دوره و شماره: دوره 9، شماره 2 - شماره پیاپی 16، اسفند 1396، صفحه 1-130 
تعداد مقالات: 7

تذکره نویس تاریخ نگار: بازشناسی اندیشه تاریخ نگاری آذربیگدلی

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jhss.2018.216347.472742

علی احمد الیاسی

چکیده تاریخ­نگاری و تاریخ­نگری مورخان ایرانی در عصر زندیه به­عنوان یکی از حلقه­ها و ادوار تاریخ­نگاری شایسته مداقه و بررسی است. آذر بیگدلی از نویسندگان پرکار ایرانی سده دوازدهم محسوب می­شود. در ادبیات تاریخی از وی به­عنوان شاعر و تذکره‌نویس یاد می­شود؛ اما یکی از جنبه­های زندگی علمی وی توجه و عنایت او به تاریخ است که حاصل آن نوشته تاریخی کم‌نظیری است که وی در ضمن اثر ادبی خود گنجانده است؛ بنابراین، هدف اساسی این پژوهش بازکاوی اندیشه تاریخ نگاری آذر بیگدلی است. آذر بیگدلی نه تنها از مورخان سده دوازدهم ایران به شمار می­رود، بلکه نقش مؤثری در تداوم و تحول تاریخ‌نگاری عصر زندیه داشته است؛ به­گونه­ای که وی از یک‌جهت از مورخانی همچون استرآبادی و غفاری کاشانی الگوبرداری کرده و از جهت دیگر، وی از پیشروان نهضت بازگشت ادبی و گرایش به نثر ساده در تاریخ‌نویسی است و تأثیری که سبک نگارش وی بر نثرنویسان بعدی، به­ویژه در دورة قاجار داشت، نباید نادیده گرفته شود. کوشش وی در بیان رویداد‌های تاریخی با نثری ساده و روان بعدها در دورة قاجار سرمشق مورخانی همچون دنبلی و خاوری قرار گرفت. ظهور و گسترش جنبه‌های اجتماعی و اقتصادی و رویکرد علّی و انتقادی و واقعیت‌گرایی و رعایت انصاف و بی‌طرفی در گزارش تاریخ نیز از دستاوردهای تاریخ‌نگاری وی به شمار می‌رود.

بررسی تطبیقی برخی ویژگی‌های تاریخ‌نگاری ارمنی و گرجی در دورۀ باستان

صفحه 17-29

https://doi.org/10.22059/jhss.2018.240088.472869

علی علی بابایی درمنی

چکیده سابقۀ دیرین در تاریخ‌نگاری از ویژگی‌های بارز فرهنگی ارمنی‌ها و گرجی‌ها در دورۀ باستان است. صدها سال زیستنِ مردمان ارمنستان و گرجستان در کنار یکدیگر، سبب همانندی برخی از ویژگی‌های تاریخ‌نگاری آنها شد. از دیگر سو، اختلاف در شیوۀ حکومت در برخی از دوره­های تاریخی  نیز سبب اختلاف در برخی دیگر از ویژگی‌های تاریخ‌نگاری آنها شد. این مقاله با بهره‌گیری از منابع کهن تاریخ قفقاز و همچنین پژوهش‌های نوین در این ارتباط، با بررسی تطبیقی برخی از ویژگی‌های تاریخ‌نگاری ارمنی و گرجی، همانندی و اختلاف را در سبک نگارش این تاریخ‌نگاری‌ها بررسی می‌کند. شباهت­های تاریخ‌نگاری ارمنی و گرجی در دورۀ باستان در موضوعاتی مانند بهره‌گیری از روایات عهد عتیق و تعمیم تبار اشکانی به فرمانروایان غیر اشکانی نمود پیدا کرده است، در حالی که  اختلاف میان این دو تاریخ‌نگاری در شیوۀ بهره‌گیری از روایات ملی ایرانی است.

جایگاه و کارکرد خاندان وزیری در تاریخ کردستان در دورة اول قاجار (1262 ـ 1199ه.ق)

صفحه 31-50

https://doi.org/10.22059/jhss.2018.223608.472771

محسن رحمتی، پرستو مظفری

چکیده طی قرون متمادی امور اداری- سیاسی کردستان به دست خاندان محلی اردلان و خاندان‌های وابسته به آنان اداره می‌شد که یکی از آ‌نها، خاندان وزیری بود. اصلی‌ترین کارکردوزیری‌ها، ادارة امور دیوانی و محاسباتی امارت اردلان بود. این پژوهش به روش تاریخی ضمن بررسی چگونگی راهیابی خاندان وزیری به عرصة حکومت اردلان، بر آن است تا به جایگاه آنان در ساختار اداری و تحولات سیاسی و فرهنگی کردستان اردلان در دورة اول قاجار بپردازد. این مقاله نشان می‌دهد خاندان وزیری از نخستین حضور خود در دستگاه حکومت محلی اردلان از دورةافشاریه تا پایان دورة اول قاجار، روندی رو به ترقی داشته­اند. اعضای این خاندان، علاوه بر ایجاد پیوند بین امارت اردلان و دولت مرکزی، در عرصة سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ادبی و عمرانیِ کردستان حضور فعال داشتند.

نسبت ارامنه با سیاست‌های توسعه‌طلبی روسیه در قفقاز (از اواخر دولت صفوی تا عهدنامة ترکمانچای)

صفحه 51-70

https://doi.org/10.22059/jhss.2018.251966.472945

گودرز رشتیانی

چکیده منطقة قفقاز در تاریخ ایران از دورة باستان از اهمیّت ویژه­ای برخوردار بوده و در عمده تحولات روابط خارجی ایران نقش مهمی داشته است که با جدایی از ایران در 1243 هـ.ق/ 1828م این اهمیّت برای دهه­های آتی همچنان پابرجا ماند؛ گرچه شکل و صورت آن تغییر پیدا کرد. در مقالة حاضر نقش ارامنة قفقاز در موضوع گرایش به روسیه و جدایی از ایران در دورة بعد از صفویه تا عهدنامة ترکمانچای بررسی  و به این پرسش اساسی پاسخ داده می­شود که دیدگاه­های علمی دو سدة گذشته و دوران حاضر که پیوستن به روسیة تزاری را خواست عمومی و حداکثری جامعة ارمنی می­دانند تا چه میزان با واقعیت تاریخی و منابع و اسناد مربوط همخوانی و سازگاری دارد؟ در پژوهش حاضر با بررسی اسناد و متون مربوط نشان داده می­شود که این گرایش یک درخواست حداکثری نبوده و بخش­های مهم و گسترده­ای از کلیسای اصلی و بدنة جامعة ارمنی تمایلی برای پیوستن به روسیه نداشته­اند  و به دلایل مختلف سیاسی از جمله حمایت­های سیاسی دولت­های ایران از مسیحیان به ویژه در زمان تثبیت قدرت مرکزی، بیشتر­ ارامنه خواستار تداوم پیوستگی به جامعة ایرانی بوده­اند.
 

واکاوی اقدامات درویش‌پاشا در نخستین کمیسیون تحدید حدود ایران و عثمانی 1268-1266 هجری قمری

صفحه 71-90

https://doi.org/10.22059/jhss.2018.245930.472904

نصرالله صالحی

چکیده ایران و عثمانی به عنوان دو دولت همجوار با مرزهای طولانی طی سده­های متمادی روابط بسیار پرفرازونشیبی را پشت سرگذاشتند. یکی از مسایل اصلی که هنوز جای پژوهش­های جدی دربارة آن خالی است، مسئلة چگونگی تعیین مرزهای دو دولت است. از هنگام انعقاد عهدنامة دوم ارزنة­الروم در 1263ق/1847م، تحدید حدود دو دولت وارد مرحلة جدیدی شد. درست از نیمة قرن نوزدهم تا نیمة قرن بیستم کمیسیون­های متعددی مرکب از نمایندگان چهار دولت، برای حل و فصل اختلافات سرحدی میان ایران و عثمانی تشکیل شد. آغاز به کار نخستین کمیسیون تحدید حدود (ق1266/1850م) در واقع نقطة­عطف و سنگ­بنای تمامی کمیسیون­های بعدی به حساب می­آید. پژوهش حاضر با روش تاریخی و رویکرد تحلیلی- انتقادی، با تکیه بر اسناد، به ویژه اسناد وزارت امور خارجه و نیز برخی آثار خطی به این پرسش­ها پاسخ می­دهد: نخستین کمیسیون تحدید حدود، چرا و چگونه تشکیل شد؟ رفتار و عملکرد نمایندة عثمانی، درویش­پاشا، در جریان نخستین کمیسیون تحدید حدود چگونه بود؟ در این پژوهش، دو اثر مشیرالدوله و درویش­پاشا در کنار اسناد ایرانی و عثمانی، به عنوان منابع و مدارک اصیل، مبنای کار بوده است.
 

قدرت‌نمایی سیاسی مَدْرسیان در روزگار احیای وحدت حاکمیت آل‌عثمان

صفحه 91-110

https://doi.org/10.22059/jhss.2018.239263.472862

مهدی عبادی، حسن حضرتی

چکیده در دورة فترت پس از جنگ آنقره (804ق./1402م.)، جریان سیاسی- ‌مذهبی وابسته به مدارس به مانند دولت عثمانی دچار اضطراب و پریشانی شد. با توجه به اینکه عملاً حاکمیت تثبیت­شده و قدرتمندی برای پشتیبانی از آنها در جامعة عثمانی وجود نداشت، حضور تأثیرگذار آنها در جامعه به­شدت در مقایسه با ادوار پیش سستی گرفت. این واقعیت، مدرسیان و جریان مدرسی را به این نتیجه رساند که آنها برای پیشبرد اهداف مذهبی و عقیدتی خود در سطح جامعه ناگزیر هستند از احیای حاکمیت یکپارچة عثمانی حمایت کنند. این مهم برای مدرسیان و طبقۀ علمیه از این لحاظ اهمیت داشت که اِعمال اصول فقهی و هنجارهای شرعی در جامعة عثمانی که به دلیل بافت عمدتاً بدوی‌ آن اغلب گرایش به نحله‌های غیر فقاهتی‌- مدرسی داشت، مستلزم قدرت سیاسی همسو بود؛ از این رو، پس از احیای وحدت سیاسی و سرزمینی عثمانی از سوی محمد چلبی (816ق./1413م.)، طیف قابل توجهی از مدرسیان تلاش خود را برای تجدید نفوذ سیاسی در حاکمیت آل‌عثمان به کار بستند. آنها در کنار تلاش برای تثبیت سلطنت محمد اول، شرایط لازم برای برخورد نظامی دولت عثمانی با جریان صوفیانة عامیانه را فراهم کردند که به اقتدار و وحدت سرزمینی دگربارة آل‌عثمان تمایل چندانی نداشتند. صدور فتوای قتل شیخ بدرالدین سماوی از سوی مفتیان و اجرای آن از سوی سلطان عثمانی و نیز قتل عام پیروان این شیخ در آناتولی که گرد طورلاق کمال، از مریدان شیخ سماونه فراهم آمده بودند، از جمله قدرت‌نمایی‌های بارز مدرسیان در روزگار احیای وحدت حاکمیت آل‌عثمان و ایام فرمانروایی محمد چلبی بود.

روزنامة (ندای) جنوب؛ بررسی مواضع نخستین روزنامة مخالف قرارداد دارسی در ایران

صفحه 111-130

https://doi.org/10.22059/jhss.2018.244945.472897

میکائیل وحیدی راد

چکیده روزنامۀ جنوب با طرح نظریة «دولت مستقل مقتدر»، بر این باور بود که دولت بایستی در مقابل نقشه‌ها و طرح‌های دولت‌های اروپایی، به ­خصوص انگلستان در حوزۀ نفت ایستادگی کند و با تکیه ‌بر اتحاد و وحدت ملی درصدد کسب منافع ملی گام بردارد. هدف نوشتار حاضر آن است تا تصویری مستند از کنش دولت انگلستان در قالب شرکت نفت انگلیس و ایران بر مبنای نوشتار روزنامة جنوب ارائه دهد که نویسندگان آن بر این باور بودند که این شرکت به نمایندگی از دولت انگلستان عمل می‌کند و سازمان سیاسی یا به گفتة روزنامه «پلتیکی» است که در تحت پوشش آن درصدد گسترش منافع انگلستان در ایران است. به این ترتیب روزنامة جنوب خود را به­ عنوان اولین مخالف قرارداد دارسی در ایران مطرح می­کند و با رصد اقدامات انگلستان نقض مواد این قرارداد را انعکاس می­دهد. در نوشتار حاضر پرسشی که نویسنده با روش تحقیق تاریخی و با مطالعة روزنامه، درصدد پاسخ­گویی به آن است، بررسی این دیدگاه روزنامة جنوب به قرارداد دارسی است که از آن به­عنوان سازمانی پلتیکی یاد می‌کنند تا مبانی و علل این نگاه روزنامه مشخص شود.