ضمن ایجاد و توسعه صنعت کشتی‌سازی، زمینه های تسلط خود را براین دریا فراهم نمایند. نتیجه این امر تاسیس کارگاه‌های متعدد کشتی ‌سازی در مناطقی مانند شام، مصر و شمال آفریقا بود که مسلمانان آنان را &amp;amp;laquo;دارالصناعه&amp;amp;raquo; می‌نامیدند، صنعت کشتی‌سازی علاوه بر تسهیل فتوحات دریایی، بعدها نقش مهمی در گسترش مناسبات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مسلمانان با سایر نقاط جهان داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی وضعیت مالکیت زن در دین زردشتی (مطالعه موردی سند 22 و bis22تبرستان)</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_103720.html</link>
      <description>ازدواج و تشکیل خانواده در دین زردشتی از اهمیت بسزایی برخوردار بود و این امکان را فراهم می&amp;amp;shy; ساخت تا هر یک از اعضای خانواده در سایه آن، از حقوق و مزایای اجتماعی بهره&amp;amp;shy; مند شوند. زن نیز به عنوان یکی از اعضای اصلی خانواده می&amp;amp;shy;توانست از این مزایا برخوردار گردد؛ اما همۀ زنان به طور یکسان نمی&amp;amp;shy;توانستند از این مزایا بهره یابند، چون در دین زردشتی شرایطی وجود داشت که می&amp;amp;shy; توانست در وضعیت مالی زن تأثیر بگذارد. این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی بر آن است وضعیت مالکیت زن را با مطالعه موردی دو سند 22 و bis22 تبرستان مورد بررسی قرار دهد. این دو سند درباب شکایت در مورد اموالی است که در دست پادشازنی بوده است و روند بررسی آن از سوی محاکم قضایی مورد مداقه قرار می&amp;amp;shy; گیرد. بررسی&amp;amp;shy; ها حاکی از آن است که با مطالعۀ این دو سند و دیگر متون حقوقی همچون مادیان هزاردادستان می &amp;amp;shy;توان چنین دریافت که مالکیت زن بر این دارایی&amp;amp;shy; ها، مطلق نبوده بلکه مشروط به جایگاه و تعهدات وی در نهاد خانواده بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی اعقاب فرمانروایان جلایری بر پایه‌یِ اسناد و مسکوکات نویافته</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_102935.html</link>
      <description>در پی قتل سلطان احمد در سال 813ه.ق، بخشی از شاه‌زادگانِ جلایری با عقب‌نشینی به خوزستان، حکومت جلایری را ادامه دادند. تاریخ این بخش از جلایریان کمتر شناخته شده، هنوز اسامی این فرمانروایان، ترتیب و مدت زمان حکومت آنها روشن نیست. در این پژوهش تاریخی با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تدقیق در روایات منابع تاریخی و مسکوکات یافته شده، کوشش می‌شود تا ضمن بررسی تاریخ و ساختار سیاسی حکومت جلایریان خوزستان، پاسخی روشن به این پرسش ارائه گردد که چه مؤلفه‌ها و عواملی در شکل‌گیری و تداوم حکومت جلایریان خوزستان مؤثر بوده است؟ یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که فرزندان شیخ‌علی به عنوان شعبه‌ای دیگر از خاندان جلایری، اندکی بیش از دو دهه (814-835ه.ق) بر خوزستان و جنوب عراق فرمان راندند. این سلسله، با استفاده از عواملی همچون پیشینه حکومتی شیخ‌علی در خوزستان، انزوای سیاسی‌منطقه و سیاست احتیاط‌آمیز تیموریان در قبال توسعه&amp;amp;lrm;طلبی قراقویونلوها، پایه‌ریزی گردید. فرمانروایان سلسله به ترتیب سلطان محمود، تندی‌سلطان، سلطان اویس دوم، سلطان محمد در خوزستان و سلطان حسین دوم در حله و جنوب عراق حکومت کردند. عدم تجانس نژادی با ساکنان قلمرو تحت فرمان، ضعف مشروعیت قدرت،&amp;amp;nbsp; ناکامی فرمانروایانِ این سلسله در انتساب خود به مغولان و چنگیزیان، ناتوانی در بازیابی و احیاء ساختارِ پیشینِ حکومت جلایری ، تغییر سیاست دربار تیموری نسبت به آنها، ناتوانی نسبی در استقرار امنیت اجتماعی در قلمرو تحت فرمان و همچنین، جوانی، کم‌تجربگی، نزاع درون خاندانی و کوتاهی عمر سلاطین این سلسله را می‌توان به عنوان علل و عوامل مؤثر بر ناپایداری این سلسله در نظر گرفت</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی گزارش‌های متون جغرافیاییِ قرن سوم تا هشتم هجری درباره مَکُّران</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_103512.html</link>
      <description>مکران در بازه زمانی قرن سوم تا هشتم هجری قمری پهنه سرزمینی وسیعی در جنوب شرق ایران بود که بخش بزرگی از بلوچستان فعلی را شامل می‌شد. در فاصله قرون یاد شده، نوسانات و تغییرات سیاسی متعددی در شرق و جنوب شرق ایران ایجاد شده بود و حکومت‌های متعددی با مرزها و ساختار سیاسی متنوعی بر سر کار آمدند. از طرفی گستردگی ایالات و تعریف ایالات جزئی‌تر و مشخص شدن حدود و ثغور و مرزهای ایالات نیز میان جغرافیدانان محل اختلاف بود. با توجه به گستردگی ایالت مکران در این فاصله زمانی و ساختار و مرزهای سیاسی متغیر حکومت‌ها و عدم بازدید مستقیم جغرافی نگاران از مکران در آن دوره، این سوال پیش می‌آید که راجع به سرزمین مکران در متون جغرافیایی قرن سوم تا هشتم هجری قمری چه اشکالاتی راه یافته است؟ از آنجا که اغلب جغرافی‌نویسان قرن سوم تا هشتم هجری مستقیما به مکران مراجعه نکرده‌اند و بر اساس گزارش‌های غیر مستقیم به توصیف این سرزمین پرداخته‌اند، اطلاعات ارائه شده در این متون نشانگر آن است که منابع مورد استفاده نویسندگان محدود بوده و گزارش‌های مندرج در متون جغرافیایی عمدتاً مشابه، تکراری و در برخی موارد غیردقیق و اشتباه است. هدف از این نوشتار تبیین اشکالات و ایرادات موجود در گزارش‌های جغرافی‌نویسان قرن سوم تا هشتم هجری درباره مکران است. این مقاله به روش تاریخی با توصیف و تحلیل داده‌های گردآوری شده از منابع کتابخانه‌ای و استفاده از قدیمی‌ترین نسخه چاپ شده متون جغرافیایی، نگاشته شده است</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر تداوم جایگاه و نقش‌های چندوجهی خاندان‌های‌ متنفذ محلی؛ نمونه پژوهشی خاندان سادات شریفی حسینی شیرازی در فارس(900-1331ه.ق)</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_102682.html</link>
      <description>خاندان‌های متنفذ محلی با توجه به جایگاه و کنش‌های مختلف، همواره از گروه های تاثیر‌گذار، و آگاهی از کنش‌ها، مولفه‌های قدرت ‌و زمینه‌های تداومشان، از ضروریات شناخت و تحلیل رویدادهای تاریخی است. خاندان سادات شریفی حسینی شیرازی با حضور چند قرنی(777&amp;amp;ndash; 1383ه.ق) در مناصب مختلف سیاسی(وزارت، صاحب اختیاری، کلانتری،...)، مذهبی(صدارت، شیخ الاسلامی، تولیت شاهچراغ،....) و اجتماعی(قطب سلسله صوفی ذهبیه) از جمله خاندان‌های متنفذ، دارای نقش‌های چندوجهی بودند. با توجه به نفوذ تاثیرگزار این خاندان در محیط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فارس، در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی و منابع تاریخی به کنشگری آنان پرداخته می‌شود. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد خاندان سادات شریفی حسینی شیرازی با تکیه بر مولفه‌هایی چون مشروعیت خاندانی، تجربه‌های دیوانی، و در سایه تعامل با قدرت‌های سیاسی حاکم، به تداوم جایگاه خود در سطوح مختلف حکمرانی و جامعه محلی پرداختند. جمع شدن همزمان قطبیت سلسله ذهبیه و تولیت بقعه شاهچراغ در بعضی از اعضای این خاندان چون، میرزا سید عبدالنبی(1151-1231ه.ق)،میرزا ابوالقاسم راز(1212-1286ه.ق)، مجدالاشراف(1243-1331ه.ق) نیز منجر به افزایش بیش از پیش جایگاه و نفوذشان شد. از طرفی نقش‌آفرینی آنان در چهارچوب فعالیت‌های فرهنگی تاثیر مهمی در ارتقاء موقعیت اجتماعی‌شان داشت. نتایج حاصل همچنین اطلاعات دقیقی از چگونگی عملکرد این خاندان، به ویژه مشهورترین اعضای آن بیان می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی سندی از میرزا منصور‌خان بهبهانی</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_102950.html</link>
      <description>آنچه در این مختصر مطرح می‌شود، باز خوانی سندی است مورّخ ۱۲۳۳هـ، مربوط به میرزا منصور خان بهبهانی حکمران بهبهان و کهگیلویه در روزگار فتحعلیشاه قاجار. داستان سند از این قرار است که نخست میرزا سلطان محمد خان اوّل، پدر میرزا منصور، عمارت حکومتی خویش را در زمین مجهول المالکی به نام &amp;amp;laquo;باغِ میر شاه میر&amp;amp;raquo; بنا می‌نهد و پس از وی فرزندش میرزا منصور خان بهبهانی در گوشه‌ای دیگر از همین زمین، بنایِ عمارتِ حکومتیِ خویش را می نهد و همزمان به تفحّص دربارۀ کشفِ هویّتِ مالکانِ زمین می پردازد و معلوم می کند که مالکان زمین، دو خانواده از سادات طباطبائی بوده‌اند و زمین مذکور را از ورثۀ مزبور خریداری و صلح می کند. سند حاضر مبایعه‌نامه و صلح‌نامۀ این زمین است. میرزا منصور خان از سلسلۀ کلانتران بهبهان و از سیاستمداران فارس در روزگار فتحعلیشاه قاجار است که بخشی از روزگار محمّدشاه را درک کرده است.&amp;amp;nbsp; دختر وی گوهرتاج بیگم، همسر نجفقُلی میرزای والی، پسر حسینعلی میرزای فرمانفرما است. از وقایع مهمّ زندگانی میرزا منصورخان اینکه فتحعلیشاه قاجار به سبب برخی ناآرامی‌ها در ایالت فارس، خود به سال 1245 به منطقۀ بهبهان و کهگیلویه روی آورد؛ راهنمائی موکب شاهی را در این سفر بدو محوّل کردند. نامه‌ای مورّخ 1245 به مُهر فرمانفرما خطاب به میرزا منصور خان نگاشته شده که گزارش سفر شاه به آن ناحیه را به او نوشته و از او رفع نگرانی کرده است. این نامه جزو آرشیو اسناد سردار امجد منصوری طباطبائی بوده است که اخیراً به کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران اهدا شده و به سبب اینکه در دست مرمّت و سامان‌دهی است هنوز فهرست نشده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدال‌ها و نشان‌های فرهنگی و علمی در دوره‌های قاجاریه و پهلوی</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_103274.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;مدال‌ها و نشان‌های علمی و فرهنگی، یکی از مهم‌ترین ابزارهای نمادین در فرایند مشروعیت‌بخشی به قدرت سیاسی در ایران معاصر بوده‌اند. این نمادها از دوره قاجاریه، به‌ویژه با شکل‌گیری نهادهای جدید آموزشی و فرهنگی، فراتر از نقش تزیینی یا تشویقی عمل کرده و به سازوکارهایی مؤثر در بازنمایی و تثبیت نظم سیاسی تبدیل شدند. ضرورت این پژوهش از آنجا ناشی می‌شود که کارکردهای سیاسی و فرهنگی این نشان‌ها کمتر در چارچوب نظری دقیق و تطبیقی موردتوجه قرار گرفته است.پرسش اصلی تحقیق آن است که مدال‌ها و نشان‌های علمی در دوره‌های قاجار و پهلوی چگونه در خدمت ساختار سیاسی عمل کرده و چه نقشی در بازتولید، مشروعیت‌بخشی و تفکیک نخبگان ایفا کرده‌اند؟ براین‌اساس، فرضیه پژوهش بیان می‌دارد که این نشان‌ها، در قالب سرمایه نمادین، ابزاری برای شناسایی و تقویت جایگاه نخبگان همسو با نظام سیاسی و حذف یا به حاشیه راندن روشنفکران مستقل بوده‌اند.روش پژوهش به‌صورت تاریخی&amp;amp;ndash;تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای و بررسی اسناد و مطبوعات دوره‌های موردنظر است. چارچوب نظری مقاله، تلفیقی از نظریه سرمایه نمادین پی‌یر بوردیو و مفهوم قدرت مشروع در اندیشه ماکس وبر است.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نشان‌های علمی، علاوه بر کارکرد فرهنگی، نقش فعالی در مدیریت مناسبات قدرت، بازنمایی اقتدار دولت و سازمان‌دهی نخبگان در چارچوب دولت&amp;amp;ndash;ملت مدرن ایفا کرده‌اند. این تحلیل، افقی تازه برای فهم مناسبات پیچیده میان فرهنگ، علم و سیاست در تاریخ ایران می‌گشاید</description>
    </item>
    <item>
      <title>ایستگاه‌های کاروانی شمال چین در متون اسلامی: از «کاشغر» تا «چانگ‌آن»</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_103258.html</link>
      <description>شهر کاشغر در محل تلاقی راه‌های ارتباطی چین که از بخش‌های شمالی و جنوبی صحرای &amp;amp;laquo;تاکلاماکان&amp;amp;raquo; می‌گذشت، قرار داشت. این شهر دروازۀ ورودی و خروجی کاروان‌ها در مسیر تاریخی جاده‌های ماوراءالنهر و سِند و فلات مرکزی ایران به سمت چین محسوب می‌شد؛ راهی که از قرن نوزدهم میلادی به جادۀ ابریشم مشهور شده است. راه‌های دسترسی نواحی غربی به پایتخت چین با گذر از این شهر به دو سوی شمال و جنوب صحرای تاکلاماکان منشعب شده و از آنجا مستقیماّ به پایتخت باستانی چین در شهر &amp;amp;laquo;چانگ‌آن&amp;amp;raquo; (Chang&amp;amp;rsquo;an/长安) یا &amp;amp;laquo;شی‌آن&amp;amp;raquo; (Xi&amp;amp;rsquo;an/西安) که در متون اسلامی از آن با نام &amp;amp;laquo;خَمْدان&amp;amp;raquo; یاد شده، منتهی می‌شدند. راه شمالی به سوی شهر تورفان می‌رفت و راه جنوبی از خُتن می‌گذشت و سپس با قرار گرفتن در یک مسیر به سمت پایتخت چین می‌رفت. با توجه به اهمیّت جایگاه کاشغر در تبادلات بین چین و جهان اسلام، در متون قرون نخستین اسلامی از این شهر با عنوان &amp;amp;laquo;ثغرالاسلام&amp;amp;raquo; یاد شده است. در دورۀ پیش از اسلام، مراودات ایران و چین در این مسیر با میانجیگری یکی از کهن‌ترین اقوام ایرانی یعنی &amp;amp;laquo;سغدیان&amp;amp;raquo; به انجام می‌رسید. در دورۀ اسلامی، این روند ادامه یافت و سغدیان بار اصلی تبادلات فرهنگی و اقتصادی بین چین و جهان اسلام را بر عهده داشتند. جوامع کوچک سغدیان به عنوان انتقال‌دهنده و میانجی فرهنگی بین چین و دنیای اسلام در این مسیر ساکن شدند. اهمیّت مسیرهای دسترسی به شهر کاشغر به عنوان دروازۀ ورود به چین برای مسلمانان موجب شد تا این جادۀ باستانی در متون مختلف جغرافیایی، تاریخی و ادبی جهان اسلام معرفی شود. به عبارت دیگر، جای‌نام‌های مسیرکاشغر به پایتخت چین در متون اسلامی از قرون نخستین اسلامی تا قرن دهم هجری مورد توجّه قرار داشته است. به‌‌رغم پژوهش‌های متعددی که در مورد شهرهای این مسیر به انجام رسیده، امّا هنوز پژوهشی با تأکید بر ضبط اسامی و تغییرات آوایی آنها بر اساس نسخه‌های خطی متون اسلامی تا کنون به انجام نرسیده است. اهمیّت این موضوع باعث شد تا پژوهش حاضر، مسئله بازنمایی ایستگاه‌های کاروانی شمال چین در متون اسلامی از کاشغر تا چانگ‌آن را به صورت یک مسئله تاریخی مورد ارزیابی و معرفی قرار دهد. در این پژوهش ضمن توجّه به پیشینۀ مطالعات و تحقیقات در این باره، جای‌نام‌ها بر اساس کهن‌ترین یا معتبرترین نسخه‌های خطی متون اسلامی، معرفی شده‌اند و تصوّر جغرافیایی نویسندگان مسلمان از این مسیر شناسایی و مورد ارزیابی قرار گرفته است</description>
    </item>
    <item>
      <title>The Meaning and Concept of the Legend of &amp;quot;nwky&amp;quot; on the Coins of Yazdgird II</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_102227.html</link>
      <description>The fifth century witnessed fundamental changes in the inscriptions on Sasanian coins. From the late fourth century, the relatively uniform list of legitimizing Sasanian titles changed due to social, religious, and political changes. By the late fifth century, all of these titles had been eliminated and were replaced by titles that reflected the changing political ideology at the Sasanian court. This article examines the meaning and concept of the legend of “nwky” on the coins of Yazdgird II. Today, most numismatists believe it is the transliteration of Middle Persian (MP) nōg, meaning “new”, widely used in Zoroastrian and Manichaean Middle Persian texts. However, it seems that no convincing reason has been proposed for the minting of this legend. This article attempts to answer the question of what the concept of this legend is and what the purpose of the Sasanian court was in inserting it, using textual background and linguistic analysis. The author believes this legend is a part of the compound nōg xwarrah, which was struck on Yazdgird II’s coins as a legitimizing title due to political-military changes in his battles with the nomadic tribes on the eastern frontiers and After Yazdgird’s death, it appeared on the official seal of his son, Pērōz, as nōg xwarrah abzud.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هرمیاس و ارسطو، مشاور فیلیپ دوم، در روابط شاهنشاهی هخامنشی و مقدونیه(347-336ق.م)</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_102228.html</link>
      <description>در شرح زندگی ارسطو، فیلسوف یونانی، به سفر و اقامت وی در شهر آتارنئوس و آسوس در شمال غرب آسیای صغیر تحت فرمانروایی حاکم محلی به نام هرمیاس پس از مرگ افلاطون اشاره شده است. این فرد به واسطه‌ی ارسطو و برخی دیگر از شاگردان آکادمی افلاطون، عامل مهمی در آگاهی یافتن فیلیپ فرمانروای مقدونیه از وضعیت داخلی شاهنشاهی هخامنشی تبدیل شد، تا جایی که اتحاد سیاسی او با فیلیپ با واکنش سخت ایرانیان مواجه شد و جان خود را نیز بر سر این پیمان نهاد. گرچه ارسطو در نوشته‌هایش به ستایش هرمیاس و هجو و بدگویی از ایرانیان پرداخته است، با این حال با بررسی دقیق تحولات سیاسی و رفت و آمدهای دیپلماتیک میان فرمانروای آتارنئوس و دربار فیلیپ مقدونی، می‌توان به این نتیجه رسید که شاهنشاهی هخامنشی اطلاعات روشنی از رخدادهای سیاسی دولتشهرهای یونانی و پادشاهی مقدونیه داشته و با حذف هرمیاس، و احتمالاً خود فیلیپ، کمک زیادی به یونانیان در جهت کسب استقلال از دست رفته‌ی خود کرده است. در این پژوهش سعی شده است بر اساس روش تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، نشان داده شود که شاهنشاهی هخامنشی در جهت تقویت پیمان آنتالکیداس، تلاش‌های خود را برای حفظ استقلال دولتشهرهای یونانی در برابر سلطه‌جویی‌های مقدونی، پیش از ظهور اسکندر با حذف عناصر مقدونی‌گرا انجام داده بود، ولی اختلافات یونانیان و سرعت عمل و خشونت اسکندر در سرکوب مخالفان یونانی‌اش باعث از دست رفتن این فرصت تاریخی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و تبیین مهم‌ترین گناهان زنان و کیفر آن‌ها در دوره ساسانی</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_102874.html</link>
      <description>دوره ساسانی، یکی از دوره‌های پرتحول از نظر نظام اداری، فرهنگی و دینی به‌شمار می‌آید. در این دوره، تفسیر مفاهیم گناه، عدالت و مجازات در چارچوب قوانین دینی و عرفی اهمیت ویژه‌ای داشت و تحلیل دقیق گناهان و کیفر زنان می‌تواند تصویری واقعی از نگرش‌های اجتماعی و حقوقی آن دوران ارائه کند. این پژوهش تلاش دارد تا با استفاده از منابع تاریخی و حقوقی، به بررسی، تحلیل و تبیین مهم‌ترین گناهان زنان و کیفر آن‌ها در ایران عهد ساسانی بپردازد. هدف اصلی این پژوهش روشن کردن این است که در متون حقوقی، مذهبی و تاریخی دوره ساسانی چه رفتارهایی به عنوان «گناه» زنانه شناخته می‌شدند، عوامل تعیین‌کننده مجازات‌ها چه بودند، و پیامدهای اجتماعی و حقوقی این مقررات برای زنان در ساختار اجتماعی ساسانی چگونه بود. روش این تحقیق ترکیبی از تحلیل متنی و تاریخی است. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که در جامعه ساسانی، نظام گناه و کیفر زنان ابعادی فراتر از دین و اخلاق داشت و عمیقاً تحت تأثیر نگرش‌های اجتماعی بود. این نظام به عنوان ابزاری نمادین برای حفظ نظم و استحکام ساختار خانواده و دین به کار می‌رفت. گناهان زنان طیف وسیعی را شامل می‌شد؛ از نافرمانی‌های جزئی مانند رعایت نکردن آیین دشتانستان تا جرائم بزرگی چون سقط جنین، روسپی‌گری و جادوگری. مجازات‌ها نیز متناسب با شدت گناه، از تازیانه و جریمه نقدی تا مرگ یا عذاب اخروی متغیر بود. در نهایت، این سیستم بیش از آنکه حقوقی باشد، عرصه‌ای برای کنترل جنسیتی، بازتولید سلسله‌مراتب اجتماعی و حفظ «نظم مقدس» بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش و جایگاه زنان در عرصه هنر موسیقی دوره اشکانی</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_103659.html</link>
      <description>در منابع تاریخی به اختصار به موسیقی و برخی از سازهای مورد استفاده در دوره اشکانی استفاده شده است اما از نوازندگان زن و جایگاه آنان در موسیقی این دوره اطلاع دقیقی در دست نیست. با این حال شواهد باستان‌شناختی زنان را در قالب نوازندگان سازهای موسیقی نشان می‌دهد. نمایش زنان موسیقی‌دان در قالب پیکرک، مجسمه، نقاشی دیواری، نقوش روی اشیاء و نقش برجسته منابع ارزشمندی برای بررسی و مطالعه تاثیر و جایگاه زنان در عرصه هنر موسیقی دوره اشکانی و موقعیت اجتماعی زنان در دوره مورد بحث است. هدف از پژوهش پیش‌رو بررسی متون تاریخی و شواهد باستان‌شناختی به منظور شناخت نقش و جایگاه زنان در عرصه موسیقی و جامعه دوره اشکانی و شناسایی سازهای مورد استفاده توسط آنها است. در همین راستا، مهمترین پرسش‌های این پژوهش عبارتند از: زنان در دوره اشکانی از چه آلات موسیقی استفاده کرده‌اند؟ زنان در چه مراسم-هایی به نوازندگی می‌پرداختند؟ جایگاه و نقش آنها در اجتماع اشکانی چگونه بوده است؟ این پژوهش دارای رویکرد توصیفی- تحلیلی است و داده‌های آن از طریق مطالعات کتابخانه‌ای گردآوری شده‌ است. در دوره اشکانی زنان نقش فعالی در فعالیت‌های موسیقیایی ‌داشته‌اند و به تنهایی یا در کنار نوازندگان مرد فعالیت کرده‌اند. یافته-های باستان‌شناختی بیانگر فعالیت گسترده زنان نسبت به دوران پیشین است. زنان در نواختن سازهای زهی (چنگ، تار و عود)، سازهای کوبه‌ای (دف، دایره، طبل، سنج و قاشقک) و سازهای بادی (فلوت و دونی) دارای مهارت بوده‌اند. زنان به عنوان نوازنده، خواننده و رقاص در مراسم مذهبی، بزم و جشن پس از پیروزی فعالیت داشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جای‌نام‌های سرق، دورق، فلاحیه و شادگان در جغرافیای تاریخی خوزستان</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_103784.html</link>
      <description>جای‌نام‌شناسی به‌عنوان یکی از شاخه‌های مهم مطالعات جغرافیای تاریخی، نقش مؤثری در تحلیل تحولات مکانی و فرهنگی جوامع ایفا می‌کند. این پژوهش با تمرکز بر جای‌نام‌های سرق، دورق، فلاحیه و شادگان در جنوب خوزستان، از یک سو نقش این علم را در بازسازی تحولات فضایی-تاریخی برجسته می‌کند و از سوی دیگر، اهمیت آن را در تبیین پیوندهای ناگسستنی میان هویت مکانی، عوامل طبیعی و فرآیندهای اجتماعی- سیاسی نشان می‌دهد. پژوهش پیش‌رو با هدف بازشناسی پیشینه، تحولات مکانی و پیوند مفهومی جای‌نام‌های سرق، دورق، فلاحیه و شادگان در جنوب این پهنه، در پی پاسخ به این پرسش است که آیا این اسامی به مکان‌هایی متفاوت در دوره‌های مختلف اشاره دارند یا به یک بستر جغرافیایی مشترک بازمی‌گردند. روش پژوهش، تحلیل تطبیقی متون جغرافیایی-تاریخی یونانی، عربی، سریانی، سفرنامه‌ها، مختصات جغرافیایی شهرها، نقشه‌های تاریخی و شواهد باستان‌شناسی است. طبق شواهد مختلف، چهار موقعیت اصلی در ارتباط با این جای‌نام‌ها قابل بررسی هستند: تل‌تندی و جانشین، روستای مدینه و فلاحیه. به نظر می‌رسد این مناطق در فرآیندهای تاریخی متعدد، دستخوش جابه‌جایی‌ها و تحولات تدریجی از شرق به غرب و سپس به سمت جنوب غربی در امتداد رودخانة جراحی شده‌اند. این تغییر موقعیت، متأثر از عواملی همچون تغییرات زیست‌محیطی - مانند تکامل مخروط‌ افکنه‌های آبرفتی- و عوامل انسانی بوده‌اند. اگرچه شواهد موجود تا حدی مسیر تحولات را روشن می‌کند، اما به‌دلیل محدود بودن مطالعات گذشته و تخریب بسیاری از محوطه‌ها در دهه‌های اخیر، انجام بررسی‌های میدانی هدفمند و بهره‌گیری از تصاویر ماهواره‌ای و تحلیل‌های میان‌رشته‌ای برای بازبینی یا تأیید این فرضیات ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Archaeology and Empire The Politics of Antiquity in 18th and 19th Century Imperialism</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_104149.html</link>
      <description>This article examines the development of archaeology as a discipline closely entangled with imperialism and nationalism during the eighteenth and nineteenth centuries. Drawing on Edward Said’s concept of Orientalism, it employs a critical historical approach to analyze how archaeology was shaped by and contributed to the political agendas of expanding European empires. Far from a neutral pursuit of knowledge, archaeology emerged as a key cultural technology for legitimizing colonial power and constructing civilizational hierarchies that placed the West at the center of historical progress.
The article explores how the formation of national museums and the classification of ancient artifacts became part of broader imperial strategies, turning archaeological discoveries into symbols of authority and cultural prestige. European powers often competed in this arena, using excavations, collections, and institutional displays to assert dominance over colonized regions and their histories.
While brief reference is made to Iran to illustrate broader patterns, the article’s focus remains on the conceptual and institutional frameworks that connected archaeology to imperial governance and nationalist ideology. It considers how archaeological practices—through excavation, display, and scholarly interpretation—served to rewrite the past in ways that supported political objectives, whether colonial or national.
By tracing these interconnections, the study argues that archaeology must be understood as a discipline with deeply political origins. Recognizing this legacy is vital to critically rethinking the role of archaeology in both historical and contemporary contexts, especially in relation to cultural authority, identity, and the representation of the past.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعۀ تطبیقی روایت مواجهۀ شاه‌عبّاس و نقطویان در منابع عصر صفوی(با تأکید بر افضل‌التّواریخ خوزانی)</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_104436.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با عنوان «مطالعۀ تطبیقی روایت مواجهۀ شاه‌عبّاس و نقطویان در منابع عصر عبّاسی»، درصدد است که با مقایسۀ گزارش خوزانی و سه مورّخ دیگرِ این دوره، اطلاعاتِ منحصربه‌فردِ موجود در گزارش این مورّخان و نیز وجوه تشابه و تمایز روایت آنان را آشکار سازد تا مشخص گردد که بررسی تطبیقی این منابع، چگونه منجر به ارائۀ دیدگاه‌های متنوّع در تبیین ماجرای نقطویان و شکل‌گیری تفسیرهای متناقض در ذهن مخاطب می‌شود.
      طریقت نقطویّه در سال ۸۰۰ق توسط محمود پسیخانی پایه‌گذاری شد و دامنۀ فعّالیّت آن در عصر صفویّه هم ادامه یافت؛ چنانکه می‌توان در دورۀ شاه‌اسماعیل، نشانه‌هایی از همکاری آنان با نزاریانِ محمّدشاهی را مشاهده کرد. دورۀ شاه‌طهماسب با برخوردِ خشونت‌آمیزِ وی در قبال نقطویان همراه بود. امّا در باب عصر سلطنت شاه‌عبّاس باید گفت که مورّخان این دوره هرکدام به نحوی ماجرای برخورد شاه و نقطویان را در متن خود بازتاب داده‌اند که از میان آنان، روایت خوزانی در هیچ‌یک از تحقیقات پژوهشگران مورد توجّه قرار نگرفته است. نتایج این نوشتار حاکی از آن است که خوزانی در مواردی نظیر نقش کلیدی عنایت‌کل صفاهانی در برخورد با نقطویان، ذکر علمای حاضر در محکمۀ درویش‌خسرو و بازنمایی صحنۀ قتل‌عامِ نقطویانِ قزوین، روایت منحصربه‌فردی ارائه کرده‌است. از سوی دیگر، تصویرسازی از صحنۀ دستگیریِ درویش‌خسرو، ایرادِ اتّهام فسادِ اخلاقی به یوسفی ترکش‌دوز، کاربردِ ادبیاتِ طنزآلود و بازتاب عقیدۀ تناسخ در روایت، از جمله مواردی است که در نوشتۀ برخی مورّخان دیده می‌شود، امّا متن خوزانی فاقد آن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حافظۀ زنده در برابر تاریخ رسمی؛ مکان‌های خاطره و بازخوانی تاریخ واقعی در پرتو اندیشۀ نورا</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_104437.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی نسبت میان «حافظۀ زنده» و «تاریخ رسمی» در بستر تحولات فکری، فرهنگی و هویتی جوامع مدرن و پسانوگرا می‌پردازد. مسئله محوری پژوهش، تضاد میان حافظه‌های زیسته و روایت‌های غیررسمی گروه‌های به‌ حاشیه‌ رانده‌شده با حافظۀ رسمی سازمان‌یافته توسط نهادهای سیاسی و فرهنگی است؛ حافظه‌ای که در فرآیند ملت‌سازی مدرن، تاریخ را به ابزاری ایدئولوژیک برای بازنمایی گذشته یکدست تبدیل کرده و حافظه‌های متکثر را به حاشیه رانده است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از چارچوب نظری «مکان‌های حافظه» پی‌یر نورا و روش تحلیل انتقادی گفتمان، ظرفیت این مکان‌ها را در بازنمایی، احیا و تداوم حافظه‌های سرکوب‌شده بررسی می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که سیاست‌های حافظه‌ساز دولت‌ ـ‌ ‌‌‌ملت‌های مدرن، با حاشیه ‌راندن خاطرات گروه‌های اقلیت، تاریخ را به ابزار تثبیت قدرت و گفتمان مسلط بدل کرده‌اند؛ دربرابر این روند «مکان‌های حافظه »می‌توانند بستری برای درک گذشته‌ی واقعی جامعه و حفظ پیوستگی با آن فراهم آورند. این مکان‌ها علاوه بربازسازی هویت جمعی ، امکان مقاومت در برابر فراموشی تاریخی، احیای روایت‌های مغفول و صداهای به‌حاشیه‌رانده را فراهم می سازند؛ به‌گونه‌ای که تنوع و چندصدایی حافظه‌ی جمعی در برابر سلطه‌ی روایت رسمی حفظ شود.دستاورد اصلی پژوهش، برجسته‌سازی نقش مکان‌های حافظه در احیای روایت‌های چندلایه، مقابله با یکنواخت‌سازی تاریخی و ارائۀ چارچوبی انتقادی برای بازخوانی هویت فرهنگی و تقویت تاریخ‌نویسی چندصدایی است؛ امری که امکان فهمی عمیق‌تر و چندبعدی از فرآیند حافظه‌سازی و بازنمایی تاریخی را فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از فرّه ایزدی تا مقام ظل‌اللهی: بازنمایی شهریاری در عرفان نجم رازی</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_104489.html</link>
      <description>کتاب مرصاد العباد نجم‌الدین رازی، اثری عرفانی با مضامین اخلاقی و سیاسی است. نجم رازی با الهام از مفهوم فرّه ایزدی و اندیشۀ سیاسی اسلامی، پادشاه را به‌عنوان سایۀ خداوند و خلیفۀ الهی بر روی زمین معرفی می‌کند که از طریق سلوک عرفانی به ویژگی‌های اخلاقی و معنوی لازم برای کسب رضای الهی دست می‌یابد. برخلاف رویکرد دنیاگریز برخی صوفیان، رازی بر نقش پادشاه در بازسازی نظم اجتماعی-سیاسی در بستر بحران‌های قرون میانۀ اسلامی، به‌ویژه تهاجم مغولان، تأکید دارد. اندیشۀ پادشاهی در ایران پیش از اسلام، با محوریت مفهوم فرّه ایزدی، پادشاهان را به‌عنوان نمایندگان خدا معرفی می‌کرد و در چارچوب اندیشۀ ایرانشهری، مشروعیت سیاسی به آن‌ها اعطا می‌کرد. پس از اسلام، نخبگان ایرانی این اندیشه را با مبانی فکری-سیاسی و اسلامی تلفیق کردند و با تحولاتی، آن را تداوم بخشیدند. این پژوهش با تمرکز بر فصل اول باب پنجم کتاب مرصاد العباد و با رویکردی توصیفی-تحلیلی، اندیشۀ سیاسی-عرفانی رازی را در چارچوب معرفت اسلامی، مکتب اشعری و سنت‌های ایرانشهری بررسی می‌کند.. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نجم رازی با تلفیق مفاهیم دینی و عرفانی، الگویی آرمانی از پادشاهی ارائه می‌دهد که نه‌تنها به اجرای عدالت و تحقق نظم اجتماعی می‌پردازد، بلکه حاکم را به‌عنوان سالکی در مسیر قرب الهی بازتعریف می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل محتوای اسناد موقوفات صاحب‌منصبان ایالت مازندران در دورة قاجار (1344-1210ق.)</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_104546.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی نوع، کارکرد و مقاصد موقوفات صاحب‌منصبان ایالت مازندران در دورة قاجار، به تحلیل کیفی محتوای اسناد وقفی این طبقه می‌پردازد. داده‌های تحقیق از مجموعه‌ای از وقف‌نامه‌های تنظیم‌شده میان سال‌های ۱۲۱۰ تا ۱۳۴۴ق. گردآوری شده که دربردارندۀ نام و عنوان چهار سرتیپ، سه سردار، سه خان، دو بیگلربیگی، یک کلانتر و یک مستوفی است. موقوفات این افراد از نظر نوع، طیف متنوعی از دارایی‌ها نظیر زمین، دکان، کاروان‌سرا، قهوه‌خانه، باغ، مراتع، قنات، عمارت و قلعه را دربر می‌گیرد؛ موضوعی که نشان‌دهندۀ گستردگی منابع مورد وقف و تنوع اموال در اختیار واقفان است. مصارف موقوفات نیز حوزه‌های مختلفی را شامل می‌شود، از جمله برگزاری مراسم عزاداری، اعانة به فقرا، سادات و مساکین، تأمین معاش بازماندگان، و اجرای برنامه‌های عام‌المنفعه. این تنوع در مصارف، بازتابی از نگرش دینی، مسئولیت اجتماعی و حساسیت طبقۀ حاکم نسبت به نیازهای جامعه عصر خویش است. توزیع زمانی موقوفات نشان می‌دهد که ۳۶ درصد متعلق به دورة ناصری، ۵۰ درصد به دورة مظفرالدین‌شاه و ۱۴ درصد به دورة احمدشاه است؛ همچنین از حیث جغرافیایی، بیشترین اسناد مربوط به شهرهای ساری و نور هستند. یافته‌ها حاکی از نقش مؤثر این طبقه در تداوم و تقویت نهاد وقف  از طریق وقف دارایی‌های متنوع خود، در پاسخ‌گویی به نیازهای اجتماعی و مذهبی عصر خویش سهمی موثر داشته‌اند.در ایالت مازندران دوره قاجار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اهمیت نظامی و راهبردی «ایستگاه های پارتیِ» ایزیدور خاراکسی</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_104684.html</link>
      <description>کتاب ایستگاه‌های پارتی نوشتۀ ایزیدور خاراکسی، جغرافی‌نگار سدۀ نخست پیش از میلاد، متنی منحصربه‌فرد است که با ثبت نظام‌مند مسیرها، ایستگاه‌ها و نقاط راهبردی در قلمرو اشکانیان، فراتر از یک منبع جغرافیایی، به عنوان سندی کلیدی برای تحلیل تاریخ نظامی و سیاسی آن دوره اهمیت دارد. این اثر اطلاعات دقیقی از فواصل میان شهرها، موقعیت کاروانسراها، مسیرهای تجاری و نظامی ارائه می‌دهد که در روابط قدرت میان روم و اشکانیان نقشی اساسی ایفا کرده است. پژوهش‌های گذشته بیشتر بر کارکرد اقتصادی کتاب و نقش آن در شناخت راه‌های بازرگانی شرق و غرب تمرکز داشته‌اند، اما بررسی حاضر بر جنبه‌های امنیتی و نظامی آن تأکید دارد. سبک «استاتموی» کتاب با ذکر فواصل، دژهای مرزی، رودها و موانع طبیعی، آن را به نقشه‌ای عملیاتی برای طراحی حرکت سپاهیان و پشتیبانی لجستیکی بدل ساخته است. تمرکز متن بر مناطق غربی و میان‌رودان نشان می‌دهد که رومیان به دنبال شناسایی و تسلط بر پایگاه‌های مرزی حیاتی بوده‌اند. اهمیت این اطلاعات در لشکرکشی‌های بعدی، به‌ویژه در دورهٔ تراژان، آشکار شد؛ جایی که بهره‌گیری از داده‌های کتاب موجب تسریع حرکت نیروها، بهبود عملیات و کاهش آسیب‌پذیری در برابر سواره‌نظام متحرک اشکانی گردید. بنابراین، ایستگاه‌های پارتی نه تنها بازتاب جغرافیای ایران اشکانی، بلکه سندی از سیاست‌های اطلاعاتی و امنیتی روم برای ایجاد توازن قوا در شرق است و ارزش آن در فهم شبکه‌های قدرت و راهبردهای امپراتوری روم به‌روشنی نمایان می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وحدت‌بخشی دو گذشته: باستان‌گرایی صوفیانة عصر پهلوی در کتاب اسرار تخت‌جمشید (۱۳۳۴-۱۳۵۰ ه. ش)</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_104685.html</link>
      <description>پارسه، مجموعه کاخ‌هایی شهره به تختِ جمشید، در گفتمان‌‌های ملی‌گرایی عصر پهلوی به نمادی از هویت «ملی» ایران بدل شد. در این گفتمان‌های ملی‌گرایانه، ایرانِ پیش و پس از فتح و غلبة مسلمانان به صورت دو گذشته با دو هویت‌ مستقل صورت‌بندی شده است. چنین صورت‌بندی‌ای از تاریخ ایران پیوندهای پیشین برساخته میان تخت‌جمشید و گذشتة پس از اسلام ایران را نادیده می‌گرفت. در همین دوران، علی‌اکبر بصیری، بازنشستة ادارة فرهنگ و رئیس کتابخانة ملی شیراز، راه متفاوتی در فهم پارسه در پیش گرفت.  کتاب یصیری، پرتو وحید در اسرار تخت جمشید، گذشتة ایران را به منزلة کلی واحد و بی‌گسست می‌بیند و مراحل سلوک صوفیانه را در بستر اثری از معماری یادمانی ایران باستان روایت می‌کند. این مقاله متاخرترین نشانه‌های ذهنیتی دیرپا از نسبت تخت‌جمشید و حلقه‌های تصوف را آشکار می‌کند و به فهم وجهی از نحوة ترکیب لایه‌های هویتی ایرانی، درآستانة تحول گفتمان‌های ملی‌گرایی، مدد می‌رساند. با تحلیل محتوای کتاب و زمینه‌ی فکری شیراز دهه ۱۳۳۰، روشن می‌شود پروژة فکری بصیری پیشگام مفاهیم مشابهیست که در چارچوب «انقلاب آرام» علی میرسپاسی صورت‌بندی شده‌اند. همچنین نشان داده می‌شود که این شعر در تقابل با گفتمان ضدتصوف زمانه، و در حاشیه‌ی گفتمان ملی‌گرایی پهلوی، بدیلی برای روایت رسمی هویت ملی عرضه می‌کند. از سوی دیگر، بررسی بازنمایی تخت‌جمشید در این شعر، نقش مکان‌های تاریخی را در شکل‌دهی به حافظه، معنا و هویت فردی و جمعی برجسته می‌سازد. بدین‌ترتیب، مقاله نه‌تنها متنی مغفول، بلکه تصویری از پیچیدگی مناسبات تصوف، حافظه تاریخی، هویت ملی و تحولات گفتمانی ایران مدرن معرفی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی پیامدهای تغییر وضعیت هیدروپولیتیک رودخانه هریرود پس از پیمان آخال (1881-1979)</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_104834.html</link>
      <description>رودخانه هریرود از کوه‌های هندوکش افغانستان سرچشمه می‌گیرد و پس از عبور از ایران، در بیابان کاراکوم ترکمنستان ناپدید می‌شود. اهمیت ژئوپولیتیک و هیدروپولیتیک این رود در سطوح ملی و بین‌المللی افزایش یافت. پس از سقوط رژیم تزاری در اکتبر 1917 و تأسیس دولت شوروی، مسائل مربوط به مرزهای آبی دو کشور همچنان بر منطقه ترکمن در دو طرف رود متمرکز بود. مسائل اصلی این تحقیق شامل بررسی پیامدهای تغییر وضعیت رودخانه هریرود به‌عنوان مرز آبی بین سه کشور و چالش‌های مرزی بین ایران و روسیه در شرایط جدید است. همچنین به غفلت هر دو طرف در اجرای دقیق پروتکل‌ها و توافق‌های تخصصی مرتبط با آب و رودهای مرزی و تأثیر این مسائل بر زندگی کشاورزی ساکنان حاشیه رودخانه هریرود (تاجان) می‌پردازد. علاوه بر این، اقدام‌های مقامات محلی از هر دو طرف و تدابیر مربوط به مدیریت آب در رودخانه‌ها و اقتصاد آب، از جمله ساخت سدها را بررسی می‌کند. در این فرآیند تحقیق، تلاش جدی همراه با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و بررسی اسناد موجود در آرشیوهای ملی و دولتی انجام شده است. نتیجه این تحقیق نشان می‌دهد که تعیین حوزه پایین‌دست رودخانه هریرود در نقطه صفر مرزی بین ایران و روسیه به معنای پایان منازعات مرزی بین این دو کشور نبود، بلکه منجر به چالش‌های مداوم آبی بین ساکنان دو طرف رود و ادامه اقدامات قهری مقامات روسی برای بهره‌برداری بیشتر از حقوق آبی توافق‌شده شد که پیامدهای سیاسی گسترده‌تری را به همراه داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ساختار، بافت و نظام گامی موسیقی ایلام</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_104838.html</link>
      <description>مطالعه در حوزه‌ی موسیقی باستان به‌ویژه در تمدن‌هایی مانند ایلام به علت کمبود اسناد مکتوب، با دشواری‌هایی همراه است. ایلام باستان، که طی بیش از دو هزار سال در تعامل مستمر با تمدن‌هایی چون سومر، بابل، آشور و هخامنشی قرار داشت، در تاریخ موسیقی ایران، کمتر مورد پژوهش قرار گرفته و تحقیقات انجام شده در این حوزه بیشتر درباره‌ی سازشناسی و کارکرد آن بوده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و روش مقایسه‌ای و با بهره‌گیری از شواهد مادی همچون نقش‌برجسته‌ها، مُهرها و کتیبه‌ها و سازها و نیز منابع مکتوب کتابخانه‌ای و مقایسه اطلاعات بدست آمده با تمدن‌های همجوار و باستانی، به پرسش‌هایی بنیادین در باب ساختار فیزیکی سازها و مضراب‌زنی، نوع گام‌های مورد استفاده، شیوه‌های گروه‌نوازی و بافت موسیقایی ایلام باستان می‌پردازد. همچنین این پژوهش با طرح فرضیه‌هایی درباره‌ی بافت موسیقایی (مونوفونیک/هتروفونیک) و نظام گامی احتمالی (چهارنتی و هفت‌نتی) و وجود نت ترایتون در گام‌های میان‌رودان، تلاش دارد تا حد قابل توان، تصویری از موسیقی ایلام باستان ارائه دهد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که موسیقی در ایلام، علی‌رغم فقدان منابع مستقیم، دارای جایگاهی ساختارمند و مرتبط با آیین‌ها بوده و با بازخوانی دقیق داده‌های تصویری و باستان‌شناختی، می‌توان به بازسازی نسبی از وضعیت موسیقایی این تمدن دست یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قدرت و معرفت؛ ساخت حافظه‎ی تاریخی: تبارشناسی گفتمان‌های متعارض در بازنمایی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_104920.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی، به بررسی سازوکارهای تولید روایت تاریخی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در سه گفتمان مسلط می‌پردازد. چارچوب نظری بر اساس مفهوم &amp;amp;quot;قدرت-معرفت&amp;amp;quot; فوکو صورت‌بندی شده است که نشان می‌دهد چگونه حقیقت تاریخی در بستر روابط قدرت ساخته می‌شود. روش تحقیق ترکیبی است از تحلیل محتوای کیفی اسناد آرشیوی و مطالعه موردی تطبیقی. داده‌های اصلی پژوهش شامل سه دسته اسناد بوده‌اند: 1. اسناد رسمی دوره پهلوی (دستورالعمل‌های سانسور، کتاب‌های درسی) 2. گزارش‌های طبقه‌بندی شده آمریکایی (مدارک سیا و وزارت خارجه) 3. تولیدات گفتمان انقلابی (نوارهای سخنرانی، نشریات زیرزمینی). یافته‌های مقاله نشان می‌دهد هر گفتمان از استراتژی‌های متمایزی برای روایت‌سازی استفاده کرده است. گفتمان پهلوی با ایجاد نهادهای رسمی تاریخ‌نگاری و کنترل نظام‎مند محتوای آموزشی، روایتی یکسان‌ساز ارائه می‌داد. گفتمان آمریکایی از طریق مکانیسم‌های پیچیده طبقه‌بندی اسناد و زمان‌بندی افشاگری، روایت خود را مدیریت می‌کرد. در مقابل، گفتمان انقلابی با استفاده از شبکه‌های غیررسمی اطلاع‌رسانی و بازتفسیر نمادین وقایع، روایت مسلط را به چالش می‌کشید. تحلیل مقایسه‌ای این سه گفتمان نشان می‌دهد که اختلاف آنها صرفاً در جزئیات روایی نبوده، بلکه در منطق درونی تولید دانش و سازوکارهای مشروعیت‌بخشی به روایت‌ها ریشه داشته است. این پژوهش به این نتیجه کلیدی می‌رسد که فهم دقیق رویدادهای تاریخی نیازمند بررسی همزمان هم روایت‌ها و هم سازوکارهای تولید و توزیع آن روایت‌هاست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>The Battle of Shirvan: The End of Muslim Arab Expansionism in the Caucasus</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_105410.html</link>
      <description>The Caucasus region, of which Shirvan is a part, has long been a battleground for major empires such as the Assyrians, Urartians, Medes, Achaemenids, Seleucids, Parthians, Romans, Sassanids, and Arabs, witnessing numerous bloody conflicts throughout history. Each of these regional and local powers undertook significant military campaigns to conquer this area, experiencing intense battles in the process. Following the decline of the two great empires of the Sassanids and Byzantines, Muslim Arabs, inspired by the verses of the Quran and the teachings of the Prophet Muhammad (PBUH), and relying on the sacred religion of Islam, embraced the new doctrine of brotherhood and equality to expand their political borders eastward and westward. They encroached upon the territories of empires such as the Sassanids and Rome, extending their own borders into many of their subordinate regions. However, during the reign of the third caliph, this expansionist policy in the Caucasus encountered resistance from the local population, culminating in the Arabs&amp;amp;#039; defeat in the Battle of Shirvan. This effectively halted their expansionist ambitions in the region, and the Caliph ordered the Arabs to maintain their positions without further aggression or advancement. Historical documents and texts contain numerous and varied reports of Muslim military campaigns in the Caucasus region. This article aims to explore and analyze the circumstances and conditions that led to the cessation of the Muslim Arabs&amp;amp;#039; expansionist policy in the area, challenging its implications through descriptive and analytical methods.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تقابل و گذار گفتمانی طب سنتی و نوین در مواجهه با بیماری آبله در ایران عصر قاجار</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_105504.html</link>
      <description>پژوهش حاضر باهدف بررسی روند گذار و جایگزینی شیوه‌های نوین درمان آبله در ایران عصر قاجار شکل‌گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که پیش از ورود روش‌های نوین، شناخت، پیشگیری و درمان آبله عمدتاً بر پایه اصول طب اخلاطی، باورهای دینی و سنت‌های عامیانه صورت می‌گرفت. در این چارچوب، درمانگران با استفاده از ترکیب موازین نظری طب و تجارب عملی خود تلاش می‌کردند تا بیماری را کنترل کنند، اما این روش‌ها در کاهش شیوع و کنترل تلفات بیماری اثربخشی محدودی داشت. ورود واکسیناسیون با مایه گاوی از کشورهای غربی، به‌عنوان روشی جدید، این نظام سنتی را با چالشی جدی مواجه ساخت و باعث شکل‌گیری مقاومت‌هایی از سوی گروه‌های مختلف شامل طبیبان سنتی، روحانیان و حتی بخشی از عموم مردم شد. پذیرش تدریجی روش نوین، مستلزم آموزش طبیبان، اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی عمومی و مشاهده اثرات موفقیت‌آمیز آن در افراد بود. نقش اقدامات حکومتی نیز در ترویج و تضمین اجرای واکسیناسیون بسیار مهم بود و توانست به کاهش ترس و مقاومت اجتماعی کمک کند. بررسی روند این گذار نشان می‌دهد که تغییر در روش‌های درمانی تنها محدود به تکنیک‌های پزشکی نبوده و به تحول نگرش‌ها، باورها و ساختار اجتماعی مرتبط با سلامت انجامید. به‌طورکلی، این تجربه تاریخی نمونه‌ای روشن از تعامل پیچیده میان علم، فرهنگ، باورهای اجتماعی و سیاست در پذیرش نوآوری‌های پزشکی را ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه کارکردگرایانه روشهای آزمون ایزدی به عنوان ادلّه اثبات دعوی در آئین دادرسی ساسانی</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_105595.html</link>
      <description>آزمون ایزدی به نوعی راستی آزمایی آئینی اشاره داردکه در تمدن‌های جهان باستان مانند ایران، میان‌رودان،مصر وچین به‌عنوان یکی از ادلّه اثبات جرم در محاکم قضایی به‌کار می‌رفت.این آئین پیش ‌از ورود آریایی‌ها در محاکم دادرسی ایلام ‌باستان تحت‌تأثیر فرهنگ میان‌رودان رواج‌ داشت.در فرهنگ ‌آریایی نیز قدیمی‌ترین نشانه‌های باور به‌ آن درمتون اوستایی مانند گاثاها،وندیداد و یشت‌ها ‌مشاهده می‌شود.هدف نگارنده آن است بارویکرد کارکردگرایانه و استفاده از ابزارکتابخانه‌ای و روش تحلیل تاریخی به بررسی تحلیلی نقش آزمون ایزدی در اثبات دعوی علیه زنان در آئین دادرسی ساسانی بپردازد.سوال اصلی این است که چه آزمون‌های ایزدی در متون فقهی‌حقوقی ساسانی برای ادله اثبات جرم موجود بود و چه کارکردی در جامعه ساسانی داشت؟مطالعه کارکردگرایانه متون فقهی‌حقوقی بازمانده‌ی ایران باستان از دوره ایلام تا ساسانی نشان دادکه جرائم کیفری در عصر ساسانی به سه دسته کلی جرائم علیه خدا، شاه و دیگری تقسیم شده بودند.وضعیت حقوقی زنان در عهد ساسانی نسبت به دوره‌های قبل رو به ‌بهبودی نهاده ‌بود.طبق مادیان هزاردادستان و سایر منابع فقهی‌حقوقی دوره ساسانی مانند روایت اِمیداشوهیشتان و شایست‌ناشایست،زنان بابرخورداری از هودگان هازمانی و خاوندی حق اقامه دعوی داشتند و می‌توانستند به‌تنهایی در دادگاه شهادت ‌دهند و صاحب جهیزیه و اموال شخصی خود باشند؛حتّی‌ اگر زنی ازطرف شوهرِ خود مورد اتهام زِنا و نُشوز قرار ‌می‌گرفت در صورت عدم اقرار صریح وی، قاضی رأی به برائتش می‌داد. همچنین در این دوره زنان از انجام آئین آزمون ایزدی معاف بودند.گویی در پایان عهد باستان متأخر، زنان در ایران به حقوق مدنی پیشرفته‌‌تری نسبت ‌به قبل دست‌یافته بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>محتوای تاریخی مطبوعات عصر قاجاریه</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_105808.html</link>
      <description>از آغاز شکل‌گیری روزنامه در ایران، یکی از موضوعاتی که به صورتی پررنگ به آن پرداخته‌شده‌است، انتشار مطالبی با محتوای تاریخی است. مطالب تاریخی منتشرشده در مطبوعات بازتاب‌دهنده‌ی نگرش جامعه نسبت به مسائل تاریخی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و طبقه‌بندی محتوای تاریخی مطبوعات ایران از آغاز انتشار تا پایان عصر قاجار و با رویکردی توصیفی‌ ـ تاریخی انجام شده‌است. بررسی ۲۲۶ نشریه از دوره قاجار نشان‌دهندة انتشار ۲۲۷ مطلب تاریخی است؛ رقمی که بیانگر جایگاه مطالب تاریخی در گفتمان مطبوعاتی آن دوره است. مطبوعات در دوره‌ای که جامعه ایران با تحولات سیاسی و فکری نوظهور مواجه بود، نقشی آموزشی و روشنگرانه‌ای ایفا می‌کردند و تاریخ ابزار مؤثری برای ارتقای آگاهی عمومی و مشروعیت‌بخشی به اصلاحات سیاسی و اجتماعی به شمار می‌رفت. بازخوانی گذشته تاریخی در آن دوره به‌عنوان راهکاری برای تقویت هویت ملی و مقابله با تهدیدهای خارجی تلقی می‌شد و مطبوعات با برجسته‌سازی میراث تاریخی، در ایجاد انسجام فرهنگی نقش فعالی ایفا می‌کردند؛ افزون بر این، جذابیت موضوعات تاریخی به افزایش شمار مخاطبان و تقویت بنیه اقتصادی نشریات کمک می‌کرد. برآیند این عوامل سبب شد که مطبوعات ایران در دوره قاجار طیفی گسترده و متنوع از محتوای تاریخی را تولید کنند و در شکل‌دهی حافظه تاریخی جامعه تأثیرگذار باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مشروطیت و کشاکش نقد و اندیشه؛ سیدحسن تقی‌زاده در آینۀ تاریخ نگاری احمد کسروی</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_105881.html</link>
      <description>داوری دربارۀ اندیشه، مشی و کنش سیاسی رهبران و مجاهدان مشروطه، بخشی‌از تاریخ‌نگاری دورۀ معاصر را شامل می‌شود که  بیشتر بر ردیه‌نویسی، دفاع و جانبداری‌ یا تأیید مسائل و مباحث قرار گرفته‌است. دراین‌باره، سیدحسن تقی‌زاده به‌عنوان یکی از نخبگان فکری و سیاسی مشروطیت، همواره موردتوجه و دقت‌نظر صاحبان اندیشه و محققانی نظیر سیداحمد کسروی قرار داشت. کسروی در آثار مربوط به مشروطیت، به فراخور نیاز، به داوری، تحلیل و نقد و بررسی‌ عملکرد تقی‌زاده پرداخت و طرح برخی مباحث موجب شد تا علاوه‌بر تقی‌زاده، عده‌ای از نخبگان، صاحبان قلم و اندیشه وادار به واکنش و بیان عقاید و نظرات شوند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف راستی‌آزمایی، ضمن معرفی و شناخت مسائل مورد‌ توجه و نقد کسروی، درصدد پاسخ به این سؤال اصلی است که باعنایت‌به فعالیت‌های تقی‌زاده در سال‌های مشروطه، چه میزان نقدها و آراء کسروی صحیح است؟ براساس مدعای اولیه، تقی‌زاده در روزهای پیش‌از به توپ بستن مجلس، برخلاف آراء کسروی، باتوجه‌به تهدید سفرای روس و انگلیس، درصدد مماشات و همراهی با محمد‌علی شاه بود و به خویشتن‌داری و برهم زدن اجتماع مجاهدان تأکید کرد. او شب پیش‌از به توپ بستن مجلس، خانه‌نشینی را به ممارست در مقابله با جبهۀ استبداد و عزیمت به مجلس ترجیح داد و عازم سفارت انگلیس شد. برخلاف نظر کسروی، به‌نظر می‌رسد، تقی‌زاده گماشته و همکار با سیاست انگلیسی‌ها نبوده‌است؛ ولی تصور نادرست نسبت به همراهی انگلیسی‌ها با خواست مردم و مشروطه، بر این برداشت کسروی تأثیر گذاشت. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، مجلات و مقاله‌ها، به‌شیوۀ توصیفی-تبیینی به موضوع پرداخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش شبکۀ آبرسانی در شکل‌گیری، گسترش و افول استقرارهای تاریخی در دشت میاناب</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_105883.html</link>
      <description>شبکۀ آبرسانی در دشت میاناب نمونه‌ای منحصربه‌فرد از تلاش ساکنان منطقه در جهت بهره‌برداری بهینه از ذخایر آب از گذشته‌های دور بوده است در دشت میاناب در برخی از دوره‌ها متأثر از نظام آبرسانی گسترده، مساحت و تعداد استقرارگاه‌ها نسبت به دوران پیشین گسترش محسوسی را تجربه کرده ‌است. تاکنون دیدگاه غالب در اکثر پژوهش‌های انجام شده مبتنی بر گسترش بی‌سابقۀ شبکه‌های آبیاری در دورۀ ساسانی و فروپاشی آن‌ها پس از سقوط این سلسله بوده‌ است. هدف این پژوهش بررسی روند تغییرات شبکه‌ آبرسانی از دوره آغاز تاریخی تا اوایل اسلام و تحلیل رابطۀ آن‌ها با تحولات سیاسی و الگوهای سکونتی با رویکردی توصیفی-تحلیلی است. پرسش‌های اصلی این پژوهش عبارت‌اند از: با توجه به الگوی استقرار، روند تغییرات شبکۀ آبرسانی دشت میاناب در دوره‌های مختلف به ویژه دورۀ گذار از ساسانی به اسلامی چگونه بوده است؟ این تغییرات تا چه میزان با تحولات سیاسی مرتبط بوده‌اند؟ داده‌های این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه‌ای گردآوری شده. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تحولات چشمگیر در مدیریت آب از دورۀ اشکانی با ساخت کانال داریون آغاز و در دورۀ ساسانی با بهینه‌سازی شبکۀ موجود تداوم یافته است. برخلاف انگارۀ سنتی فروپاشی شبکۀ آبرسانی پس از فتوحات اسلامی، شواهدی از رونق کشاورزی در دورۀ اسلامی و تداوم بهره‌برداری از زیرساخت‌های آبیاری پیشین ارائه می‌گردد که نقش نخبگان و جامعۀ محلی در پایداری و نگهداری این زیرساخت‌ها را پررنگ‌تر می‌سازد. این نتایج لزوم بازنگری در الگوهای کلاسیک فروپاشی تمدنی بر اثر تغییر حکومت‌ها و توجه به سازوکارهای انطباق اجتماعی با نظام‌های آبی را گوشزد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقتصاد استخراجی در عصرِ ممالیکِ برجی (۷۸۴-۹۲۳ق): واکاویِ اقتدارِ سیاسی بر منابعِ مالیِ غیرارضیِ مصر و شام</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_105949.html</link>
      <description>دولتِ ممالیکِ برجی در مصر و شام، برای صیانت از اقتدارِ نظامیِ خویش در مواجهه با بحران‌ هایِ متواتر (اعم از همه‌گیریِ طاعون، نوساناتِ نیل و تهدیداتِ خارجی) و جبرانِ فرسایشِ ساختاریِ نظامِ اقطاع، به سمتِ بهره‌برداریِ قهرآمیز از منابعِ درآمدیِ غیرارضی سوق یافت. پژوهشِ حاضر با اتخاذِ رهیافتِ «اقتصاد سیاسیِ استخراجی»، به تحلیلِ سازوکارهایِ اعمالِ قدرتِ سلاطین بر شش منبعِ کلیدیِ درآمدی شامل اوقاف، مکوس، احتکارِ دولتی، بیع‌الوظائف (فروش مناصب)، دیوانِ مفرد و ضرابخانه می‌ پردازد. پرسشِ بنیادینِ تحقیق بر میزانِ انطباق یا انحرافِ این رویه‌ها از اصولِ اقتصاد سیاسیِ اسلامی (مانند عدالتِ مالیاتی، منعِ احتکار و نفیِ ارتشاء) تمرکز دارد. یافته‌ هایِ این جستار که با روشِ توصیفی-تحلیلی و تکیه بر منابعِ دست‌ اول تدوین شده، نشان می‌دهد که سلاطین (به‌ویژه برقوق و برسبای) با رسمی‌سازیِ فسادِ مالی و مداخله‌یِ قاهره در بازار، این منابع را به ابزارهایِ استخراجی برای تأمینِ هزینه‌هایِ نخبگانِ لشکری مبدل ساختند. اقداماتی نظیر تأسیسِ دیوانِ مفرد، مصادره‌یِ اوقاف، انحصارِ کالاهایِ استراتژیک (شکر و ادویه) و فروشِ مناصبِ قضایی با ارقامِ گزاف، اگرچه در کوتاه‌مدت ثباتِ حاکمیت را تضمین نمود، اما در بلندمدت با ایجادِ تورمِ مصنوعی، فرارِ سرمایه‌ها و فرسایشِ مشروعیتِ عمومی، زوالِ محتومِ ساختارِ اقتصادی و سیاسیِ دولتِ ممالیک را رقم زد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مناسبات کارگران شرکت نفت ایران و انگلیس و امارت های جنوبی خلیج فارس(1320 تا 1332ش )</title>
      <link>https://jhss.ut.ac.ir/article_106163.html</link>
      <description>موضوع جنبش‌های کارگری در صنعت نفت یکی از مهمترین موضوعات و درعین حال چالش‌های پیش روی این صنعت در تاریخ دو سده اخیر آن بوده است. شرکت نفت انگلیس و ایران به عنوان یکی از نخستین شرکت‌های دخیل در صنعت نفت در ایران و حوزه خلیج فارس که نقش تعیین کننده‌ای در تحولات تاریخی و اجتماعی این منطقه داشته است، به واسطه گستردگی حوزه فعالیت از جنوب عراق تا عمان طیف وسیعی از جامعه کارگری را در هر سه حوزه اکتشاف و تولید و پالایش تا توزیع در اختیار داشت و موضوع رابطه این شرکت با کارگران و نحوه تعامل کارگران با مشکلات عصر جدید و میزان بهره‌مندی آنان از حقوق اجتماعی و کارگری و در عین حال ماهیت ارتباط میان جوامع کارگری دخیل در حوزه فعالیت این شرکت در سراسر منطقه از مسائلی است که به واسطه فقدان اسناد و منابع تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پرسش اساسی در این زمینه این است که ماهیت مناسبات کارگران صنعت نفت در قالب جامعه کارگری کشورهای حومه خلیج فارس و شرکت نفت انگلیس و ایران چه بوده است؟ فرض غالب بر این است که هرچند نشانه‌هایی از ارتباط میان جامعه کارگری در مناطق نفتخیز جنوب ایران و حوزه فعالیت شرکت در کرانه‌های جنوبی خلیج فارس وجود داشته است. روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی خواهد بود. یعنی ابتدا موضوع مورد بحث را توصیف و تشریح کرده و سرانجام ابعاد و زوایای آن را تحلیل و تبیین خواهیم کرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
