دوره و شماره: دوره 8، شماره 2، اسفند 1395، صفحه 1-152 
تعداد مقالات: 7

پیشنهادی بر جای‌نام‌شناسی محدودۀ زَبشَلی در دورۀ ایلام بر اساس داده‌های باستان‌شناختی و کتیبه‌های میان‌رودانی

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.221565.472766

محمد اسماعیل اسمعیلی جلودار، اعراب اعراب

چکیده تاکنون درخصوص مکان­یابی بسیاری
از مناطق ایلامی نظراتی مطرح شده، اما به مناطقی همچون زَبشَلی کمتر توجه شده است.
از ویژگی­های این منطقه در کتیبه­های بین­النهرینی، وجود معادن فلزی در آن است. مطالعۀ
پراکندگی معادن فلزی در ایران نشان می­دهد که در مراکز ایلامی در فارس و خوزستان،
هیچ­گونهمعدنفلزیوجودندارد.اما
مناطقشمالیاین مراکز از نقاطی هستند که دارای معادن
فلزی هستند، بنابراین، مطالعۀ نواحی پیرامونی مراکز ایلامی ضروری است. یکی از این مناطق،
محدودۀ جغرافیایی استان اصفهان است؛ نویافته­های باستان­شناختی جدید انجام­شده در شهرسبا
(ریگ­سرای ورزنه)،عسگراندراستاناصفهان
و نیز شهرستان اردل در استان چهارمحال­وبختیاری، وجود محوطه­های ایلامیرا
نشانداد.دراینمقاله،با
تحلیلوتلفیقداده­هایباستان­شناسی
و مطالعۀ  کتیبه­های میانرودانی، به مکان­گزینی
محدودۀ جغرافیایی زَبشَلی پرداخته شده و محدودۀ حغرافیایی آن پیشنهاد شده است

نقش دستگاه‌های دولتیِ عصر قاجاریه در صنعت و تجارت فرش ایران

صفحه 21-41

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.140340.472650

رسول پروان، منصوره اتحادیه

چکیده با رونق معتنابهِ تجارت بین‌المللی فرش ایران در اواسط دورۀ قاجاریه، فرش به کالای صادراتی مهمی در ایران تبدیل شد. این سؤال مطرح است که در این دوره نقش دستگاه‌های اجرایی عصر قاجاریه در اداره کردن این صنعت و تجارت چگونه بوده است؟ هدف از این پژوهش، بررسی اقدامات دولت در زمینۀ صنعت فرش در عصر قاجاریه است. با توجه به نقش بارز دولت در اقتصاد ایران، این مقاله به‌عنوان تجربه‌ای برای مدیریت دولتی صنعت فرش حائز اهمیت زیادی است. این پژوهش نشان می‌دهد دستگاه‌های دولتی عصر قاجاریه، به فراخور درخواست‌های فعالین این عرصه، برنامه‌هایی ازجمله مبارزه با رنگ‌ جوهری، حمایت از شرکت‌های خارجی، معرفی بین‌المللی فرش ایران و کمک به توسعۀ تجارت بین‌المللی آن را اجرا کردند. عاملین اجرای سیاست‌های دولتی وزارتخانه‌های خارجه، تجارت، مالیه و همچنین گمرک و کنسولگری‌ها بودند. گردآوری اطلاعات مقاله به‌صورت کتابخانه‌ای و اسنادی است و داده‌ها با روش تحقیق تاریخی مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته است.

نوروز طبری و تقویم کرانه‌های جنوبی دریای مازندران

صفحه 43-60

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.224506.472782

پدرام جم

چکیده برخی از چاپ‌های سنگی شرح بیست باب ملا مظفر گنابادی در شرح جشن آبریزان، افزوده‌اند که نوروز طبری نیز همین روز است. همین مطلب را در دست‌نویسی زرتشتی به تاریخ کتابت 1130 ﻫ.ق می‌توان دید. در‌حالی‌که آبریزان تا نیمة نخست سدة یازدهم هجری در زمان ورود خورشید به برج سرطان برگزار می‌شد، تصور وجود یک نوروز هم‌زمان با آبریزان، به‌نام نوروز طبری، به‌فرض وجود تقویمی/ تقویم‌هایی با سال ثابت (کبیسه‌دار) در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران انجامیده است. این مقاله، به ارزیابی اصالت متنی نوروز طبری در شرح بیست باب می‌پردازد و تقویم و موقعیت تقویمی نوروز و پنجه (خمسة مسترقه) را در تقویم رایج در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران مطالعه می‌کند. به علاوه، تحولات معاصر در تفسیر این تقویم محلی را مورد بررسی قرار می‌دهد.
 

پان‌ایسم در خاورمیانه؛ نگاهی به پان‌ایرانیسم – پان‌عربیسم -پان‌اسلامیسم مطرح‌شده در دهۀ 1960م./1340ش

صفحه 61-80

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.204972.472685

مریم شیپری

چکیده خاورمیانه در قرن بیستم به­ویژه پس از جنگ جهانی دوم، تجربه چندین هم­گرایی و واگرایی قومی،ملیتیودینیرا داشته است. یکی از این هم­گرایی­ها، حرکت «پان­ایسم» بود. پان­عربیسم، در این دوره با رهبری جمال­عبدالناصر، جان تازه­ایی گرفت. در مقابل، ناسیونالیسم ایرانی نیز در اشکال مختلف پررنگ­تر شد. پان­اسلامیسم نیز یکی دیگر از جریانات هم­گرایی­ آن سال‌ها بود که بر وحدت اسلامی تأکید می‌کرد. آنچه پان­عربیسم و پان­ایرانیسم را در این برهۀ زمانی مقابل هم قرار می­داد، به­کار­بردن واژه­های‌ نامانوس برای برخی از نقاط ایران بود. با توجه به آنچه گفته شد، پرسش اصلی آن است که شیوۀ برخود نهادهای ملی و مدنی ایران با پان­عربیسم مطرح شده از سوی ناصر چگونه بود؟ فرض بر آن است که باوجود مخالفت تمام نهادهای سیاسی و مدنی، حکومت ایران که به­دنبال تنش­زدایی در منطقه بود با طرح دوبارۀ پان­اسلامیسم، مردم خاورمیانه را به هم­گرایی با واسطۀ دین اسلام دعوت نمود. این بررسی براساس اسناد و مدارک موجود در این باره تنظیم و با روش توصیف و تحلیل ارائه شده است.

نقش کتیبه‌های خوانده‌نشدۀ مسجد سنگی داراب در شناسایی کارکرد و تاریخ ساخت بنا

صفحه 81-94

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.229538.472805

عمادالدین شیخ الحکمائی، میرزا محمد حسنی

چکیده مسجد و آسیاب سنگی داراب، ازجمله بناهای بسیار بحث­برانگیز در تاریخ معماری ایران است. این بنا از اوایل سدۀ نوزدهم میلادی موردتوجه مستشرقین و مورخین ایرانی قرار گرفته و در باب تاریخ احداث و عملکرد آن سخن گفته و نظرات گوناگون و متنوعی مطرح کرده­اند. برخی آن را یک نیایشگاه مهری، آتشکدۀ زرتشتی، کلیسای مسیحی، معبد بودایی، مسجدی اسلامی، و حتی خانقاه و کاروانسرا دانسته‌اند. از نظر نگارندگان، علت اصلی این آشفتگی و تنوع نظرات ارائه­شده، کم­توجهی و ناتوانی در قرائت  کتیبه­های موجود در سردر ورودی، کتیبۀ محراب، و کتیبه­های آسیاب سنگی است که باعث به خطا رفتن بسیاری از مطالعات مربوط به این بنا شده است. در این مقاله، علاوه بر قرائت متن کامل کتیبه­ها، به استناد متون تاریخی هم­دوره قدمت بنا، تاریخ احداث، نوع کاربری و نام و نسبت سازندة بنای مسجد سنگی داراب روشن شده است.

علل و اسباب بروز انشعاب و فروپاشی گروه حزب‌الله (1346-1351 هـ.ش)

صفحه 95-114

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.219144.472758

حمید کرمی پور، علیرضا محسنی ابوالخیری

چکیده اهمیت شناخت و واکاوی جریان‌ها و گروه‌های معارضِ با حکومت پهلوی در مطالعات تاریخ انقلاب ایران غیر قابل انکار است. پژوهش حاضر درصدد است به شناسایی گروهی اسلام‌گرا با مشی مبارزۀ مسلحانه به­نام «گروه حزب‌الله» با تمرکز بر فرآیند «انشعاب» این گروه، به­عنوان مهم‌ترین عامل مؤثر در فروپاشی آن بپردازد، عاملی که پیشینۀ پژوهش موجود، آن را مسکوت گذاشته‌ و یا در تحلیل آن به خطا رفته‌ است. پژوهش حاضر با روشی توصیفی – تحلیلی در پاسخ بدین پرسش که «گروه حزب‌الله چرا و چگونه دچار انشعاب شد و فروپاشید؟» به این نتیجه رسید که معضلات جدی درون­گروهی حزب‌الله (که وفاداری و تعهد اکثریت اعضا به گروه را کاهش داده بود) و جذابیت اجتماعی، استراتژیکی و تاکتیکی سازمان مجاهدین خلق برای اکثریت اعضای گروه، پیشنهاد سازمان به حزب‌الله مبنی بر ادغام را، به نقطۀ انفجار اختلافات درون­گروهی تبدیل نمود که نتیجۀ آن بروز انشعاب و سپس فروپاشی حزب‌الله بود.

پیشینة تاریخی ایزدبانو نیکه/ فرشتة بالدار: تداوم یک بن‌مایه از اشکانیان تا قاجار

صفحه 115-134

https://doi.org/10.22059/jhss.2017.211811.472722

سیروس نصرالله زاده، یاسمن نباتی مظلومی

چکیده این مقاله برای درک مفهوم نقش‌مایة فرشتة بالدار، به بررسی سیر تاریخی این نقش‌‌ها پرداخته و تکامل و دگرگونی معنایی و تصویری آنها را در سیر زمانی ایران باستان تا قاجاریه مورد بررسی قرار داده است. در این مقاله، بعد از بررسی نمونه‌های تصویری ایزدبانو نیکه در یونان و ایزدبانو ویکتوریا در روم، پیوستگی و حضور ایزدبانو نیکه/فرشتة بالدار در دوران اشکانی و ساسانی نشان داده شده است. این تحقیق مشخص کرده که با ورود اسلام این نقش‌مایه‌ها از نظر حذف شده‌اند، اما با آغاز نگارگری در ایران، استفادة دوباره از آنها رایج می‌شود. بررسی‌های دقیق‌تر در دورة قاجار نشان داده که گرچه نقوش فرشتة بالدار قاجاری برگرفته از همین نقش‌مایه‌های باستانی است و از نظر ظاهری و طرح کلی به الگوهای تصویری باستانی آن شبیه‌اند، در کاربرد و آگاهی از مفهوم اصلی آن، تفاوت‌هایی دارند.