دوره و شماره: دوره 12، شماره 3 - شماره پیاپی 23، پاییز 1399، صفحه 1-181 
تعداد مقالات: 8

راهبردهای نظامی مغولان در سقوط بغداد (656 ه‍.)

صفحه 1-24

https://doi.org/10.22059/jhss.2020.308712.473304

فرج الله احمدی، ابوالفضل سلمانی گواری، شهاب الدین سمنان

چکیده بغداد بیش از پنج قرن مرکز خلافت جهان اسلام بود که در سال 656 ه‍. به دست مغولان سقوط نمود، لذا این حادثه مهم‌ترین رخدادِ تأثیرگذار در تحولات سیاسی آن عصر به شمار می­رود. راهبردهای نظامی امپراتوری مغولان آن­ها را قادر ساخت تقریباً تمام قارۀ آسیا و بخش‌هایی از شرق اروپا را زیر سلطۀ خود درآورند؛ آن­ها فناوری‌های مفیدی را برای حمله به استحکامات از فرهنگ‌های دیگر اقتباس و کارشناسان فنی خارجی را در ساختارهای نظامی خود وارد کردند. این ساختار نظامی بسیار انعطاف‌پذیر بود و به ارتش مغول اجازه می‌داد تا به‌صورت گروه­های گسترده حمله کرده تا دشمن را محاصره نمایند یا آن­ها را به کمین سوق ‌دهند تا بتوانند یک ارتش فراری و شکست‌خورده را از بین ببرند. در همین راستا، پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که راهبردهای نظامی مغولان چه تأثیری در سقوط بغداد داشته است؟ این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی راهبردهای نظامی مغولان در تسخیر بغداد را مورد ارزیابی و تحلیل قرار خواهد داد. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که سازمان­های نظامی و استراتژی­هایی که آن­ها اعمال نمودند، نقش بسیار مهمی در سقوط بغداد بعد از پنج قرن مرکزیت دارالخلافه داشته است. استفاده از ادوات نظامی سبک، منجنیق (دیوارکوب)، پیکارهای نامنظم، استفاده از نگاه مشورتی و ارزیابی تفکر عوام و خواص با مسئلۀ سقوط، تعقیب و گریز و حرکت به‌صورت چندجانبه مهم‌ترین عامل موفقیت مغولان بوده است.

بازنمایی تاریخ صدر اسلام در آثار و افکار شیخ محمد الغزالی مصری

صفحه 25-46

https://doi.org/10.22059/jhss.2020.270613.473060

عباس بصیری، رسول جعفریان

چکیده تاریخ صدر اسلام به‌عنوان نقطه‌ای ایدئال و آرمانی از تاریخ اسلام تا عصر حاضر دست‌مایۀ بسیاری از متفکرین مسلمان برای تبیین وضع موجود خود و ارائۀ راهکار و چشم‌اندازی برای آینده بوده است. متفکرین مصری به‌ویژه در دوران معاصر با بروز زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جدید و ورود هماوردی قدرتمند به نام مدرنیته در پی خوانشی جدید از مقطع صدر اسلام برای رهنمون‌سازی جامعۀ مصر به سمت اعتلایی از جنس اسلامی برآمدند. در این پژوهش سعی شده است تا با مطالعۀ موردی بر آثار شیخ محمد الغزالی، از متفکران اسلام‌گرای معاصر مصر، نوع و چگونگی بازنمایی وی از تاریخ صدر اسلام مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش با تکیه و توجه به زمینه و زمانۀ پیدایش این آثار به بررسی آنها پرداخته است. غزالی با گرایشی سلف‌گرا، تاریخ صدر اسلام را مبنایی برای بازگشت جامعۀ مسلمان مصر و نیز مسلمانان جهان اسلام به دورۀ درخشان گذشته می‌داند. وی علاوه بر تاریخ اسلام از دو منبع مربوط به صدر اسلام یعنی قرآن و سیرۀ پیامبر اسلام برای تبیین گذشته بهره برده است. اوضاع و زمانۀ حیات غزالی در مصر وی را به پرداختن به موضوعاتی از قبیل عدالت اجتماعی، مقابله همزمان با سرمایه‌داری، کمونیسم و سوسیالیسم، استعمار سیاسی و فرهنگی، امکان برقراری حکومت اسلامی، مسألۀ زنان، توجه به قرآن و مفاهیم آن، مسألۀ فلسطین و یهود با تکیه بر تاریخ صدر اسلام رهنمون ساخته است تا از این طریق راه برون‌رفتی از وضعیت نابهنجار و عقب‌ماندۀ جامعۀ مصر بیابد.

بررسی مبانی حقوقی و تاریخی تطورات قانون اساسی مشروطه

صفحه 47-67

https://doi.org/10.22059/jhss.2020.304773.473269

علی اکبر جعفری ندوشن، آفرین توکلی

چکیده یکی از مهم­ترین دستاوردهای انقلاب مشروطۀ ایران قانون اساسی آن بود. در حالی که قانون اساسی مهم­ترین سند ضمانت اصول مشروطیت ایران به شمار می­آمد در طی هفت دهه از عمر خود بارها مورد تغییر و تجدیدنظر واقع شد که در این میان اگر بازنگری حقوقی پاره­ای اصول آن در دهه­های نخستین به دلیل جابجایی سلطنت ناگزیر می­نمود به نظر می­رسد تغییرات صورت گرفته در سال های 1328 ه.ش، 1336 ه.ش و 1346 ه.ش که به ترتیب به اعطای حق انحلال مجلسین و وتو مصوبات مالی مجلس به شاه و مقام نیابت سلطنت به شهبانو گردید دارای دلایل حقوقی معتبری نیست. با ارزیابی دلایل حقوقی اقامه شده بر این تطورات که در مستندات تاریخی موجود است نمی­توان به وجاهت حقوقی متقنی دست یافت که بتواند بازنگری­های صورت گرفته در قانون اساسی را توجیه کند بلکه بیشتر به نظر می­رسد در پس این توجیهات حقوقی، انگیزه­های سیاسی نهاد اقتدار گرای سلطنت حاکم بوده که با بی‌اعتنایی به مبانی قانون اساسی موجب این تغییرات گردیده است. این پژوهش که کاری بین رشته­ای میان دو رشته تاریخ و حقوق است با بررسی شرایط تاریخی و استدلال­های حقوقی مطرح شده متناسب با این شرایط، بازنگری­ها و تغییرات اصول قانون اساسی را مورد نقد قرار می دهد.

شعر به مثابۀ تاریخ واقعی ایران باستان: هخامنشیان و اشکانیان در آیینۀ چامه های هوراس

صفحه 69-88

https://doi.org/10.22059/jhss.2020.302531.473247

اسماعیل سنگاری، فرزاد رفیعی فر

چکیده چامه­ها، مجموعه­ای از سروده­های پراکندۀ کوینتوس هوراتیوس فلاکیوس، نویسنده و شاعر رومی سدۀ نخست پیش از میلاد است که در چهار دفتر منتشر شده و مضامین گسترده­ای از روابط انسانی و موضوعات روزمرۀ زندگانی نویسنده تا وقایع تاریخی و مسائل روز آن روزگار را در بر می­گیرد. در این میان اشکانیان به عنوان یکی از مهم­ترین همسایگان و رقبای امپراتوری روم و نیز هخامنشیان در جایگاه پیشینیان و اخلاف آنان در قطعـات مختلف این مجموعه مورد اشـاره قرار گرفته­اند. با توجه به کمبـود منابـع مکتوب در بخش­هایی از تاریخ ایران باستان به ویژه در عصر اشکانیان که گاه­گه محققان این حوزه را با مشکلات متعددی مواجه ساخته است، این اثر ادبی می­تواند به عنوان منبعی برای استخراج اطلاعاتی در بابِ روابط خارجی شاهنشاهی اشکانی با امپراتوری روم و نیز شناختی عمیق­تر از دیدگاه­ها و عقاید قشر فرهنگی جامعۀ رومی نسبت به ایرانیان باستان در دوران هخامنشیان مورد بهره­برداری و پژوهش مورخان معاصر قرار گیرد. پژوهش حاضر بر آن است با بهره­گیری از شواهد مکتوب متون کهن بنیادین و به شیوۀ توصیفی تحلیلی، به بازخوانی چگونگی حضور ایرانیان باستان در چامه­های هوراس و نیز سنجش و مقایسۀ انتقادی مطالب تاریخی مندرج در این اثر با سایر متون کهن تاریخی بنیادین دنیای باستان بپردازد.

توسعۀ فضاهای عمومی در شیراز نیمۀ اول قرن هفتم هجری و نقش آن در تکوین مدارای مدنی

صفحه 89-106

https://doi.org/10.22059/jhss.2020.277810.473092

کیوان مددی، عبد الرسول خیراندیش

چکیده اگرچه شیراز در دورۀ آل‌بویه صاحب آبادانی و آوازه­ای قابل‌توجه شد اما به روزگار دولت سلغریان بود که موقعیتی خاص در میان شهرهای ایران یافت؛ زیرا به روزگار اتابک سعد و فرزندش اتابک ابوبکر که در پی گسترش قلمرو خوارزمشاهیان و سپس تهاجمات مغولان، شهرهای بزرگ سخت در معرض آسیب قرار گرفتند، شیراز امن و آباد باقی ماند و شاهد رونق ساخت‌وساز اماکن عمومی بود. هرچند در یک ارزیابی شتاب‌زده چنین شرایطی را به در امان ماندن فارس از تهاجم مغولان در پی تسلیم در برابر آنان دانسته‌اند، اما واقعیت آن است که این ایالت چندان هم مصون از تندباد حوادث نبوده است؛ ولی به دلیل حضور صوفیان و قاضیان، اهل مدارا از یک‌سو، فرهنگ رواداری در میان مردمان گسترش ‌یافته بود و هم آنکه اقدامات عمرانی عام­المنفعه با هدف کار خیر در داخل شهر که موجب توسعۀ فضاهای عمومی ‌شد نیز نقش مهمی در تداوم مدارای مدنی در آن شهر داشته است. این اندیشه نه‌تنها از طرف صاحبان ثروت و قدرت بلکه دارندگان منزلت و معرفت همچون شیخ روزبهان و شیخ سعدی نیز ترویج شده است. در این پژوهش رابطۀ میان فرهنگ شهری و توسعۀ کالبدی شهر از طریق ایجاد فضاهای عمومی به‌عنوان پدیده­ای درونزا در شهر شیراز قرن هفتم با روش توصیفی و تحلیل مورد بررسی قرار گرفته است.

الواح زرین فام کاشان در اواخر سدۀ نهم و نیمۀ اول سدۀ دهم هجری

صفحه 107-132

https://doi.org/10.22059/jhss.2020.307520.473297

محمد مشهدی نوش آبادی، محمدرضا غیاثیان

چکیده اگرچه کاشان در عصر ایلخانی یکی از مهم­ترین مراکز تولید کاشی­های زرین­فام در جهان اسلام بود، از نیمۀ سدۀ هشتم هجری این صنعت در این شهر دچار رکود شد. پس از آن، از اواخر سدۀ نهم هجری مجدداً شاهد رواج ساخت کاشی­های زریـن­فام در کاشان اما با فرم و محتوای متفاوت هستیم. این زرین­فام­ها کاربردهایی نظیر لوح مزار، محراب و وقف­نامه دارند و بیشتر معطوف به افراد و مراکز محلی در کاشان و اطراف آن است. در این مقاله پانزده نمونه از این کاشی­ها که در خلال سال­های 883 تا 967 هجری تولید شده­اند، معرفی می­شود. تصاویر آنها از منابع مکتوب مانند آثار پژوهشگران و کاتالوگ حراجی‌ها و موزه­ها و مطالعات میدانی به­ویژه در محل اصلی تهیه شده است. این نوشتار با بهره­گیری از جستجوی میدانی و مطالعۀ کتابخانه­ای، ضمن معرفی دو لوح زرین‌فام ناشناخته، برای اولین بار به بازخوانی محتوا و انتشار تصاویر تمام نمونه­های شناخته شده پرداخته و بررسی می­کند که این کاشی‌ها به لحاظ فرم و صورت چه ویژگی­هایی دارد؟ و محتوای این الواح چه ارتباطی با باورهای مذهبی مردم ایران، به­ویژه کاشان در آغاز عصر صفوی دارد؟ نتایج نشان می­دهند که زرین­فام­های این دوران تابع فرم و شکل کلی تقریباً یکسانی هستند و محتوای آنها تحت تأثیر باورهای شیعی و محوریت صلوات بر چهارده معصوم است.

کاربرد لقب «شاهنشاه ایران» در سکه‌ای ناشناخته از اتابک قزل ارسلان

صفحه 133-158

https://doi.org/10.22059/jhss.2020.304822.473271

لیدا مودت

چکیده درج عبارت «شاهنشاه ­ایران» بر سکه­ای از اتابک ­قزل ­ارسلان (582-587ق) از اتابکان آذربایجان (541-626ق) امری بدیع و منحصر­به­فرد به­ شمار می­آید. هر چند استعمال واژۀ شاهنشاه بر سکه­ها در ایران بعد از اسلام امری جدید نبود و توسط امرای آل­بویه و سپس سلجوقیان در سکه­ها مورد استفاده قرار گرفته بود؛ اما در کنار هم قرار گرفتن دو واژۀ «شاهنشاه» و «ایران»، در تاریخ ایران بعد از اسلام در سکه قزل ارسلان امری نو تلقی می­شود. این امر در تاریخ ­ایران بعد از اسلام نه­تنها سابقه نداشت، بلکه تا دوران نادرشاه افشار تکرار نگردید. مسألۀ ­اساسی در تحقیق پیش­رو بررسی و واکاوی علل به کار بردن عبارت «شاهنشاه ایران» در سکه قزل ­ارسلان از اتابکان­ آذربایجان است. یافته­های پژوهش بر این اصل استوار است که اتابک ­قزل ­ارسلان پس از آن از سوی خلیفۀ ­عباسی در برابر سلطان طغرل­­ سوم­ سلجوقی، مقام سلطانی یافت و مشروعیت­ دینی را کسب نمود، در پی کسب مشروعیت از طریق به کارگیری نمادهای ایران ­باستان بود. از این­رو با ضرب ­سکه با عبارت «شاهنشاه ­ایران» و نقر نمادهای ایران باستانی درصدد کسب مشروعیت برآمد. نکتۀ حایز اهمیت این است که منطقۀ آذربایجان یکی از کرسی­های فرهنگی در دوران ساسانی به شمار می­آید و سنت­های ساسانی در این منطقه ریشه­دار بوده است. علاوه ­بر این در اشعار شاعران مکتب آذربایجان معاصر قزل ­ارسلان علایق ایران ­باستانی به چشم می­خورد که به­طور مسلم، قزل ­ارسلان تحت تأثیر این علایق بوده است. در این راستا با توجه به قتل نابهنگام وی و بررسی دیوان اشعار شاعرانی چون ظهیر فاریابی و خاقانی­شروانی به عدم موفقیت قزل ­ارسلان در کسب مشروعیت­­ ثانویه متکی بر هویت ایرانی پی خواهیم برد.

غالیان و حسنیان: واگرایی اندیشه‌ای، همگرایی سیاسی

صفحه 159-181

https://doi.org/10.22059/jhss.2020.305746.473280

لیلا نجفیان رضوی

چکیده قیام­های حسنیان در دورۀ خلافت عباسیان با قیام محمد بن عبدالله در سال 145 هجری آغاز شد. این قیام به عللی همچون بیعت دو خلیفۀ نخست عباسی با محمد، جایگاه وراثتی او، گستردگی تبلیغات و طیف وسیع حامیان از اهمیت ویژه­ای برخوردار بود. در میان حامیان متنوع این قیام، برخی رهبران غلات نیز حضور داشتند. افرادی که میان آراء آنها با باورهای نخستین حسنیان همگرایی حداقلی وجود داشت. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، عوامل مؤثر در حمایت غالیان از قیام محمد بن عبدالله، با وجود همگرایـی حداقلی میـان باورهای آنها مورد توجه قرار گرفته ­است. نتیـجۀ این بررسی نشان می­دهد رهبران غالی برای جذب حامیان بیشتر، با استفاده از شرایط ایجاد شده همچون مرگ بزرگان علوی و تبلیغ حسنیان درخصوص مهدویت محمد بن عبدالله، معنای دلخواه خود از مهدی (منجی بودن محمد) را به پیروان خود تعلیم دادند. امری که پذیرش آن، افضلیت حسنیان برای امامت را در خود مستتر داشت. از سوی دیگر تأکید بر لزوم قیام مسلحانه و حذف مخالفان در تعلیمات آنها، ضمن تأکید بر ظهور و قیام منجی (محمد) برای پر کردن جهان از عدل، با وجود همگرایی حداقلی باورها و اهداف غالیان و حسنیان، در ظاهر نزدیکی آنها به دو باور حسنیان یعنی افضلیت برای امامت و لزوم قیام مسلحانه را در پی داشت. امری که نهایتاً حمایت برخی غالیان از قیام محمد را رقم زد.