دوره و شماره: دوره 15، شماره 2 - شماره پیاپی 33، تابستان 1402، صفحه 1-150 
تعداد مقالات: 6

اقدامات و چالش‌های نخبگان سیاسی ایران در بهره‌گیری از دانش آمریکایی‌ها در صنعت نفت (از 1322 تا 1344قمری)

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.361498.473644

فرشته جهانی، محمدامیر احمدزاده

چکیده یکی از مهم‌ترین چالش‌ها و مباحث مطروحه در آثار و اسناد نخبگان سیاسی پسامشروطه ایران، بحث از تحولات اقتصادی آمریکا بویژه صنعت نفت بوده است. پس از اکتشاف اولیه نفت در ایران در دورۀ مظفرالدین‌شاه قاجار، شاهد ظهور و بروز نخبگان سیاسی هستیم که بتدریج تمایل داشتند در این عرصه به الگوی پیشرفت آمریکا (به مثابه نیروی سوم) اتکا کنند و از این روش و راهکارها برای ترقی ایران بهره بگیرند. نوشتار حاضر با رویکرد تحلیل تاریخی و بر اساس تفسیر متون مطبوعاتی و اسناد منتشر نشده در پی آن است تا روشن سازد چگونه ترقی‌خواهان و اصحاب رسانه توانستند مقامات دولتی را متقاعد کنند که از آمریکا در صنعت نفت الگوبرداری کنند؟ دستاورد بحث نشان می‌دهد که ایرانیان بعد از انقلاب مشروطه و به دنبال نوشته‌های متجددین با شکوفایی صنعت نفت آمریکا و تأثیر آن بر اقتصاد این کشور آگاه شدند که این سنخ از آگاهی‌ها سبب شد تا نخبگان علمی و سیاسی بیش از پیش به ناآگاهی فنی ایرانیان در حوزه صنعت نفت و وضعیت نابسامان مدیریتی منابع زیرزمینی خود پی ببرند. بدین ترتیب، ضمن کسب رویکرد مقایسه‌ای و تطبیقی درباره دستاورد آمریکا و ایران از حوزه نفت، به انتقاد و نگارش متون انتقادی برای اثرگذاری بر اذهان دولتمردان پرداختند. دولتمردان ایران نیز متاثر از فضای نوشتارهای متجددین و به دنبال اخذ آگاهی‌ها و درک اهمیت این مسئله بر آن شدند تا به کمک دیپلمات‌های خود در آمریکا گام‌های عملی برای الگوبرداری و ورود دستاوردهای آمریکا به ایران بردارند که در این مسیر با چالش‌های متعدد عوامل خارجی مواجه شدند

واپسین روزهای حکومت اورارتو: آگاهی‏های تاریخی و شواهد باستان‏شناختی فروپاشی آن

صفحه 21-41

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.358164.473632

منصور حمدالله زاده، مهرداد ملکزاده، مریم دارا

چکیده سال‏ های پایانی حکومت اورارتو به دلیل نا آرامی‏ های میانۀ قرن هفتم پیش ‏از میلاد و به رغم وجود آثار و بقایا و نهشته‏ های بسیار از آن دوره، ابهام‏ هایی دارد و در مواردی اختلاف نظر بین پژوهشگران این حوزه را باعث شده است. دلایل و چگونگی سقوط این حکومت بعد از دو سده حکومت و سیطره به نواحی بین سه دریاچه اورمیه، سوان و وان که گاهی مرزهای آن به سواحل دریای مدیترانه نیز کشیده می‏ شد، از نکات تاریک بوده و نیازمند بررسی‏های بیشتری داشته است. هجوم اقوام مختلف در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن هفتم پ. ‏م. از قفقاز و شمال دریای سیاه که به لحاظ فرهنگی و زبانی، هم‏نژاد ایرانی‏ ها محسوب می­شوند، توازن قوا را در قرن هفتم پ. ‏م. در آسیای غربی را بر هم زده و در نهایت در این قرن فروپاشی حکومت‏ های بزرگی مانند اورارتو و آشور و برآمدن مادها، به عنوان قدرتی جدید رخ می‌دهد. به دلیل وجود خط و دسترسی به کتیبه‏ های اورارتو و آشور تا اواسط این قرن، اطلاعات ارزشمندی در دست نیست، اما این اطلاعات در ناحیۀ اورارتو از سال 640 پ. ‏م. قطع ‏شده و کتیبه‏ های آشوری تنها منابع هم عصر در سه دهه بعد مورد رجوع می‏گردد. در اواخر قرن مذکور، بابل تنها حکومت نزدیک به آن دوره است که قسمتی از اطلاعات و روشنگری سالیان پایانی حکومت اورارتو را بر ما روشن می‏نماید. در این پژوهش با بررسی منابع این دوره، با استفاده از روش تاریخی- تحلیلی - توصیفی، سال‏ های پایانی اورارتو به‏دقت بررسی و با بیان مستندات و نشانه‏ های موجود در متون این فرضیه مطرح شده است که به نظر می‏رسد مادها عامل اصلی اضمحلال حکومت اورارتو در سال‏ های پایانی قرن هفتم‏ پ.م؛ و موجودیت سیاسی آن نیز در سال‏ های ابتدایی قرن ششم‏ پ.م. همچون آشور، بوده است

مسائل مالی زنان ساسانی در وضعیت ستوری در اسناد تبرستان

صفحه 43-61

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.359312.473636

پروین داوری، اسماعیل سنگاری، حمیدرضا پاشازانوس

چکیده  با سقوط شاهنشاهی ساسانی در 651 م. چنین به نظر می­ رسید که بایستی تمامی ساختارهای سیاسی- اجتماعی ساسانیان بعد از حاکمیت دولت جدید تغییر یابد، ولی شواهد مکتوب و باستان­ شناسی بر جای مانده از آن نشان دارد که میراث فقهی- حقوقی ساسانی برای سده­های متمادی در ایرانشهر باقی ماند. حفظ تداوم نسل و دارایی در دین زردشتی از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و تداوم نسل از طریق فرزند پسر می ­توانست حفظ گردد. در صورت نبود پسر، شخص می‌توانست از طریق راه‌کارهایی این نقیصه را رفع کند، یا فرزند پسری به فرزندخواندگی می‌پذیرفت یا به نام آن مرد ازدواج‌های نیابی ترتیب داده می‌شد. فرزندان حاصل از این ازدواج‌ها نیز به متوفی تعلق می‌یافتند. «ستوری» یکی از نمونه ازدواج‌های نیابی است  که با هدف تأمین جانشین و وارث در جامعه ایران بعد از ساسانیان اجرا می‌شده است. ستوری دو جنبه مالی و دینی داشت و انگیزه زن برای بر عهده گرفتن ستوری بیشتر جنبه مالی آن مورد اهتمام بود. با توجه به اهمیت جایگاه ستوری در جامعه ایران بعد از ساسانیان پژوهش حاضر بر آن است، مسئله ستوری را بر پایه اسناد 11 و 28 پساساسانی تبرستان مورد بررسی قرار داده و مسائل مالی زنان جامعه ایران بعد از ساسانیان را در ستوری نشان دهد. بدین­سان، این اسناد ما را با رویۀ سیر پذیرش مسائل مالی در ادوار پس از سقوط ساسانیان در مناطقی که همچنان متأثر از فرهنگ حقوقی عصر ساسانی آشنا می­ کند. شیوۀ پژوهش در گفتار حاضر توصیفی- تحلیلی و بر پایۀ بررسی موردی اسناد پساساسانی تبرستان و مطالعۀ کتابخانه­ ای  استوار است. بررسی‌ها در این اسناد نشان می‌دهد که قوانین فقهی-حقوقی در جامعه زردشتی از انسجام و نظم خاصی بهره ­مند بوده و جامعه زردشتی ایران هیچگاه پیوند خود را با گذشته قطع نکرده است و پیوسته برای قرون متمادی بر همان قوانین ادامه یافته است

سیر تحول مشاغل طریقت‌های صوفیانه از آغاز دورۀ مشروطه تا پایان عصر پهلوی

صفحه 63-84

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.354351.473639

اکرم گلی، هادی وکیلی

چکیده یکی از آموزه ­های اصلی تصوف بی ­اعتنایی به دنیا و جهان مادی است. این آموزه سبب نشد تا صوفیان از شغل و منابع مالی صرف­ نظر کنند؛ زیرا اساس پیشرفت معنوی در گرو رفع نیازهای معیشتی است. در سده‌های پیش از مشروطه، مشاغل سنتی بودند. با وجود این، شیوه‌های تأمین منابع مالی صرفا به مشاغل وابسته نبود. حاکمان و انجمن‌های فتوت برای صوفیان منابع مالی تأمین می‌کردند. با آغاز مشروطه و ترویج مبانی مدرنیسم، روند حِرَف و مشاغل تا حد زیادی به سوی مشاغل نوین تغییر یافت. به جز این دو دسته (سنتی و مدرن)، برای مشاغل سیاسی می­ توان حساب جداگانه­ ای در نظر گرفت و بسته به نگرش و بینش حکومت و مخالفان تصوف­، مبانی تأثیرگذار بر این نوع اشتغال را برشمرد. هدف این پژوهش بررسی فرایند شغلی از سنتی تا مدرن در طریقت‌های صوفیانه تحت تأثیر شرایط سیاسی- اجتماعی ایران معاصر (1357-1285 ش) است. فرض بر این است سیر تغییرات مشاغل طریقت‌ها بر بنیاد سیاست تسامح و تساهل در جهان بینی تصوف و تلاش برای حفظ قدرت معنوی استوار است که در آن، ضمن حفظ مشاغل سنتی سده­ های پیشین مانند کشاورزی و غیره، مشاغل نوین (اداری، فرهنگی-علمی و سیاسی) هم مورد استقبال قرار گرفته باشد. این مساله بر اندیشه و مبانی فکری و زندگی اجتماعی صوفیان تأثیر گذاشته و با روند اجتماعی­ تر شدن طریقت‌های صوفی، با سایر طبقات و گروه‌های اجتماعی تعامل بیشتری پدید آورده است. این پژوهش با استفاده از اسناد و منابع تاریخی دورۀ معاصر با بررسی مصادیق شغلی در الگوهای مختلف (سنتی و مدرن) و تحلیل داده‌ها، به این فرضیه پاسخ خواهد داد

میرزا محمد اخباری (م.۱۲۳۲ ق.) و قتل سیسیانوف روس (پژوهشی در رابطه فتحعلی‌شاه قاجار و میرزا محمد اخباری)

صفحه 85-104

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.364621.473655

کامران محمدحسینی، رسول جعفریان

چکیده تلاش دو رقیبِ عرصه علم دینی، مجتهدان و اخباریان، در آغاز سده سیزدهم قمری، برای بهره‌مندی از کانون قدرت سیاسی و رابطه با شاه قاجار، فصلی از تاریخ روحانیت شیعه است. در هرگونه توصیفی از این میدان رقابت، ناچار سخنی از میرزا محمد اخباری (۱۱۷۸ – ۱۲۳۲ق) سرشناس‌ترین عالم اخباری آن دوران به میان خواهد آمد. اما گزارش‌ها درباره حیات سیاسی و اجتماعی میرزا محمد اخباری در هاله‌ای از افسانه و ابهام پنهان شده است. یکی از گزارش‌های اصلی درباره رابطه فتحعلی‌شاه با میرزا محمد اخباری، که در بسیاری از منابع در کانون گزارش‌ها از زندگی میرزا محمد قرار گرفته است، ماجرای نقش او در قتل سیسیانوف (فرمانده سپاه روس در جنگ‌های ایران و روس) یا پیش‌گویی آن از طریق علوم غریبه و دعا و طلسم است. این ماجرا نقش مهمی در بازنمایی شخصیت میرزا و نوع رابطه شاه با علمای شیعه در منابع تاریخی و تحقیقات معاصر یافته اما تاکنون از نظر تاریخی به دقت بررسی نشده است. با وجود شهرت گزاره یاد شده، بررسی تاریخی نشان دهنده وجود ابهام‌های اساسی در آن است. پرسش اصلی این مقاله میزان اعتبار گزارش نقش میرزا محمد در ماجرای قتل سیسیانوف از طریق بررسی سیر تاریخی نقل این گزارش، شناسایی روایت‌های ناسازگار و جایگزین، و سنجش برخی جزییات آن با داده‌های تاریخی دیگر است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که پاره‌ای از منابع مهم تاریخ و زندگی‌نامه میرزا محمد اخباری چنین گزارشی را نقل نکرده یا داده‌هایی ناسازگار با کل یا بخشی از روایت رایج به دست داده‌اند.

پژوهشی در اسناد سلطانیاتِ دورة قاجار (فرمان، ملفوفه‌فرمان و دستخط)

صفحه 105-137

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.351853.473608

علی رضا نیک نژاد

چکیده باوجود اهمیت مطالعه و بررسی اسناد تاریخی به‌ویژه اسناد سلطانیات دورة قاجار، هنوز پژوهش‌های علمی مدوّنی در این باب صورت نگرفته است و اسناد با وجود اختلاف در مبانی صدور، به نام‌های متفاوتی فهرست‌نویسی یا معرفی می‌شوند و اسم اصلی آنها در ادبیات دیوانی شناخته شده نیست، لذا نگارنده می‌کوشد با بررسی در این زمینه، شناخت مناسب‌تری از این اسناد، شکل، محتوا و کارکرد آنها ارائه کند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه نوع از اسناد دورة قاجار را می‌توان در زمرة سلطانیات دانست؟ و به چه اسنادی فرمان، سوادِ فرمان، ملفوفه‌فرمان و سوادِ ملفوفه‌‌فرمان و دستخط گفته می‌شود و فرم و ساختار و محتوای آنها چگونه است و چرا صادر می‌شدند؟ دستاوردهای تحقیق در این پژوهش نشان می‌دهد که در ادوار تاریخی به دستورات مکتوب سلاطین، سلطانیات و به دستور مکتوب موشّح به علامات شاهان قاجار «فرمان» اطلاق می‌شد. سواد فرمان نیز رونوشت دوم و سوم فرمان است. فرمانی که به مهر کوچک پادشاه مهرشده و موشّح به علامات نباشد، آن را ملفوفه‌فرمان و دستخط می‌نامند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی _تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی انجام شده است و داده‌‌ها از فرمان، سوادِ فرمان، ملفوفه‌فرمان و سوادِ ملفوفه‌‌فرمان و دست­خط و منابع دست اوّل استخراج شده است