دوره و شماره: دوره 13، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 1-217 
تعداد مقالات: 8

برهمکنش فعالیت‌های بدنی و رزمی با اسطوره‌ها و آیین‌ها در بین‌النهرین باستان

صفحه 1-26

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.315114.473344

زینب خسروی، بهروز افخمی

چکیده فعالیت­بدنی نقش­مایۀ اکثر شواهد باستان­شناختی در بین­النهرین باستان است؛ امّا به درستی پدیدارشدن و کارکردها و ارزش­های فعالیت بدنی در کلیت فرهنگ بین­النهرین باستان شناخته نشده است. مسائل اساسی پژوهش این است که انواع فعالیت­های بدنی در چه روندی از زندگی مردم بین­النهرین باستان پدیدار شده­اند؟ و چه کارکردها و ارزش­هایی در ساختار جامعه داشته­اند؟ داده­های پژوهش به شیوه کتابخانه­ای از منابع باستان­شناسی، تاریخی و اساطیری گردآوری‌شده و با روش کیفی توصیفی­ـ­تحلیلی مطالعه شده­اند. هدف پژوهش این است که با نگرش کل­نگر به فرهنگ، انواع فعالیت­های بدنی در ساختار جامعه بین­النهرین که از دورۀ آغاز شهرنشینی تا پایان دورۀ بابل نو پدیدار شده­اند، تبیین گردند. برآیند پژوهش نشان می­دهد هر یک از فعالیت­های بدنی آیینی، رزمی و سرگرمی، انسان بین‌النهرینی را در برابر انواع آسیب­ها اعم از روانی- جسمانی محافظت نموده و زندگی و امنیت را برایش به ارمغان آورده است. فعالیت­های بدنی با قدرت و مذهب عجین­شده و اکثر فعالیت­های بدنی به جهان خدایان فرافکنی­شده و معنای فعالیت­های بدنی آیینی بر پایۀ اساطیر استوار گردیده است. اساطیر به عنوان باورهای مردمان باستان به فعالیت­های رزمی و سرگرمی پادشاه مشروعیت داده و به فعالیت­های بدنی پر اهمیت در روند زندگی انسان بین­النهرینی تأکید کرده­ و ارزش­های مشترک جامعه را نمایان کرده است.

تخت سلیمان در گذر زمان (بررسی تحولات تاریخی تخت سلیمان در دوره اسلامی با اتکا به منابع تاریخی)

صفحه 27-48

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.324488.473416

مهدی بیگ محمد پور، کریم حاجی زاده باستانی

چکیده بر اساس منابع تاریخی آتشکده آذرگشنسب یکی از سه آتشکده مهم ساسانیان بوده است. جایگاه این آتشکده در منابع پهلوی گنزک ذکر گردیده که اعراب آن را شیز می‌گفتند و این آتشکده تا قرن چهارم هجری روشن بوده است. بر اساس منابع تاریخی و پژوهش‌های باستان‌شناختی، مشخص‌شده که شیز همان تخت سلیمان کنونی است. تخت سلیمان بعد از قرن پنجم هجری، به مدت دو قرن به‌کلی فراموش می‌شود، به‌طوری‌که در منابع تاریخی هیچ اشاره‌ای به این محل نشده است، اما در دورۀ ایلخانی، این محل دوباره مورد توجه قرارگرفته و کاخ شکاری در آن احداث می‌شود. در این دوره به تخت سلیمان، ستورلیق، سورلوق و یا سغورلوق می‌گفتند که بیشتر تحولات تاریخی تخت سلیمان دورۀ اسلامی نیز مربوط به همین زمان است. پس از دورۀ ایلخانی، در زمان شاهان اوایل صفوی، از این محل به‌عنوان شکارگاه شاهی استفاده می‌شده و در همین دوره، این محل به تخت سلیمان معروف می‌گردد. با تغییر پایتخت صفویان و دور شدن تخت سلیمان از مراکز حکومتی، این مکان از رونق افتاده و برای همیشه در تاریخ سیاسی ایران فراموش می‌شود.
 

علل شکوفایی هنر چند فرهنگی در نقاشی‌های دیواری دوران فاطمی

صفحه 49-68

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.84072

امیرنیما الهی، صمد سامانیان

چکیده با گسترش اسلام، شبکه گسترده‌ ارتباطی از راه‌های دریایی و زمینی شکل گرفت و از این رو تعاملات بینا‌فرهنگی در سرزمین‌های اسلامی افزایش چشمگیری یافت؛ به‌ویژه در منطقه مدیترانه که سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا به هم می­پیوندند. با تسلط فاطمیان (297-567 هـ. ق) بر بخش بزرگی از منطقه مدیترانه، این تعاملات بینا‌فرهنگی در هنر، رشد چشمگیری یافت تا آنجا که نقاشی‌های دیواری فاطمیان، حضور همزمان فرهنگ‌ها و قومیت‌های گوناگون در این عرصه هنری را بازتاب می‌دهد. هدف این پژوهش نیز یافتن علل رشد هنر چند فرهنگی در نقاشی­های دیواری این دوران است. روش توصیفی - تحلیلی برای نگارش و مطالعه اسنادی برای گردآوری داده­ها این تحقیق نظری استفاده شده است. همچنین رویکرد زمینه‌گرایی بستر مناسبی فراهم می‌سازد تا با تحلیل زمینه‌های سیاسی، مذهبی و اقتصادی تاریخ فاطمی، علل رشد این فعالیت­های هنری روشن شود زیرا در رویکرد زمینه­گرایی، آثار هنری اشیایی عمیقاً تاریخی هستند که خارج از بستر اجتماعی و تاریخی ارزش و معنایی ندارند. نتایج تحقیق حاضر نشان می­دهد عواملی چون رونق اقتصادی، امنیت پایدار، افزایش تعاملات خارجی، تسامح دینی و حمایت از شیعیان، رشد هنر چند فرهنگی در نقاشی­های دیواری فاطمی را سبب شد و فعالیت نقاشانی از عراق، بیزانس و ارمنیان را در سرزمین­های فاطمی هموار ساخت.

بازتاب اندیشه نجومی جامعه ایلخانی در نقوش کاشی‌های زرین‌فام کوکبی

صفحه 69-94

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.322280.473391

مجید بهدانی، سید ابوتراب احمدپناه

چکیده اندیشه و سنت نجومی سابقه‌ای دیرین در علم، فرهنگ و هنر ایران دارد. این اندیشه جوامع و جوانب مختلف دوره‌های تاریخی ایران را تحت تأثیر خود قرار داده است. این اندیشه در سدۀ هفتم هجری با آمدن مغولان و شروع حکومت ایلخانان از رونق بیشتری برخوردار شد و بر همه جوانب جامعه تأثیر گذاشت. از آنجایی که آثار هنری جوهر جامعه‌اند و هنرمندان از چشمه اندیشه، سنت و باورهای رایج در اجتماع سیراب می‌شوند؛ شاهد حجم گسترده‌ای از آثار هنری مخصوصاً کاشی‌های کوکبی با نقوش تزئینی نجومی در عصر ایلخانی هستیم. این کاشی‌ها بخش زیادی از بناهای امامزاده‌ها را در دورۀ ایلخانی آراسته‌اند. ازآنجایی‌که استفاده از نقوش تزئینی حیوانی در بناهای مذهبی در هنر ایرانی-اسلامی سابقه‌ای نداشته و محل ایراد بوده است؛ هدف پژوهش بر آشکار ساختن این ارتباط استوار است. در راستای هدف، نقوش تزئینی-حیوانی هشت تا از کاشی‌های کوکبی عصر ایلخانی تجزیه‌وتحلیل شده و ضمن تطبیق با نقاشی‌های رساله نجومی صورالکواکب عبدالرحمن صوفی رازی به پیشینه کاربرد این نقوش نیز پرداخته شده است. در همین راستا پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که چه ارتباطی بین نقوش تزئینی-حیوانی کاشی‌های کوکبی عصر ایلخانی با اندیشه و سنت نجومی رایج در آن عصر وجود دارد؟ روش تحقیق این مقاله توصیفی-تحلیلی بوده و اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای گردآوری‌شده است. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که نقوش تزئینی-حیوانی کاشی‌های کوکبی صرفاً کارکردی تزئینی نداشته بلکه حاوی مفاهیم نمادین نجومی است و تأثیرات آشکاری از نقاشی‌های صورالکواکب صوفی دارند.

جغرافیای تاریخی مکران در دوره صفوی بر اساس نقشه‌های تاریخی اروپاییان

صفحه 95-118

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.322447.473393

عبداله صفرزایی، یاسر ملازئی

چکیده یکی از پیامدهای گسترش مناسبات ایران و اروپا در دورۀ صفوی، ترسیم نقشه‌های ایرانِ نقشۀ صفوی توسط نقشه­نگاران اروپایی بود. نقشه­نگاران اروپایی در عصر اکتشافات جغرافیایی و مناسبات چندجانبه اروپاییان با ایران، علاوه بر ترسیم نقشه‌های جهانی، آسیایی و منطقه‌ای، به ترسیم نقشه‌های اختصاصی از ایران نیز پرداختند. ترسیم نقشه­های متعدد توسط اروپاییان از ایرانِ نقشۀ صفوی به همراه مشخص نمودن جزئیات در نقشه­ها، موقعیت و مشخصات هر یک از ایالات ایران در آن دوره را نمایان می­سازد. یکی از ایالات مهم ایران در نقشۀ صفوی، ایالت مکران در جنوب‌شرق ایران بود. مکران به دلیل پیوند با دریا و همچنین به مثابه پُل ارتباطی ایران با همسایگان شرقی به ویژه هند، اهمیت داشت و مورد توجه نقشه‌نگاران اروپایی قرار گرفته بود. نظر به اینکه در منابع تاریخی و جغرافیایی بازمانده از نقشۀ صفوی، توصیفات مختصری از مکران باقی‌مانده و از طرفی نقشه­نگاران اروپایی نقشه این ایالت را با پدیده­های جزئی سیاسی، طبیعی، انسانی و غیره ترسیم نمودند، واکاوی جغرافیای تاریخی مکران در این نقشه­ها جای بحث و بررسی دارد. هدف این نوشتار تبیین جغرافیای تاریخی مکران در نقشۀ صفوی بر اساس نقشه­های تاریخی اروپاییان از آن دوره است که به روش تاریخی و با استخراج اطلاعات از نقشه­ها و همچنین منابع کتابخانه­ای نگاشته شده است.

بازنمایی تصویر فرمانروایان و نزاع قدرت در متون داستانی عصر صفوی؛ مطالعه موردی: اسناد و نامه‌های سیاسی در عالم‌آرای شاه‌اسماعیل

صفحه 119-145

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.84068

اکرم کریم‌زاده اصفهانی

چکیده هر متنی با اغراض خاصی نوشته می‌شود و آگاهانه گفتمان، قدرت و سلطه خود را در بین خوانندگان و مخاطبان، رقیبان و مخالفان گسترش می‌دهد. متون داستانی نیز این گونه‌اند. از زمره این متون عالم‌آرای شاه اسماعیل است که روایت حماسی ویژه‌ای از نحوه به قدرت رسیدن شاه اسماعیل، روند پیوسته و سریع پیشرفت او و تبدیل شدنش به نمادی از قدرت و شجاعت است. یکی از ابزارهای پدیدآور چنین روایتی، نامه‌هایی است که در فحوای مطالب این کتاب مندرج‌اند و با بررسی دقیق آنها می‌توان به اغراض خاص و نحوه تفکر مؤلف پی برد. در این بررسی با الهام‌گیری از مدل تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف (در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین) و با توجه به بلاغت فارسی، مدلی با رویکرد بومی طراحی شده است؛ متن در سطح زبانی و بلاغی توصیف شده و با قیاس بین عالم‌آرا و دیگر منابع این دوره، میزان تأثیر و تأثّر هدفمند آنها بررسی و سپس به تبیین اغراض مؤلف و نزاع‌های گفتمانی پرداخته شده است. در این نامه‌ها روند کسب و حفظ قدرت و منازعات میان صفویان با مدعیان داخلی سلطنت، تیموریان، ازبکان، گورکانیان و عثمانی بازنمایی شده است. از نتایج این پژوهش اثباتِ همبستگیِ منفیِ بزرگنمایی و اغراق در نشان دادن شایستگی‌های فرمانروایی در شاه اسماعیل و در مقابل کم‌رنگ‌سازی همین ویژگی‌ها در مخالفان و رقیبان وی است. روند صعودی قدرت‌گیری شاه اسماعیل، پس از شکست چالدران متوقف می‌شود و متن عالم‌آرا بیشتر به روایت ضعف رقیبان می‌پردازد. نامه‌های شخص شاه اسماعیل پس از این واقعه ـ برای القای گفتمان صفوی ـ به نحو چشمگیری کاهش یافته است.

مطالعۀ تأثیر نگاره‌های عاشورایی نسخ چاپ سنگی کلیات جودی بر کاشی‌های تکیه معاون‌الملک

صفحه 147-173

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.325817.473432

فاطمه عسگری، مهناز شایسته فر

چکیده نسخه­ های چاپ سنگی مذهبی، یکی از رایج­ترین کتب دوران قاجار، ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ مردم پیداکرده و بر سایر هنرها نیز تأثیرگذار بوده است. در این راستا، پژوهش حاضر، سعی دارد، مسئله تأثیر نگاره­های عاشورایی و یکی از مؤثرترین تصاویر کتب چاپ سنگی (کلیات جودی) بر کاشی‌نگاره‌های تکیه معاون‌الملک را مورد مطالعه و تحلیل قرار دهد. هدف پژوهش، بازشناسی نگاره­های عاشورایی نسخ کلیات جودی، مرتبط با کاشی‌های تکیه معاون­ الملک و تحلیل تصویری آن است. روش پژوهش: توصیفی تحلیلی از نوع کتاب خانه­ای اسنادی است که با مطالعه نسخ چاپ سنگی موجود در کتابخانه ملی و کاشی‌نگاره‌های تکیه معاون­الملک با موضوع عاشورا صورت گرفته است. نتیجه ­گیری: نگاره­های عاشورایی کاشی‌های تکیه معاون­الملک از تصاویر نسخ چاپ سنگی از جمله طوفان ­البکاء، اسرار­الشهاده، مجالس­المتقین و کلیات جودی بهره برده است. این اثرپذیری در نسخ کلیات جودی بیش از سایر کتب چاپ سنگی مشاهده می‌شود. تأثیر نه تنها در موضوع، بلکه در شیوه طراحی نیز بارز است. شباهت‌ها در انتخاب صحنه­ ها و پیکره­ها، روایتگری تاریخی و مذهبی، پرداخت تصویری، ترکیب‌بندی و خط گذاری‌های بیانگر دیده می‌شود. پس­ زمینه­ ها در کاشی نگاره‌ها بیشتر مورد توجه بوده و طراحی زنان در این بنا مشهود است. البته در نسخ کلیات جودی، زنان بیش از سایر نسخ، در صحنه­ها حضور دارند. بیان مفاهیم پایداری و برتری نیروی خیر بر شر و توجه به عملکرد یاران اولیاء از جمله مفاهیم ارزشمندی است که با عناصر تجسمی و تأثیر ترکیب‌بندی­ های متنوع شاخص شده است.

نقش آب و مدیریت آن در پویایی منظر ارَّجان (بهبهان) از گذشته تا به امروز

صفحه 175-202

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.320316.473375

افشین خسروثانی، هایده لاله

چکیده باستان­شناسان مدت­هاست که اهمیتِ مدیریت و کنترلِ آب را درک کرده­اند. در ارجان، یکی از پنج خوره ایالت فارس، شواهدی از مدیریت آب مشاهده می­شود که حکایت از برهمکنش انسان و محیط دارد. با توجه به محیط و منظر ارجان، سازه­های آبی مختلفی وجود دارد که از گذشته­های دور ایجادشده و با استفاده از آنها، مردمان گذشته موفق شدند آب رودخانه­های مارون و خیرآباد را مهار و مدیریت کنند. در این نوشتار، با بررسی فرهنگ مادی بر­جای­مانده و منابع مکتوب، به اهمیت مسئله آب در این منظر و نحوه مدیریت و کنترل آن پرداخته خواهد شد. حضور گستردۀ سازه­های آبی نشان می­دهد که ارجان در دوران­ مختلف به آب رودخانه­های مذکور شدیداً وابسته بوده، همان­طور که منابع مکتوب نیز بر آن صحه می­گذارند. از سویِ ­دیگر، منـابع مکتوب و اخـیراً بررسـی­های زمین­شـناسی نشان می­دهد که کیفیت آب­های زیرزمینی ارجان نامطلوب بوده و برای امر کشاورزی و مصارف داخلی مناسب نبوده است. درک روش‌ها و شیوه­های کنترل و مدیریت آب­های سطحی و زیرزمینی و تأثیر آن بر توان منطقه نشان می­دهد که مدیریت بخردانه با شناخت درست توان بالقوه طبیعی و فرهنگی سرزمین شکوفایی این پهنه و برعکس عدم شناخت آن دشواری­هایی را دربر داشته است.