دوره و شماره: دوره 13، شماره 1 - شماره پیاپی 25، بهار 1400، صفحه 1-237 
تعداد مقالات: 10

اسپهبدان آل دابویه در متون تانگ: جایگاه طبرستان در استراتژی سیاسی-نظامی امپراتوری تانگ در قرن هشتم میلادی

صفحه 1-22

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.317884.473356

حمیدرضا پاشازانوس

چکیده با مرگ یزدگرد سوم و تسلط اعراب بر بخش بزرگی از ایران ساسانی، سلسله­های محلی طبرستان که برخی نژاد از ساسانیان داشتند، برای حفظ فرهنگ و هویت خویش طبرستان را به پایگاه مقاومت ایرانیان در برابر اعراب تبدیل کردند. از جمله معروف­ترین این سلسله­ها آل دابویه بود که در عصر امویان و عباسیان به شدت در مقابل اعراب پایداری کردند و حتی توانستند مرزهای خویش را از شرق تا نیشابور توسعه دهند. همزمان با ایستادگی اسپهبدان در برابر اعراب و ترکان، امپراتوری تانگ توانست ترکان را مغلوب کرده و به مجاورت مرزهای خراسان بزرگ برسد. حضور سپاهیان تانگ در نزدیکی مرزهای سرزمینی آل دابویه و نیاز این دو برای دفع خطر اعراب زمینه را برای تماس سیاسی بین آنها مساعد ساخت. جزئیات این مناسبات در متون چینی دورۀ تانگ بازتاب یافته است. از­آنجاکه تاکنون پژوهشی مستقل و جامع در مورد جزئیات این اطلاعات ارائه ­نشده ­است، مقاله حاضر بر آن است تا نخست چگونگی اوضاع طبرستان در دورۀ آل دابویه را شرح داده، سپس دلیل تلاش این خاندان برای جلب حمایت امپراتوران تانگ را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. فرضیۀ محقق آن است که از یک سو، نخستین سفیر طبرستان در زمان فرخان بزرگ هنگامی که طبرستان زیر آماج حملات اعراب و ترکان قرار داشت، به دربار تانگ فرستاده شد. از سوی دیگر، سیاست دربار تانگ این بود تا علاوه بر حمایت از بازماندگان یزدگرد سوم در تخارستان، با حمایت از شاهان محلی مانند حاکمان طبرستان خطر اعراب را که مانع بلندپروازی­هایش در آسیای مرکزی بودند، دفع سازد.
 

بررسی سالشمار و مدت زمان حکومت سلیمان‌خان؛ ایلخان دست‌نشاندۀ امرای چوپانی به استناد شواهد سکه‌شناسی و مستندات تاریخی

صفحه 23-48

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.310224.473315

میرزا محمد حسنی، کوروش صالحی

چکیده با مرگ سلطان ابوسعید، آخرین ایلخان مغول در سال 736 ﻫ.ق قلمرو ایلخانان بین سربداران و امرای قبایل مختلف تقسیم شد. امرایی مانند چوپانیان و آل‌جلایر در این برهه از تاریخ با برکشیدن افرادی از خاندان سلطنتی با وابستگی‌های خانوادگی به ایلخانان بزرگ مغول را به قدرت رسانیدند. این ایلخانان که تعداد آن‌ها 9 نفر عنوان شده در پژوهش‌های تاریخی به نام ایلخانان دست‌نشانده شهرت دارند. یکی از معروفترین این ایلخانان فردی به نام سلیمان‌خان است که با حمایت شیخ‌حسن‌کوچک چوپانی به قدرت رسید. این ایلخان در فاصلۀ سال‌های 744 – 739 ﻫ.ق بر بخش‌های وسیعی ا‌ز قلمرو امرای چوپانی حکومت کرد. بررسی شواهد سکه‌شناسی اثبات می‌کند 81 ضرابخانۀ مختلف به نام سلیمان‌خان سکه ضرب کرده‌اند. در این مقاله با بررسی مستندات تاریخی و تفکیک سکه‌های موجود بر مبنای سالشمار ضرب آنها سعی شده است داده‌های تاریخی مبنی بر فتح نواحی مختلف با شواهد ضرب سکه در آن قلمرو مقایسه شود. با توجه به اطلاعات بدست آمده از سکه‌ها مشخص می‌شود ضرابخانه‌هایی چند در آناتولی و دیاربکر در فاصلۀ سال‌های 745 تا 748 ﻫ.ق به نام سلیمان‌خان سکه ضرب کرده‌اند. این داده‌ها اثبات می‌کند مدت زمان حکومت سلیمان‌خان پس از پایان رسمی اعلام شده در متون تاریخی (سال 744 ﻫ.ق) چند سالی بیشتر آن هم در بخش‌هایی از قلمرو حکومتی تداوم داشته است.

تولید متون فقهی شیعی در دورة نخست دولت صفوی نمونة موردی: جمال‌الانشاء

صفحه 49-68

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.314648.473342

محیا شعیبی عمرانی

چکیده با روی کار آمدن دولت صفوی و رسمیت یافتن آییـن تشیّع، نیاز به متونی وجود داشت که دستورالعمل­ها و قواعد فقهی این مذهب را در حوزه­های مختلف برای عموم افراد جامعه شرح دهند. یکی از این حوزه­های فقهی، علم شروط و وثایق است که دستورالعمل­های تدوین اسناد و قباله­های شرعی را توضیح می­دهد. اهمیت فراوان این حوزه و کمبود منابع مدوّن در خصوص آن، سبب شد عبدالحی بن عبدالوهاب حسینی، که منصب قضاوت هرات را در دورة شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی بر عهده داشته و خود از نخبگان فرهنگی اواخر عصر تیموری محسوب می­گردد، دست­نامه­ای آموزشی بر مبنای اصول فقه شیعه برای راهنمایی محضرداران شرعی تدوین کند. این دست­نامة آموزشیِ فقهی که آن را از حیث اشتمال بر تعداد زیادی از نمونه­های اسناد شرعی و نامه­های تاریخی می­توان یک مجموعة منشآت دانست، علی­رغم اهمیت فراوانش تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است؛ ولی چنانچه با مجموعه­های مشابه و معاصر خود مورد قیاس قرار گیرد و شرایط تاریخی در زمان تألیف آن بررسی شود، روشن خواهد شد که مؤلف با هدف تقویت ادبیات فقه شیعی به تألیف آن دست زده است. علاوه بر این، کتاب از حیث مطالعة وقایع تاریخی هرات در قرن دهم هجری اعم از پیامدهای حملات چندبارة ازبکان به این منطقه و نیز نزاع­ها و کشمکش­های میان مقامات صفوی در خراسان و همچنین، از جهت شناخت اصول حاکم بر کار کاتبان محاضر شرعی در ابتدای دولت صفوی بسیار حائز اهمیت است.
 
 

رفتارشناسی و گونه‌شناسی تحولات متظلمان ایران عصر صفوی از سلطنت شاه‌‌عباس یکم تا پایان صفویان

صفحه 69-91

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.311838.473323

حسین قاسمی، مقصود علی صادقی گندمانی

چکیده ایران عصر صفوی، دوران رواج تظلم‌خواهی‌های گستردۀ مردم دربرابر اجحافات کارگزاران حکومت و دیگر قدرتمندان بود. از این‌ رو شناخت متظلمان و ویژگی‌های آنان در این دوران می‌تواند گوشه‌ای از حیات اجتماعی اقشار مردم را به‌ واسطۀ اعتراضاتشان نسبت ‌به عملکرد کارگزاران حکومت نشان دهد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که سیاست‌های حکومت صفویه چه تأثیری بر رفتار متظلمان این عصر داشت و از نظر گونه‌شناسی چه تغییراتی را در آنان ایجاد کرد؟ با بررسی متظلمان دورۀ صفوی در اسناد، کتب و مدارک گوناگون، و بر اساس یافته‌های تحقیق باید گفت در اوایل این حکومت به ‌جهت آشفتگی‌ اوضاع مملکت، مجالی کمتر برای بروز خودنمایی متظلمان به ‌وجود آمد، اما از زمان سلطنت شاه‌ عباس یکم و نیز جانشینان او به‌ تدریج ثبات حکومت موجب تثبیت نهاد تظلمات و بروز رفتارهایی چون شکایات دسته‌ جمعی، مکتوب کردن تظلم‌خواهی‌ها و ایجاد نوعی انسجام، سماجت و حتی برنامه-ریزی،‌‌ و همچنین ایجاد همبستگی‌های صنفی و گروهی از سوی متظلمان شد. ضمن اینکه عشایر، زنان، اقلیت‌ها و بیگانگان برای نخستین ‌بار به صورتی گسترده وارد جرگۀ متظلمان شدند. این مسئله در تحقیق حاضر بر اساس روش تاریخی و به ‌صورت توصیفی - تحلیلی و بر اساس داده‌یابی کتابخانه‌ای مورد بررسی قرار گرفته است.

بازاندیشی در پژوهش های صفویه شناسی: پیشینه، اکنون ، چشم انداز

صفحه 93-116

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.326843.473442

منصور صفت گل

چکیده گسترش افق­های صفویه­شناسی در دورۀ معاصر، ضرورت ارزیابی و بررسی پژوهش­های این عرصه را از آغاز تا کنون مطرح می­سازد. صفویه­شناسی کوششی ریشه­دار و در عین حال پراهمیت برای شناخت ایران در سده­های دهم تا دوازدهم هجری بود. این کوشش از یکسو بازتاب تحقیقات ایرانی و از سوی دیگر دستاورد ایرانشناسان به ویژه ایرانشناسی اروپایی غربی بود. بررسی کنونی می­کوشد تا ضمن اشاره به مراحل آغازین صفویه­شناسی و دسته­بندی ادوار اساسی آن، نمونه­هایی از تحقیقات این عرصه را شناسایی و معرفـی و به دیـدگاه­های مندرج در آنها در­بارۀ تحولات ایران در این دوره توجه کند. صفویه­شناسی به دو دستۀ بزرگ ایرانی و غیر­ایرانی قابل تقسیم­بندی است. تحقیقات ایرانی پیرامون این موضوع از همان دورۀ صفویه آغاز شد اما در واقع در دوره­های پس از آن و به­ویژه در تاریخ­نویسی معاصر ایران جایگاهی در خور یافت. مهم­ترین بخش صفویه­شناسی، تحقیقات غیر­ایرانیان به­شمار است که سهم اروپاییان و سپس مراکز علمی و ایرانشناسان آمریکا در آن چشم­گیر است. پس از این بررسی، و اشاره به کمبودهای پژوهشی این موضوع، پیشنهادهایی برای گسترده ساختن عرصه­های صفویه­شناسی و توجه به استفاده از اسناد و مکتوبات و منابع ایرانی، لزوم توجه به منابع تصویری اروپایی و غربی بخصوص نقشه­ها و تابلوهای نقاشی، توجه به تاریخ دریایی ایران عصر صفوی و بازاندیشی در مفهوم جهان ایرانی این دوره بخش دیگری از بررسی کنونی را تشکیل می­دهد

میراث موبدان شریف آباد از آغاز صفویه تا پایان قاجاریه

صفحه 117-135

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.318954.473362

مهرداد قدردان، زهره زرشناس

چکیده شریف‌آباد اردکان یزد، حدود قرن هشتم هجری، با دو روستای مجاور خود، احمدآباد و ترک‌آباد، مثلثی تاثیرگذار بر حیات دینی زرتشتیان را تشکیل دادند. این تاثیرگذاری نتیجۀ­ مهاجرت موبد موبدان و گروه موبدان همراه طی همین قرن از فارس به این خطه بوده است. با تحقیق پیش رو این نتیجه حاصل آمد که با سکونت دستکم دو خاندان از موبدان در شریف­آباد، آنها سه وظیفۀ مهم را بر عهده گرفتند، نخست نگاهبانی از آتش مقدس که همراه موبد موبدان از فارس و آتشکدۀ آذر فرنبغ به شریف­آباد آورده شده بود، دوم نسخه­برداری از نسخ خطی متون اوستایی که خود اکنون نسخ کهن و قدیمی به شمار می­روند و سوم پاسخگویی به پرسش­های فقهی همکیشان پارسی خود در هندوستان. برای رسیدن به این کارکردِ مهم موبدان شریف­آباد، علاوه بر بررسی متون و مقالات متعدد مرتبط، دفتر قدیمی صورتجلسات انجمن ناصری شعبۀ شریف آباد و دفتر صورتجلسات دهه­­های گذشته مورد بررسی دقیق قرار گرفت. با کاوش و جستجو در دفتر کهن موقوفات و اسناد و مدارک خاندان موبدی و کدخدایان پیشین روستا اطلاعات مهمی به دست آمد و در این راستا با پرسش از کهنسالان شریف­آبادی نکات غامض مرتفع گردید. به تبع این جستجوها علاوه بر یافت شدن دفتر کهن موقوفات روستا، با شناسایی خانه­های قدیمی موبدان، مکان احتمالی کتابت یکی از کهن­ترین نسخ اوستای جهان (نسخۀ 976) معرفی گردید.  

بررسی تاریخی و مردم‌شناختی سنگ‌قبرهای صفوی جوشقانِ استرک

صفحه 137-164

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.318211.473358

محمد مشهدی نوش‌آبادی

چکیده جوشقان آبادی باستانی منطقه کاشان که در مجاورت تپه‌های سنگی واقع‌شده، از دیرباز محل استخراج و تولید سنگ بوده است. در قبرستان صفوی این آبادی30 قطعه‌سنگ قبر قدی بزرگ وجود دارد که از حیث تاریخی، هنری و محتوای فرهنگی و اجتماعی ارزشمند است. در این پژوهش میدانی ضمن توجه به ویژگی‌های هنری و ظاهری سنگ‌قبرهای جوشقان، متن سنگ‌نوشته‌ها مورد دقت قرار گرفت و محتوای آن استخراج شد. سپس نقوش و محتوای کتیبه سنگ‌ها از جنبه‌های مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. این بررسی شامل شکل ظاهری، تزئینات، نوع و کیفیت خطوط و به‌ویژه محتوای مذهبی و فرهنگی کتیبه‌های شیعی، شناسایی نام‌ و فرهنگ نام‌گذاری، خانواده‌ها، مشاغل و تاریخ سنگ‌قبرها است. محتوای دینی کتیبه‌ها عمدتاً مربوط به شعار شیعی صلوات کبیره است. همچنین این سنگ‌ها به‌صورت اجمالی با دیگر نمونه‌های آن در ایران مقایسه شد. نتایج به‌دست‌آمده بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگ و معیشت مردم جوشقان در دوره صفوی به‌عنوان نمونه‌ای از فرهنگ عموم نقاط ایران را تصویر می‌کند. البته معیشت اهالی جوشقان تحت تأثیر صنعت سنگ‌تراشی بوده و صاحبان تعدادی از متوفیان قبرها سنگ‌تراش بوده و یا از خاندان سنگ‌تراش‌اند. همچنین سنگ‌قبرهای بزرگ این قبرستان با پایان دوره صفوی کاربرد خود را ازدست‌داده است، روندی که در نقاط دیگر نیز کم‌وبیش وجود دارد.
 

بررسی وضعیت نظارت بر موقوفات نیشابور در دورۀ قاجاریه

صفحه 165-186

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.239521.472864

بهرام شایان آذر، رسول جعفریان

چکیده وقف به عنوان یکی از نهادهای تأییدی در تاریخ ایران محسوب می­شود. واقف با تعیین متولّی بر موقوفات، حفظ و نگهداری از امور موقوفه را مدیریت می­کرد و همچنین در مواردی برای مراقبت کارهای متولی از شخصی به عنوان ناظر (استصوابی یا اطلاعی) استفاده می­کند. ساختار نظارت بر موقوفات در دورۀ قاجاریه را می­توان به دو دوره تقسیم کرد. دورۀ اول که بیشتر تحت ادارۀ روحانیون و معتمدین محلّی و خویشاوندان واقفان بود، و دورۀ دوم قانون­مند شدن ادارۀ موقوفات بود که تحقّق قطعی آن در بعد از مشروطه در مادۀ 6 قانون شعبان 1328 و در متمّم قانون 19 جمادی الثانی 1329 بیان شد. در بررسی 250 وقف­نامه وابسته به نیشابور در دورۀ قاجاریه، با 56 وقف­نامه مواجه هستیم که در آن صراحتاً  بحث نظارت بر موقوفات در متن اصلی وقف­نامه بیان شده است. از بررسی و مقایسه متن این اسناد به این نتیجه می­رسیم که ناظرین بر موقوفات به­طور کلی سه نوع وابستگی با واقف دارند؛ 1. رابطه خویشاوندی و بطنی ناظر با واقف، 2. رابطۀ غیر­خویشاوندی ناظر با واقف، 3. معتبرین و معتمدین محلی. بحث نظارت بر موقوفات در جامعۀ نیشابور بیشتر به میل و انتخاب واقف بستگی داشته است و عمدتاً آن را یا برای خود یا خویشاوندان مورد اعتماد خود واگذار کرده است، سیر جانشینی و فرض انقراض از نکاتی است که از چشم واقف دور نمی­ماند و معمولاً در نهایت نظارت به علماء و روحانیون محلّی واگذار می­شد و یا اینکه از همان ابتدا روحانیون و علماء محلی ناظر بر موقوفات بودند. از جمله معتبرین و معتمدین محلّی دیگر سادات بودند که در برخی وقف­نامه­ها نظارت بر ایشان مفوّض شده است.

بازتاب وقایع ژاپن بر اذهان عمومی اواخر قاجار

صفحه 187-214

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.314006.473338

سید بنیامین کشاورز، احمد چایچیان امیرخیز

چکیده در قرن نوزدهم کشور دولت علیه ممالک محروسۀ شاهنشاهی ایران، همانند دیگر دول و جوامع آسیایی (که اکثریت ایشان استقلال خود را ازدست دادند) بخاطر موقعیت استراتژیک خود تحت فشار دول امپریالیست به خصوص بریتانیای کبیر و روسیه قرار گرفت و مردم ایران به­مانند بسیاری دیگر مردم آسیا سرنوشت رو به زوال خود و برتری غرب را پذیرفتند. شرایط به­طور یکسان و بدون هیچ تغییری باقی ماند تا آنکه در اواخر قرن نوزدهم امپراتوری آفتاب تابان یا ژاپن موجی از اصلاحات مدرنیزم را شروع کرد که در عصر مِیجی به اوج خود رسیده و نتیجه آن ایجاد نیرویی شکست ناپذیر حتی در برابر امپراتوری روسیه، یک ابر­قدرت غربی بود. در اینجا مطرح می­شود که ایرانیان چه شناختی از تحولات ژاپن داشتند، منبع این شناخت چه بوده، چه تاثیری بر اندیشه و تحولات اجتماعی یا حتی اقتصادی ایران گذاشت و عکس­العمل مردم و دولت ژاپن نسبت به تحولات جدید ایران چه بود. مقاله این­طور نتیجه­گیری نموده که با رسیدن اخبار ژاپن به وسیله روزنامه رویترز موجی از روحیۀ تحول­خواهی و پروتو پان آسیاییسم در ایران را شکل داد که نتیجۀ آن انقلاب مشروطه بود درحالی­که ژاپنیان یا ایران را نمی­شناختند یا بنابر شرایط سیاسی هر دو کشور توجهی نشان نمی­دادند.

نقش روشنفکران بهبهان در انقلاب مشروطه

صفحه 215-237

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.306571.473288

حبیب اله سعیدی نیا، حیدر بابلی نیا

چکیده دو نفر از روشنفکران بهبهان که در انقلاب مشروطه نقش داشتند ابوطالب بهبهانی و میرزا معین­الاسلام بهبهانی بودند. ابوطالب بهبهانی با کتاب «منهاج العلی» یا «رساله­ای دربارۀ حکومت قانون»، از قانون­خواهی، مجلس و مشروطه سخن به­میان آورده و سعی در تشویق و تحریک ناصرالدین­شاه پادشاه قاجار به انجام اصلاحات و تغییر و تحول داشته است. معین­الاسلام بهبهانی هم با کتاب «مفتاح التمدن فی سیاسه المدن» یا کلیدهای پیشرفت در سیاست اجتماعی، اندیشه­های سیاسی دوران مشروطه و پس از آن را مورد­توجه قرار داد. وی مسائل سیاسی و اجتماعی دوران مشروطه و مفاهیمی چون «پیدایش ملت»، «ارتش ملی»، «وکلای ملی»، اصلاحات در ایران و چالش­های مشروطه بعد از پیروزی آن را مورد­مطالعه و بررسی قرار داده است. سؤال پژوهش حاضر این است که ابوطالب و معین­الاسلام بهبهانی از روشنفکران بهبهان چه نقشی در انقلاب مشروطه داشته­اند. و این پژوهش بر این فرض مبتنی است، ابوطالب بهبهانی به عنوان یک نظریه­پرداز، در تدوین مبانی و تشکیل مفاهیم مشروطه، و میرزا معین­الاسلام بهبهانی به عنوان یک اصلاح­گر در تدوین راه­های بهبود و اصلاح نظام مشروطه نقش اساسی داشته­اند. روش تحقیق حاضر در این مقاله، توصیفی و تحلیلی است و ماهیتی کیفی دارد، تکنیک­های این تحقیق نیز با توجه مقتضیات، بیشتر به شیوۀ کتابخانه­ای بوده است.

توضیحی درباره مقاله «کاربرد لقب "شاهنشاه ایران" در سکه‌ای ناشناخته از اتابک قزل ارسلان»

عمادالدین شیخ الحکمائی

چکیده انتشار مقالۀ «کاربرد لقب "شاهنشاه ایران" در سکه­ای ناشناخته از اتابک قزل ارسلان»، در شمارۀ سوم سال دوازدهم (پاییز 1399) آن مجلۀ وزین، مرا بر آن داشت تا نکته­ای در باب موضوع اصلی این مقاله، یعنی سکۀ ناشناختۀ مورد اشاره و قرائت متن آن یادآور شوم.
پایۀ اصلی این مقالۀ بر عبارت سکه­ای نهاده شده است که نخستین بار توسط شادروان سیدجمال ترابی طباطبایی ـ که یادش به خیرباد! ـ معرفی، و متن پیشنهادی ایشان همراه با تصویر سیاه و سفید دو رو ی سکه در کتاب سکه­های شاهان اسلامی ایران[1] منتشر شده است. اصل سکه نیز متعلق به مجموعۀ شخصی آن شادروان بوده است. این سکه مسی، فرسوده و بی­کیفیت بوده و ایشان عبارت «السلطان القاهر، شهنشاه ایران قزل ارسلان» را بر یک روی سکه خوانده و آن را به یکی از اتابکان آذربایجان(۵۳۱ تا ۶۲۲ ق) یعنی قزل ارسلان(587 ـ 582ق) نسبت داده است.
با توجه به در دست نبودن اصل سکۀ متعلّق به مجموعۀ ترابی، خانم دکتر مودّت، نویسندۀ مقاله، تصویری از سکه­ای مشابه را که در کنار مجموعه­ای از سکه­های سلجوقی در قلعۀ ورمزیار زنجان یافت شده و توسط خانم قاسمی اندرود در قالب مقاله­ای منتشر کرده[2] به یاری گرفته­اند. مجموعه­ای که اکنون در موزۀ میراث فرهنگی استان زنجان محفوظ است.
 
[1] . سیدجمال­الدین ترابی طباطبایی، سکه­های شاهان اسلامی ایران، موزۀ آذربایجان، شمارۀ 5، 1350. ص 58.
[2]. قاسمی اندرود، پرستو،» سکه­های اتابکان آذربایجان مکشوفه در استان زنجان»، پیام باستان­شناس، شمارۀ 33 ، شمارۀ 11، ص121 ـ 111، 1380.