دوره و شماره: دوره 4، شماره 1، شهریور 1391، صفحه 1-209 (5 پژوهشهای علوم تاریخی) 
تعداد مقالات: 12
رقابت شرکت نفت ایران و انگلیس با شرکت نفت رویال داچ شل  1918 -1909 میلادی

رقابت شرکت نفت ایران و انگلیس با شرکت نفت رویال داچ شل 1918 -1909 میلادی

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30143

فرج¬الله احمدی، محمد حسن نیا

چکیده رقابت عمدة شرکت نفت ایران و انگلیس با شرکت نفت شل، در سالهای 1909- 1918 م.، بر سر دو موضوع مهم استوار بود؛ یکی از این موارد، تغییر سوخت کشتیهای نیروی دریایی انگلیس از زغالسنگ به نفت و تأمین این سوخت از منابع نفتی شرکت نفت ایران و انگلیس، یا شرکت رویال داچ شل و موضوع دیگر، رقابت این دو شرکت در به‌دست آوردن سهام شرکت نفت ترکیه بوده است. با توجه به حمایتهای دولت انگلیس از شرکت نفت ایران و انگلیس که کاملاً یک شرکت انگلیسی بود، در هر دو مورد فوق، شرکت نفت ایران و انگلیس نسبت به شرکت رویال داچ شل موفقیت بیشتری به‌دست آورد. این نوشتار بر آن است تا با روش تحقیق توصیفی و تحلیلی، به بررسی رقابتهای میان دو شرکت ایران و انگلیس و شرکت رویال داچشل، در سالهای 1918- 1908 م. بپردازد و نقش دولت انگلیس را در این رقابتها مورد بررسی قرار دهد.

ورود پارسیها به انشان: بررسی رابطة پارسیها و ایلامیها پیش از ظهور شاهنشاهی هخامنشیان

ورود پارسیها به انشان: بررسی رابطة پارسیها و ایلامیها پیش از ظهور شاهنشاهی هخامنشیان

صفحه 21-38

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30144

محمدتقی ایمان پور، کیومرث علی زاده

چکیده پارسیها، یکی از اقوام هند و ایرانی بودند که در نیمة دوم هزارة دوم پیش از میلاد وارد ایران شدند و در بخشهای جنوبی و جانب شرقی کوههای زاگرس ساکن شدند. آنان پس از سالها سکونت پشت مرزهای شرقی ایلام و با استفاده از اوضاع سیاسی منطقه، به‌تدریج وارد سرزمین انشان شدند. به نظر میرسد تهاجمات مکرر آشوریان علیه همسایگان شرقی خود؛ یعنی مادها، پارسیها و به-خصوص علیه ایلام در طول قرن هشتم و اوایل قرن هفتم پ.م.، منجر به برقراری روابط دوستانه میان پارسیها و دولت ایلام، در قالب اتحادهای سیاسی ـ نظامی، برای مقابله با خطر آشوریان شد. از طرف دیگر، حضور پارسیها در پشت مرزهای انشان و تهاجمات مکرر آشوریان علیه سرزمینهای غربی ایلام که باعث غفلت ایلامیها از سرزمین شرقی خود؛ یعنی انشان شد، باعث گردید که پارسیها از فرصت پیش‌رو استفاده کرده و به‌تدریج وارد سرزمین انشان شوند. در این مقاله، تلاش شده است با استناد به کتیبهها و منابع میانرودان، ایلامی، پارسی قدیم و شواهد باستانشناسی و با استفاده از شیوة پژوهشهای تاریخی، به بررسی چگونگی ورود پارسیها به انشان و روابط آنها با ایلام پرداخته شود و در آن نشان داده شود که به دلایل تهاجمات مکرر آشوریان علیه سرزمین ایلام، آنها سعی کردند برای مقابله با آشوریها و با استفاده از توانمندیهای نظامی پارسیها، از همان ابتدا روابط دوستانهای با آنها برقرار کنند. همچنین، حملات مکررآشوریان علیه مرزهای غربی ایلام، از اوایل قرن هفتم پ.م.، منجر به غفلت آنها از مرزهای شرقی و ضعف دولت ایلام شد و این، فرصتی برای پارسیها فراهم کرد که به‌تدریج و ظاهراً بدون برخوردهای شدید نظامی، وارد سرزمین انشان شوند و سرانجام این‌که حتی با وجود این حوادث، روابط دوستانه میان پارسیها و ایلامیها، همچنان تا پایان حیات حکومت ایلام حفظ گردید.

جایگاه فرمان اوروکاگینا درتاریخ شکلگیری حقوق سومری

جایگاه فرمان اوروکاگینا درتاریخ شکلگیری حقوق سومری

صفحه 39-59

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30145

حسین بادامچی

چکیده نگارش، در اواخر هزارة چهارم در جنوب بینالنهرین ابداع شد و به انسان این امکان را داد که اسناد مکتوب تولید کند. یکی از مهمترین این اسناد، اسناد حقوقی هستند. جامعة سومری، قدیمیترین اسناد حقوقی را برای ما به جای گذاشته است که با مطالعة آنها میتوان چگونگی شکلگیری حقوق در نخستین جوامع شهری را بررسی کرد. در این مقاله، فرمان اوروکاگینا، شاه لگش و تفسیر سنتی این متن، به‌طور انتقادی مطالعه میشود. یکی از نتایج بررسی قانونگذاری اوروکاگینا، پیدا‌شدن دیدگاهی تازه دربارة خاستگاه اندیشة اتّحاد دین و دولت است.

تفسیر تاریخ اسلامی، بر اساس منازعة عباسیان و طالبیان
(شعر ابن معتز عباسی، مقتول در 296 ق.)

تفسیر تاریخ اسلامی، بر اساس منازعة عباسیان و طالبیان (شعر ابن معتز عباسی، مقتول در 296 ق.)

صفحه 61-82

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30146

رسول جعفریان

چکیده پیشزمینههای نوعی دانش اجتماعی و تحلیل فلسفی تاریخ در دورة اسلامی، در کلمات قصار مشاهیر دینی و سیاسی و نیز اشعار برخی از شاعران بزرگ، با شدت و ضعف وجود داشت؛ اما در این میان، شعر ابن معتز، به دلیل آن که خود از عباسیان بود و در عهدش، مبارزة سختی میان خاندان وی و علویان وجود داشت، روی منازعات قبیلهای، به‌عنوان یکی از مبانی اصلی تحلیل نزاعهای اجتماعی، سیاسی و دینی، حاوی اطلاعات مهمی است. این، همان مسیری است که بعدها مقریزی، در رسالة «النزاع و التخاصم» به آن توجه کرد؛ اما نتوانست به نظریهای فراگیر برسد. ابن خلدون، روی مسایل قبیلگی و عصبیتهای موجود در آن، به‌عنوان مبانی اولیه در شکلگیری نظام اجتماعی و عامل ایجاد تغییر و تحول، بحثهای علمی ممتاز داشت. در این مقاله، مروری بر شعر ابن معتز، از این زاویه خواهیم داشت و دیدگاههای وی را که جالب مینماید، مرور و به صورت تطبیقی با مقریزی بررسی خواهیم کرد.

بررسی مسیر تجاری شرق به غرب، بر اساس قصة مهر و ماه

بررسی مسیر تجاری شرق به غرب، بر اساس قصة مهر و ماه

صفحه 83-94

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30147

عبدالرسول خیراندیش، آمنه ابراهیمی

چکیده پس از رونق نگارش کتابهای جغرافیایی در سدههای نخستین اسلامی، شاهد یک دوره رکود شگفتانگیز در این زمینه، در عصر صفویان هستیم. هرچند این رکود، از یک قرن قبل از صفویه آغاز میشود و تا یک قرن بعد از آنان هم ادامه مییابد؛ اما این شگفتی از آن‌رو بیشتر میشود که در همان دوران، اکتشافات جغرافیایی اروپاییان در جریان بود و دانش جغرافیا، تحولات مهمی را از سر میگذراند. در فقدان منابعی که بتوان دانش جغرافیایی ایرانیان آن دوره را بر اساس آنها ارزیابی کرد، یک افسانة قدیمی موسوم به «مهر و ماه»، که در اوایل عصر صفوی بازسازی شده، به گونهای قابل توجه دربردارندة درکی مشخص و منظم از جغرافیای عالم است. این افسانه، هر چند جنبههای عاشقانه، عارفانه، رمزی و عیاری دارد؛ اما از خلال آن، ترتیبی مشخص از جغرافیای شرق تا غرب دنیای قدیم را میتوان مشاهده کرد؛ در‌حالی‌که هنوز خبری از کشف یک قارة جدید در آن دیده نمیشود.

یافته هایی پیرامون زندگی عبداللّه قطب محیی و موقعیّت جغرافیایی اِخوانآباد

صفحه 95-110

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30148

مریم دانشگر

چکیده قطبالدین محمّد، مشهور به عبداللّه قطب، عارف زاهد، فقیه و محدّثِ سدههای 9 و 10 ق. (15 و 16 م.) است که مهمترین ویژگی عملی زندگی او، طرح تشکیل یک جامعة آرمانی، به نام اخوانآباد است. این تجمّع عبادی که در حوالی جهرم شکل گرفت، به سبب دورة ظهور آن و ویژگیهای سیاسی و مذهبی منطقه، حساسیت بالایی را در زمان خود برانگیخت و با مخالفتهای فراوانی روبرو شد. با توجه به این که امروزه و پس از گذشت قرنها، از این آرمانشهر، جز طرحی مبهم و غیر مستند، نامی باقی نمانده، این مقاله بر آن است که با استناد به متقنترین و معتبرترین منابع اطلاعاتی مرتبط ـ که نامههای به‌ جا‌ مانده از اوست ـ به تبیین و تشریح این موضوع بپردازد.

چگونگی نفوذ و گسترش زبان فرانسه در ایران، با تکیه بر نقش مدارس (از آغاز دورة قاجار تا جنگ جهانی یکم)

چگونگی نفوذ و گسترش زبان فرانسه در ایران، با تکیه بر نقش مدارس (از آغاز دورة قاجار تا جنگ جهانی یکم)

صفحه 111-132

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30149

ابوطالب سلطانیان

چکیده این نوشته میکوشد تا بخشی از اوضاع فرهنگی ناشناختة دورة قاجار را، در ارتباط با چگونگی گسترش زبان فرانسه در ایران، مورد بررسی قرار دهد. در این دوره، به‌ویژه از زمان محمّد شاه (1264-1250ق.)، علل سیاسی - اجتماعی گوناگون از یک سو و از سوی دیگر، نهادها و شخصیتهای مختلف، بسترهای مناسبی را برای نفوذ زبان و ادبیات فرانسه در ایران فراهم کرده‏اند؛ اما چنان‌که خواهد آمد، مهمترین نقش را در این فرآیند تاریخی «مدارس آلیانس فرانسه»، ایفا کرده‏ است که از سال 1889 (1307 ق.) در ایران پاگرفت. از این رو در بخش نخست این پژوهش، علل و عوا‏‏مل بسترساز مذکور، مورد مطالعه قرار می‏گیرند. سپس در بخشی دیگر، پس از بازتاب اهداف آلیانس فرانسه، چگونگی برپایی مدارس آن در ایران و چالش‏های پیش روی این نهاد، مورد بررسی قرار می‏گیرند تا نشان داده شود که با وجود این چالشها، چگونه آلیانس توانست به کمک دولت فرانسه بر آن‏ها چیره شده و راهبرد فرهنگی آن کشور را ـ با محوریت زبان و ادبیات ـ به پیش برد. سرانجام در پایان همین بخش، کارکرد‏های آموزشی و فرهنگی آلیانس فرانسه مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت، تا میزان گسترش زبان و ادبیات فرانسه، در جامعة آنروز ایران بهتر نمایانده شود.

تأملی در نگرش جامعه‌شناختی مارکسیستی به تاریخ ایران

تأملی در نگرش جامعه‌شناختی مارکسیستی به تاریخ ایران

صفحه 133-152

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30150

ناصر صدقی

چکیده امروزه، با نگاهی به سابقة نیم‌‌ قرنی مطالعات و تحقیقات نظری در تاریخ ایران میبینیم که اجزای نظریه‌های موسوم به «ماتریالیسم تکاملی تاریخ» و «نظام آسیایی»، گفتمانهای نظری مسلط در تحلیل جامعه‌شناختی ویژگیهای تاریخ ایران بودهاند. نظریاتی که دارای اصل و منشأ اروپایی، یا اروپایی ـ روسی و ترویج‌کنندة ایدئولوژی مارکسیسم ـ لنینیسم و ارزشهای سرمایهداری و لیبرالیسم غربی هستند. مهمترین معضلات معرفتی حاکم در نظریات مذکور، علیرغم ادعای تبیینهای علمی و عینیِ واقعگرایانه از تاریخ ایران، مبتنی بودن بر نگاه اروپامحوری در دو شکل ایجابی و سلبی، و نادیده گرفتن بخش عمده‌ای از واقعیات و تجربیات تاریخی ایران است. به‌طوری که تاریخ و جامعة ایرانی را همواره با معیار میزان شباهت یا متفاوت‌بودن از تجربیات تاریخی غرب مورد توجه قرار دادهاند. بر همین اساس در این پژوهش، تلاش بر آن است مبانی فکری و معرفتی گفتمانهای نظری مذکور، در زمینة چگونگی تحلیل جریان و فرجام تاریخ جامعة ایرانی، از منظر نقد گفتمان موسوم به «شرقشناسی»، مورد ارزیابی انتقادی قرار گیرد.

سپاه ایالات در عصر تیموریان

سپاه ایالات در عصر تیموریان

صفحه 153-172

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30151

جواد عباسی، بشری دلریش، ربابه معینی یزدی

چکیده تیمور، در ابتدا با بخشی از سپاهیان اولوس جغتای، در مسیر کسب قدرت گام نهاد. سپس، همزمان با گسترش قلمرو خود، به این سپاه وسعت بخشید. در این مسیر، او اقوام و گروههای مغلوب را نیز به خدمت گرفت. از سوی دیگر، همزمان با تصرف کامل ایران و سرزمینهای همجوار، حکومتهایی محلی ـ خانوادگی را در ایالات متصرفی خود بهوجود آورد. این سنت سیاسی؛ یعنی ایجاد امیرزادهنشینهای تیموری، در زمان جانشینان تیمور تداوم و گسترش یافت. هر یک از این حکومتهای ایالتی، دارای تشکیلات سیاسی و نظامی شدند که با گذشت زمان، از استقلال عمل زیادی برخوردار شدند. از آن‌جا که مورخان، بیشتر بر سپاه تیموری از منظر تحولات مربوط به حکومت مرکزی تیموری توجه کردهاند، مسایل درونی و جزییات مربوط به سپاههای ایالتی، چندان مورد توجه قرار نگرفته است؛ حال آن‌که در عمل، مجموعهای از این سپاهیان بودند که قلمرو تیموریان را حفظ میکردند و در لشکرکشیهای حکومت مرکزی نیز نقشآفرین بودند. بر این اساس، ترکیب افراد این سپاه، چگونگی ادارة آن و نسبت و رابطة آن با سپاه اصلی حکومت تیموری، از مهمترین پرسشهایی هستند که این مقاله، به روش توصیفی ـ تحلیلی، به دنبال پاسخ آنهاست. آگاهیهای بهدست آمده، شامل تنوع قومی سپاههای ایالتی است که بسته به مناطق، با تفاوتهایی همراه بود. در زمینة ادارة سپاه نیز نمونهای کوچکتر از تشکیلات حکومت مرکزی در ایالات وجود داشت. رابطة سپاه ایالتی با سپاه مرکزی نیز، با گذشت زمان رو به کاهش گذاشت.

جغرافیای تاریخی مکران

جغرافیای تاریخی مکران

صفحه 173-190

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30152

سید ابوالقاسم فروزانی

چکیده مکران، ناحیهای است که در جنوب بلوچستان و در سواحل شمالی دریای مکران (عمان) قرار دارد. این سرزمین، از موقعیت جغرافیایی ویژهای برخوردار است و بنادر آن از دیرباز، جایگاه تجاری ممتازی داشتهاند. مکران، از تاریخی چندهزار ساله و تمدنی ارزشمند بهرهمند است. دربارة ریشة لغوی مکران و محدودة آن سرزمین و نیز پیوستگی اداری و سیاسی آن‌جا با ایالتهای مجاور، نظرات گوناگونی وجود دارد. همچنین، در مورد شهرها، بنادر و آبادیهای مربوط به مکران، اختلاف آراء بسیار است. در این مقاله، بر اساس اطلاعات موجود در منابع و اسناد تاریخی و جغرافیایی و نیز تحقیقات صاحبنظران، تلاش شده است که پارهای ابهامات دربارة مکران برطرف گردد.

گسترش نفوذ آلمان در ایران، 20 - 1313

گسترش نفوذ آلمان در ایران، 20 - 1313

صفحه 191-208

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30153

نورالدین نعمتی

چکیده گسترش روابط ایران و آلمان، از آن‌جا ناشی شد که آلمان نازی برای بدل‌شدن به یک قدرت مهم در اروپا، نیاز به احیای اقتصادی داشت. در این میان، حضور آلمان در ایران دوران رضاشاه، در سالهای 20 – 1313، هم فرصتی بود که از سوی متفقین به رسمیت شناخته شده بود و هم این که دولتمردان ایران از آن، به عنوان ابزاری برای تعدیل نفوذ شوروی و بریتانیا و نیز نوسازی صنعتی و توسعة اقتصادی کشور استقبال کردند. تا آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال کشور توسط قوای متفقین، روابط دو کشور تا مرز یک اتحاد نظامی و استراتژیک پیش رفت. مسئلة مهمی که مقالة حاضر به آن میپردازد این است که هدف آلمان از گسترش روابط با ایران چه بود و چنان هدفی چگونه را پیش میبرد. در بررسی این مسئله، فرض اساسی مقاله آن است که آلمان در روابط خود با ایران در این دوره، در پی گسترش نفوذ در ایران از طریق ابزارهای اقتصادی و فرهنگی بوده است.

آیا «بخش تاریخ مغول» در ظفرنامة حمدالله مستوفی، نسخة بدل جامعالتّواریخ است؟«مطالعة موردی تصرّف چین توسط مغولان، در ظفرنامه و جامعالتّواریخ»

آیا «بخش تاریخ مغول» در ظفرنامة حمدالله مستوفی، نسخة بدل جامعالتّواریخ است؟«مطالعة موردی تصرّف چین توسط مغولان، در ظفرنامه و جامعالتّواریخ»

صفحه 209-230

https://doi.org/10.22059/jhss.2012.30154

محمدباقر وثوقی

چکیده «ظفرنامه»، اثر «حمدالله مستوفی»، مورخ و جغرافینویس مشهور ایرانی دورة مغول، کتابی منظوم در تاریخ ایران بعد از اسلام، تا سال 735 هجری است. با همة اهمیتی که این کتاب در مطالعات تاریخی دورة مغول دارد، هنوز به‌طور شایسته مورد توجه واقع نشده و در سایة اثر سترگ تاریخی دورة مغول؛ یعنی «جامعالتواریخ» قرار داشته است. به عبارت دیگر، به دلیل اینکه منبع اصلی نویسنده در تنظیم بخش تاریخ مغول، کتاب «جامعالتواریخ» بوده، در تحقیقات مرتبط با این دوره، از این کتاب کمتر استفاده میشود. از این رو، مهمترین پرسشی که پیرامون اهمیت جایگاه «ظفرنامه» در تحقیقات تاریخی پیش میآید، این است که مندرجات این منظومة تاریخی، نسبت به روایات موجود در «جامع‌التواریخ»، چه تفاوتهایی داشته و دارای چه مزیتهای تاریخی است؟ در این مقاله، در پاسخ به این پرسش که آیا «ظفرنامه»، نسخة بدل «جامع‌التواریخ» است، بخشی از کتاب «حمدالله مستوفی»، که روایات مربوط به «کیفیت تصرف چین در دورة مغول» را شامل میشود، به روش تطبیق اطلاعات مندرج در «ظفرنامه» و «جامع‌التواریخ» و به عنوان یک مسئلة تاریخی، مورد بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی این مقاله، به‌دست‌دادن حداقل اطلاع از میزان تشابه و تفاوت روایتهای دو کتاب مذکور در حادثة ذکر شده و ارایة الگویی برای دستیابی به پاسخی درخور، درمورد اهمیت جایگاه اصلی «ظفرنامه»، به عنوان یک منبع تاریخی در مطالعات دورة مغول است.