دوره و شماره: دوره 16، شماره 2 - شماره پیاپی 38، اسفند 1403، صفحه 1-356 
تعداد مقالات: 12

کاربست نظریه «بحران» در علوم تاریخی: مطالعه موردی ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران آدمیّت

صفحه 1-26

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.386212.473758

فاطمه احمدوند

چکیده   نظریه بحران اسپریگنز برای فهم اندیشه ­های سیاسی در قالبی از تقسیم متن اندیشه به گزاره­های معطوف به بحران، علل بحران، راه­حلّ بحران و جامعه آرمانی بدون بحران ارائه شده است. پژوهش حاضر با بهره­مندی از این نظریه تلاش دارد با شیوه­ای کتابخانه­ای و روش تحلیل مضامین به شناخت اندیشه حاکم بر کتاب ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران نوشته فریدون آدمیّت بپردازد. مفروض این پژوهش بر آن است که تاریخ­نگار اندیشه و جامعه حامل تحولات اندیشه، با تحلیل ­ها و انتخاب گزارش ­ها، عملاً در مقام یک نظریه­پرداز سیاسی عمل می­کند. از این رو، با تکیه بر اشتراک دو حوزه اندیشه سیاسی و تاریخ در تکیه بر متن، می­توان کتاب ایدئولوژی آدمیّت را از منظر نظریه اسپریگنز بازخوانی کرد. دستاورد این پژوهش نشان می­د هد که آدمیت نیز به مانند یک اندیشمند سیاسی در اثر خود قائل به وجود بحران در جامعه مورد روایت خویش بوده است. این بحران در اشکال سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بروز یافته بود و جامعه ایران در آستانه مشروطیت از آن رنج می­برد. آدمیت علل این بحران را در مطلقیت یعنی نبود حکومت قانون و بی‌بهره ماندن جامعه ایرانی از مجلس قانون­گذار و دولت کارآمد مبتنی بر قانون می­داند و مشروطیت را راه برون­رفت از آن با تکیه بر ایجاد مجلس قانون­گذار و برقراری دولت با تکیه بر روحیه ملیت ایرانی می­ داند. تحلیل مضامین اثر نشان می­ دهد که جامعه آرمانی مدّنظر آدمیت، جامعه ایرانی مدرن شده به سبک غربی بوده که در آن مفاهیم مردم، حقوق و آزادی مرجعیت یافته ساختاری مبتنی بر قانون، مجلس و دولت کارآمد کارکرد یافته باشند.

تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی

صفحه 27-50

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.389019.473775

حسین بادامچی

چکیده  


در سده اخیر، مطالعه تاریخ ماد‌ها همواره بر دو منبع اصلی استوار بوده است: تاریخ‌نگاری یونانی، به‌ویژه تواریخ هرودوت و متون خط میخی از دوران آشوری نو و بابلی نو. پژوهشگرانی همچون دیاکونوف (۱۹۵۶) روایت هرودوت را معتبرترین و منسجم‌ترین گزارش درباره تاریخ ماد دانسته و از منابع خط میخی عمدتاً برای تکمیل و تأیید این روایت استفاده کرده‌اند. با این حال، پیشرفت‌های اخیر در حوزه آشورشناسی و مطالعات خاور نزدیک این وابستگی بیش از حد به منابع یونانی را به چالش کشیده و بر لزوم بازبینی تاریخ ماد از منظر متون خط میخی معاصر تأکید کرده است. این مقاله چهار جنبه کلیدی از حکومت ماد را که در روایت هرودوت آمده است، بررسی کرده و آن‌ها را با شواهد خط میخی مقایسه می‌کند: ماهیت حکومت مادی، وجود یک سلسله سلطنتی واحد، تعداد و توالی پادشاهان ماد و رابطه احتمالی خویشاوندی یا تحت‌الحمایگی میان ماد‌ها و پارسیان پیش از ظهور کورش بزرگ. هدف این پژوهش، ارائه بازسازی دقیق‌تری از تاریخ مادها بر اساس منابع اصلی و تحلیل انتقادی آن‌ها است. با استناد به متون خط میخی، این پژوهش بررسی می‌کند که چگونه در اواخر سده هفتم پیش از میلاد، اتحاد میان ماد‌ها منجر به شکل‌گیری نیرویی تازه در خاور نزدیک شد که در نهایت سقوط یکی از قدرتمندترین امپراتوری‌های آن زمان را رقم زد. افزون بر این، مقاله به این پرسش می‌پردازد که آیا پیش از ظهور هخامنشیان، حکومتی یکپارچه در سرزمین ایران وجود داشته است یا خیر. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که برای بازسازی تاریخ ماد، رویکردی ترکیبی که هم منابع یونانی و هم متون خط میخی را شامل شود، ضروری است. بااین‌حال، باید این منابع را با دیدی انتقادی ارزیابی کرد. هرچند هرودوت جزئیات ارزشمندی ارائه می‌دهد، روایت او نباید بدون بررسی و تطبیق با شواهد معاصر پذیرفته شود، به‌ویژه زمانی که با متون خط میخی هم‌خوانی ندارد. این متون، علی‌رغم محدودیت‌هایشان، تصویری بی‌واسطه‌تر از پویایی‌های سیاسی و تحولات تاریخی آن دوره ارائه می‌دهند.

قلعۀ اِسپی روز یا اِسپِرز: مکان یابی قلعۀ اِسپی روز مقر ملک اسکندر بادوسپانی در روستای زانوس در غرب مازندران

صفحه 51-78

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.376992.473714

حمیدرضا پاشازانوس

چکیده    در دوران تاخت و تاز اعراب به خاک ایران، یزدگرد سوم (حکومت حدود ۶۳۲-۶۵۱ میلادی)، زمامداری طبرستان را به گیل گاوباره، نواده شاهنشاه ساسانی، جاماسپ (حکومت حدود ۴۹۶ میلادی) سپرد. اندکی پس از آن، بادوسپان نخست، فرزند گیل گاوباره، در سال ۶۶۵ میلادی با گشودن رویان، دودمان بادوسپانیان را بنیان نهاد که تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری بر بخش‌هایی از طبرستان فرمان راندند. حکومت بادوسپانیان تا اواسط سده نهم هجری، یکپارچه و پابرجا بود، اما پس از مرگ ملک کیومرث بن بیستون، این خاندان به دو شاخه تقسیم شد؛ گروهی به رهبری ملک کاوس در نور و گروهی دیگر به رهبری ملک اسکندر در کجور، بر قلمرو بادوسپانیان حکم راندند. در کشاکش و ستیز میان این دو برادر، قلعه‌های مازندران اهمیتی شگرف یافتند و تسلط بر آنها، نقشی حیاتی در بقای هر یک از آنان ایفا می‌کرد. بر اساس متون تاریخی، برخی از آنها حتی پیش از ورود اعراب به مازندران بر فراز قله‌های سر به فلک کشیده رشته کوه‌های البرز ساخته شده بودند. برای نمونه، می‌توان از سه قلعه‌ی پولاد در بلده نور، قلعه‌های کجور و اسپی‌روز در منطقه کجور در غرب مازندران یاد کرد که بر طبق گزارش مورخان سده‌های میانه، در نبردهای میان حاکمان غرب مازندران اهمیت بسیار داشتند. قلعه‌ی پولاد و کجور مکان‌یابی شده‌اند، اما قلعه‌ی اسپی‌روز هنوز در هاله‌ای از ابهام و ناشناختگی باقی‌مانده است. همواره در میان مورخان اعصار گذشته، پیرامون مکان قلعه‌ی اسپی‌روز، گمانه‌زنی‌هایی مطرح بوده است. مقاله حاضر بر آن است تا با بررسی و جستار در اسناد محلی طبرستان، متون تاریخی و نیز کاوش و بازدید از قلعه‌ی اسپرِز در روستای زانوس در کجور مازندران، به مکان‌یابی این قلعه بپردازد. مدعای پژوهشگر این است که قلعه‌ای در کوه‌های اسپرِز روستای زانوس کجور قرار دارد که در میان مردمان محلی از دیرباز تاکنون به «قلاع» یا «قلاع گردن» آوازه داشته و به گمان بسیار، همان قلعه‌ی اسپی‌روز است که سرانجام در پی یورش لشکریان صفوی به کجور، مانند قلعه‌ی کجور ویران گشت

بازتاب جغرافیای سیاسی در شکل گیری و تحول مجمع خدایان عیلامی

صفحه 79-106

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.379629.473730

حمیدرضا پیغمبری

چکیده
مجمع خدایان عیلامی در تاریخ پر فراز و نشیب و طولانی عیلام از زمان عهدنامۀ نرام- سین اکّدی و هیته پادشاه سلسلۀ اوان در اواخر هزارۀ سوم ق.م. تا روزگار هخامنشی که هنوز الواحی به زبان عیلامی به نگارش درمی ­آمد، تغییراتی را به همراه داشت. بررسی علل و عوامل فراز و فرود جایگاه و منزلت خدایان گوناگون در دین عیلامی موضوع فرعی و ضمنی تحقیقاتی بوده است که دربارۀ دین در عیلام نوشته شده ­اند. نوشتار حاضر بدین منظور نگرشی جغرافیایی به پانتئون عیلامی را مد نظر دارد. در پادشاهی عیلام، شوش که در نواحی جلگه­ ای خوزستان واقع‌شده و متأثر از فرهنگ میان رودان بود، مهم­ ترین شهر و پایتخت سیاسی به شمار می­آمد. از این رو، پادشاهان عیلام همواره به اهداف سیاسی به خدای حامی این شهر یعنی اینشوشینک تمسک می­ جستند. با شکل­ گیری حکومت­ های فراگیر عیلامی به­ ویژه در دورۀ عیلام میانه، خدایان نواحی کوهستانی نیز در شوش احترام و منزلتی فراوان یافتند. در این میان مخصوصاً زوج مقدس انشانی نپیریشه (خدای اعظم) و کیریریشه (الهه بزرگ) قابل ذکر هستند که نقش برجستۀ کورنگان به شکلی کاملاً نمادین اهمیت بنیادین پیوند آنها را در باورهای عیلامیان به عنوان آسمان/پدر و زمین/مادر نشان می­ دهد؛ بنابراین، ترکیب این سه خدا در رأس پانتئون عیلامی با عنوان سلطنتی «پادشاه انشان و شوش» مطابقت دارد که خود نشان‌دهندۀ عناصر اصلی ساختار سیاسی و فرهنگی عیلام است.

بازشناسی مفهوم «دستک» در کاربرد ایرانی، از دیدگاه سندشناسی

صفحه 107-133

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.387398.473764

حسن زندیه، حسین صومعه

چکیده  «دستک»، واژه‌ای فارسی با معانی پرشمار در حوزة جغرافیای تاریخی زبان فارسی، به‌ویژه ایران و هند است. این واژه، هر چند در میان اسناد فارسی هند، به عنوان گونه‌ای از احکام دیوانی شناخته می‌شود، امّا در گسترة جغرافیای تاریخی ایران با حوزة مفهومی واژة «دفتر» همپوشانی دارد، چنانکه در ترکیبات عطفی همچون دفترودستک، دستک‌ودفتر، دفتردستک و دستک‌دفتر نیز رواج یافته؛ گرچه، کاوش در واژه‌نامه‎ها و بازبینی متون بیانگر اخص بودن معنای واژة «دستک» نسبت به مفهوم واژة «دفتر» است. پژوهش حاضر، با بهره از روش توصیفی-تحلیلی و به یاری‌ تجزیه‌وتحلیل داده‌های منابع کتابخانه‌ای، همراه با دریافته‌های بررسی سندشناسی؛ شناسایی «دستک» به عنوان یک اصطلاح و ماهیّت برخوردار از ویژگی‌های ظاهری و محتوایی قابل تمایز و تشخیص مرتبط با ادبیات سندشناسی ایران را آرمان خویش نهاده است. بر پایة یافته‌های پژوهش پیش رو، دستک‌ها از دیدگاه شکل ظاهری، دفترهای کوچک بغلی سردستیِ ته‌بندی و شیرازه‌بندی‎شده به شیوة بیاضی (از عرض) با جلد (غالباً) مقوایی دارای پوشش چرم، پارچه یا روغنی هستند و از دیدگاه محتوایی، در چهار زمینة کلیِ «حساب‌های روزانه»، «سررشته و فهرست اموال»، «یادداشت‌ها و نوشته‌های مهم» و کاربرد ویژة دیوانی «بایگانی اسناد فرد» شناسایی می‌شوند. سرانجام اینکه دستک‌ها را از دیدگاه سندشناسی، نه به مثابة گونه‌ای خاص از اسناد، بلکه باید در کارکرد یک قالب فیزیکی، محمل تجمّعی یا پوشه بازشناسی نمود که در آن‌ها حساب‌های سیاقی، فهرست‌ها، اسناد و مدارک، یادداشت‌ها، شعرها و دیگر نوشتارهای دارای اهمیّت برای دارنده، درج و ماندگار شده‌اند

مردان قُرَظی و کنشگری آنان پس از سال پنجم هجری

صفحه 135-168

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.379951.473732

بشیر سراجی، مهدی مجتهدی، اصغر منتظر القایم

چکیده قرظیان، قریظیان ‌یا‌ همان بنی‌قریظه یکی از گروه‌های جامعه ‌یهودی بودند که از چند ‌سده پیش از هجرت در یثرب حضور داشتند. آنان پس از هجرت با مسلمانان در تعامل بودند تا اینکه در پی نزاع سال پنجم هجری شرایط به گونه دیگری رقم خورد. وجود جمعی از افراد به عنوان بازماندگان بنی‌قریظه مورد اتفاق است. بر اساس گزارش‌های مشهور، آنان توبه‌کننده از پیمان‌شکنی و زنان و کودکان بودند؛ اما برخی از گزارش‌ها افزون بر آن، مردانی که قلعه را ترک کرده‌اند و دیگر ساکنان را نیز جزو بازماندگان به شمار می‌آورند. مسئله اصلی مقاله آن است که رد پایی از مردان قرظی بیابد و نقش بازماندگان بنی‌قریظه را در عرصه‌های مختلف پس از سال پنجم نشان دهد. نقش مردان یا فرزندان و نوادگان مذکر قرظی و کنشگری آنان در دهه‌ها و سده‌های بعد حائز اهمیت است. این پژوهش به حضور قابل توجه حدود چهل مرد از آنان پرداخته و با روش توصیفی ـ تحلیلی ‌کوشیده توضیح دهد که مشارکت قرظیان در کدام زمینه‌ها بیشتر بوده است. نتایج نشان می‌دهد. ریشه برخی از روایات و گزارش‌های مرتبط با یهود و بنی‌قریظه در متون مسلمانان، اعم از تاریخ، حدیث، تفسیر و مانند آن، به این افراد می‌رسد یا حداقل نام آن‌ها در لایه‌های میانی اسنادِ آن روایات وجود دارد.


 

خوانش انتقادی روایت افلاطون از رویارویی‌های نظامی هخامنشیان و یونانیان در رسالة سقراطی منکسنوس

صفحه 169-192

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.385806.473755

اسماعیل سنگاری، فرزاد رفیعی فر

چکیده  افلاطون در محاورة منکسنوس ضمن شرح گفتگویی میان سقراط و جوانی موسوم به منکسنوس، خطابه­ای در رثا و ستایش شهیدان جنگی آتنی نقل کرده و تدوین آن را به آسپاسیا، معشوقة پریکلس سیاستمدار شهیر آتنی منسوب می­کند. در خطابة مذکور دلاوری­ها و عملکرد جنگاوران آتنی در برابر سپاهیان هخامنشی به مثابة برگی زرین در تاریخ این دولت-شهر ستوده شده است. اشارات موجود در این خطابه بیش از هر چیز از روایتی پذیرفته‌شده و نظرگاهی کانونی در باب نبردهای هخامنشیان و یونانیان پرده برمی­دارد که به طور ویژه از سوی خطیبان و سیاستمداران آتنی مورد تأیید قرار می­گرفت. در حقیقت خطابة منسوب به آسپاسیا که با توجه به شواهد موجود بر اساس اسلوب و چارچوب متداول خطابه­های تدفین سربازان درگذشتة آتنی به رشتة تحریر درآمده است، نگرش مورد تأیید و دلخواه آتنی­ها از رویارویی­های نظامی یونانیان در برابر قوای نظامی هخامنشیان را بازنموده و بدین­سان نمایانندة سیمایی منحصر به فرد، محدود به مکان و زمانی مشخص و متمایز، از ساختار نظامی و سیاسی فرمانروایی هخامنشی در نظر اهالی آتن، معاصر حیات این شاهنشاهی است. در پژوهش حاضر جنبه­های مختلف این نگرش با استفاده از شیوة مطالعات توصیفی-تحلیلی بررسی شده و سیمای پذیرفته شدة هخامنشیان در اندیشة سیاسی معاصران آتنی آن در بوتة نقد و ارزیابی تطبیقی با سایر منابع موجود قرار گرفته است.

آداب نشستن و ایستادن در گردهمایی‌های عمومی دربار صفوی

صفحه 193-218

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.380234.473734

علی مشهدی رفیع

چکیده  اهمیت ترتیب نشستن و ایستادن درباریان در یک نشست و معنادار بودن الگوی محل استقرار صاحب‌منصبان در یک جلسه از جمله عناصر جاری و ساری در دربارهای ایرانی است که حتی در گزارش‌های تاریخی پیش از عصر صفوی نیز می‌توان شواهد قابل توجهی برای آن یافت. با این وجود یکی از موضوعاتی که می‌توان برای آن در متون تاریخی عصر صفوی قرائن و شواهد متنی بسیاری یافت، ترتیب نشستن و ایستادن درباریان در گردهمایی‌های عمومی دربار صفوی با نام مجلس بهشت‌آیین است. این موضوع، مورد اشاره بسیاری از تاریخ‌نویسان عصر صفوی بوده و در نوشته‌های سفرنامه‌نویسان و گزارش سفرای خارجی نیز می‌توان آشکارا این بخش از فرهنگ درباری را شناسایی کرد. چراکه بسیاری از آنها با این ادب درباری روبه‌رو بوده و ملزم به رعایت دقیق آن در نشست‌های درباریان صفوی در حضور شاه بوده‌اند. در این مقاله در گام نخست به اهمیت آداب نشستن و ایستادن در مجالس درباری پرداخته می‌شود و در گام بعدی تلاش می‌شود تا بر پایه گزارش‌های تاریخی و شواهد موجود در دستورنامه‌های درباری دوره صفوی الگوی نشستن و ایستادن درباریان در حضور شاه صفوی استخراج‌شده و در یکی از نقاشی‌های دیواری کاخ چهل‌ستون در اصفهان به آزمون گذاشته شود

سنگ‌نگاره های سرپل ذهاب

صفحه 219-263

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.389950.473780

بهزاد مفیدی نصرآبادی

چکیده  سنگ‌نگاره‌های واقع در گذرگاه سرپل ذهاب طی دو قرن گذشته بارها در مقالات و کتب مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند. از همان ابتدا، اهمیت راهبردی این گذرگاه در رشته کوه‌های غربی زاگرس برای محققین روشن بود. این معبر همواره یک از نقاط کلیدی در راه ارتباطی بین فلات ایران و میان روان محسوب می‌شده و از این‌رو از اهمیت راهبردی سیاسی و اقتصادی ویژه‌ای برخوردار بوده است.  وجود کتیبه‌هایی به خط میخی و به زبان اَکدی بر روی دو مورد از این نقوش، اطلاعات ارزشمندی دربارۀ پیشینۀ تاریخی آنها فراهم کرده است. در میان این آثار، سنگ‌نگاره‌ای که بر اساس متن کتیبه‌اش به شاه لولوبی، «آنوبانینی»، نسبت داده‌شده، بیش از سایرین شناخته‌شده و مورد مطالعه قرار گرفته است. با این حال، بررسی این متون همواره با دشواری‌هایی همراه بوده است، زیرا ارتفاع زیاد کتیبه‌ها و دشواری دسترسی، خوانش دقیق آنها را محدود کرده است. به‌ویژه، دومین کتیبه که بانی آن ناشناخته باقی‌مانده، تنها یک‌بار مورد مطالعه قرار گرفته است و بسیاری از جنبه‌های ترجمۀ آن همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. با این وجود، فرضیات مطرح‌شده در دهه‌های اخیر دربارۀ پادشاه سازندۀ این سنگ‌نگاره و بازسازی‌های پیشنهادی در زمینۀ ترجمۀ آن، اغلب به‌عنوان واقعیت‌های تاریخی پذیرفته شده‌اند. این مقاله می‌کوشد علاوه بر معرفی کامل سنگ‌نگاره‌های این محوطه و بررسی پیشینۀ مطالعات انجام‌شده، ترجمۀ کتیبه‌ها و فرضیات مطرح‌شده دربارۀ آنها را به‌طور دقیق تشریح کند. هدف از این کار، کمک به درک بهتر مبانی علمی این فرضیات برای پژوهشگران ایرانی است. امید است که این پژوهش ضرورت یک بررسی تکمیلی و دقیق‌تر از نقوش و به‌ویژه کتیبۀ دوم (نقش برجسته شماره 1) را برای دانش‌پژوهان تاریخ ایران باستان روشن سازد

بازشناسی تاریخی و باستان‌شناسی راه‌های ارتباطی شهر اسلامی جرجان در شبکه ارتباطی چندگانه آن در شمال‌شرق ایران

صفحه 265-294

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.379516.473729

جمیله منصوری جزآبادی، محمد اسماعیل اسمعیلی جلودار، محمد مرتضایی

چکیده در طول شش قرن نخست دوران اسلامی، شهر جرجان به‌عنوان قطب اقتصادی منطقه جرجان، شناخته می­شد. جرجان با شهرهای مهمی چون نیشابور، ری، آمل و خوارزم از طریق خشکی و با شهرهای نواحی خزر و ورای آن از طریق دریا، روابط تجاری و مراودات فرهنگی برقرار کرده بود. لذا پرسش اصلی پژوهش چنین در نظر گرفته شد که راه‌های مواصلاتی شهر جرجان، در طول حیاتش، از سده‌های نخستین اسلامی تا زمان حمله مغول که سبب تخریب این شهر گردید، چه مسیرهایی بوده است؟ با توجه به شناسایی مکان احتمالی یکی از دروازه‌های حصار شهر توسط نگارندگان در جریان پژوهش، آیا بین جاده­های منتهی به شهر و این دروازه ارتباط معناداری می‌توان یافت؟ این پژوهش با استفاده از منابع مکتوب تاریخی و شواهد باستان­شناسی و با روش کتابخانه­ ای و رویکرد توصیفی و تحلیلی انجام شده است. تحقیقات انجام‌شده، به شناسایی جاده‌های پیونددهنده شهر جرجان با نیشابور، ری، شهرهای طبرستان، خوارزم و بندر آبسکون منجر شد و تعداد زیادی از اماکن بین راهی و ایستگاه‌های این مسیرها نیز به طور دقیق مکان‌یابی شد. با توجه به موقعیت دروازه‌ی احتمالی مکشوفه، نتیجه پژوهش انجام‌شده نشان می‌دهد، این دروازه برای ارتباط شهر جرجان و بندر آبسکون مورداستفاده قرار می‌گرفته است. همچنین احتمال ضعیفی وجود دارد که این دروازه با جاده بکرآباد- استرآباد یا جاده‌های منتهی به خوارزم و دهستان نیز دسترسی داشته است.

موقوفۀ امام‌قلی‌خان: مشخصات وقفنامه و سرنوشت متولیان مدرسۀ خان شیراز

صفحه 295-313

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.387717.473767

محمدصادق میرزاابوالقاسمی

چکیده  مدرسۀ خان از بناهای دورۀ صفوی در شیراز است. این مدرسه در زمینی موسوم به «پای طل» ساخته شد. پای طل از املاک الله‌وردی‌خان (وفات 1022 ق)، حاکم فارس در دورۀ سلطنت شاه‌عباس صفوی (حک‍ 996-1038 ق)، بود. با این حال، احداث مدرسه تا دورۀ حکومت فرزند او، امام‌قلی‌خان (حک‍ 1042-1022 ق)، استمرار داشت. امام‌قلی‌خان در روز شنبه بیست‌وپنجم رمضان 1036 ق وقفنامه‌ای برای مدرسۀ خان تنظیم کرد که موضوع مقالۀ پیش روست. این وقفنامه مهم‌ترین سند تاریخی مدرسۀ خان به شمار می‌رود و بررسی آن می‌تواند در شناخت برخی تحولات فرهنگی و اجتماعی فارس در دورۀ صفوی مفید واقع شود. از این رو، در این مقاله، ضمن ارائۀ مشخصات نسخۀ اصل و رونوشت‌های وقفنامه، ابعاد محتوایی آن با استفاده از شواهد و منابع تاریخی بررسی و تحلیل می‌شود. می‌دانیم که خاندان امام‌قلی‌خان در دورۀ شاه صفی به‌یکباره قلع‌وقمع شدند. تسلسل متولیان و شروط مذکور در وقفنامۀ مدرسۀ خان زمینه‌ای برای تعقیب بازماندگان خاندان امام‌قلی‌خان در این مقاله نیز شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای و میدانی است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که امام‌قلی‌خان اندکی پیش از وفات شاه عباس بخش قابل توجهی از املاک خود را، ضمن دو وقفنامه، حبس کرد و تولیت آنها را به فرزند ارشد خود، صفی‌قلی‌خان، سپرد. این اقدام، چه‌بسا، تدبیر او برای حفظ ماترک خود بود. تمام فقرات موقوفۀ امام‌قلی‌خان بر مدرسۀ خان در فارس واقع شده است و مهم‌ترین آنها همان اراضی پیرامون مدرسۀ خان است که از الله‌وردی‌خان باز مانده بود. شروط امام‌قلی‌خان بر این موقوفه نیز بر دو محور کلی گذاشته شده است: اول تحکیم و تضمین تولیت مدرسۀ خان به نام فرزند ارشد خود، صفی‌قلی‌خان و تعاقب آن در خاندان ذکور او؛ دوم موضوع و محل مصرف درآمدهای رقبات موقوفه. موقوفات مدرسۀ خان - که موقوفۀ امام‌قلی‌خان نیز نامیده می‌شود - عمدتاً از بین رفته است. با این حال، سرگذشت این موقوفه و متولیان آن منجر به سکونت شعبه‌ای از مشعشعیان خوزستان مشهور به سادات مولا در شیراز و شکل‌گیری محله‌ای به نام ایشان در پیرامون مدرسۀ خان شده است

مدارس آمریکایی و سیاست‌های آموزشی در دوره پهلوی اول (1304-1320 ه.ش)

صفحه 315-344

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.385450.473752

نورالدین نعمتی، علی شهبانی نصری

چکیده  از اقدامات میسیونرهای مسیحی آمریکایی در ایران دوره قاجار، ایجاد مدارسی با سبک آموزشی جدید در نقاط مختلف ایران بود. تا پیش از دوره پهلوی، فعالیت این مدارس کمابیش با سازش یا همکاری حکومت همراه بود؛ اما با روی کار آمدن رضاشاه و تلاش بیشتر حکومت برای نظارت و ایجاد یکپارچگی در نظام آموزشی در سراسر ایران، حکومت آرام آرام نظارت خود را بر مدارس خارجی و از جمله این مدارس بیشتر کرد. قوانین مختلفی تصویب و اجرا شد که به تدریج عرصه را بر مدارس آمریکایی تنگ ‌کرد. به فعالیت مدارسی که قوانین این نظم جدید را نمی‌پذیرفتند به آسانی خاتمه داده می‌شد؛ اما این اقدامات نیز برای اطمینان از فعالیت‌ مدارس آمریکایی در چارچوب قوانین جدید کافی به نظر نمی‌رسید. پژوهش حاضر تلاش دارد به کمک اسناد نویافته مراکز آرشیوی و به شیوه توصیفی تحلیلی به این پرسش‌ پاسخ دهد که تحولات نظام آموزشی در دوره پهلوی اول چگونه بر فعالیت‌های مدارس میسیونری آمریکایی تأثیر گذاشت؟ این پژوهش مدعی است که علیرغم برخی مقاومت‌ها بیشتر مدارس میسیونری آمریکایی تلاش کردند خود را با نظم جدید وفق دهند تا فعالیت آنان با مشکل جدی مواجه نشود. گرچه در نهایت در سال‌های پایانی حکومت پهلوی اول بر اساس برنامه‌های متمرکز وزارت فرهنگ ناچار شدند با فروش کلیه اموال خود به دولت، به فعالیت‌شان خاتمه دهند. به نظر می‌رسد نظارت دولت بر مدارس میسیونری آمریکایی کمتر تابعی از فراز و فرود رابطه سیاسی بوده است. در واقع این پژوهش در پی اثبات این فرضیه است که وزارت معارف/فرهنگ با تدوین و اجرای برنامه متمرکز آموزشی در جهت تقویت راهبرد دولت-ملت، فعالیت مدارس میسیونری آمریکایی را محدود کرد و سپس به فعالیت آنها خاتمه داد