دوره و شماره: دوره 15، شماره 3 - شماره پیاپی 35، پاییز 1402، صفحه 1-170 
تعداد مقالات: 6

بهره گیری از نام جای‌های مرکب در نام گذاری ضرابخانه های ساسانی با استناد به مسکوکات، مُهرها و متون پهلوی

صفحه 1-22

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.359721.473638

حکیمه احمدی زاده شندی، رضا شعبانی، جواد هروی

چکیده برپایه اسناد بجا مانده از دوره ساسانی چون کتیبه‌ها، مُهرها و متون پهلوی بر ما مشخص می‌شود که گزینش نام‌های مرکب برای شهرها در این عصر بسیار رواج داشته است.‌ شواهد نشان می‌دهد نام شهرهای ایرانِ ساسانی که به‌صورت مرکب انتخاب می‌شد، از ترکیب دو یا سه واژه و حتی بیشتر نیز بوده است. ایرانیان در این دوره از تاریخ، علاوه بر نام شهرها در ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی و حتی نظامی، از این شیوه نام‌گذاری پیروی می‌نمودند. ما مشاهده می‌نماییم به سبب اهمیتِ سنت شهرسازی در عصر ساسانی و مبحث نام‌گذاری آن شهرها، شاهنشاهان ساسانی از نام‌ خود برای نام‌گذاری شهرهای نوبنیاد بهره می‌بردند. بدین‌صورت که نام انتخاب‌شده نامی ترکیبی بوده است که یک جزء آن نام پادشاه سازندة آن شهر بود. به یُمن همین روشِ نام‌گذاری است که امروزه نام‌‌ مرکبِ شهرهایِ فراوانی از عصر ساسانی برایمان‌ به یادگار مانده است. اکنون ما با بررسی نشانه‌های اختصاریِ نام‌ها‌ی مرکبِ شهرها که در مسکوکات ساسانی بجای مانده و همچنین تطبیق آنها با کتیبه‌ها، مهرها و متون پهلوی ساسانی که حاوی ریختِ کاملِ این شهرهای با نام‌ِ مرکب هستند هم نشانه‌ی اختصاریِ مختص به این نام‌ها را به دست خواهیم آورد و هم موقعیت جغرافیایی دقیق آنها را شناسایی خواهیم نمود. تحقیق بر این مسأله همچنین نشان خواهد داد یک نام‌ مرکب که متشکل از دو،‌ سه و یا حتی چهار واژه است، با اهدافی چون تبلیغات سیاسی شاهان به شکل نام اختصاری در معرفی نام شهرها صورت می‌گرفته است

معرفی گِل‌مُهر ساسانی اُستاندار مَرورود در خراسان بزرگ

صفحه 23-50

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.361503.473645

میرزا محمد حسنی

چکیده این مقاله به بررسی گِل‌مُهری ساسانی به خط پهلوی در مجموعۀ خصوصی مجتبی زادۀ‌خراسانی می‌پردازد. اثر مُهر اول به منصب «استاندار مرورود» اشاره دارد. پیش از این، ریکا گیزلن در 2002م  با معرفی مُهرهایی از مجموعۀ سعیدی در لندن، دو مُهر آمارگر شهرهای هرات- مرو و مرورود و مُهر آمارگر مرورود و بلخ را معرفی کرد. با توجه به اینکه آمارگر در عصر ساسانی صاحب منصبی در محدودۀ یک استان بود، گیزلن احتمال استان بودن مرورود را مطرح کرده است. او بعدتر در سال 2015م با خوانشی نو از مُهری که پیش‌‌‌تر توسط ژینیو معرفی شده بود، استان بودن مرورود را اثبات کرد. با معرفی گِل‌مُهر مورد بحث در این مقاله برای نخستین بار مشخص می‌شود استان مرورود، مقامی با عنوان استاندار را نیز در زیرمجموعۀ خود شامل بوده است. اثر مُهر دوم نقش شیری خوابیده با کتیبه‌ای محو شده است. اثر مُهر سوم یا مُهر شاهد در بر دارندۀ واژه‌های «مُغ» و «راست» است. به نظر می‌رسد این گِل‌مُهر مربوط به دورۀ کواذ اول یا مربوط به دورۀ خسرو انوشیروان در سدۀ ششم میلادی باشد. با توجه به اهمیت سوق‌الجیشی مرورود به احتمال زیاد این شهر در اصلاحات عصر خسرو‌ اول به عنوان استان قلمداد شده و بر این اساس دارای مقامی با عنوان استاندار شده است

روابط کنسولگری روس و انگلیس در سیستان در اواخر دوره قاجار

صفحه 51-76

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.358792.473634

عبداله صفرزایی، ناهید براهوئی

چکیده در رقابت‌های روس و انگلیس در ایران به‌منظور توسعه متصرفات و انعقاد قراردادهای امتیازآور از ابتدای دوره قاجار در قرن نوزدهم آغاز و به‌تدریج شدت یافت. یکی از عواملی که به‌شدت گرفتن رقابت‌های روس و انگلیس در ایران دامن می‌زد، مسئله هندوستان بود. انگلیس برای محافظت از هند و روس‌ها برای مزاحمت انگلیسی‌ها در هند سیاست‌های متعددی در بخش‌هایی از ایران اعمال می‌کردند. مسئله هندوستان و برخی عوامل منطقه‌ای و بین‌المللی دیگر باعث شده بود رقابت‌های روس و انگلیس در واپسین سال­های قرن نوزده و سال­های آغازین قرن بیستم بیشتر در مناطق شرقی ایران به‌خصوص سیستان متمرکز شود. رقابت­های این دو کشور اروپایی در شرق ایران به حدی اوج گرفته بود که آنها برای نیل به اهدافشان اقدام به تأسیس کنسولگری در سیستان نمودند. این دو قدرت بزرگ استعماری، با تأسیس کنسولگری در سیستان از یک‌سو درصدد آگاهی از نقشه­های رقیب و از سوی دیگر به دنبال پیشبرد اهداف و منافع خویش بودند. چگونگی رویارویی کنسولگری‌های روس و انگلیس در سیستان در کنار مواضع دولت مرکزی ایران و حاکمان محلی منطقه و واکنش‌های مردمی، موجب مناسبات پیچیده‌ای میان این دو کنسولگری در سیستان گردید. از این رو، این سؤال مطرح است که روابط و مناسبات کنسولگری روس و انگلیس در سیستان چگونه بود؟ مفروض این نوشتار آن است که مناسبات کنسولگری روس و انگلیس در سیستان بیشتر رقابتی و تقابلی بود. البته در خصوص مسائل فرهنگی و در شرایط اضطرار در مسائل سیاسی با یکدیگر تعاملاتی داشتند. این نوشته به روش تاریخی با شیوه توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اسناد انجام گرفته است

نقش رودخانه مرزی اترک در مناسبات ایران و روسیه (1356 ش.1299 ق./1261 ش)

صفحه 77-104

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.366786.473660

باقر علی عادل فر

چکیده رودخانه اترک یکی از طولانی‌ترین رودخانه­های مرزی ایران است که سرچشمه آن ارتفاعات مجاور قوچان در شمال خراسان است و مسیری را از شرق به غرب در مرز مشترک ایران و روسیه و اخیراً ترکمنستان می‌پیماید. این رود سیل‌گیر در سیر تحول تاریخ سیاسی منطقه، جایگاه حائز اهمیتی دارد، بخشی از آن در ناحیه چات، طبق عهدنامه آخال در سال 1299 ق مرز رسمی و مشترک ایران قاجاری و امپراتوری روسیه تزاری گردید و پس از چند دهه بعد از انقلاب اکتبر در 1917 به‌عنوان سرحد ایران و شوروی تعیین شد و قرار بر این شد که حداقل ۵۰٪ از آب این رودخانه وارد خاک ان کشور شود. رودخانه اترک علاوه بر اهمیت مرزی، از لحاظ آبیاری زمین­های کشاورزی و تأسیسات مختلف عمرانی و ایجاد منابع درآمد همواره مورد توجه بوده است. لذا اهمیت دادن به مسائل مربوط به آب و رودخانه­های مرزی همچون اترک در مطالعات تاریخ معاصر در تعیین رفتارهای دیپلماسی آب و تصمیمات اقتصادی نقش مهمی دارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه­ای و اسنادی درصدد پاسخ به این سؤال است که رودخانه اترک چه تأثیری بر روابط هیدروپلتیک ایران و همسایگانش در راستای ثبات و کاهش تنش­های آبی و سرحدی مرزی داشت؟ و بر تحولات تاریخی منطقه شرق دریای خزر، از نظر جمعیتی و اقتصادی چه تأثیری گذاشت؟ مدعای پژوهش این است که به علت تغییرات بستر رودخانه اترک به دلایل طبیعی و دخالت انسانی، همواره مشکلات و تنش­هایی در تعیین حدود مرزهای ایران با سرزمین­های همجوار به وجود آمده است و ازآنجایی که منطقۀ ترکمن نشین دو سوی رودخانه از اقلیمی صحرایی برخوردارند و حوضه رود اترک از منابع تأمین­کننده آب این سرزمین است، لذا برداشت بی­رویه آب توسط کشورها، موجب چالش‌هایی میان دو کشور شده که همواره برای حل این مشکل توافقنامه­هایی در ادوار مختلف به امضا می­رسید که از نتایج آنها تعاملات نسبی طرفین در سده اخیر بود

بررسی مقایسه ای بازنمایی سیره رسول الله (ص) و تاریخ اسلام در کتاب های هاجریسم و چهره های محمد (ص)

صفحه 105-125

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.361830.473647

بهنام نصراصفهانی، اصغر منتظرالقائم، علی اکبر کجباف

چکیده پاتریشیا کرون و جان تولن نمایندگانی از دو جریان رقیب افراطی و سنتی مطالعات اسلامی محسوب می‌شوند. مبانی افراطی گرایان شامل نفی وثاقت منابع تاریخ اسلام و تلاش برای بازنمایی و بازنویسی سیره رسول‌الله (ص) و تاریخ اسلام صحیح به استناد منابع تاریخی غیر اسلامی است و از سوی دیگر مبانی جریان رقیب آنها یعنی سنت‌گرایان شامل اعتماد واعتقادبه وثاقت منابع تاریخ اسلام و دارا بودن مرکزیت تاریخی برای روایات تاریخ اسلام است. از1970 م به بعد مکتب تجدیدنظر طلب مطالعات اسلامی جایگزین جریان افراطی گردید که سعی کرد مبانی افراطی گرایان را با نگاه شکاکیت شدید توسعه دهد که کتاب  Hagarism(هاجریسم) پاتریشیا کرون که با همکاری مایکل کوک نوشته شده است؛ یکی از نتایج این شکاکیت تجدیدنظرطلبان است و در مقابل سنتی گرایان نیز برای پاسخ به افراطی‌گری‌های تجدیدنظر طلبان به تقابل علمی دست زدند که کتاب  Faces of Muhammad(چهره‌های محمد (ص) ) جان تولن از جمله این تلاش‌ها به شمار می‌آید. پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی -تحلیلی و به استناد منابع کتابخانه‌ای انجام پذیرفته است؛ درصدد است تا بررسی مقایسه‌ای بازنمایی و معرفی سیره رسول‌الله (ص) و تاریخ اسلام در نگاه پاتریشیا کرون و جان تولن و به استناد دو کتاب Hagarism و Faces of Muhammad را انجام دهد. سؤال اصلی پژوهش این است که شباهت‌ها و تفاوت‌های بازنمایی در دو کتاب مذکور چگونه است؟ فرضیه مطرح در این پژوهش آن است که Hagarism منعکس‌کننده مبانی، اندیشه و نتایج شکاکانه تجدیدنظر طلبان است در حالی که در کتاب Faces of Muhammad علیرغم تأیید ضمنی برخی از مبانی تجدیدنظر طلبان اما می‌توان رویکرد سنت‌گرا را مشاهده کرد

توسعۀ کالبدی و اقتصادی فسطاط؛ از سال ۲۵۶ تا 5۶۴ ه.ق

صفحه 127-152

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.364301.473652

مسعود وکیلی تنها وکیلی تنها، عباس آداودی جلفائی

چکیده این پژوهش با عنوان «توسعۀ کالبدی و اقتصادی فسطاط از سال ۲۵۶ تا ۵۶۴ ه.ق» درصدد است تا به چگونگی روند توسعۀ شهری و اقتصادی فسطاط و عوامل صعود یا رکود آن در دوران استیلای طولونیان، اخشیدیان و فاطمیان پاسخ دهد.
 شهر فسطاط در دورۀ اموی به‌واسطۀ جغرافیای ممتاز خود توانست در عرصۀ سیاسی- اداری، صنعت و تجارت از اسکندریه پیشی بگیرد. با تأسیس دولت عباسی، این شهر از سمت شمال گسترش و در زمینۀ اقتصادی اعتبار بیشتری در تجارت بین‌المللی یافت. نتایج این نوشتار حاکی از آن است که در دورۀ حکومت طولونیان، شهر جدیدالتأسیس قطائع به فسطاط ملحق گردید و این شهر به تولیدکنندۀ اصلی سفال‌های مرغوب مبدل شد. فسطاط در دورۀ اخشیدیان و پس از مرگ محمد بن طغج، به دلیل بحران‌های طبیعی و بی‌توجهی حاکمان به آن‌ها، دچار افول گردید اما با آغاز حکومت فاطمیان در مصر، بر این بحران‌ها فائق آمد. در دورۀ فاطمی، مسیرهای تجاری از عراق و خلیج‌فارس به مصر و دریای سرخ منحرف شد و بندرهای اسکندریه و عیذاب، نقش اساسی در پیوند تجاری فسطاط با اروپا، یمن و شرق دور داشتند. فسطاط از طریق صور، لاذقیه و عسقلان با شامات مرتبط می‌شد و واسطۀ مهمی بود که افریقیه را با مراکز تجاری اقیانوس هند متصل می‌ساخت. همچنین سکونت تجار بیزانسی، آمالفیایی، ونیزی و پیزایی در رونق تجاری فسطاط تأثیر بسزایی داشت. با این حال در قرن ششم ه.ق، به آتش کشیده شدن این شهر از بیم تسلط صلیبیان، سبب شد تا فسطاط موقعیت ممتاز خود را در مصر از دست دهد