روانشناسی قدرت در عصر غزنوی با تکیه بر اصل «نیست همتایی» در تاریخ بیهقی

نویسنده

استادیار گروه تاریخ دانشگاه اراک

چکیده

توصیفات زنده و جاندار تاریخ بیهقی از واقعیت‌های سیاسی عصر خود، بر پژوهندگان این میراث ارزشمند تاریخ ایران پوشیده نیست. در میان انبوه گزارش‌های سیاسیِ خواجه ابوالفضل بیهقی(385-470هـ .ق.) که اغلب با ذکر جزئیات و اشراف بر نهان و آشکار حوادث سیاسی عصر غزنوی همراه است، مقوله‌ی روانشناسی قدرت به خوبی قابل ردیابی است.
یکی از محورهای قابل توجه در این عرصه، اصل «نیست همتایی» یا «بی‌مانندگی» سلطان است که در دربار غزنوی بر القاء و تزریق آن به آحاد رعایا تلاش می‌شد و نظارت‌های دقیق و هشیارانه‌ای وجود داشت تا اتباع سلطان از هرگونه رفتاری که صبغه‌ای از «همتایی» و «مانندگی» به سلطان را در اذهان متبادر می‌ساخت، بازداشته شوند. علاوه بر این، همواره به عواقب ناگوار «مانندگی جستن» رعایا به سلطان، در قالب پند و اندرزهای سیاسی هشدار داده می‌شد.
در این مقاله تلاش می‌گردد تا با محوریت تاریخ بیهقی تحلیل و تبیین دقیقی از چشم‌اندازهای مذکور ارائه شود.

کلیدواژه‌ها