بررسی هویت قیصر ناشناس روم در جنگ دوم شاپور اوّل

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود

چکیده

هدف این مقاله، پرداختن به جنگ دوم از جنگ­های سه­گانة شاپور اوّل با رومیان، در کتیبة کعبة زرتشت است. با بررسی نظرات مختلف ارائه شده دربارۀ سال وقوع دومین جنگ شاپور اول با رومیان و همچنین قیصر رومی درگیر با او، که نامش در کتیبه ذکر نشده است، رخدادهای دورۀ سلطنت شاپور اوّل و جنگ دوم او با رومیان در حدود سال­های 252 تا 256 میلادی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در تحقیقات صورت گرفته، سلطة ساسانیان در خلال این سال­ها بر ارمنستان و سوریه، همزمان با دورة سلطنت امپراتور رومی تربونین گالوس، بوده است. شواهد موجود، نشان‌ می‌دهد که عامل اصلی دفاع رومیان در برابر تهاجمات ساسانیان به سوریه، نه امپراتور گالوس بلکه یک سوری شورشی و مدعی مقام سلطنت به نام اورانیوس آنتونینوس بوده است. به نظر می‌رسد اورانیوس آنتونینوس، تنها قیصر حاضر در منطقة سوریه، هم­زمان با تهاجمات شاپور اوّل بوده است.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

در تحقیقات تاریخی صورت گرفته دربارة تاریخ ایران باستان، مورخ معمولاً با کمبود منابع و مکتوب و دست اول، آن هم از نوع ایرانی روبه­رو است. بدین­دلیل، در بیشتر تحقیقات صورت گرفته، مورخ مجبور است با رجوع به منابع یونانی و رومی، که هم­زمان با دورۀ مورد بحث، به رشتة تحریر درآمده، اطلاعات تاریخی مورد نیاز را استخراج نماید. نویسندگان این آثار، به‌طور معمول به حکومت‌های ایرانی به چشم دشمن و یک رقیب دیرینه می‌نگریسته­اند. به­همین دلیل، نوشته‌های آنها با جهت­گیری خاصی همراه است که سبب می‌شود استناد به تاریخ‌هایی از این دست به تنهایی، خالی از اشکال نباشد. اما کشفیات باستان­شناسی در چند دهة اخیر، منجر به پیدایش آثاری شده است که با ترجمه، تحلیل و بررسی آنها، این­بار مورخ می‌تواند به منبعی اصیل از نوع ایرانی آن دسترسی پیدا کند. این آثار، طرز تلقی ایرانیان باستان را از رویدادهای نظامی، سیاسی و مذهبی در دوره‌ای خاص، نمایان می‌سازد. از جمله این کشفیات و از جمله مهم­ترین آنها، می‌توان به کتیبة سه زبانة کعبة زرتشتِ شاپور اوّل اشاره کرد. در کارهای صورت گرفته در ایران، و به­جز در معدودی از کارها، پژوهشگران حوزة زبان­های باستانی ایران، بیشتر به ترجمۀ متن کتیبه اکتفاء کرده‌اند و تحلیلی جامع از تمامی داده‌های تاریخی این کتیبه ارائه نکرده­اند. بدون شک، دقت بیشتر در متن کتیبه، همراه با تقسیم‌بندی موضوعی و تحلیل و تطبیق داده‌های تاریخی آن با سایر آثار و منابع موجود، می‌تواند سرچشمه‌های متعددی برای پژوهش‌های نو و اصیل در اختیار پژوهشگران تاریخ ایران باستان قرار دهد. این امر می‌تواند سبب روشن شدن نکات مبهم و کمتر مطرح شده‌ای از تاریخ ایران در دورة ساسانی گردد.

در این پژوهش تلاش شده است با بررسی متن کتیبة کعبة زرتشت در بارۀ جنگ دوم شاپور اول با رومیان، و تطبیق آن با شواهد سکه­شناسی و داده‌های تاریخی، نظری جدید در باب هویت قیصر ناشناسی که نام صریح وی، در کتیبة کعبة زرتشت نیامده است، مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

 

دومین جنگ شاپور اوّل با رومیان به استناد کتیبة کعبة زرتشت

با کشف کتیبۀ سه­زبانۀ شاپور اوّل در کعبة زرتشت در سال 1936م. و ترجمة آن، جزئیات مهمی دربارۀ وقایع سال­های پادشاهی شاپور اوّل و سه جنگ مهم او با رومیان به­دست آمد. شاپور اوّل، به استناد متن کتیبه، در نخستین جنگ خود با رومیان با گـُردین سوم (سال­های حکومت 244-238 م.) درگیر شده است.

نتیجۀ جنگ اول، کشته شدن گردین سوم در میدان جنگ و انعقاد قرارداد صلح با فیلیپ عرب، جانشین امپراتور مقتول است (244 م.). در دومین جنگ، که در این مقاله بدان پرداخته خواهد شد، شاپور اوّل، به بهانۀ پیمان­شکنی قیصر رومی در مسئلة ارمنستان، به قلمرو رومیان تاخته و شهرهای متعددی از منطقة سوریه را پس از شکست سپاه رومی با توان 000/60 مرد جنگی، تسخیر و ویران می‌کند. در جنگ سوم، که معروفترین جنگ از این جنگ­های سه­گانه است، شاپور اوّل، موفق می‌شود سپاه والرین امپراتور روم را که با 000/70 نیروی جنگی به مقابله با ساسانیان آمده بود، شکست داده و امپراتور و تمامی سپاهیانش را اسیر و به ایران منتقل کند.

در خصوص جنگ اوّل و سوم شاپور اوّل با رومیان، یعنی جنگ با گردین سوم و والرین، علاوه بر متن کتیبة کعبة زرتشت، مستندات دیگری نیز در دست است که به روشن شدن بیشتر این وقایع کمک می‌کند. از آن جمله می‌توان به نقش­برجسته‌های ساسانی (بیشاپور 1 و 2 و 3 دارابگرد و نقش رستم)، متون تاریخی رومی و متون تاریخی سده‌های نخستین اسلامی اشاره کرد. پیروزی‌ در جنگ اوّل، گویا در سال­های 243 تا 244م. و پیروزی در جنگ سوم، گویا در سال­های 259 تا 260 م. رخ داده است. اما جنگ دوم شاپور اول با رومیان، از نظر تعیین تاریخ وقوع آن و بازشناختنش از دیگر جنگ­های این پادشاه، گرهی ناگشوده است (فرای، میراث، ص:342).

به‌طور کلی، در بررسی دقیق­تر جنگ دوم شاپور اوّل با رومیان، مشکلاتی چند وجود دارد که سبب ارائۀ نظرات مختلف پژوهشگران شده است. از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- سال وقوع این جنگ 2- قیصری که با شاپور اوّل درگیر شده است و نام او در متن کتیبه ذکر نشده است 3- تعداد سپاهیان رومی حاضر در منطقة سوریه که در کتیبة کعبة زرتشت تعداد آنها 000/60 نفر عنوان شده است.

ترجمۀ متن پارتی کتیبة کعبة زرتشت، وقایع دومین جنگ با رومیان را بدین صورت بیان می‌کند:

«قیصر کشته شد [گُردیَنِ سوم] نیروی رومیان نابود شده و رومیان فیلیپوس را قیصر کردند و فیلیپوس قیصر به التماس نزد ما آمد و پانصد هزار دینار (به­عنوان) خون­بها به ما داد (و) باج­گزار شد. و ما از این روی، مشیگ را پیروز شاپور نام کردیم. قیصر بار دیگر پیمان­شکنی کرد (و) ارمنیه را تباه کرد و ما بر رومیان شهر تاختیم و شصت هزار نیروی رومیان در بالس کشته شد و شهر اسوریه و هرآنچه پیرامون شهر اسوریه بود همه سوخت، ویران و غارت شد و... » (عریان، کتیبه‌های ایران میانه، بند4و 5 ، ص:70)

آنچه از بررسی دقیق متن کتیبه و مقایسۀ آن با مستندات تاریخی به­دست می‌آید، این است که بعد از شکست و کشته شدن گردین سوم در سال 244 میلادی، فیلیپ عرب، با انعقاد قرارداد صلح با شاپور اوّل کنترل ارمنستان را به شاپور اوّل واگذار می‌کند (کریستن‌سن، ص:310).

شاپور در کتیبه، بلافاصله بعد از ذکر این خبر، به پیمان­شکنی قیصری که هویت او مشخص نیست، در مسئلة ارمنستان اشاره می‌کند. این امر بهانة لازم را برای شروع تهاجمات گستردة ساسانیان به قلمرو امپراتوری روم در سوریه فراهم می‌کند. متأسفانه اطلاعات دقیقی دربارۀ رویدادهایی که در ارمنستان گذشته است در دست نیست و باید در این خصوص تنها به استنتاج­های احتمالی متکی باشیم.

با استناد به روایت مورخان ارمنی، آگاتانگغوس و موسی خورنی، پادشاه ارمنستان در دورة مورد بحث، خسرو نام داشته است. این پادشاه که از شاخة اشکانیان ارمنستان بوده، از دشمنان سرسخت ساسانیان محسوب می‌شده است. خسرو، سرانجام به تحریک پادشاه ساسانی به قتل رسید؛ تاریخ قتل خسرو، دقیقاً مشخص نیست، اما این قتل، به احتمال بسیار، نه در دورة اردشیر اول، بلکه در ایام پادشاهی پسرش شاپور، و از قرار معلوم در حدود سال 252 میلادی، اتفاق افتاده است. تیرداد، پسر پادشاه ارمنستان پس از کشته شدن پدر، به قلمرو روم گریخته است و به احتمال قوی به­همین دلیل بوده که شاپور اوّل عزم کرده تا دشمنی با روم را از سر گیرد (آگاتانگغوس، ص: 34 و مؤسس خورناسی، ص: 178 و فرای، کمبریج، ص:226).

علاوه بر موارد ذکر شده، اختلاف بین مدعیان سلطنت در امپراتوری روم سبب شد تا شاپور اول، قبل از شروع تهاجم گسترده به شهرهای سوریه، با توجه به ضعف قدرت مرکزی در روم، بین سال­های 252 و 253 میلادی، اقدام به عملیات جنگی در ارمنستان نماید. در آنجا، سلسلة پادشاهی اشکانی ارمنستان با کشته­شدن شاه آن، یعنی خسرو اوّل و فرار ولیعهد آن (تیرداد)، از بین رفت و هرمزد-اردشیر، پسر شاپور و جانشین او، شاه بزرگ ارمنستان شد (253-252م) (Ghirshman,p.122).

گیرشمن، سال­های مختلفی را که پژوهشگران برای این جنگ ارائه نموده­اند، گردآوری کرده است. جدول زیر نشان­دهندة سال پیشنهادی پژوهشگران برای شروع دومین جنگ است.

ردیف

سال پیشنهادی برای جنگ دوم

نام  نویسندگان

1

252/251میلادی

Ghirshman,p.122-123

2

253 میلادی

Rostovtzeff, p.31

3

253 میلادی

Ensslin, p.19

4

253 میلادی

Olmstead, p.410

5

253 میلادی

Sprengling, p.88

6

253 میلادی

Alföldi, p.61

 

در ادامۀ بررسی‌های جدید وینتر و دیگناس، سال شروع جنگ 252 م و سال فتوحات در سوریه 253 م عنوان شده است (وینتر و دیگناس، ص:63).

به‌طور کلی، در بررسی سال­های مختلف ارائه شده بین 251 الی 253م، آنچه از شواهد و کاوش­های باستان­شناسی به­دست می‌آید این است که پاسگاه­های مرزی رومی، در کنار رود فرات و شهر دورآ اوراپوس، در سال 253م. به دست ایرانیان افتاده است و تا چندین ماه نیز در تصرف ساسانیان بوده است. در سال 256م. ایرانیان به فرمان شاپور اوّل مجدداً به این شهر تاختند و آن را ویران ساختند. اکنون این پرسش پیش می‌آید که کدامیک از این دو تاریخ، یعنی سال­های 253 و 256 م. با جنگ دوم شاپور اول برابر است؟

فرای در پاسخ به این پرسش، توضیح می­دهد که در روزگار باستان، معمولاً جنگ­ها شامل یک لشکرکشی یکساله بوده است و محتملاً جنگ دوم شاپور، چندین­سال طول کشیده است. فرای در ابتدا، هر دو سال 253 و 256 م را مطرح می‌کند، اما سرانجام در بررسی‌های بیشتر، با اطمینان­خاطر اعلام می‌کند که جنگ دوم، باید در سال 256 م رخ داده باشد. او معتقد است جنگ 253م. جنگ کوچکی بوده که در کتیبة کازرون نیز از آن سخن نرفته است (فرای، میراث، صص:342و343/ فرای، تاریخ، صص:475و 476/ فرای، کمبریج، ص:226).

علت اهمیت تعیین سال وقوع دومین جنگ، کمک شایان­توجه آن به شناخت هویت قیصر ناشناسی است که شاپور اوّل در این جنگ با او درگیر شده است. زیرا سال وقوع و آغاز این جنگ را می‌توان با سال سلطنت قیصر ناشناس تطبیق داد.

به‌طور کلی، از آنجا که سال 253م. به عنوان سال شروع جنگ دوم، پیروان بیشتری دارد، حتی اگر سال 253م. ارائه شده توسط فرای را نه به عنوان سال شروع جنگ دوم بلکه به عنوان سال شروع یک درگیری کوچک نظامی در نظر بگیریم و سال فتح ارمنستان توسط شاپور اوّل را نیز 253/252 م بدانیم، بنابراین، باید به­دنبال قیصر  پیمان­شکنی باشیم که در حدود سال­های 253 م به­بعد سلطنت می‌کرده است.

چنان که ذکر شد، شاپور اوّل در کتیبة کعبة زرتشت و در شرح جنگ دوم خود با رومیان، به سادگی از یک قیصر پیمان­شکن نام می‌برد و نام مشخصات این قیصر را عنوان نمی‌کند. ترجمه متن پارتی عبارت فوق در کتیبه بدین­صورت است: «قیصر باردیگر پیمان­شکنی کرد» (عریان 1382 ، بند4: 70).

در این متن کوتاه، دو نکته حائز اهمیت و توجه بیشتر است: نخست، ذکر نشدن نام قیصر و دیگر تأکید بر پیمان­شکنی دوبارۀ این قیصر است. در تحقیقات گوناگون، تاکنون نظرات مختلفی برای شناسایی هویت این قیصر ناشناس، و دلیل ذکر نشدن نام او صورت گرفته است. گیرشمن، برای حل این مشکل با تأیید و تحسین نظریة روستوزف، با او هم­رأی شده و نظریه روستوزف را، مبنی بر این که کتیبة کعبة زرتشت تعمداً خلاصه نوشته شده است، می‌پذیرد (Rostovtzeff, p.21 ؛ Ghirshman,p.122).

گیرشمن، این نتیجه‌گیری را نشانۀ تیزهوشی روستوزف دانسته و می­گوید: «ذکر قیصری که نام او در کتیبه نیامده است، اجازه می‌دهد بپذیریم که این نام وجود داشته، ولی چون متن نوعی فشردگی را متحمل شده این نام حذف شده است.» (Idem,p.122)

در نقد این نظر، باید گفت که بررسی متن کتیبه، نتیجه­گیری روستوزف را مبنی بر خلاصه‌نویسی متن کتیبه، تأیید می‌کند (به­عنوان مثال در متن کتیبۀ شرح جنگ­های سه‌گانة شاپور اول با رومیان که در فاصلة زمانی 243 تا 260م. رخ داده است به­صورت متوالی و خلاصه و بدون در نظر گرفتن فاصلة زمانی ذکر شده است)، اما از این امر به سختی می‌توان نتیجه گرفت که ذکر نشدن نام قیصر، محصول خلاصه­نویسی متن کتیبه باشد. از بررسی کتیبه، مشخص می‌شود که شاپور، توجه شایانی به ذکر نام امپراتوران رومی درگیر با خود و حتی ذکر نام مناطقی که سپاهیان رومی از آنجا بسیج شده‌اند داشته است. بنابراین، عجیب است بپذیریم برای ثبت تاریخی پیروزی مهم خود نام قیصر، آنقدر بی‌اهمیت بوده است که در خلاصه­نویسی متن کتیبه حذف شده باشد.

بنابراین، برای ذکر نشدن نام این قیصر باید به‌دنبال دلایل دیگری بود. بررسی وضعیت سیاسی امپراتوری روم در دورۀ مورد بحث و ظهور مدعیان سلطنت، تا حدی این وضعیت را روشن می‌سازد.

به‌طور کلی، از زمان به­قدرت­رسیدن فیلیپ عرب در سال 244­م، تا سال به سلطنت رسیدن والرین، یعنی 253­م دولت مرکزی در امپراتوری روم وضعیت بسیار نابه­سامانی را پشت­سر می‌گذاشته است. در فاصله سال­های 244 تا 253­م یعنی در فاصله نه سال یازده نفر صاحب عنوان آگوست شده­اند و چهار نفر شیاد شورشی (مدعی مقام سلطنت) نیز بر سر کسب قدرت با هم جنگیده‌اند. (Ghirshman,p.121):

 

ردیف

امپراتوران صاحب عنوان آگوست

سال سلطنت

ردیف

امپراتوران صاحب عنوان آگوست

سال سلطنت

1

فیلیپ عرب

249-244 م

7

تربونین گالوس

253-251م

2

فیلیپ جوان(پسر فیلیپ عرب)

249-247 م

8

ولوسیانوس

251 م

3

تراژان دِس (داکیوس)

251-249 م

9

امیلین

260-253 م

4

هرانیوس پسر دِس (داکیوس)

251 م

10

والرین

260-253 م

5

هوستیلیانوس پسر دِس (داکیوس)

251م

11

گالین

268-253 م

6

لوسینیانوس

حدود250 م

 

 

 

 

ردیف

نام امپراتوران شورشی (شیاد)

سال سلطنت

1

پاکاتیانوس

249-248 م ؟

2

ژوتاپیانوس

249-248 م ؟

3

اورلیوس سولپیسیوس

254-253 م

4

پریسکوس(برادر فیلیپ عرب)

؟

 

با بررسی جزئی­تر و دقت در تعداد امپراتورانی که تقریباً همزمان، برای کسب قدرت تلاش کرده‌اند، می‌توان نخستین حدس را دربارة عدم ذکر نام قیصر در کتیبة شاپور اول مطرح کرد؛ شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که با توجه به تعدد همزمان مدعیان سلطنت در روم و قلمرو آسیایی رومیان برای ساسانیان دقیقاً مشخص نیست که سپاهیان رومی اعزامی به منطقۀ سوریه، سپاهیان کدام یک از این امپراتوران بوده است. آیا سنای روم او را به عنوان قیصر تأیید کرده است یا خیر؟ این حدس با توجه به کوتاهی مدت سلطنت این مدعیان و تغییر سریع امپراتوران تقویت می‌شود. هر چند اثبات آن به آسانی امکان­پذیر نیست.

بنابراین شاید بهتر باشد متعدد بودن همزمان مدعیان سلطنت را در روم، دلیل حذف نام قیصر دانست نه اصل خلاصه­نویسی در متن کتیبه را، آنچنان که گیرشمن به نقل از روستوزف عنوان می‌کند.

شیپمان با مطرح کردن نظریه‌ای متفاوت، معتقد است که محتملاً سردار مغلوب رومی در جنگ دوم با شاپور، افسر عالی‌مقام سوریه بوده است. او این امر را دلیل ذکر نشدن نام قیصر در کتیبه می‌داند (شیپمان، ص:24).

حتی با پذیرفتن درست بودن این نظریه، باز مشکل این است که سردار احتمالی یا مقام عالی رتبة نظامی، فرماندهی سپاهیان کدام قیصر دارندۀ مقام امپراتوری را عهده‌دار بوده است. با دقت در لیست یازده نفری که عنوان امپراتور یافته‌اند، و چهار نفری که برای کسب مقام سلطنت تلاش کرده‌اند، و نیز با مبنا قراردادن سال نبرد دوم شاپور بر علیه رومیان، یعنی سال 253 م. ناگزیریم نام تعدادی از این افراد را که در سال­های قبل از 253م سلطنت کرده‌اند، از این تحقیق حذف کنیم. بنابراین چهار امپراتوری که در سال 253 م، دارای قدرت رسمی و مورد تأیید سنا بوده‌اند، عبارتند از:

1- تربونین گالوس                    253-251 م

2- امیلین                              253 م

3- والرین                              260-253 م

4- گالین                               268-253 م

از این افراد، می‌باید در همان ابتدا والرین و پسرش گالین را حذف کرد؛ زیرا والرین در 253م، در روم به قدرت می‌رسد. او قدرت را با پسرش گالین تقسیم نموده، غرب را به گالین می‌سپارد و خود به قلمرو شرق (متصرفات آسیایی روم) می‌پردازد (Ghirshman,p.121). با توجه به سکه­های ضرب شده توسط والرین در شرق (درانطاکیه و اسکندریه)، که متضمن عبارت پیروز بر پارت­ها (Vict-Part) است و به میمنت بازپس­گیری انطاکیه از دست ساسانیان ضرب شده است، سال ورود والرین را به شرق، 258/257 م. حدس می‌زنند. (Ghirshman,p.126 ؛Olmstead pp:401,402 )

فرای، با بازسازی رویدادها و با توجه به شواهد سکه­شناسی، سال ورود والرین را به شرق، 256 م. حدس می‌زند (فرای تاریخ باستانی ایران، ص: 476). بنابراین، آنچه مسلم است، والرین در سال 253 م. که سال شروع جنگ دوم شاپور اول است، هنوز در روم به سر می‌برده و لشکرکشی به سمت شرق را آغاز نکرده بوده است. پسر والرین، گالین نیز در این دوره، کنترل نواحی غربی امپراتوری را بر عهده داشته است و دخل و تصرفی در قلمرو آسیایی امپراتوری روم نداشته است. امپراتور بعدی یعنی امیلین (امیلیان) در درگیری­هایی که در زمان تربونین گالوس با گوت‌ها در مسی رخ می‌دهد، توسط سنا به عنوان امپراتور معرفی می‌شود. ولی این شخص، پیش از رسیدن به ایتالیا و در سال 253 م. به دست سربازانش کشته می‌شود (Ghirshman,p.121). پس امیلین نیز طبعا نمی­تواند نقشی در شرق ایفاء کرده باشد. بنابراین، آخرین فردی که می‌تواند همزمان با جنگ دوم شاپور، قدرت را در روم در دست داشته باشد تربونین گالوس (253-251 م) خواهد بود.

گیرشمن، بدون تردید و با قاطعیت اعلام می­کند که جنگ دوم شاپور اول در زمان تربونین گالوس رخ داده است. او این قیصر را کسی می‌داند که نام او در کتیبه ذکر نشده است و این قیصر ناشناس را تربونین گالوس می‌داند. او محتملاً این رخداد را در حدود اواخر سلطنت گالوس و در تابستان 253م حدس می‌زند (Idem,p.122). هر چند هم­او در جایی دیگر از کتاب خود، می­نویسد که امپراتور گالوس، که هرگز روم را برای سفر جنگی ترک نکرده بود، مجبور می‌شود برای مبارزه با شورش گوت­ها در مسی، عازم آن نواحی شود (Idem,p.121). بنابراین، بنظر می­رسد امپراتور گالوس، در دورة حکومت خود، سفری جنگی به شرق نداشته است. تأکید بر انجام نشدن سفر جنگی گالوس به شرق، در نوشته‌های فون گال نیز به چشم می‌خورد.

فون گال با تأیید این مطلب که لشکرکشی شاپور فقط می‌تواند در سال 253 م. اتفاق افتاده باشد، قیصری را که نام او در کتیبه ذکر نشده است، تربونین گالوس می‌داند. اما با ذکر این نکته که او هرگز سفر جنگی به شرق نداشته است، در صحت این نظریه تردید می‌کند (فون گال، ص :166). فون گال در نظری متفاوت با دیگران، با بررسی نقش­برجستة ساسانی داراب، این اثر را تجسم نبرد دوم شاپور تلقی می‌کند. او معتقد است در این نقش­برجسته، به دو قیصر و دو مسئله اشاره شده است. نخست، فیلیپ عرب، که قرارداد صلح با او منعقد شده است و در نقش­برجستة داراب به­صورت فردی که با دستانی دراز کرده به سوی شاپور می‌شتابد نمایش داده شده است، و دیگری، امپراتوری است که شاپور دست خود را بر سر او قرار داده است. او این حالت را نشان قهر و خشم دانسته و این فرد را همان قیصر پیمان­شکن کتیبة شاپور معرفی می‌کند. فون­ گال، با توجه به چهرۀ بدون ریش این فرد بر روی نقش­برجسته او را تراژان دِس (داکیوس)، امپراتوری که پس از قتل فیلیپ عرب قدرت را به دست می‌گیرد، معرفی می‌کند (سال حکومت 251-249 م.).

فون گال معتقد است اقدام به عملیات جنگی علیه ایرانیان در دورۀ حکومت دِس (جانشین فیلیپ عرب)، صورت گرفته است و به استناد شواهد سکه­شناسی حدس زده می‌شود که او رسانیا را مرکز عملیات بر علیه ایرانیان قرارداده باشد (همان، صص:166و167).

 ایرادی که بر نظریه فون‌گال وارد است این است که او خود با تأکید، سال وقوع  جنگ دوم شاپور را سال 253 م عنوان می‌کند (همان، ص:166). اما در ادامه، قیصر، پیمان­شکن در دومین جنگ را تراژان دِس معرفی می‌کند. این در حالی است که این امپراتور در سال 251 م به قتل می‌رسد و اساساً در سال 253 م و هنگام شروع جنگ دوم، در قید حیات نبوده است. شاید این نظریه را بدین­صورت بتوان اصلاح کرده و پذیرفت که با توجه به تأکید شاپور در کتیبة کعبة زرتشت، مبنی بر پیمان­شکنی مجدد و دیگربار قیصر، شاید بتوان این اشاره به پیمان‌شکنی‌های مکرر قیصر را، نوعی مسبوق به سابقه دانستن پیمان‌شکنی و دروغ­گویی آنان دانست. نمونة این شیوة ریاکارانه را می‌توان در القاب دروغین به­کار­رفته توسط فیلیپ عرب بر روی سکه‌ها مبنی بر پیروز بودن او بر پارس­ها و همچنین در آغاز عملیات نظامی و تعرضات ارضی دورۀ تراژان دس به قلمرو ساسانیان مشاهده کرد.

فیلیپ عرب، بعد از عقد قرارداد صلح با شاپور اوّل در سال 244 م. صلحی که غالب منابع رومی از آن به عنوان «صلحی سخت شرم­آور»  یاد کرده­اند، در این سال کوشید با ضرب سکه‌هایی با عبارت «صلح اساسی با پارس­ها» (­Pax Fundata cum Persis) و «پرسیکوس ماکسیموس» (­Persicus Maximus) و «پارتیکوس ماکسیموس»               (­Parthicus Maximus)، صلح منعقده را به منزلة یک پیروزی مهم جلوه دهد. هرچند این القاب و عناوین، در تعارض مشهود با شکست نظامی او از شاپور و شرایط عقد قرارداد صلح است (وینتر و دیگناس، صص 102و103).

آیا این القاب و عناوین که بر سکه‌ها ضرب شده است و به احتمال زیاد در دسترس ساسانیان نیز قرار داشته است، می‌تواند دلیلی بر پیمان­شکنی و دروغ­گویی امپراتور روم از نظر شاپور باشد؟ اُمستد، سکه‌هایی را که فیلیپ عرب در سال‌های 244 یا 247­م. ضرب نموده و متضمن عبارات «پرسیکوس ماکسیموس» و «پارتیکوس ماکسیموس» است، دلیل شاپور اوّل برای مشخص کردن فیلیپ عرب به عنوان پیمان­شکن و دروغگو بودن وی می‌داند (Olmstead, p:256). 

شاید تأکید زیاد شاپور را بر عبارت «قیصر دروغ گفت» و یا «پیمان­شکنی قیصر»، بتوان همانند سخن داریوش در سنگ­نبشتة بیستون دانست که می‌گوید پیرو راستی و دشمن دروغ است و دشمنانش دروغ می‌گویند (دریایی، شاهنشاهی ساسانی، ص 20). دریایی در بررسی‌های خود بیشتر بر مفهوم واژة «دروغ» به­کار رفته در کتیبه تمرکز کرده است؛ او در ابتدا با تأکید بر باورهای زرتشتی، دروغ­گویی گردین سوم را، عاملی در برابر راست‌اندیشی پارسیان انگاشته است. اما در ادامه، فیلیپ عرب را قیصر پیمان‌شکن معرفی می‌کند. او معتقد است در بارۀ واگذاری ارمنستان به ساسانیان، فیلیپ قصد داشته است مطابق پیمان قدیم میان آگوستوس و اشکانیان عمل کند. بر مبنای این قرارداد، مانند دورة اشکانی پادشاه ایران شاه ارمنستان را انتخاب می‌کرد و این فرد در صورت تأیید مورد حمایت امپراتور روم قرار می‌گرفت. امّا در دورة ساسانیان نه پادشاه ساسانی چنین شرایطی را می‌پذیرفت و نه خاندان اشکانیِ حاکم بر ارمنستان. (دریایی، امپراتوری ساسانی، ص 9)

فون گال نیز دروغ قیصر را به مفهوم ایرانی «مهر و دروغ» به­عنوان «عهد بستن به دروغ» و «شکستن عهد» قابل درک می‌داند و معتقد است از آنجا که هنگام بستن پیمان، دادن دست توافق به­شکل یک سوگند به­عنوان یک اصل پذیرفته شده است، از دیدگاه ایرانیان، کسی که توافق را حفظ نکند، باید به­ویژه دروغ­گو یا پیمان­شکن جلوه کند ( فون گال، ص 165).

تأکید بر پیمان­شکن بودن فیلیپ عرب در نوشته‌های سایر پژوهشگران نیز دیده می‌شود. رجبی و کاوه فرخ، بدون آنکه به سال شروع جنگ اشاره کنند فیلیپ عرب را امپراتور پیمان­شکن معرفی می‌کنند (رجبی، جلد 5، ص77 و فرخ، ص 339).

زرین‌کوب، در نظری متفاوت، علت شروع جنگ دوم را پناه دادن رومیان به تیرداد، پسر خسرو پادشاه ارمنستان و همچنین خودداری امپراتور گالوس از پرداخت باقیماندة غرامت یا در واقع باجی که فیلیپ پرداخت آن را تعهد کرده بود، می‌داند. او «دروغ قیصر» و «پیمان­شکنی» را در مورد ارمنستان، مربوط به امپراتور گالوس می‌داند (زرین­کوب، صص: 428و429). این نکته شایان تذکر است که در خصوص غرامت یا باجی که فیلیپ، پرداخت آن را تعهد کرده بود و شاپور در کتیبه، مبلغ آن­ را 000/500 دینار عنوان می‌کند، این سوال مطرح است که آیا کل این مبلغ به یک­باره پرداخت شده است یا این که شامل یک پیش­پرداخت بوده است؟

در این باره، تاکنون نظرات متفاوتی ارائه شده است. اگر بپذیریم پرداخت اولیۀ بخشی از مبلغ قرارداد در زمان فیلیپ عرب صورت گرفته باشد، می‌توان پرداخت نشدن بقیۀ آن مبلغ را در زمان دیگر امپراتوران رومی (جانشینان فیلیپ عرب)، نشانه­ای از پیمان­شکنی آنان قلمداد کرد. وینتر و دیگناس، معتقدند با تسلط شاپور اوّل بر ارمنستان، که از جملۀ مفاد قرارداد صلح با فیلیپ عرب بوده، از آن پس پرداخت­های سالیانه‌ای که رومیان برای حفظ استحکامات قفقاز در برابر حملات کوچروهای شمالی، به دولت ارمنستان می‌پرداخت، در اختیار دولت ساسانی قرار می‌گرفت و در عوض، مسئولیت حراست از ارمنستان در برابر مخاطرات تهدیدآمیز از جانب شمال، به دولت ساسانی واگذار می‌شد. بنابراین، شاپور، پرداخت­های سالیانه‌ای را که روم برای حفظ استحکامات قفقاز باید می‌پرداخت «خراج» می‌نامد (وینتر و دیگناس، همان ص :102). پرداخت سالیانۀ دولت روم برای حفظ استحکامات قفقاز به دولت ارمنستان، تحتِ تسلط ساسانیان، یک تکیه­گاه در کتیبة کعبة زرتشت نیز می‌یابد، در آنجا که شاپور پیمان­شکنی قیصر را برابر با تباه ساختن ارمنستان و ستم روا داشتن به ارمنستان عنوان می‌کند. «قیصر بار دیگر پیمان­شکنی کرد و ارمنیه را تباه کرد» (عریان، همان بند 4، ص:70)

لوکونین نیز با معرفی هم­زمان دو مقصر، پیمان­شکنی امپراتور روم را به دورة امپراتوران رومی گالوس و والرین، که در 22 اکتبر سال 253م. بر تخت امپراتوری روم نشسته است مربوط می‌داند (­لوکونین، ص: 89). اما چنان­که ذکر شد، والرین نه در سال 253م. بلکه در حدود سال­های 257 و 258 م. وارد شرق شده است.

شهبازی در نظری متفاوت، می­گوید که در متن کتیبه، منظور از قیصر ناشناس، فیلیپ عرب نیست، بلکه این عنوان، اشاره‌ای تقریباً گنگ به امپراتوری روم است. (شهبازی، ص 308)

به‌طور کلی، با بررسی تمام نظرات ارائه شده و دقت در شرایط سیاسی'نظامی حاکم بر امپراتوری روم در زمان وقوع دومین جنگ، باید خبر تاریخی مندرج در کتیبة کعبة زرتشت را تفکیک کرده و در دو بخش مورد بررسی قرار داد. در بخش نخست با توجه به تغییر سریع امپراتوران رومی، باید به­دنبال امپراتور یا امپراتورانی بود که به شرایط قرارداد صلح فیلیپ عرب با شاپور بی‌توجهی کرده‌اند. بنابراین پیمان­شکنی امپراتور رومی، می‌تواند بعد از صلح فیلیپ عرب، یعنی سال 244 م. تا سال 253 م، سال شروع جنگ دوم اتفاق افتاده باشد. بنابراین، می‌توان فیلیپ عرب را به­خاطر القاب و عناوین دروغین به­کار برده بر روی سکه‌ها، مبنی بر پیروزی در جنگ با ساسانیان، امپراتور پیمان‌شکن دانست (نظریۀ امستد و رجبی) یا تراژان دِس را، به­علت شروع عملیات نظامی بر علیه ساسانیان، قیصر پیمان­شکن فرض کرد (نظریه فون گال) و یا نظریۀ غالب مورخین را پذیرفت و با تکیه بر سال 253 م. تربونین گالوس را قیصر پیمان­شکن این کتیبه تصور کرد (نظریۀ گیرشمن، لوکونین، زرین­کوب). اما در بخش دوم متن کتیبه، باید به­دنبال امپراتوری بود که با نیروی 000/60 نفری خود، در مقابل سپاه شاپور اول مقاومت کرده است. علت این تفاوت و تفکیک قائل شدن بین امپراتوران بخش اوّل و بخش دوم، در این است که امپراتوران گروه اوّل یا در زمان جنگ دوم در قید حیات نبوده‌اند یا برای عملیات نظامی در شرق حضور نداشته­اند. به­نظر می‌رسد تنها فردی که در سال 253 م. در منطقة سوریه حضور مؤثر داشته و می‌توانسته در برابر تهاجمات سپاه ساسانی مقاومت کند، یک شورشی و مدعی مقام امپراتوری به­ نام «ژولیوس اورلیوس سولپیسیوس آنتونینوس» دانست. او بین سال­های 254-253 م. قدرت را در سوریه در دست داشته است. «اورانیوس آنتونینوس» (­Uranius Antoninus) که بر روی سکه‌ها، خود را «اورلیوس سولپیسیوس» (Aurelius Sulpicius) نامیده است، محتملاً یک روحانی عزی'آفرودیت بوده که با خاندان سوروس‌ها، وابستگی خانوادگی داشته است. سکه‌های او تأکید بر سال 565 سلوکی دارد که شروع آن اکتبر 253 میلادی است­(Sartre, p:969) . این شورشی، در این سال در سوریه، با ضرب سکه‌هایی از برنز و نقره و با انتخاب لقب آگوست، خود را امپراتور اعلام می‌کند. سکه‌های نقرۀ او دارای شیوة استاندارد رایج آن دوره و دارای 90% نقره است (Carson, p:92).

برای شناخت بهتر نقش این شورشی، باید وقایع سیاسی'نظامی رخ­ داده در سوریه را با توجه به نقش تأثیرگذار او در منطقه، دگرباره مورد بررسی قرار داد. به­نظر می‌رسد بعد از محاصرۀ دورآ اوراپوس توسط سپاه ساسانی، نیروی پارس­ها از فرات گذشته و تا باربالیسوس (ناحیه‌ای در کنار جادۀ حلب به دیرالزور) پیش­روی کرده است. در این منطقه، و در نزدیکی رود فرات، جنگی در می‌گیرد که شاپور، به گفتۀ خودش یک لشکر 000/60 نفری رومی را مغلوب می‌کند. در ادامه، سپاه ساسانی موفق می‌شود شهر هیراپولیس (امروزه منبج) را به تصرف در آورد. در اینجا، سپاه ساسانی تقسیم شده و شهرهای دیگری در سوریه را نیز تصرف می‌کند. به حرکت دقیق سپاه ساسانی یا گروه­های مختلف سپاه، نمی­توان به دقت پی­برد. از کتیبة شاپور و سایر منابع باستانی، می‌توان تفسیرهای گوناگون به­دست آورد. شاید یک گروه از سپاهیان، از هرمزد پسر شاپور، و گروه دیگر از خود شاپور، فرمان می‌برده‌اند. این دو بخش سپاه، به­هنگام تسخیر انطاکیه در کنار رود اورونتس به یکدیگر پیوستند. تحرکات نظامی بعدی ساسانیان را، به دقت و درستی نمی‌توان تعیین کرد. به هرحال، یک واحد از نظامیان در ضمن حمله‌ای به جنوب نزدیک امسا (امروزه حمص) دچار شکست سختی شد و ناگزیر عقب نشست (شیپمان، ص: 24). با دقت در موارد ذکر شده، می‌توان  به این نتیجه رسید که در جریان تهاجمات سپاه ساسانی به سوریه، آنها موفق به شکست سپاه رومی در سوریه می‌شوند که کتیبة کعبة زرتشت، توان آن را 000/60 مرد جنگی عنوان می‌کند. تعداد سپاهیان رومی عنوان شده در کتیبة کعبة زرتشت معمولاً توسط مورخین مورد شک و تردید قرار گرفته است.

گیرشمن، تعداد سپاهیان عنوان شده در کتیبه را رقمی بدون تردید اغراق­آمیز دانسته است (Ghirshman,p.123).

فون گال نیز می‌نویسد حتی اگر منابع رومی گزارشی از این سپاه رومی نمی‌دهند به استناد کتیبة کعبة زرتشت، آن را باید یک خبر تاریخی دانست. اما او این رقم را رقمی می­داند که مطمئناً مبالغه‌آمیز است (فون گال، ص 166). به‌طور ­کلی، در بارۀ این جنگ، نمی­توان با اطمینان مشخص کرد که آیا فرماندهی سپاه رومی با اورانیوس است یا نه؟

این احتمال وجود دارد که او، فرماندهی سپاهیان رومی را بر عهده داشته است. اگر این امر صحت داشته باشد، این شکست پایان کار او نبوده است؛ زیرا او موفق می‌شود با بسیج نیروها بار دیگر در جنگ دوم با سپاه ساسانی درگیر شده و در این جنگ موفق به شکست سپاه ساسانی شود (شکست ساسانیان در نزدیکی امسا یا حمص امروزی).

سارتر، وقایع این دوره را بدین­صورت بازسازی نموده است: ساسانیان بعد از پیروزی باربالیسوس، سپاه خود را به سه بخش تقسیم می‌کنند. گروه اوّل به سمت شهرهای انطاکیه، اسکندریه، ایسوس و نیکوپولیس پیش­روی می‌کند. گروه دوم به سمت شمال رفته و به زوگما و کاپادوکیه می‌رسد و گروه سوم باید بین ارتوس و امسا (امروزه حمص) بر اثر حملۀ یک ارتش چریکی محلی، که توسط اورانیوس آنتونینوس رهبری می‌شده است، متوقف شده باشد. این گروه از سپاه ساسانی، بعد از تحمل شکستی سخت، مجبور به عقب­نشینی می‌شود. تاریخ وقوع این جنگ را، سارتر پائیز سال 252 م عنوان می‌کند و بعد از این پیروزی در تابستان 253 م. اورانیوس خود را بر روی سکه‌های ضرب شده آگوست معرفی می‌کند (Sartre, pp :968,969).

با ظهور آنتونینوس در این دورۀ پرآشوب در سوریه، او بهترین راه حل را برای مقابله با تهاجمات ساسانیان، بسیج نیروهای بومی می‌داند. آنتونینوس، با ضرب سکه و انتخاب لقب آگوست برای خود، سعی در مشروع جلوه دادن اقدامات خود داشته است. اما ظاهراً اقدامات او بیشتر در جهت دفاع از زادگاهش بوده است و قصد وی حکومت کردن بر کل امپراتوری نبوده است. همزمان با ادامۀ تهاجمات ساسانیان به سوریه که با فتح شهرهای متعددی همراه است، اورانیوس ناپدید می‌شود و از سرنوشت و پایان کار او اطلاعی در دست نیست. اما آنچه مسلم است، این است که بعد از این وقایع، با به خطر افتادن تمامی سوریه بر اثر تهاجمات گستردة ساسانیان و محاصرۀ انطاکیه، امپراتور گالوس، اقدام به انتقال ضرابخانۀ انطاکیه به امسا می‌کند (Idem, p :969) . این واقعه، باید در سال آخرسلطنت گالوس، یعنی تابستان 253 م. رخ داده باشد. با قتل گالوس اوضاع پر هرج­و­مرج و آشفتۀ منطقه، تا لشکرکشی امپراتور والرین به شرق (در سال 258/ 257 م.) که به جنگ دیگری با ساسانیان می­انجامد ادامه پیدا می‌کند.

نظرات مختلف ارائه­شده دربارۀ قیصر درگیر با شاپور اوّل در جنگ دوم او با رومیان

ردیف

نام مورخ

امپراتوران پیمان­شکن

رفرنس

1

گیرشمن

تربونین گالوس

P.122

2

زرین­کوب

تربونین گالوس

صص 428، 429

3

لوکونین

تربونین گالوس – والرین

ص 89

4

رجبی

فیلیپ عرب

ص 77 جلد 5

5

امستد

فیلیپ عرب

P. 256

6

فون گال

تراژان دِس (داکیوس)

ص 166

7

شیپمان

افسر عالیمقام سوریه

ص 24

8

شهبازی

پیمان‌شکنی قیصر ناشناس اشاره‌ای تقریباً گنگ به امپراتوری روم است.

ص 308

9

فرخ

فیلیپ عرب

ص 339

10

دریایی

فیلیپ عرب

ص 20

11

سارتر

اورانیوس آنتونینوس معروف به اورلیوس سولپیسیوس

PP.968,969

 

نتیجه

اختلافات سیاسی و ارضی ایران با امپراتوری روم، به­عنوان یک میراث ماندگار از دورۀ اشکانی، در دورۀ ساسانی نیز با شدت تداوم پیدا می‌کند. این اختلافات، بسیار زود و در زمان بنیانگذار سلسلۀ ساسانی، اردشیر بابکان با الکساندر سوروس امپراتور روم نمود می‌یابد. اما این اختلافات، در دورۀ شاپور اوّل جانشین اردشیر بابکان چهرۀ حقیقی خود را نمایان ساخت. شاپور اوّل به استناد کتیبة کعبة زرتشت، سه جنگ مهم با رومیان داشته است. شرح کامل این جنگ­ها علاوه بر متون تاریخی، در آثار این دوره چون نقش­برجسته‌های ساسانی نیز نمود یافته است. از مجموع این سه جنگ، جنگ دوم به علت مبهم و کوتاه بودن متن کتیبة کعبه زرتشت، سبب بحث‌های طولانی و ارائۀ نظرات متفاوت مورخین شده است. آنچه از بررسی و تحلیل این داده‌های تاریخی به­دست می‌آید، این است که این نبرد، باید در سال­های 253-252 میلادی رخ داده باشد. بهانة شروع این جنگ، پیمان­شکنی امپراتور رومی در مسئلة ارمنستان است. بر اساس معاهدة صلح شاپور اوّل با فیلیپ عرب، ارمنستان در اختیار ساسانیان قرار گرفته بود.  شاپور به این بهانه، ابتدا ارمنستان را فتح کرده و سپس با تهاجمات گسترده به سوریه، شهرهای متعددی را که در کتیبه نام آنها ذکر شده است، فتح می‌کند. در جریان این فتوحات، سپاهیان شاپور موفق به شکست سپاه رومی با توان 000/60 نفر مرد جنگی می‌شود. از آنجا که نام قیصر رومیِ پیمان‌شکن، در متن کتیبه ذکر نشده است، در بررسی‌های صورت گرفته، اکثر مورخین این قیصر را تربونین گالوس معرفی نموده­اند. اما قبل از اقدامات نظامی و سیاسی، امپراتور گالوس با توجه به شواهد سکه­شناسی و نکات جدیدی که در این تحقیق بدان پرداخته شده است، به­ نظر می‌رسد دفاع از سوریه در مقابل تهاجمات ساسانیان در حدود سال 253 م. توسط یک سوری شورشی و مدعی مقام امپراتوری، بنام «اورانیوس آنتونینوس» که بر روی سکه‌ها خود را «اورلیوس سولپیسیوس» نامیده، صورت گرفته است. او در این سال­ها، قدرت را در سوریه در دست داشته است و اقدام به دفاع از زادگاهش در برابر تهاجمات ساسانیان کرده است. از پایان کار این فرد، اطلاعی در دست نیست؛ به­ نظر می‌رسد مقابله و دفاع در برابر ادامۀ تهاجمات ساسانیان به سوریه، بعد از اورانیوس آنتونینوس را، امپراتور گالوس و بعد از او امپراتور والرین صورت داده­اند.

آگاتانگغوس، تاریخ ارمنیان. ترجمة گارون سارکسیان، چاپ اول، انتشارات نائیری، تهران، 1380.

خورناسی، مؤسس. تاریخ ارمنستان، ترجمة گئورگی نعلبندیان، چاپ اول، انتشارات دانشگاه دولتی یروان، یروان، 1984.

دریایی، تورج. امپراتوری ساسانی، ترجمة خشایار بهاری، چاپ اول، فرزان روز، تهران، 1392.

دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی، ترجمة مرتضی ثاقب­فر، چاپ اول، ققنوس، تهران، 1383.

رجبی، پرویز.  هزاره‌های گمشده (ساسانیان)، جلد پنجم، چاپ اول، توس، تهران، 1382.

زرین­کوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران (ایران قبل از اسلام) جلد اول، چاپ چهارم، امیرکبیر، تهران، 1373.

شهبازی، علیرضا شاپور، تاریخ ساسانیان، چاپ اول، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1389.

شیپمان، کلاوس. مبانی تاریخ ساسانیان، ترجمة کیکاوس جهانداری، چاپ اول، فرزان روز، تهران، 1384.

عریان، سعید. راهنمای کتیبه‌های ایرانی میانه (پهلوی پارتی)، چاپ اول، سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران، 1382.

فرای، ریچارد.نلسون.  میراث باستانی ایران، ترجمة مسعود رجب­نیا، چاپ چهارم، علمی و فرهنگی، تهران، 1373.

فرای، ریچارد.نلسون. تاریخ باستانی ایران، ترجمه مسعود رجب­نیا، چاپ اول، علمی و فرهنگی، تهران، 1382.

فرای، ریچارد.نلسون. تاریخ سیاسی ایران در دورة ساسانیان، در: تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، پژوهش دانشگاه کمبریج، جلد سوم قسمت اوّل، گردآورنده احسان یارشاطر، ترجمة حسن انوشه، چاپ دوم، تهران، امیرکبیر، 1373.

فرخ، کاوه. سایه‌های صحرا ایران باستان در جنگ، ترجمة شهربانو صارمی، چاپ اول، ققنوس، تهران،1390.

فون گال، هوبرتوس، جنگ سواران در هنر ایرانی و هنر متأثر از هنر ایرانی در دورة پارت و ساسانی، ترجمة فرامرز نجد سمیعی، چاپ اول، نسیم دانش، تهران، 1378.

کریستن سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان، ترجمة رشید یاسمی، چاپ نهم، دنیای کتاب، 1374.

لوکونین، و.گ. تمدن ایران ساسانی، ترجمة عنایت­اله رضا، چاپ اول، علمی و فرهنگی، تهران، 1372.

وینتر، انگلبرت و دیگناس، بئاته. روم و ایران دو قدرت جهانی در کشاکش و همزیستی، ترجمة کیکاوس جهانداری، چاپ اول، فرزان روز، تهران، 1384.

Alföldi, A, Die Hauptereignisse der Jahre 253-261 n.chr.im orient im Spiegel der Münzprägung, Berytus, Vol IV, 1937.

Carson, R. A. G., Coins Of the Roman Empire, London, New York, Routledge, 1990

Ghirshman, R, Bichapour, Vol I, Paris, 1971.

Ensslin, W, Zu den kriegendes Sassaniden Schapur I Jahrgang 1947, Heft 5. München 1949.

Olmstead, A. T., The Mid-Third Century of the Christian era, classical philology, vol37,3., 1942.

Rostovtzeff, M.I, Res gestae divi Saporis and Dura, Berytus, Vol. VIII, 1943.

Sartre, M., D’ALexandre à zenobie,Histoire du Levant antique IVème siècle aven j-c,IIIème Siecle après j-c,Fayard, paris, 2001.

Sprengling, M, Third Century Iran, Sapor and Kartir, Chicago, 1953.