دوره و شماره: دوره 7، شماره 1 - شماره پیاپی 11، شهریور 1394، صفحه 1-172 
تعداد مقالات: 7

اصلاح ساختار دولت عباسی در نیمۀ دوم سدۀ سوم (250 ـ 395 هـ.ق)

صفحه 1-19

https://doi.org/10.22059/jhss.2015.57830

محمد احمدی منش

چکیده نیمۀ دوم سدۀ سوم هجری و دورۀ زمامداری سه خلیفه، معتمدبالله (256ـ 279هـ)، معتضد (279-289هـ) و مکتفی (289-295هـ)، با بازیابی اقتدار دستگاه خلافت عباسی و تجدید سازمان آن همراه بود. این فرآیندِ اصلاحی که ابواحمد موفق (م.278هـ) آن را آغاز کرد و ابوالعباس معتضد درخشان‌ترین چهرۀ آن بود، در میان دو دورۀ انحطاط قرارگرفت؛ نخستین دوره، دورۀ سامرا بود که در آن سربازبردگان ترک و غیر ترک زمام خلافت را به دست گرفتند و دومین دوره که با خلافت مقتدر (295-320هـ) آغاز شد، شاهد فساد دربار، فروپاشی دیوان‌سالاری و گسیخته شدن سازمان نظامی بود و با ورود بویه‌ای‌ها به بغداد (334هـ) پایان گرفت. ساختاری که در این دوره پدید آمد، دارای چند ویژگی بود: تمرکز قدرت در نهاد خلافت، تمرکز دیوان‌سالاری و برتری نهادن آن بر نیروی نظامی، جلوگیری از واگذاری اقطاع در برابر خدمات اداری و نظامی و در آخر، ایجاد سپاهیان دائمی و مزدبگیر. در این نوشتار فرآیند اجرای این اصلاحاتباتأکیدبردگرگونیدرساختنظامی،بررسیوواکاویمی­شود.

ایل سنجابی و سیاست‌های انگلیس در غرب ایران در جنگ جهانی اول

صفحه 21-39

https://doi.org/10.22059/jhss.2015.57831

محسن رحمتی، پیرحسین نظری

چکیده ایل سنجابی از ایلات کرد غرب ایران هستند که در جریان جنگ جهانی اول، به حمایت از دولت موقت ملی نظام‌السلطنه و ملی­گرایان همراه وی برخاستند و ضمن اعلامِ مخالفت با حضور و فعالیت سپاهیان دولت­های انگلیس و روس، با نیروهای آلمانی و عثمانی همراه شدند. بعد از غلبة سپاهیان روس و انگلیس بر منطقة غرب، این ایل پناهگاه عناصر ملی دولت موقت شدند و بهمخالفتباحضوروبرنامه­های نیروهای بریتانیا در غرب ایران ادامه دادند. این مقاله درصدد بررسی چگونگی تقابل سران ایل سنجابی با اقدامات و برنامه­های دولت بریتانیا در غرب ایران در جریان جنگ جهانی اول است. این مطالعه نشان می­دهد انگلیسی‌ها بعد از غلبه بر غرب ایران، قصد داشتند پلیس غرب را از طریق جذبِ ایلاتِ منطقه تشکیل دهند و ایل سنجابی نیز با توجه به قدرت نظامی قابل­توجه و حمایت از عناصر ملی، بیش از دیگر ایلات مورد توجه آنها قرارگرفت. سران ایل سنجابی ضمن ادامة همکاری با اعضای کمیتة دفاع ملی، مخالفت خود را با برنامه­ها و اقدامات نیروهای انگلیسی در غرب اعلام کردند. کارگزاران انگلیسی در غرب ایران کوشیدند تا سران ایل سنجابی را از چهار طریقِ گفت­وگو، تحریک ایلات مجاور علیه آنها، قطع ارتباط اعضای کمیتة ملی با ایشان و سرانجام حملة نظامی، با خود همراه و از مخالفت آنها جلوگیری کنند.

موانع نوگرایی در حوزۀ علمیۀ قم در زمان زعامت آیت‌الله بروجردی ‌[‌1325 ‌ـ‌ 1340]

صفحه 41-58

https://doi.org/10.22059/jhss.2016.57832

حامد سروری، رسول جعفریان

چکیده در دوران زعامت آیت­الله بروجردی، با وجود مواجهۀ جدی حوزه‌های علمیه و جامعۀ مذهبی ایران با سیل اندیشه‌ها و نهادهای نوین غربی، گرایش به نوسازی در حوزۀ علمیة قم نیز افزایش یافت. نوگرایان بیشتر خواهان اصلاحات در تشکیلات، برنامه‌های آموزشی و نظام تبلیغی حوزه بودند و طرح‌های اصلاحی متعددی به آیت­الله بروجردی پیشنهاد کردند. هرچند ایشان عالِمی نوگرا بودو اصلاحات گسترده­ای در حوزۀ علمیه انجام داد، به دلایلی از پذیرش برنامه پیشنهادی نوگرایان صرف‌نظر کرد. متن حاضر به بررسی موانع درونی و بیرونی پذیرش نوگرایی و فرایند نوسازی از سوی بخش‌هایی از بدنۀ حوزه علمیه قم می‌پردازد؛ موانعی که زعیم نوگرای حوزۀ قم را نیز در انجام برخی از امور اصلاحی، مردد ساخت و برنامه اصلاحی تهیه‌ شده توسط علمای نوگرای حوزه را موقتاً به شکست کشانید.

رقابت‌های حزبی در تاریخ‌نگاری ناسیونالیستی مصر در 1952-1919م (مطالعة موردی: مقایسة سعد زغلول نوشتۀ عقاد و مصطفی کامل نوشتۀ رافعی)

صفحه 59-77

https://doi.org/10.22059/jhss.2015.57833

مریم عزیزیان

چکیده به دنبال وفات سعد زغلول، یکی از رهبران ملی­گرای مصر در 1927م، هواداران حزبی­اش یادداشت­های بسیاری دربارة او منتشر کردند. یکی از مهم­ترین این آثار، کتاب سَعد زَغلول بود که به قلم محمود عباس عَقاد در 1936م، نوشته شد. در سال­های 1939و 1941م، عبدالرحمن رافِعی، هوادار حزب وطنی زندگی­نامه­های مفصلی از دو رهبر دیگر ملی­گرای مصر، مصطفی کامِل و محمد فَرید منتشر کرد. اگر چه این آثار تاریخ­نگارانه در سال­های مختلفی نوشته شدند، یک ویژگی مشترکی داشتند و آن ترسیم تصویری آرمانی از رهبران ناسیونالیست مصر بود. در این مقاله چگونگی و چراییِ این نوع تصویرسازی در پرتو فضای تاریخی مصر در این دوره بررسی می­شود. روش این تحقیق، بر حسب شاخصه­های  تاریخ­نگاری، فهم روابط مؤلفه­های متون مورد بررسی با نویسندگان و بافت کلان سیاسی-فرهنگیِ مصر در بازۀ زمانی مورد نظر است. نتیجه نشان داد در فاصلۀ 1952-1919م، رقابت­های احزاب مصر در حوزۀ تاریخ­نگاری، به ویژه تولید زندگی­نامۀ رهبران ملی بروز یافت. هر یک از این احزاب، تلاش کردند رهبر حزب خود را به عنوان مؤسس جنبش ناسیونالیسم به تصویر بکشند و رهبران دیگر را در حاشیۀ حوادث نشان دهند.

بنک‌داران و مغازه‌داران هلندی در ایران قاجاری

صفحه 79-131

https://doi.org/10.22059/jhss.2015.57834

ویلم فلور، بهنام ابوترابیان

چکیده این مقاله به تجزیه و تحلیل تاریخچۀ دو کمپانی هلندی فعال در زمینۀ واردات و صادرات می‌پردازد؛ یکی از آنها هُتز و پسر (Hotz & Zoon) است که علاوه بر ارائۀ زندگی‌نامۀ مدیرانش، به بسیاری ابتکارات اصیلشان اشاره خواهد شد که بخشی از توسعۀ ایران در دوره­های بعدی نیز مدیون آن بود. سپس به توکوی تهران، به عنوان نخستین فروشگاه واقعی در ایران و همچنین سه مغازۀ خرده‌فروشی هلندی دیگر پرداخته می‌شود که اجناس اروپایی را به ثروتمندان ایرانی می‌فروختند. در خلال نوشتار نیز سه عکس بی‌نظیر از توکوی تهران قرار داده شده است که برای نخستین­بار منتشر می‌شود.

نقش متفقین در اندیشه استقلال‌خواهی مسیحیان غرب آذربایجان در جنگ جهانی اول

صفحه 133-152

https://doi.org/10.22059/jhss.2015.57835

محمد مهدی مرادی خلج، اکبر حکیمی پور

چکیده این مقاله با کاربست روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از اسناد و منابع تاریخی، عوامل مؤثر در شکل­گیری رویداد استقلال­خواهی بخش­های غربی ایالت آذربایجان را در جنگ جهانی اول شناسایی و مورد بررسی قرار داده است. بسیار روشن است که وقوع چنین رخدادی در این حوزۀ جغرافیایی با پیشینۀ تاریخی ـ اجتماعی مستعد، حاصل درهم­آمیزی عوامل بسترساز و مبانی ساختاری شکل­گیری اندیشة استقلال­طلبی است. تنوع قومی و زبانی مانند حضور ارامنه، اسوریان، و اقوام ترک زبان، نقش زندگی و تفکر ایلی، حضور و فعالیت میسیون­ها و هیئت­های مذهبی مسیحی و جبهه­بندی­های سیاسی و سرزمینی دولت­های درگیر در جنگ جهانی اول، به­ویژه کشورهای همسایۀ ایران، از جملۀ عوامل مؤثر در روند استقلال جویی به شمار می­روند؛ در مقاله کوشیده شده است که نقش متقابل دو همسایة شمالی (روس­) و غربی (عثمانی) و گروه­های هواخواه آناندر تلاش مسیحیان برای استقلال­خواهی مورد واکاوی قرار گیرد. زیرا شناخت چرایی و چگونگی این موضوع در درک بهتر تاریخ سیاسی، اجتماعی و مذهبی ایران در دوران مورد بحث نقش مهمی دارد.

تاریخ سیاسی پادشاهی الیپی

صفحه 153-172

https://doi.org/10.22059/jhss.2015.57836

کاظم ملازاده، علیرضا گودرزی

چکیده پادشاهی الیپی در اوایل هزارۀ نخست ق.م در منطقۀ لرستان شکل گرفته و نقش مهمی در تحولات منطقه، به­ویژه در ارتباط با دو دولت رقیب، آشور و ایلام بازی کرده است. بازسازی تاریخ سیاسی پادشاهی الیپی بیشتر متکی بر منابع آشوری است که تنها مقاطع خاص و کوتاهی از حیات این دولت را پوشش می‌دهند. نخستین برخورد ثبت شدة آشوری‌ها با الیپی مربوط به سال 866 ق.م است. از این تاریخ تا حدود 744 ق.م الیپی ایالتی مستقل بود، اما در سال‌های بعد به صحنة رقابت آشور و ایلام تبدیل می‌شود. با توجه به قرابت‌های الیپی با ایلام، این پادشاهی بیشتر متحد ایلامی‌ها بوده است. پادشاهی الیپی در نهایت، در اواخر قرن 7 ق.م با قدرت‌گیری پادشاهی ماد از صحنة تاریخ حذف می‌شود. در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از منابع آشوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات موجود و یاری گرفتن از داده‌های باستان‌شناسی، تاریخ سیاسی پادشاهی الیپی بازسازی شود.