دوره و شماره: دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 37، تابستان 1403، صفحه 1-170 
تعداد مقالات: 12

خاندان نصیرخان لاری و برآمدن قاجارها

صفحه 1-24

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.378116.473727

رسول احمدلو، محمد حسن رازنهان، سیدابوالفضل رضوی، اسماعیل چنگیزی

چکیده  به دنبال قتل نادرشاه افشار در سال 1160 ه.ق و جنگ‌های جانشینی وی و به هم خوردن وضعیت سیاسی نواحی جنوب ایالت فارس، محمد نصیرخان لاری توانست با بهره‌گیری از خلأ قدرت سیاسی و استفاده از نیروهای محلی بر مسیرهای تجاری خلیج‌فارس از بندرهای لنگه - کنگ - عباسی - به سمت شیراز تسلط یابد. او شهر لار را مقر اصلی خود قرار داده و نقش قابل توجهی در امور سیاسی جنوب فارس ایفا نمود. کشمکش‌های بین زندیه و قاجارها بین سال‌های 1168 تا 1210 ه.ق موقعیت مناسبی برای نصیرخان و فرزندانش به وجود آورد تا با بهره‌گیری از توانمندی‌های نظامی نقش قابل ملاحظه‌ای را در توازن قدرت در مسیرهای تجاری به سمت شیراز ایفا نمایند. این مقاله با رویکرد توصیفی – تحلیلی و با بهره‌گیری از اسناد منتشرنشده خاندان نصیرخانی و نسخه‌های خطی نویافته، ضمن روشن ساختن برخی زوایای روابط خاندان نصیرخانی با پادشاهان زندیه، درصدد است تا نقش این خاندان در سقوط زندیه و برآمدن قاجاریه را به عنوان یک مساله تاریخی مورد ارزیابی و تحقیق قرار دهد. یافته‌های این پژوهش زوایای ناشناخته‌ای از مناسبات قدرت در ایالت فارس در دورۀ زندیه و نیمه نخست قاجاریه را روشن می‌سازد و شواهدی جدید از زمینه‌های سقوط زندیه در ایالت فارس و نقش مؤثر خاندان نصیرخانی در این رویداد را ارائه می‌دهد. این موضوع که پیش از این کم و بیش مورد تحقیق و پژوهش قرار داشته، این بار تحولات این دوره تاریخی در ایالت فارس از منظر اسناد خانوادگی خاندان نصیرخان و مکاتبات تاکنون منتشرنشده مورد ارزیابی مجدد قرار می‌گیرد

واکاوی تحلیلی تأثیرپذیری نقوش نمادین و تزئینی مانوی از هنرهای دورۀ ساسانی

صفحه 25-52

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.377032.473715

الهه پنجه باشی، زینب محمدجانی دیوکلائی

چکیده مانویت یکی از جنبش‌های مهم دورۀ ساسانی است و نگارگری مانوی بخشی از تاریخ هنر ایران را تشکیل می‌دهد. شناخت دین و هنر مانوی بخشی از فرهنگ و آئین‌های ایران باستان را نمایان می‌سازد. اعتقادات مذهبی مانویان در قالب نماد و رمز در نگارگری آن‌ها تجلی پیدا کرده‌اند. نقوش نمادین در نگاره‌های مانوی همانند آثار دورۀ ساسانی شامل: نقوش انسانی، نقوش حیوانی، گیاهی و هندسی و ترکیبی است. هدف از انجام این تحقیق شناسایی نقوش نمادین و تزئینی مشترک میان آثار مانوی با ساسانی است. سؤال پژوهش بدین شرح مطرح می‌گردد: کدام یک از نقوش نمادین و تزئینی در نگاره‌های مانوی با آثار ساسانی در اجرا و مضمون شباهت دارند؟ این مقاله مباحث جدیدی را در ریشه‌یابی هنر نگارگری مانوی مطرح می‌کند و درصدد اثبات این فرضیه است که هنر مانوی به طور قابل ملاحظه‌ای از هنر دورۀ ساسانی تأثیر گرفته است. در پژوهش‌های پیشین محققان به برخی نقوش مشترک میان هنر مانوی و ساسانی اشاره کرده‌اند؛ اما در این پژوهش نمونه‌های بیشتری مورد مطالعه قرار گرفته تا برخی ابهامات و پیچیدگی‌هایی که از هنر مانوی از واحۀ تورفان وجود داشت، شناسایی و حل شود. این تحقیق با بهره‌گیری از مطالعۀ کتابخانه‌ای- اسنادی و به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکردی تطبیقی میان هنر مانوی و ساسانی انجام شده است. با مطالعه بر روی نگاره‌های مانوی و آثار ساسانی می‌توان گفت که در نگارگری مانوی نقش‌مایه‌هایی مانند مروارید، گل نیلوفر آبی، مرغابی، انگور، انار و برخی نقوش تزئینی مانند نقوش ختایی و نوارهای مواج وجود دارد، که این نقوش را در آثار هنری دورۀ ساسانی نیز می‌توان مشاهده کرد. نمونه‌های مورد بررسی در نگاره‌های مانوی از لحاظ ظاهری با آثار ساسانی شباهت‌های بسیاری دارند. از نظر معنا و مفهوم نیز به لحاظ مضمون جزئی شباهت زیادی بین آن‌ها نیست؛ اما از نظر مضمون کلی، از جهت پیوند داشتن نقوش مانوی و ساسانی با اسطوره‌ها وجه اشتراکاتی با هم دارند

مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران با پادشاهی سوئد در روزگار صفویان (907-1148ق/1501-1736م)

صفحه 53-84

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.378109.473721

جمال پیره‌مرد شتربان، گودرز رشتیانی

چکیده ایران سرزمینی با پیشینه‌ای کهن در مناسبات خارجی است. دیرینگی نهاد «حکومت» در ایران و پایایی آن در گذر سده‌ها، سبب شده است تا میراثی غنی در حوزه روابط خارجی این کشور با دیگر سرزمین‌ها پدید آید. با وجود این، در حوزه پژوهش‌های مربوط به مناسبات خارجی ایرانِ عهد صفوی، بیشتر نوشتارهای تحقیقی بر روابط ایران با قدرت‌های برتر همسایه یا اروپایی (مانند عثمانی، گورکانیان هند، پرتغال، انگلستان و هلند) تمرکز کرده‌اند و همین نکته، سبب کم‌توجّهی به روابط ایران با سایر قلمروها شده است. یکی از این عرصه‌های کمتر شناخته‌شده، روابط خارجی ایرانِ صفوی با پادشاهی سوئد است. به‌رغم آشنایی محدود ایرانیان با سوئدیان در دوره پیشاصفوی، روابط رسمی ایران با سوئد در عهد فرمانروایی شاه سلیمان (حک: 1077-1105ق/1666-1694م) و شاه سلطان حسین (حک: 1105-1135ق/1694-1722م) شکل گرفت و رونق یافت. حال پرسش اینجاست که چه علل و انگیزه‌هایی ایرانیان و سوئدیان را به برقراری مناسبات در اواخر سده یازدهم هجری/هفدهم میلادی مایل ساختند؟ همچنین با وجود برخی تلاش‌های موفقیت‌آمیز اوّلیه، چرا این روابط پایدار نمانده و به نتیجه نرسیدند؟ در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با اتّخاذ رویکردی توصیفی-تحلیلی و بهره‌گیری از روش پژوهش کیفی به پرسش‌های فوق پاسخ داده شود. چنین می‌نماید که مجموعه‌ای از انگیزه‌های مشترک اقتصادی و سیاسی، ایران و سوئد و به ویژه سوئدیان را به برقراری روابط متمایل ساختند؛ اما موانعی چون بُعدِ مسافت، ناخشنودی قدرت‌های رقیب و چالش‌های داخلی و خارجی دو کشور (خصوصاً درگیری سوئدیان در جنگ بزرگ شمالی و رویارویی دربار صفوی با شورش غلزاییان) سبب شدند تا روابط مزبور به فرجام روشنی نرسند

جلوه‌های ملی‌گرایی در نمایشنامه‌های فارسی دورة مشروطه و اوایل پهلوی (1285-1320ش.)

صفحه 83-103

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.372706.473695

کیمیا چراغ‌زاده، توران طولابی

چکیده نمایشنامه یک گونة‌ جدید نوشتاری است که ظهور آن در ایران به دورة قاجاریه بازمی‌گردد. ظرفیت این گونة نوشتاری برای بیان مضامین مدرن و جذابیت زبان آن برای مخاطبان عام، به‌ویژه تحصیل‌کردگان متجدد، طیفی از تجددگرایان ایرانی را برانگیخت که از این ابزار برای پیشبرد اهداف و ترویج آرای خویش بهره گیرند. اندیشة این تجددگرایان که اغلب دغدغة نوسازی داشتند، بازتابی از گفتمان‌های غالب زمانه بود. ملی‌گرایی مدرن یکی از این گفتمان‎های غالب بود که از نیمة دورة قاجاریه، همنوا با رونق شرق‌شناسی و اکتشافات باستان‌شناسی، سپهر فکری و گفتمانی ایران را متأثر کرد. در کنار روایت‌های تاریخی و رساله‌های سیاسی، نمایشنامه‌ها نیز عرصة تجلی این تأثیرپذیری بودند؛ با این تفاوت که جنبة نمایشی و لحن زندة این نمایشنامه‌ها دامنة اثرگذاری آن را فراتر می‌برد. در پژوهش حاضر، از رهگذر بررسی ادبیات نمایشی دورة مشروطه و مقطع نخست دورة پهلوی، تلاش شده به این پرسش پاسخ داده شود که این گونة ادبی تا چه میزان بازتاب‌دهندة تغییری است که در گذار از مشروطه به پهلوی در فهم و تفسیر تجددگرایان ایرانی از گفتمان ملی‌گرایی صورت پذیرفت؟ بررسی تحلیلی محتوای این نمایشنامه‌ها حکایت از تأکید بر یکپارچگی ملی با محوریت نشانه‌هایی چون نقشه، پرچم و سرود ملی، بیگانه‌ستیزی بعضاً مبتنی بر دیگریِ عرب، نگاه حسرتناک به گذشته به‌ویژه گذشتة باستانی و چهره‌های اساطیری-تاریخی و رمانتیزه کردن آن و ضرورت ایجاد انسجام ملی بر محور اقتدار شاهانه دارد

تحلیلی بر مناسبات شیوخ صفوی با آل چوپان (700 - 758 هـ. ق)

صفحه 105-125

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.374644.473700

معصومه حیدری مهر، کاظم میقانی، مرتضی تهامی

چکیده قدرت و حاکمیت آل چوپان مقارن با عصر مرشدی شیخ صفی­الدین­اسحاق اردبیلی و فرزندش شیخ صدرالدین موسی بود، میان آنها مناسباتی برقرار شد که در اواخر حکومت ملک اشرف به سردی گرایید و سیاست تعامل میان دو خاندان به رویارویی و تقابل کشیده شد. به سبب آنکه از یک­سو فراز و فرود خاندان چوپانی در این عصر و در ارتباط با شیوخ صفوی بود و از سوی دیگر مهـم‌ترین دسـتاوردهای شیوخ صفوی که اساسی برای تشکیل حکومتـشان شد در این عصر و در ارتباط با قدرت­های سیاسی و از جمله آل چوپان شکل گرفت این دوره یکی از ادوار مهم بشمار می­رود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه­ای و اسنادی درصدد بررسی مناسبات میان آل چوپان و شیوخ صفوی، تبیین عوامل تأثیرگذار بر روابط میان آنها و پیامدهای این مناسبات است. یافته­های پژوهش حاکی از آن است که چوپانیان هم از سر ایمان و اعتقادی که به شیوخ صفوی داشتند و هم برای تحکیم موقعیت­شان در دربار ایلخانی و سپس برای مشروعیت و تقویت پایه­های حکومتشان، با شیوخ صفوی مناسباتی نزدیک و دوستانه برقرار نمودند، اما ملک اشرف چوپانی به محض تثبیت قدرت، به علت ویژگی­های شخصیتی هم در ثروت زیاد خانقاه اردبیل طمع نمود و هم نسبت به فعالیت­های شیخ صدرالدین موسی دچار سوظن شده بنابراین درصدد حذف وی برآمد، شیخ صدرالدین مجبور به ترک اردبیل شد و در گیلان پناه گرفت، این مسئله موجب برقراری روابط میان شیخ صدرالدین موسی و جانی­بیک حاکم دشت قبچاق شد چنانچه جانی­بیک احتمالاً با حمایت شیخ صدرالدین موسی آذربایجان را تصرف و حکومت چوپانی را ساقط نمود

وکیل الدوله یا وکیل الرعایا؛ پژوهشی در باب لقب کریم‌خان زند

صفحه 127-154

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.368072.473670

فرهاد زینی وند نژاد، سید هاشم آقاجری

چکیده کریم­خان زند یکی از برجسته‌ترین اشخاصی است که پس از مرگ نادرشاه افشار توانست حکومت خود را بر بخش‌های مهمی از ایران تثبیت کند. درباره رفتار و منش او داستان‌های بسیاری در منابع مختلف نقل شده‌ است که یکی از مهم‌ترین این نقل‌قول‌ها پیرامون لقب کریم‌خان زند، یعنی «وکیل‌الرعایا» است. بعدها بسیاری از پژوهشگران در پاسخ به چرایی انتساب این لقب به کریم­خان زند دلایل بسیاری گفته­اند که این دلایل با اسناد و منابع تاریخی و علاوه بر آن، با بافت سیاسی و اجتماعی جامعه پیشا­مشروطه ایران تطابق ندارد. از این رو پرسش اصلی این پژوهش آن است که لقب «وکیل‌الرعایا» در چه زمانی برای کریم­خان به کار رفته و عوامل مؤثر بر کاربرد آن چیست؟ این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر تحلیل محتوای متن اسناد و مطالعه انتقادی منابع تاریخی دورۀ زندیه و قاجاریه به پاسخگویی این پرسش­ها می‌پردازد. یافته­های این پژوهش نشان می‌دهد که لقب وکیل‌الرعایا در منابع هم‌عصر کریم­خان بازتابی ندارد و کریم‌خان زند نیز پس از شکست مدعیان، خود را وکیل­الدوله اسماعیل سوم می­دانست. نخستین بار کوهمره در ذیل مجمل‌التواریخ به دلیل علاقه به وی از کریم‌خان با لقب وکیل‌الرعایا یاد می­کند که نگارش این ذیل، متأخر از زمانه کریم‌خان است. از طرفی آنچه مشخص است، بسیاری از پژوهشگران اطلاق لقب وکیل‌الرعایا برای کریم‌خان را دلیلی بر وجود نوعی رابطه سیاسی بین او و مردم می‌شمارند که ویژگی بارز نظم سیاسی دوران مدرن است؛ اما با توجه به اسناد و مدارک موجود می‌توان گفت که چنین برداشتی نمی‌تواند نمایانگر نوع رابطه مردم و حاکم در دوران زندیه باشد؛ زیرا با انقلاب مشروطه بود که ایرانیان توانستند نظم سیاسی قدمایی را کنار زده و نظم جدیدی مبتنی بر نمایندگی را در ایران اجرا کنند. بر این اساس می‌توان گفت که علاوه بر اسناد و مدارک تاریخی، ساختار سیاسی ایران در دورۀ زندیه نیز نمی‌توانست جایگاهی برای وجود چنین رابطه‌ای باشد‌

آیین های تدفین و سوگواری سغدیان بر اساس منابع مکتوب چینی

صفحه 155-180

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.377672.473717

یوان چی ژائو، کلثوم غضنفری

چکیده سغد از نظر جغرافیایی در فرارود و بین ایران و چین واقع شده بود. سغدیان به واسطه تجارت و بازرگانی در راه­های موسوم به ابریشم به مرور زمان سکونتگاه‌هایی پدید آوردند و از حدود اواخر قرن سوم ق.م. در چین نیز نفوذ کردند. این ارتباط و سکونت گروه‌هایی از آنها در نواحی شمالی و غربی چین باعث توجه تاریخ‌نگاری‌های چینی نسبت به این مردم شده به‌گونه‌ای که در گزارش­های خود مطالبی را در مورد جنبه­های مختلف حیات آنها از جمله فرهنگ و دین ذکر کرده­اند. آیین­های تدفین و سوگواری سغدیان که خود تحت تأثیر باورهای دینی آنان قرار دارد از مسائلی است که در این منابع مورد توجه قرار گرفته و هدف این پژوهش راستی آزمایی گزارش­های این منابع از یک­سو و چیستی این آیین­ها و چگونگی آن­ها از سوی دیگر ست. تاریخ‌نگاری‌های چینی مورد استفاده در این پژوهش متنوع و متعلق به بازۀ زمانی قرون چهارم تا یازدهم میلادی هستند و گزارش­های آن­ها در این مورد اغلب کوتاه است. بررسی و تحلیل داده­های این منابع نشان می­دهد که مطالب آن­ها عموماً معتبر و آیین­های تدفین در بین سغدیان متنوع و با اندکی اغماض مطابق با سنت‌های زردشتی است. رسوم سوگواری سغدیان نیز شباهت بسیار زیادی به دیگر اقوام ایرانی و سنت‌های رایج در بین آنها دارد

فعالیت های شرکت روسی بیمه حمل و نقل و نقش آن در پیشبرد اهداف اقتصادی ـ سیاسی روسیه در ایران

صفحه 181-204

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.375058.473701

فرزانه غیاثی، باقر علی عادل فر، امیرحسین حاتمی

چکیده مناسبات ایران و دولت روسیه در طول دوره قاجار همواره متأثر از اهداف استعماری اقتصادی ـ سیاسی روسیه در ایران بوده است. در پیگیری همین اهداف بود که این دولت در دوره قاجار به طرق مختلف نفوذ اقتصادی، سیاسی و نظامی خود را در مناطق شمالی ایران به‌ویژه گیلان توسعه داد. آنها با هدف تسلط بر اقتصاد ایران به اقدامات مختلفی دست زدند. یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین این اقدامات تأسیس و یا حمایت از شرکت­های سرمایه­گذار روسی در ایران بود. با این وصف در این پژوهش تلاش می­گردد فعالیت یکی از مهم‌ترین شرکت­های روسی فعال در گیلان یعنی «شرکت بیمه حمل و نقل»، مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. بر این مبنا پرسش اصلی تحقیق آن است که فعالیت این شرکت در بازه زمانی دوره ناصری به چه صورت بود و چه تأثیری بر پیشبرد اهداف سیاسی ـ اقتصادی دولت روسیه در ایران داشت؟ بر مبنای یافته­های پژوهش روس‌ها با هدف نفوذ در اقتصاد ایران (به منظور وصول به اهداف استعماری)، به اقدامات مختلفی نظیر کسب امتیازات، افزایش تجارت با ایران، حمایت از تجار روسی که با ایران تجارت می‌کردند و اموری از این قبیل پرداختند. سرمایه­گذاری در ایران با احداث و یا گسترش فعالیت شرکت­های روسی به ایران، از دیگر اقدامات روسیه بود. در این راستا شرکت­های مختلفی نظیر بیمه حمل نقل در این برهه در عرصه تجارت با ایران به فعالیت پرداختند. دولت روسیه با حمایت از این شرکت و با خریداری بیشترین سهام آن و نیز کمک به دریافت امتیازات پرسود از دولت ایران، از یکسو به تقویت و ادامه حیات این شرکت در ایران کمک کرد و از سوی دیگر موفق شد بر نفوذ و تسلط خود در اقتصاد ایران بیفزاید

روابط فرهنگی ایران و ترکیه در دورۀ محمدرضا پهلوی (1357-1320 ش./1979-1941 م.) با تأکید بر انجمن‌ها و مؤسسه‌های فرهنگی

صفحه 205-222

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.371594.473686

مراد جلپ، حمید کرمی پور

چکیده ایران و عثمانی، پس از رقابت و درگیری‌های مختلف با یکدیگر در دوران پیشامدرن، در نیمۀ دوم قرن نوزدهم و ربع اول قرن بیستم، در مسیر تکاپو برای دست یافتن به تجدد، فرآیند تاریخی مشابهی را طی کردند. پس از به قدرت رسیدن آتاتورک در ترکیه و رضاخان در ایران، مناسبات دو کشور در مسیر جدیدی قرار گرفت. ورود این دو کشور به جمع علاقه‌مندان به تجدّد و تلاش آشکار آن‌ها در نزدیکی به تمدن غرب، زمینه‌ساز علایق مشترک سیاسی و فرهنگی میان آن‌ها گردید. گام‌های نخست ایران و ترکیه در توسعۀ روابط یکدیگر، بیشتر معطوف به اقدامات فرهنگی همچون تبادل دانشجو و استاد و نیز متون با ارزش ادبی و تاریخی بود. این روند با وقوع جنگ جهانی دوم ادامه نیافت و توجّه دو کشور بر مسائل داخلی متمرکز شد. پس از پایان جنگ و شکل‌گیری دنیای دوقطبی، به‌ویژه با توجّه به فضای جنگ سرد، دو کشور که اینک متحد آمریکا به‌حساب می‌آمدند درصدد برقراری روابط صمیمانه برآمدند. بنا به همین ملاحظات، روابط خود را در چارچوب توافق‌نامه‌هایی مانند پیمان‌های بغداد، سنتو و سازمان همکاری عمران منطقه‌ای (RCD) توسعه دادند و توسعۀ روابط فرهنگی را هم در دستور کار قرار دادند. در سال 1959 م. /  1337 ه.ش. یک قرارداد فرهنگی بین طرفین به امضا رسید که چارچوب روابط فرهنگی دو کشور را مشخص کرد. در این دوره انجمن‌ها و  مؤسسه‌هایی همچون انجمن دوستی  ترکیه و ایران، انجمن  دوستی  و روابط  فرهنگی ایران و ترکیه، انجمن دوستی و فرهنگ زنان ترک-ایرانی، انجمن دوستداران همکاری عمران منطقه‌ای، با ابتکار برخی از دولتمردان، روشنفکران و بازرگانان برجسته به منظور بهبود و پیشرفت روابط فرهنگی دو کشور تأسیس گردید. هدف این مقاله بررسی روابط فرهنگی بین ایران و ترکیه در دورۀ محمدرضا پهلوی با تکیه بر انجمن‌ها و مؤسسه‌های فرهنگی است؛ و با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس منابع اسنادی و کتابخانه‌ای نوشته شده است. این مقاله برای نخستین بار، به طور همزمان از اسناد ایرانی و ترکی و نیز پژوهش‌های انجام‌شده در هر دو زبان، به شکل گسترده استفاده کرده است‌

تأملی بر سیر تحول منصب وزرگفرمذار در عصر ساسانی

صفحه 223-251

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.378850.473726

ابوالفضل محمد کریمی، جواد هروی، میرزا محمد حسنی

چکیده از جمله مناصب ممتاز شاهنشاهی ساسانی وزیر بزرگ بود، که در منابع از آن، با القاب، وزرگ‌فرمذار، هزاربد و دراندرزبذ یاد شده است. وزرگ‌فرمذار اغلب از بین اعضای خاندان‌های نژاده، اصیل و از سوی پادشاه برگزیده می‌شد و ریاست تشکیلات اداری را برعهده داشت. در منابع، نخستین‌بار در عصر اردشیربابکان است که از ابرسام نامی، در کسوت وزیر یاد شده است. حفاظت ابرسام از تختگاه اردشیر و فرماندهی سپاه ساسانی به هنگام غیبت پادشاه، موجب شده تا برخی از محققان، از ابرسام با لقب وزرگ‌فرمذار یاد کنند، و از این رو، ایجاد منصب مذکور را به دوران اردشیر، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی نسبت دهند. افزون بر این، عدم ذکر منصب وزرگ‌فرمذار در برخی منابع، نظیر کارنامه اردشیر بابکان و نامه تنسر، موجب شده تا برخی نظیر بارتلد، از منسوخ شدن منصب وزرگ‌فرمذار در سال‌های پایانی عصر ساسانی یادکنند. این در حالی است که باوره‌های مطرح شده از طرف محققین مذکور، مغایر با برخی گزارش‌های برجای مانده تاریخی و شواهد کتیبه‌ای است. از این رو در نوشتار حاضر، سیر تحول منصب وزرگ‌فرمدار در ادوار مختلف عصر ساسانی، با سود جستن از منابع کتابخانه‌ای و شواهد کتیبه‌ای، و به روش توصیفی- تحلیلی مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته‌های این پژوهش حکایت از آن دارد که، در سال‌های نخستین شاهنشاهی ساسانی، منصبی با عنوان وزرگ‌فرمذار متداول نبوده و منصب مذکور نخستین بار، در سده پنجم میلادی و در عصر پادشاهی یزدگردیکم به جهت توسعه تشکیلات اداری و تمشیت بهتر اُمور ایجاد شده و تا پایان عصر ساسانی لقب رسمی وزیربزرگ بوده است.

چهار مقطع چین شناسی در تاریخ ایران دوره اسلامی؛ از ورود اسلام تا انقلاب اسلامی 1357

صفحه 253-282

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.376209.473707

سیدعلی مزینانی

چکیده در میان انواع گوناگون تقسیم‌بندی تمدن بشری، تقسیم‌بندی به دو حوزه شرقی و غربی یکی از پذیرفته شده‌ترین الگوهاست. در حوزه شرقی تمدن بشری بی‌تردید ایران و چین دو وزنه اصلی به شمار می‌آیند که از تداوم تاریخی کم نظیری برخوردارند و چگونگی روابط آنها دارای پیامدهای اساسی برای کلیت تمدن بشری بوده است. بررسی تحولات روابط ایران و چین در طول تاریخ این دو کشور مورد توجه پژوهش‌های متعددی بوده اما موضوع کیفیت شناخت از چین در میان ایرانی‌ها تا به حال مورد توجه مستقل قرار نگرفته. این پژوهش با تمرکز بر موضوع کیفیت شناخت ایرانی‌ها از چین در تاریخ ایران دوره اسلامی، به دنبال ترسیم سیر تحولی این شناخت در دوره‌های مختلف تاریخی است. برای دست یافتن به این هدف پژوهش حاضر با اتکا بر رهیافت «تاریخ‌گرایی» خواهد کوشید سیر تحولی شناخت ایرانی‌ها از چین را به عنوان یک پدیده منفرد تاریخی ردیابی و برهه بندی و مفهوم‌پردازی کند. یافته‌های پژوهش حاضر حاکی از آن است که سیر تحولی شناخت ایرانی‌ها از چین را می‌توان به چهار مقطع مختلف تقسیم کرد؛ شناخت حماسی-اسطوره‌ای (قرون اول تا هفتم ق)؛ شناخت تعاملی-ارتباطی (قرون هفتم تا یازدهم ق)؛ شناخت مطالعاتی (نیمه دوم قرن دوازدهم و نیمه اول قرن سیزدهم ق)؛ شناخت دانشی (قرن چهاردهم ش)

معرفی نسخه خطی «منشأت مِن نتایج افکار افاضلِ نامدار» و بازخوانی «حُکمِ شیخوخیتِ بقعۀ منورۀ کاکا محمدِ ابی نجم قدّس سرّه»

صفحه 283-306

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.378042.473720

محمدباقر وثوقی، محمد ابونجمی

چکیده  نسخه خطی «مجموعه منشأت من نتایج افکار افاضل نامدار» مجموعه‌ای از نامه‌ها و احکام سده‌های هشتم و نهم هجری/ پانزدهم و شانزدهم میلادی است که تاکنون معرفی نشده است. این مقاله با هدف معرفی این نسخه خطی و بازخوانی یکی از احکام مهم آن با موضوع شیخوخیت بقعه شیخ محمد ابی نجم از عرفای سده هشتم هجری/چهاردهم میلادی در شهر خنج نوشته شده است. نسخه خطی «مجموعه منشأت من نتایج افکار افاضل نامدار» در سال 886 قمری کتابت شده و شامل نامه‌ها، مناشیر، احکام و اسنادی اصیل و دست اول از تحولات ایالت فارس و کرمان در سده‌های هشتم و نهم هجری محسوب می‌شود. پس از بررسی محتوایی و تاریخ‌گذاری برخی از نامه‌ها، به بازخوانی یکی از احکام آن مربوط به سرپرستی و تولیت بقعه شیخ محمد ابی نجم پرداخته می‌شود. طریقت وی پس از مرگش به نام «کاکائیه» یا «شمسیه» مشهور شده و نقش مؤثر خویش را همچنان به عنوان عامل وحدت اجتماعی در منطقه گرمسیرات فارس ایفا می‌نماید. حفظ نفوذ حکومت شیراز در خنج در سده نهم هجری نیز به وسیلۀ این سند تأیید می‌شود. با توجّه به اهمیّت این حکم از لحاظ ادبی و تاریخی و اینکه تاکنون متن کامل آن منتشر نشده به بازخوانی و تشریح آن پرداخته و در انتها طریقت شمسیّه-کاکائیه و معماری بقعه شیخ محمد ابی نجم به اختصار معرفی می‌شود. شواهد نشان می‌دهد که برخی از نامه‌ها و احکام موجود در این نسخه خطی، در بردارنده اطلاعات تاریخی است که در دیگر منابع موجود نیست. از این رو در این مقاله عناوین اصلی نامه‌ها و احکام به ترتیب ذکر شده است. افراد و اماکن معرفی‌شده در این مجموعۀ منشأت نیز با استفاده از منابع تاریخی مورد شناسایی قرار گرفته‌اند. بیشتر این نامه‌ها و احکام در دوره تاریخی سده‌های هشتم و نهم هجری/پانزدهم و شانزدهم میلادی نوشته شده است. طی این دو سده، ایالت فارس و کرمان شاهد حوادث بسیاری بوده است که جزییات برخی از آن در این منشأت منعکس شده است