دوره و شماره: دوره 8، شماره 1 - شماره پیاپی 13، اسفند 1395، صفحه 1-154 
تعداد مقالات: 7

منع دزدی دریایی در مدیترانه و نقش آن در زوال الجزائر (1600 تا 1830م.)

صفحه 1-14

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.60646

عباس برومند اعلم، هادی جوهری

چکیده فرایند تسلط عثمانی بر الجزایر، محصول تجاوزگری اسپانیایی‌ها در قرن شانزدهم به سواحل این سرزمین بود؛ از‌این‌رو امیرنشین الجزیره به­منظور بیرون­راندن اسپانیایی‌ها، از برادران مشهور بارباروس استمداد کرد. خیرالدین بارباروس با کمک ارتش ینی‌چری در سال 1529م. الجزیره را فتح کرد و با حمایتی که از سلطان عثمانی دریافت کرده بودند، الجزائر را به‌صورت یک پایگاه نظامی درآورده و با اقتدار بر نواحی شرقی مدیترانه مسلط شدند. آنها غنائم فراوانی از طریق راهزنی دریایی به­دست می‌آوردند. اما در قرن هفدهم با اعطای امتیازات کاپیتولاسیون به اروپائیان توسط عثمانی، درآمدهای کلان ناشی از غارت کشتی‌های تجاری اروپایی که بر اساس معاهدۀ کاپیتولاسیون منع شده بود، متوقف شد و مهم‌ترین منبع درآمد الجزائر دچار مشکل گردید. پیامد این کاهش درآمد، از یکسو کمبود مواجب سپاه بود که موجب شورش لشکریان می‌شد و از سوی دیگر، فشار بیشتر برای اخذ مالیات از مردم بود که آن نیز موجب شورش قبایل محلی می‌شد؛ این روند در کنار عوامل دیگر به ضعف روز‌افزون الجزائر منجر شد و سرانجام در 1830م. الجزائر اشغال شد. در این مقاله روند تحقق این عامل به‌عنوان یکی از عوامل زوال الجزائر بررسی شده است.

عوامل و موانع مؤثر بر حضور پزشکان اروپایی در جامعۀ ایرانِ عصر قاجار

صفحه 15-35

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.60647

حمید حاجیان پور، اکبر حکیمی پور

چکیده حضور پزشکان اروپایی در ایران عصر قاجار، علاوه بر جنبه­های بهداشتی و درمانی، جلوه­های سیاسی و مذهبی نیز به­ خود گرفت. در این دوران شیوع روزافزون انواع بیماری­های واگیردار از یک‌سو، و ناکارآمدی نسبی طب سنتی در درمان بیماری­ها از سوی دیگر، عرصۀ حیات را برای اقشار مختلف جامعۀ ایرانی تنگ کرده بود. این پژوهش با شیوۀ توصیفی ـ‌تحلیلی و با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه­ای بر آن است به بررسی عوامل بسترساز حضور این پزشکان در جامعۀ ایرانِ عصر قاجار، ارزیابی موانع فعالیت، و نیز گونه­شناسی جایگاه و حوزۀ فعالیت آنان بپردازد. یافته­های پژوهش حاکی از آن است که علم نوین پزشکی به­‌عنوان بخشی از رویة دانشی تمدن غرب، نقش بسیار مهمی در راه­یابی کشورهای اروپایی به جوامع شرقی ایفا کرد. درواقع یکی از کلیدهای فهم چرایی و چگونگی روند مناسبات گستردۀ سیاسی‌ـ‌اقتصادی ایران و کشورهای اروپایی در دورۀ قاجار را می­توان در نحوۀ برخورد نظام سیاسی و اجتماعی ایران با رویکردهای نوین درمانی و طب جدید غربی جستجو کرد. چنین تأثیرگذاری‌ای را می­توان در سه حیطۀ یا بُعد سیاسی-اقتصادی، اجتماعی-مذهبی، و علمی دسته‌بندی و بررسی کرد.

پارادایم‌شناسی تاریخ‌نگاری باستانی پاریزی

صفحه 37-56

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.60648

محمد علی رنجبر

چکیده محمد ابراهیم باستانی پاریزی (1393-1304 ش.) نقش و جایگاه ویژه­ای در تاریخ­نگاری معاصر ایران دارد. شیوۀ متفاوت او در روش، موضوع­شناسی، مأخذشناسی و نگارش، هم اقبال عموم را در پی داشته و هم واکنش­های مختلفی را در سطح تاریخ­نگاری دانشگاهی موجب شده است. از‌این­رو، نمی­توان از  تأثیر­گذاری او در عرصۀ تاریخ­نویسی و ترویج تاریخ­خوانی چشم پوشید. به­منظور نزدیکی به فضای ذهنی و دیدگاه نظری او درمورد تاریخ و شیوۀ تاریخ­نگاری، در این نوشتار در پی آشکار­سازی مفاهیم هستی‌شناسی (ontology)، معرفت­شناسی (epistemology) و روش­شناسی methodology)) تاریخی او هستیم تا جهان­بینی حاکم بر ذهن مورخ مشخص شود و علل و دلایل کاربست­های ویژۀ او در تاریخ­نگاری ـ از انتخاب موضوع تا مأخذ­شناسی و شیوۀ نگارش ـ به­دست آید. بررسی استقرایی آثار باستانی حکایت از پیوند منطقی سه جزء پارادایم (paradigm) تاریخ‌نگاری او دارد؛ به­‌نحوی­که از هستی‌شناسی ایده‌آلیستی راه به معرفت‌شناسی غیر‌اثباتگرایانه می‌برد و در روش‌شناسی، انحصار ابزارهای عینی و تجربی را در درک تاریخ ناکافی می‌بیند.

تحلیلی بر روابط سیاسی قراختاییان کرمان با مغولان و حکومت ایلخانی

صفحه 57-76

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.60649

جمشید روستا، سحر پورمهدی زاده

چکیده حکومت قراختاییان کرمان در حدود سال 619 هـ.ق./ 1223م. و به همّت بُراق حاجب بنیان نهاده شد. حکومتی که پس از وی نیز در میان فرزندان و نوادگانش ادامه یافته و مدت­زمانی بیش از 80 سال (از 619 تا 704 هـ.ق. / 1223 تا 1305م.) بر نواحی کرمان و اطراف آن اقتدار داشت. حکمرانان این دولت تازه‌تأسیس ـ به‌رغم اوضاع نا‌به‌سامان ایران در قرن هفتم هجری ـ نه­تنها قلمرو تحت استیلای خود را از تهاجمات مغول حفظ کردند، بلکه زمینه­های رونق تجاری و فرهنگی کرمان و نواحی اطراف آن را نیز فراهم ساختند. در همین راستا، پژوهش حاضر با کاربرد روش تحلیلی، نوع روابط سیاسی میان حکّام این دولت با قاآن­های مغولِ حاضر در مغولستان و همچنین ایلخانان مغولِ حاکم بر ایران را مورد تبیین و واکاوی قرارمی­دهد. پرسش اصلی این نوشتار این است که روابط سیاسی بین حکمرانان قراختایی کرمان با قاآن­های مغول و ایلخانان چگونه بوده است؟ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که نخستین حکام قراختایی با درایت و کاردانی تمام، روابط مسالمت­آمیزی را با دربار قراقورم و سپس دربار ایلخانان مغول در پیش گرفتند و به‌ویژه با ازدواج­های سیاسی توانستند نظر بزرگان مغول را جلب کرده و به ادارۀ قلمرو خود بپردازند؛ اما این روند در اواخر عهد قراختاییان تغییر یافته و در نتیجه، موجبات زوال این دولت را فراهم ساخت.

علل اشغال نظامی منطقۀ خور‌موسی توسط قوای انگلستان در جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن

صفحه 77-93

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.60650

بهادر قیم

چکیده منطقۀ خور‌موسی که هم‌اکنون دو بندر مهم و حیاتی کشور یعنی بندر امام خمینی(ره) و بندر ماهشهر را بر کرانه خود جای داده است، از لحاظ موقعیت، در منتهی‌الیه گوشۀ شمال غربی خلیج فارس در جنوب استان خوزستان قرار دارد. در اوایل جنگ دوم، علی‌رغم اعلام بی‌طرفی ایران در جنگ، بندر شاپور در سوم شهریور ماه 1320ش./ 1941م. مورد تهاجم برق‌آسای نیروی دریایی انگلستان قرار گرفت و اشغال نظامی گردید. علت این تهاجم از سوی انگلستان و متحدانش، «عدم تمکین دولت مرکزی ایران دربرابر خواسته‌های متفقین در قطع رابطه با آلمان و اخراج سریع آلمان‌های موجود در ایران» اعلام شد. این ادعا از لحاظ حقوق بین‌الملل نمی‌توانست از توجیه عقلانی برخوردار باشد. اشغال نظامی بندر شاپور، از یک‌سو باعث محروم شدن کشور از فعالیت‌های اقتصادی این بندر مهم و تاثیرگذار شد و از سوی دیگر از روند رو‌به‌توسعۀ کمی و کیفی آن در طول چهارسال اشغال نظامی، جلوگیری کرد. این اقدام ضررهای جبران‌ناپذیری بر حیات اقتصادی کشور در بُعد منطقه‌ای و ملی بر جای نهاد.

رویکرد طریقت نعمت‌اللهیه به ساختارهای سیاسی‌ـ‌ مذهبی دورۀ محمدشاه قاجار

صفحه 95-114

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.60651

محمد مهدی مرادی خلج، هادی پیروزان

چکیده پس از دوران رنج و محنت صوفیان نعمت‌اللهی در دوران فتحعلی‌شاه قاجار، به تخت نشستن محمد‌شاه قاجار نویدبخش پایان سختی‌ها و مشکلات این طریقت در ایران بود. دو شعبۀ کوثرعلیشاهی و مست‌علیشاهی سعی کردند از بستر ایجاد شده در این دوره هرکدام به­گونه‌ای متفاوت برای دستیابی به موقعیت و جایگاهی بهتر بهره ببرند.از‌این‌رو مسئلۀ اصلی تحقیق حاضر نیز چگونگی عملکرد نظری و عملی این دو شعبۀ طریقت نعمت‌اللهیه به­منظور دستیابی به جایگاه سیاسی‌ـ‌اجتماعی مناسب و تقابل با موانع نظری و عملی موجود در این دوره است. نتایج تحقیق که بر اساس منابع تاریخی و طریقتی بهدست آمده است، بیانگر آن است که شعبۀ کوثرعلیشاهی علی‌رغم شرایط موجود تلاشی در جهت تغییر ساختارهای دینی و سیاسی انجام نداد. اما شعبۀ مست‌علیشاهی در برآورده­کردن این مهم دست به اقدامات نظری و عملی زد؛ هرچند که به نتیجه­ای نرسید.

مسئلۀ هویت در عهد ایلخانی مطابق با الگوی کاستلز (مطالعۀ موردی: تحلیل گفتمان خواجه نصیر طوسی)

صفحه 115-134

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.60652

افسانه ناظری، حمیدرضا بختیاری فرد

چکیده خواجه نصیرطوسی از سوی بسیاری متهم به همکاری با اشغالگران مغول و مشروع کردن سلطۀ (قدرت) آنان است؛ این مقاله با استفاده از الگوی هویت کاستلز و نظریۀ گفتمان این فرضیه را دارد که خواجه با بهره بردن از سرنمون اندیشۀ ایرانشهر به ایجاد هویت ایرانی مبادرت ورزیده و مطابق الگوی کاستلز یک هویت برنامه‌دار را به­وجود آورده که بعدها از سوی دیوانسالارانی چون رشیدالدین فضل­الله و فرزندش غیاث‌الدین محمد نیز تعقیب گردیده است.