فرهاد زینی وند نژاد؛ سید هاشم آقاجری
چکیده
کریمخان زند یکی از برجستهترین اشخاصی است که پس از مرگ نادرشاه افشار توانست حکومت خود را بر بخشهای مهمی از ایران تثبیت کند. درباره رفتار و منش او داستانهای بسیاری در منابع مختلف نقل شده است که ...
بیشتر
کریمخان زند یکی از برجستهترین اشخاصی است که پس از مرگ نادرشاه افشار توانست حکومت خود را بر بخشهای مهمی از ایران تثبیت کند. درباره رفتار و منش او داستانهای بسیاری در منابع مختلف نقل شده است که یکی از مهمترین این نقلقولها پیرامون لقب کریمخان زند، یعنی «وکیلالرعایا» است. بعدها بسیاری از پژوهشگران در پاسخ به چرایی انتساب این لقب به کریمخان زند دلایل بسیاری گفتهاند که این دلایل با اسناد و منابع تاریخی و علاوه بر آن، با بافت سیاسی و اجتماعی جامعه پیشامشروطه ایران تطابق ندارد. از این رو پرسش اصلی این پژوهش آن است که لقب «وکیلالرعایا» در چه زمانی برای کریمخان به کار رفته و عوامل مؤثر بر کاربرد آن چیست؟ این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر تحلیل محتوای متن اسناد و مطالعه انتقادی منابع تاریخی دورۀ زندیه و قاجاریه به پاسخگویی این پرسشها میپردازد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که لقب وکیلالرعایا در منابع همعصر کریمخان بازتابی ندارد و کریمخان زند نیز پس از شکست مدعیان، خود را وکیلالدوله اسماعیل سوم میدانست. نخستین بار کوهمره در ذیل مجملالتواریخ به دلیل علاقه به وی از کریمخان با لقب وکیلالرعایا یاد میکند که نگارش این ذیل، متأخر از زمانه کریمخان است. از طرفی آنچه مشخص است، بسیاری از پژوهشگران اطلاق لقب وکیلالرعایا برای کریمخان را دلیلی بر وجود نوعی رابطه سیاسی بین او و مردم میشمارند که ویژگی بارز نظم سیاسی دوران مدرن است؛ اما با توجه به اسناد و مدارک موجود میتوان گفت که چنین برداشتی نمیتواند نمایانگر نوع رابطه مردم و حاکم در دوران زندیه باشد؛ زیرا با انقلاب مشروطه بود که ایرانیان توانستند نظم سیاسی قدمایی را کنار زده و نظم جدیدی مبتنی بر نمایندگی را در ایران اجرا کنند. بر این اساس میتوان گفت که علاوه بر اسناد و مدارک تاریخی، ساختار سیاسی ایران در دورۀ زندیه نیز نمیتوانست جایگاهی برای وجود چنین رابطهای باشد