کلیدواژه‌ها = ایران
تعداد مقالات: 32
بررسی پیامدهای تغییر وضعیت هیدروپولیتیک رودخانه هریرود پس از پیمان آخال (1881-1979)

بررسی پیامدهای تغییر وضعیت هیدروپولیتیک رودخانه هریرود پس از پیمان آخال (1881-1979)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 آذر 1404

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.389598.473778

باقر علی عادل فر، مبینا حسن جانی

چکیده رودخانه هریرود از کوه‌های هندوکش افغانستان سرچشمه می‌گیرد و پس از عبور از ایران، در بیابان کاراکوم ترکمنستان ناپدید می‌شود. اهمیت ژئوپولیتیک و هیدروپولیتیک این رود در سطوح ملی و بین‌المللی افزایش یافت. پس از سقوط رژیم تزاری در اکتبر 1917 و تأسیس دولت شوروی، مسائل مربوط به مرزهای آبی دو کشور همچنان بر منطقه ترکمن در دو طرف رود متمرکز بود. مسائل اصلی این تحقیق شامل بررسی پیامدهای تغییر وضعیت رودخانه هریرود به‌عنوان مرز آبی بین سه کشور و چالش‌های مرزی بین ایران و روسیه در شرایط جدید است. همچنین به غفلت هر دو طرف در اجرای دقیق پروتکل‌ها و توافق‌های تخصصی مرتبط با آب و رودهای مرزی و تأثیر این مسائل بر زندگی کشاورزی ساکنان حاشیه رودخانه هریرود (تاجان) می‌پردازد. علاوه بر این، اقدام‌های مقامات محلی از هر دو طرف و تدابیر مربوط به مدیریت آب در رودخانه‌ها و اقتصاد آب، از جمله ساخت سدها را بررسی می‌کند. در این فرآیند تحقیق، تلاش جدی همراه با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و بررسی اسناد موجود در آرشیوهای ملی و دولتی انجام شده است. نتیجه این تحقیق نشان می‌دهد که تعیین حوزه پایین‌دست رودخانه هریرود در نقطه صفر مرزی بین ایران و روسیه به معنای پایان منازعات مرزی بین این دو کشور نبود، بلکه منجر به چالش‌های مداوم آبی بین ساکنان دو طرف رود و ادامه اقدامات قهری مقامات روسی برای بهره‌برداری بیشتر از حقوق آبی توافق‌شده شد که پیامدهای سیاسی گسترده‌تری را به همراه داشت.

بررسی مفهوم عدالت بر مسکوک‌های ساسانی: تحلیل تاریخی سکه‌نوشتة l’st

بررسی مفهوم عدالت بر مسکوک‌های ساسانی: تحلیل تاریخی سکه‌نوشتة l’st

دوره 17، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 273-292

https://doi.org/10.22059/jhss.2025.394712.473803

اسماعیل مطلوب‌کاری

چکیده هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل تاریخی سکه‌نوشتة l’st است که بر مسکوک‌های سده‌های چهارم و پنجم ساسانی ضرب شده است. نگارنده می‌کوشد تا با استناد به مطالعات متنی و تحلیل تاریخی به این پرسش پاسخ دهد که دلیل ضرب این سکه‌نوشته بر مسکوک‌ها در یک دورة مشخص  و محدود از تاریخ ساسانی چیست؟ و در ادامه این فرضیه را مطرح می‌کند که سکه‌نوشتة l’st، که حرف‌نوشتة واژة rāst ، به معنی مستقیم و درست است، نه‌تنها با مفهوم عدالت مرتبط است، بلکه می‌تواند اشاره‌ای به راست‌دینی1 مبتنی بر ثنویت زردشتی از جانب شخص شاهنشاه باشد که مفهومی دینی- اخلاقی است و نقشی مهم در آموزه‌های زردشتی دارد. به نظر می‌رسد که در شرایط بحرانی پایان سدة چهارم و ابتدای سدة پنجم، که قلمرو ساسانی مورد تهاجم اقوام بیابان‌گرد شرقی قرار  داشت و ساختارهای حکومتی سستی گرفته بودند، دربار ساسانی نیازمند همراهی و حمایت مستحکم‌ترین نهاد موجود یعنی نهاد دینی زردشتی بود. ضرب عنوان rāst بر مسکوک‌های شاهنشاهان این دوره، نشان‌دهندة کوشش دربار ساسانی در جذب مخاطبان زردشتی، به‌ویژه موبدان، و کسب مشروعیت بود. همچنین به‌نظر می‌رسد که واژگان و ترکیباتی که در ساخت آنها واژة rāst بکار رفته است، بیش از آن‌که به اصطلاحات فنی علم حقوق پرداخته باشند، به جنبة دینی- اخلاقی مفهوم عدالت توجه کرده‌اند. شرط برقراری عدالت از شروط مهم مشروعیت‌ حاکمان بود که به مبانی اندیشة سیاسی در سرزمین‌های شرقی خلافت اسلامی نیز منتقل شده است

مدارس آمریکایی و سیاست‌های آموزشی در دوره پهلوی اول (1304-1320 ه.ش)

مدارس آمریکایی و سیاست‌های آموزشی در دوره پهلوی اول (1304-1320 ه.ش)

دوره 16، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 315-344

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.385450.473752

نورالدین نعمتی، علی شهبانی نصری

چکیده  از اقدامات میسیونرهای مسیحی آمریکایی در ایران دوره قاجار، ایجاد مدارسی با سبک آموزشی جدید در نقاط مختلف ایران بود. تا پیش از دوره پهلوی، فعالیت این مدارس کمابیش با سازش یا همکاری حکومت همراه بود؛ اما با روی کار آمدن رضاشاه و تلاش بیشتر حکومت برای نظارت و ایجاد یکپارچگی در نظام آموزشی در سراسر ایران، حکومت آرام آرام نظارت خود را بر مدارس خارجی و از جمله این مدارس بیشتر کرد. قوانین مختلفی تصویب و اجرا شد که به تدریج عرصه را بر مدارس آمریکایی تنگ ‌کرد. به فعالیت مدارسی که قوانین این نظم جدید را نمی‌پذیرفتند به آسانی خاتمه داده می‌شد؛ اما این اقدامات نیز برای اطمینان از فعالیت‌ مدارس آمریکایی در چارچوب قوانین جدید کافی به نظر نمی‌رسید. پژوهش حاضر تلاش دارد به کمک اسناد نویافته مراکز آرشیوی و به شیوه توصیفی تحلیلی به این پرسش‌ پاسخ دهد که تحولات نظام آموزشی در دوره پهلوی اول چگونه بر فعالیت‌های مدارس میسیونری آمریکایی تأثیر گذاشت؟ این پژوهش مدعی است که علیرغم برخی مقاومت‌ها بیشتر مدارس میسیونری آمریکایی تلاش کردند خود را با نظم جدید وفق دهند تا فعالیت آنان با مشکل جدی مواجه نشود. گرچه در نهایت در سال‌های پایانی حکومت پهلوی اول بر اساس برنامه‌های متمرکز وزارت فرهنگ ناچار شدند با فروش کلیه اموال خود به دولت، به فعالیت‌شان خاتمه دهند. به نظر می‌رسد نظارت دولت بر مدارس میسیونری آمریکایی کمتر تابعی از فراز و فرود رابطه سیاسی بوده است. در واقع این پژوهش در پی اثبات این فرضیه است که وزارت معارف/فرهنگ با تدوین و اجرای برنامه متمرکز آموزشی در جهت تقویت راهبرد دولت-ملت، فعالیت مدارس میسیونری آمریکایی را محدود کرد و سپس به فعالیت آنها خاتمه داد

مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران با پادشاهی سوئد در روزگار صفویان (907-1148ق/1501-1736م)

مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران با پادشاهی سوئد در روزگار صفویان (907-1148ق/1501-1736م)

دوره 16، شماره 1، تابستان 1403، صفحه 53-84

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.378109.473721

جمال پیره‌مرد شتربان، گودرز رشتیانی

چکیده ایران سرزمینی با پیشینه‌ای کهن در مناسبات خارجی است. دیرینگی نهاد «حکومت» در ایران و پایایی آن در گذر سده‌ها، سبب شده است تا میراثی غنی در حوزه روابط خارجی این کشور با دیگر سرزمین‌ها پدید آید. با وجود این، در حوزه پژوهش‌های مربوط به مناسبات خارجی ایرانِ عهد صفوی، بیشتر نوشتارهای تحقیقی بر روابط ایران با قدرت‌های برتر همسایه یا اروپایی (مانند عثمانی، گورکانیان هند، پرتغال، انگلستان و هلند) تمرکز کرده‌اند و همین نکته، سبب کم‌توجّهی به روابط ایران با سایر قلمروها شده است. یکی از این عرصه‌های کمتر شناخته‌شده، روابط خارجی ایرانِ صفوی با پادشاهی سوئد است. به‌رغم آشنایی محدود ایرانیان با سوئدیان در دوره پیشاصفوی، روابط رسمی ایران با سوئد در عهد فرمانروایی شاه سلیمان (حک: 1077-1105ق/1666-1694م) و شاه سلطان حسین (حک: 1105-1135ق/1694-1722م) شکل گرفت و رونق یافت. حال پرسش اینجاست که چه علل و انگیزه‌هایی ایرانیان و سوئدیان را به برقراری مناسبات در اواخر سده یازدهم هجری/هفدهم میلادی مایل ساختند؟ همچنین با وجود برخی تلاش‌های موفقیت‌آمیز اوّلیه، چرا این روابط پایدار نمانده و به نتیجه نرسیدند؟ در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با اتّخاذ رویکردی توصیفی-تحلیلی و بهره‌گیری از روش پژوهش کیفی به پرسش‌های فوق پاسخ داده شود. چنین می‌نماید که مجموعه‌ای از انگیزه‌های مشترک اقتصادی و سیاسی، ایران و سوئد و به ویژه سوئدیان را به برقراری روابط متمایل ساختند؛ اما موانعی چون بُعدِ مسافت، ناخشنودی قدرت‌های رقیب و چالش‌های داخلی و خارجی دو کشور (خصوصاً درگیری سوئدیان در جنگ بزرگ شمالی و رویارویی دربار صفوی با شورش غلزاییان) سبب شدند تا روابط مزبور به فرجام روشنی نرسند

جلوه‌های ملی‌گرایی در نمایشنامه‌های فارسی دورة مشروطه و اوایل پهلوی (1285-1320ش.)

جلوه‌های ملی‌گرایی در نمایشنامه‌های فارسی دورة مشروطه و اوایل پهلوی (1285-1320ش.)

دوره 16، شماره 1، تابستان 1403، صفحه 83-103

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.372706.473695

کیمیا چراغ‌زاده، توران طولابی

چکیده نمایشنامه یک گونة‌ جدید نوشتاری است که ظهور آن در ایران به دورة قاجاریه بازمی‌گردد. ظرفیت این گونة نوشتاری برای بیان مضامین مدرن و جذابیت زبان آن برای مخاطبان عام، به‌ویژه تحصیل‌کردگان متجدد، طیفی از تجددگرایان ایرانی را برانگیخت که از این ابزار برای پیشبرد اهداف و ترویج آرای خویش بهره گیرند. اندیشة این تجددگرایان که اغلب دغدغة نوسازی داشتند، بازتابی از گفتمان‌های غالب زمانه بود. ملی‌گرایی مدرن یکی از این گفتمان‎های غالب بود که از نیمة دورة قاجاریه، همنوا با رونق شرق‌شناسی و اکتشافات باستان‌شناسی، سپهر فکری و گفتمانی ایران را متأثر کرد. در کنار روایت‌های تاریخی و رساله‌های سیاسی، نمایشنامه‌ها نیز عرصة تجلی این تأثیرپذیری بودند؛ با این تفاوت که جنبة نمایشی و لحن زندة این نمایشنامه‌ها دامنة اثرگذاری آن را فراتر می‌برد. در پژوهش حاضر، از رهگذر بررسی ادبیات نمایشی دورة مشروطه و مقطع نخست دورة پهلوی، تلاش شده به این پرسش پاسخ داده شود که این گونة ادبی تا چه میزان بازتاب‌دهندة تغییری است که در گذار از مشروطه به پهلوی در فهم و تفسیر تجددگرایان ایرانی از گفتمان ملی‌گرایی صورت پذیرفت؟ بررسی تحلیلی محتوای این نمایشنامه‌ها حکایت از تأکید بر یکپارچگی ملی با محوریت نشانه‌هایی چون نقشه، پرچم و سرود ملی، بیگانه‌ستیزی بعضاً مبتنی بر دیگریِ عرب، نگاه حسرتناک به گذشته به‌ویژه گذشتة باستانی و چهره‌های اساطیری-تاریخی و رمانتیزه کردن آن و ضرورت ایجاد انسجام ملی بر محور اقتدار شاهانه دارد

روابط فرهنگی ایران و ترکیه در دورۀ محمدرضا پهلوی (1357-1320 ش./1979-1941 م.) با تأکید بر انجمن‌ها و مؤسسه‌های فرهنگی

روابط فرهنگی ایران و ترکیه در دورۀ محمدرضا پهلوی (1357-1320 ش./1979-1941 م.) با تأکید بر انجمن‌ها و مؤسسه‌های فرهنگی

دوره 16، شماره 1، تابستان 1403، صفحه 205-222

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.371594.473686

مراد جلپ، حمید کرمی پور

چکیده ایران و عثمانی، پس از رقابت و درگیری‌های مختلف با یکدیگر در دوران پیشامدرن، در نیمۀ دوم قرن نوزدهم و ربع اول قرن بیستم، در مسیر تکاپو برای دست یافتن به تجدد، فرآیند تاریخی مشابهی را طی کردند. پس از به قدرت رسیدن آتاتورک در ترکیه و رضاخان در ایران، مناسبات دو کشور در مسیر جدیدی قرار گرفت. ورود این دو کشور به جمع علاقه‌مندان به تجدّد و تلاش آشکار آن‌ها در نزدیکی به تمدن غرب، زمینه‌ساز علایق مشترک سیاسی و فرهنگی میان آن‌ها گردید. گام‌های نخست ایران و ترکیه در توسعۀ روابط یکدیگر، بیشتر معطوف به اقدامات فرهنگی همچون تبادل دانشجو و استاد و نیز متون با ارزش ادبی و تاریخی بود. این روند با وقوع جنگ جهانی دوم ادامه نیافت و توجّه دو کشور بر مسائل داخلی متمرکز شد. پس از پایان جنگ و شکل‌گیری دنیای دوقطبی، به‌ویژه با توجّه به فضای جنگ سرد، دو کشور که اینک متحد آمریکا به‌حساب می‌آمدند درصدد برقراری روابط صمیمانه برآمدند. بنا به همین ملاحظات، روابط خود را در چارچوب توافق‌نامه‌هایی مانند پیمان‌های بغداد، سنتو و سازمان همکاری عمران منطقه‌ای (RCD) توسعه دادند و توسعۀ روابط فرهنگی را هم در دستور کار قرار دادند. در سال 1959 م. /  1337 ه.ش. یک قرارداد فرهنگی بین طرفین به امضا رسید که چارچوب روابط فرهنگی دو کشور را مشخص کرد. در این دوره انجمن‌ها و  مؤسسه‌هایی همچون انجمن دوستی  ترکیه و ایران، انجمن  دوستی  و روابط  فرهنگی ایران و ترکیه، انجمن دوستی و فرهنگ زنان ترک-ایرانی، انجمن دوستداران همکاری عمران منطقه‌ای، با ابتکار برخی از دولتمردان، روشنفکران و بازرگانان برجسته به منظور بهبود و پیشرفت روابط فرهنگی دو کشور تأسیس گردید. هدف این مقاله بررسی روابط فرهنگی بین ایران و ترکیه در دورۀ محمدرضا پهلوی با تکیه بر انجمن‌ها و مؤسسه‌های فرهنگی است؛ و با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس منابع اسنادی و کتابخانه‌ای نوشته شده است. این مقاله برای نخستین بار، به طور همزمان از اسناد ایرانی و ترکی و نیز پژوهش‌های انجام‌شده در هر دو زبان، به شکل گسترده استفاده کرده است‌

چهار مقطع چین شناسی در تاریخ ایران دوره اسلامی؛ از ورود اسلام تا انقلاب اسلامی 1357

چهار مقطع چین شناسی در تاریخ ایران دوره اسلامی؛ از ورود اسلام تا انقلاب اسلامی 1357

دوره 16، شماره 1، تابستان 1403، صفحه 253-282

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.376209.473707

سیدعلی مزینانی

چکیده در میان انواع گوناگون تقسیم‌بندی تمدن بشری، تقسیم‌بندی به دو حوزه شرقی و غربی یکی از پذیرفته شده‌ترین الگوهاست. در حوزه شرقی تمدن بشری بی‌تردید ایران و چین دو وزنه اصلی به شمار می‌آیند که از تداوم تاریخی کم نظیری برخوردارند و چگونگی روابط آنها دارای پیامدهای اساسی برای کلیت تمدن بشری بوده است. بررسی تحولات روابط ایران و چین در طول تاریخ این دو کشور مورد توجه پژوهش‌های متعددی بوده اما موضوع کیفیت شناخت از چین در میان ایرانی‌ها تا به حال مورد توجه مستقل قرار نگرفته. این پژوهش با تمرکز بر موضوع کیفیت شناخت ایرانی‌ها از چین در تاریخ ایران دوره اسلامی، به دنبال ترسیم سیر تحولی این شناخت در دوره‌های مختلف تاریخی است. برای دست یافتن به این هدف پژوهش حاضر با اتکا بر رهیافت «تاریخ‌گرایی» خواهد کوشید سیر تحولی شناخت ایرانی‌ها از چین را به عنوان یک پدیده منفرد تاریخی ردیابی و برهه بندی و مفهوم‌پردازی کند. یافته‌های پژوهش حاضر حاکی از آن است که سیر تحولی شناخت ایرانی‌ها از چین را می‌توان به چهار مقطع مختلف تقسیم کرد؛ شناخت حماسی-اسطوره‌ای (قرون اول تا هفتم ق)؛ شناخت تعاملی-ارتباطی (قرون هفتم تا یازدهم ق)؛ شناخت مطالعاتی (نیمه دوم قرن دوازدهم و نیمه اول قرن سیزدهم ق)؛ شناخت دانشی (قرن چهاردهم ش)

امارت بابان و امنیّت قلمرو غرب ایران 1236-1212 قمری

امارت بابان و امنیّت قلمرو غرب ایران 1236-1212 قمری

دوره 15، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 51-73

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.367782.473665

نصرالله صالحی

چکیده  نقش و جایگاه امارت بابان در روابط ایران و عثمانی مورد غفلت قرار گرفته است. مسئله اصلی جُستار حاضر، بررسی تأثیر ناتوانی دولت مرکزی عثمانی در ولایات شرقی در امنیّت قلمرو غرب ایران است. امارت بابان و پاشالیک بغداد از ایالات دور از مرکز عثمانی بودند. قلمرو هر دو حکمرانی بعد از پیمان زهاب از قلمرو ایران جدا شدند، اما نفوذ و نقش ایران در بابان و بغداد هیچگاه از بین نرفت. ناتوانی یا بی­ارادگی دولت مرکزی عثمانی ـ به‌ویژه از سده دوازده  تا نیمه سده سیزده ـ منجر به خلاء قدرت در ولایات شرقی شده بود. چنین وضعیتی به مثابه تهدید جدّی برای قلمرو غرب ایران بود. چنانکه اتباع و سرحدات ایران بارها در معرض تاخت و تاز اکراد و اعراب بابان و بغداد قرار گرفتند. دولت ایران، برای تأمین امنیّت قلمرو خود و نیز حفظ و تداوم نقش و نفوذ خود در قلمرو بابان، به ناچار درگیر منازعات بابان و بغداد می­ شد. برخی پژوهشگران، ورود ایران به مسایل بابان و بغداد را به غلط «دخالت» دانسته­ اند. درحالی­ که درگیر شدن ایران، به مثابه حقّی مشروع برای دفاع از خود بود. در جُستار حاضر، به روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد انتقادی، با استناد به اسناد و منابع ایران و عثمانی، ادّعای «دخالتِ» ایران رد شده است؛ زیرا درگیر شدن ایران در امور بابان و بغداد بیش از آنکه مبتنی بر خواست دولت ایران باشد، ناشی از ناتوانی و بی­ارادگی دولت عثمانی در ولایات شرقی بود. اصولاً دولت عثمانی از منظر حقوق بین ­الملل، در زمره دولت‌های ناتوان و بی­اراده (unable or unwilling states) محسوب می­ شد. دولت ایران برای تأمین امنیّت اتباع و سرحدات خود، بجز راه‌های سیاسی و دیپلماتیک، گاه ناچار به استفاده از زور می­ شد

مناسبات ایران و عمان و پیامدهای آن بر کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس 1981 تا 2015

مناسبات ایران و عمان و پیامدهای آن بر کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس 1981 تا 2015

دوره 15، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 73-99

https://doi.org/10.22059/jhss.2024.372294.473691

نورالدین نعمتی، احمد کردیه

چکیده مناسبات بین عمان و ایران سابقه بسیار طولانی دارد و این رویه در اسناد – مدارک- متون تاریخی در طول تاریخ صدساله ایران و عمان به‌وضوح انعکاس یافته است. عوامل – زمینه­ ها- بسترهای زیادی موجب شده است که حاکمان عمانی به‌عنوان افراد با تسامح بالا نسبت به سایر دولت­ ها- ملت­ ها در عرصه سیاست­ های محلی- منطقه ­ای- بین­ المللی ظهور یابند. عمان به سبب واقع‌شدن در تنگه هرمز و از طرفی به‌عنوان یک کشور مسلمان با تنوع قومی چون عرب- ایرانی- هندی- چینی- پاکستانی- و داشتن تنوع فرهنگی– دینی- اجتماعی- زبانی- در ساختار اجتماعی حاکمان سیاسی را بر آن داشته است برای ایجاد همبستگی سیاسی و پیوند داخلی تسامح و مدارا با تمام اقوام در پیش گرفته و این رویه در خود نمادینه کنند. این رویه باعث شده از آنان ملتی با تسامح – تعادل در رفتار و ثبات در اتخاذ سیاست­ های محلی- منطقه­ ای و بین­ المللی سر برآورد. به طوری که در اسناد و متون تاریخی دیده می‌شود حکمرانان عمانی از دیر باز در تمامی حوزه ­ها و عرصه­ های محلی- منطقه­ ای و بین ­المللی در میان کشورهای مسلمان از جایگاه بسیاری بالایی برخوردار شوند و در تنش‌زدایی و جلوگیری از درگیری ­ها نقش بسیار مهمی را ایفا نمایند. به طوری که دیده می‌شود حکمرانان عمانی با اتخاذ چنین سیاستی در تمامی ابعاد سیاسی- اجتماعی- اقتصادی- دینی- فرهنگی- زبانی- امنیتی جدال و درگیرهای محلی – منطقه ­ای – بین­ المللی را به صلح حل‌وفصل نماید. نمونه­ های بارز آن را می‌توان به نقش و جایگاه دولت عمان در جنگ ایران و عراق- مسایل هسته ­ای- حمله عراق به کویت- امضا قراردادهای متنوع نفتی- گازی- امنیتی در خلیج‌فارس و دریای عمان- آزادسازی گروگان‌ها- تبادل هیئت‌های فرهنگی هنری و رسانه‌ای، مذهبی- برگزاری نشست ­های علمی، برگزاری همایش ­ها و گردهمایی ­ها و سمینارهای علمی، پیرامون مسائل اسلامی و ادیان - میانجی بین انصار الله و عربستان سعودی - درگیری بین حوثی­ ها با عربستان- و هزاران موضوع دیگر اشاره کرد. این موضوع به‌عنوان یکی از موضوعات مهم تاریخی در عرصه مناسبات بین‌المللی قابل اهتمام است. از این رو پژوهش حاضر با توجه به این امر درصدد آن است تا نقش و جایگاه دولت عمان در مناسبات بین ایران از دوران قبل از انقلاب تا 2015 را در اسناد- مدارک و متون تاریخی شواهد و مدارک به جامانده مورد اهتمام قرار داده و ابهامات و پیچیدگی­ های آن را با روش توصیفی – تبیینی- تحلیلی مورد بررسی و واکاوی قرار دهد و با این سؤال اینکه چه عوامل- زمینه ­ها- بسترها و انگیزه­ هایی موجب شده تا مناسبات دولت عمان با ایران از تعادل و ثبات نسبی از قبل انقلاب تا به امروز برقرار گردد؟ یافته­ های پژوهش پیش‌رو نشان می‌دهد که عوامل - زمینه‌ها - بسترهای زیادی موجب شده است تا مناسبات بین دولت عمان و ایران در طول تاریخ تا به سال 2015 میلادی همواره از یک مناسبات بسیار خوب و نیکو برخوردار باشد و دولت عمان به سبب این ویژگی­ ها به‌عنوان یک میانجی‌ در تعارضات و مداخلات منطقه­ ای و بین‌المللی که منجر به نتایج صلح و دوستی و همچنین برقراری امنیت در خلیج‌فارس بهره برد. پژوهش حاضر فقط بر روی مناسبات بین دولتین عمان و ایران و بسترها موجود اهتمام دارد و سایر موارد تمرکز نکرده است

نقش رودخانه مرزی اترک در مناسبات ایران و روسیه (1356 ش.1299 ق./1261 ش)

نقش رودخانه مرزی اترک در مناسبات ایران و روسیه (1356 ش.1299 ق./1261 ش)

دوره 15، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 77-104

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.366786.473660

باقر علی عادل فر

چکیده رودخانه اترک یکی از طولانی‌ترین رودخانه­های مرزی ایران است که سرچشمه آن ارتفاعات مجاور قوچان در شمال خراسان است و مسیری را از شرق به غرب در مرز مشترک ایران و روسیه و اخیراً ترکمنستان می‌پیماید. این رود سیل‌گیر در سیر تحول تاریخ سیاسی منطقه، جایگاه حائز اهمیتی دارد، بخشی از آن در ناحیه چات، طبق عهدنامه آخال در سال 1299 ق مرز رسمی و مشترک ایران قاجاری و امپراتوری روسیه تزاری گردید و پس از چند دهه بعد از انقلاب اکتبر در 1917 به‌عنوان سرحد ایران و شوروی تعیین شد و قرار بر این شد که حداقل ۵۰٪ از آب این رودخانه وارد خاک ان کشور شود. رودخانه اترک علاوه بر اهمیت مرزی، از لحاظ آبیاری زمین­های کشاورزی و تأسیسات مختلف عمرانی و ایجاد منابع درآمد همواره مورد توجه بوده است. لذا اهمیت دادن به مسائل مربوط به آب و رودخانه­های مرزی همچون اترک در مطالعات تاریخ معاصر در تعیین رفتارهای دیپلماسی آب و تصمیمات اقتصادی نقش مهمی دارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه­ای و اسنادی درصدد پاسخ به این سؤال است که رودخانه اترک چه تأثیری بر روابط هیدروپلتیک ایران و همسایگانش در راستای ثبات و کاهش تنش­های آبی و سرحدی مرزی داشت؟ و بر تحولات تاریخی منطقه شرق دریای خزر، از نظر جمعیتی و اقتصادی چه تأثیری گذاشت؟ مدعای پژوهش این است که به علت تغییرات بستر رودخانه اترک به دلایل طبیعی و دخالت انسانی، همواره مشکلات و تنش­هایی در تعیین حدود مرزهای ایران با سرزمین­های همجوار به وجود آمده است و ازآنجایی که منطقۀ ترکمن نشین دو سوی رودخانه از اقلیمی صحرایی برخوردارند و حوضه رود اترک از منابع تأمین­کننده آب این سرزمین است، لذا برداشت بی­رویه آب توسط کشورها، موجب چالش‌هایی میان دو کشور شده که همواره برای حل این مشکل توافقنامه­هایی در ادوار مختلف به امضا می­رسید که از نتایج آنها تعاملات نسبی طرفین در سده اخیر بود

اقدامات و چالش‌های نخبگان سیاسی ایران در بهره‌گیری از دانش آمریکایی‌ها در صنعت نفت (از 1322 تا 1344قمری)

اقدامات و چالش‌های نخبگان سیاسی ایران در بهره‌گیری از دانش آمریکایی‌ها در صنعت نفت (از 1322 تا 1344قمری)

دوره 15، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.361498.473644

فرشته جهانی، محمدامیر احمدزاده

چکیده یکی از مهم‌ترین چالش‌ها و مباحث مطروحه در آثار و اسناد نخبگان سیاسی پسامشروطه ایران، بحث از تحولات اقتصادی آمریکا بویژه صنعت نفت بوده است. پس از اکتشاف اولیه نفت در ایران در دورۀ مظفرالدین‌شاه قاجار، شاهد ظهور و بروز نخبگان سیاسی هستیم که بتدریج تمایل داشتند در این عرصه به الگوی پیشرفت آمریکا (به مثابه نیروی سوم) اتکا کنند و از این روش و راهکارها برای ترقی ایران بهره بگیرند. نوشتار حاضر با رویکرد تحلیل تاریخی و بر اساس تفسیر متون مطبوعاتی و اسناد منتشر نشده در پی آن است تا روشن سازد چگونه ترقی‌خواهان و اصحاب رسانه توانستند مقامات دولتی را متقاعد کنند که از آمریکا در صنعت نفت الگوبرداری کنند؟ دستاورد بحث نشان می‌دهد که ایرانیان بعد از انقلاب مشروطه و به دنبال نوشته‌های متجددین با شکوفایی صنعت نفت آمریکا و تأثیر آن بر اقتصاد این کشور آگاه شدند که این سنخ از آگاهی‌ها سبب شد تا نخبگان علمی و سیاسی بیش از پیش به ناآگاهی فنی ایرانیان در حوزه صنعت نفت و وضعیت نابسامان مدیریتی منابع زیرزمینی خود پی ببرند. بدین ترتیب، ضمن کسب رویکرد مقایسه‌ای و تطبیقی درباره دستاورد آمریکا و ایران از حوزه نفت، به انتقاد و نگارش متون انتقادی برای اثرگذاری بر اذهان دولتمردان پرداختند. دولتمردان ایران نیز متاثر از فضای نوشتارهای متجددین و به دنبال اخذ آگاهی‌ها و درک اهمیت این مسئله بر آن شدند تا به کمک دیپلمات‌های خود در آمریکا گام‌های عملی برای الگوبرداری و ورود دستاوردهای آمریکا به ایران بردارند که در این مسیر با چالش‌های متعدد عوامل خارجی مواجه شدند

خلیج‌فارس و بازنشر فرهنگ و سنت‌های ایرانی تا پایان دورۀ صفویه در مشرق‌زمین

خلیج‌فارس و بازنشر فرهنگ و سنت‌های ایرانی تا پایان دورۀ صفویه در مشرق‌زمین

دوره 15، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.349102.473596

حمید اسدپور، فرج الله احمدی، حسین اسکندری

چکیده راه‌ها در گذر زمان از عوامل و زمینه‌های اساسی در توسعۀ کشورها بوده‌اند و از آن‌ها به‌عنوان شاهرگ حیاتی اقتصادی ملت‌ها یاد شده است. تأکید مورخان و پژوهشگران به‌طور عمده بر نقش‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی راه‌ها بوده و بیشتر پژوهش‌های صورت‌گرفته درمورد راه‌ها، دربارۀ این موضوعات است. خلیج‌فارس نیز از این قاعده مستثنا نیست. این در حالی است که خلیج‌فارس به‌عنوان یک شاهراه تجاری، نقش اساسی و پررنگی در زمینۀ فرهنگ نیز ایفا کرده است. این پژوهش در پی پاسخگویی به این سؤال اساسی است که خلیج‌فارس چه نقشی در بازنشر فرهنگ و سنت‌های ایرانی تا پایان دورۀ صفویه در مشرق زمین داشته است. به‌نظر می‌رسد جاذبۀ فرهنگ ایرانی و گسترش تجارت مبتنی بر تسامح و تساهل بازرگانان ایرانی و مسافرت‌های مبلغان مذهبی و معنوی و دیگر گروه‌های ایرانی که از طریق خلیج‌فارس شکل گرفتند، زمینه‌ساز استقرار جوامع ایرانی در فراسوی مرزهای ایرانی و گسترش فرهنگ ایرانی شد. این مسئله در قالب موضوعاتی مانند زبان فارسی، آداب و رسوم و همچنین هنر و معماری ایرانی متبلور شده است. در این پژوهش با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و با روش تحلیلی توصیفی به بررسی موضوع پرداخته می‌شود.

تأثیر روسیه بر ساختار اقتصادی گیلان از دوران ناصری تا انقلاب مشروطه(1264_1324.ه.ق)

تأثیر روسیه بر ساختار اقتصادی گیلان از دوران ناصری تا انقلاب مشروطه(1264_1324.ه.ق)

دوره 14، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jhss.2022.347117.473592

فرزانه غیاثی، امیرحسین حاتمی، باقرعلی عادلفر، نصراله پورمحمدی املشی

چکیده مناسبات ایران و روسیه در دورۀ قاجار تأثیرات خرد و کلان متعددی در حوزه­های مختلف بر جای نهاد؛ البته این مناسبات هیچگاه متوازن نبود و با توجه به نابرابری قدرت سیاسی و اقتصادی دو کشور، همواره به سود روسیه و به زیان ایران رقم می­خورد. در این میان گیلان به عنوان دروازه ورود روس­ها به ایران، همواره و بیشتر در معرض این تأثیرات قرار داشت؛ به­همین­علّت یکی از مهمترین این تأثیرات، تأثیری است که بر ساختار اقتصادی گیلان نهاده است. با این وصف در این پژوهش تلاش می­گردد دگرگونی ساختار اقتصادی گیلان متأثر از روابط با روسیه مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. بر این مبنا پرسش اصلی تحقیق آن است که ساختار اقتصادی گیلان چرا و چگونه تحت تأثیر روابط با روسیه به‌تدریج دگرگون شد. بر مبنای یافته­های پژوهش ساختار اقتصادی گیلان با توجه به ضعف دولت مرکزی و نیز قدرت سیاسی ـ اقتصادی برتر روسیه تابعی از تقاضا و نیازهای بازار این کشور بود. تقاضای بازار روسیه برای مواد اولیه از ایران و گیلان، به تشویق مردم برای پرورش و کشت محصولات مناسب با تقاضای بازار روسیه منجر گردید. در این راستا متناسب با تقاضای بازار روسیه، اقتصاد گیلان رو به سوی تولید مواد اولیه رفته و از تولید محصولات صنعتی و صنعتی شدن بازماند. در واقع روس‌ها پس از عهدنامه ترکمانچای حوزه نفوذ خود را به تمامی عرصه­های سیاسی و اقتصادی ایران گسترش دادند و به‌تدریج موفق شدند به بزرگترین طرف تجاری ایران تبدیل شوند. تبدیل شدن روسیه به بزرگترین طرف تجاری ایران، عواقب سوئی بر ساختار اقتصاد گیلان داشت. کشاورزی گیلان به­تدریج به سوی تولید محصولات مورد تقاضای بازار روسیه رفت و این امر به وابستگی این منطقه به روسیه منتهی گردید.

بررسی نگرش صوفیان ایران و هند به زمین و زمین داری به عنوان یکی از منابع درآمد خانقاه در سده های 7-9 ( مطالعه موردی: طریقت‌های چشتیه، کبرویه، کازرونیه و سهروردیه)

بررسی نگرش صوفیان ایران و هند به زمین و زمین داری به عنوان یکی از منابع درآمد خانقاه در سده های 7-9 ( مطالعه موردی: طریقت‌های چشتیه، کبرویه، کازرونیه و سهروردیه)

دوره 14، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 44-62

https://doi.org/10.22059/jhss.2023.350331.473602

معصومه هادی، محسن رحمتی، جهانبخش ثواقب، مجتبی گراوند

چکیده     در گسترۀ وسیعی از هند و ایران در قرون ۷-۹ق. طریقت‌های صوفیانۀ متعددی حضور داشتند. صوفیان که به‌عنوان نمادی از زهدگرایی و دنیاگریزی شناخته می‌شدند با کناره‌گیری از دنیا و استقرار در خانقاه، به ریاضت و تزکیه نفس اشتغال داشتند. تأمین هزینه‌های معیشتی ساکنان خانقاه بر عهده مرشد بود که با طرق مختلف محقق می‌گشت که یکی از آنها زمین‌داری بود. از آنجا که اکثر این زمین‌ها از سوی سلاطین به خانقاه واگذار می‌شد و هم اینکه کار بر روی زمین، به نحوی مانع ریاضت محسوب می‌شد، پذیرش یا ردّ این بخشش‌ها و همچنین زمین‌داری به عنوان یک مسأله برای صوفیان درآمد که طریقت‌های مختلف، نگرش و شیوه‌های متفاوتی را در این‌باره ابراز داشتند.  پژوهش حاضر با شیوه توصیفی تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش است که نگرش صوفیان طریقت‌های نامبرده در هند و ایران در قرون 7-9ق. به زمین‌داری و عواید حاصل از آن به چه صورت بود؟      اساس این پژوهش براین فرض استواراست که در قرون 7 تا 9 هجری ایران و هند، بین تعالیم نظری و سیرت عملی مرشدان طریقت، هماهنگی لازم وجود نداشت؛ چنانکه شیوخ سه مورد از طریقت‌های مورد مطالعه( یعنی چشتیه، سهروردیه وکبرویه)، با عدول از تعالیم نظری مبتنی بر توصیه مریدان به تشرع و زهدگرایی، برای تأمین هزینه‌های خانقاه‌های خود، به لحاظ عملی، به زمین‌داری گرایش پیدا کردند ولی عملکرد مشایخ کازرونیه با سه فرقه دیگر تفاوت داشت.

تحلیلی بر دعاوی و شکایت‌های حقوقی مردم تهران در سال‌های نخست مشروطه ( 1330-1324ق)

تحلیلی بر دعاوی و شکایت‌های حقوقی مردم تهران در سال‌های نخست مشروطه ( 1330-1324ق)

دوره 13، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 25-42

https://doi.org/10.22059/jhss.2022.314789.473343

حسن زندیه، حمیده شهیدی

چکیده اختلافات قضایی جامعه در دوره مشروطه شامل دعاوی حقوقی و کیفری، بیانگر واقعیاتی است که در بستر اجتماعی، اداری و سیاسی جامعه در ایران، ایجاد شده بود. این نوشتار بر آن است، به روش توصیفی – تحلیلی دعاوی و شکایت‌های قضایی مردم تهران در حوزه حقوقی، از میان منابع به‌ویژه اسناد عدلیه به‌جای مانده از آن دوران، استخراج و بررسی نماید. در حوزه دعاوی حقوقی در این زمان می‌توان به اختلافات ملکی، مالی، ارث و وقف اشاره کرد. یافته‌ها نشان می‌دهد که در این حوزه بیشترین چالش میان افراد، مسائل مالی بوده است. رژیم نوپای مشروطه نیز از همان بدو تأسیس دچار بحران‌های فزاینده مالی بود. این امر علل زیادی داشت که بیشتر از عملکرد ناصحیح حکومت پیشین قاجاریه در مواجهه با مشکلات اقتصادی ناشی می‌شد. در این دوره ارزش پول ایران در قبال ارزهای معتبر خارجی بسیار تنزل کرد. از سوی دیگر نقدینگی موجود کشور هم به رغم نوسانات شدید پولی تا مدت مدیدی نمی‌توانست پاسخ گوی نیازهای داخلی کشور باشد. این وضعیت بر مردم هم تأثیر گذاشته و عمده شکایت‌های قضایی آنان در حوزه مسائل مالی بود.

بازاندیشی در پژوهش های صفویه شناسی: پیشینه، اکنون ، چشم انداز

بازاندیشی در پژوهش های صفویه شناسی: پیشینه، اکنون ، چشم انداز

دوره 13، شماره 1، بهار 1400، صفحه 93-116

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.326843.473442

منصور صفت گل

چکیده گسترش افق­های صفویه­شناسی در دورۀ معاصر، ضرورت ارزیابی و بررسی پژوهش­های این عرصه را از آغاز تا کنون مطرح می­سازد. صفویه­شناسی کوششی ریشه­دار و در عین حال پراهمیت برای شناخت ایران در سده­های دهم تا دوازدهم هجری بود. این کوشش از یکسو بازتاب تحقیقات ایرانی و از سوی دیگر دستاورد ایرانشناسان به ویژه ایرانشناسی اروپایی غربی بود. بررسی کنونی می­کوشد تا ضمن اشاره به مراحل آغازین صفویه­شناسی و دسته­بندی ادوار اساسی آن، نمونه­هایی از تحقیقات این عرصه را شناسایی و معرفـی و به دیـدگاه­های مندرج در آنها در­بارۀ تحولات ایران در این دوره توجه کند. صفویه­شناسی به دو دستۀ بزرگ ایرانی و غیر­ایرانی قابل تقسیم­بندی است. تحقیقات ایرانی پیرامون این موضوع از همان دورۀ صفویه آغاز شد اما در واقع در دوره­های پس از آن و به­ویژه در تاریخ­نویسی معاصر ایران جایگاهی در خور یافت. مهم­ترین بخش صفویه­شناسی، تحقیقات غیر­ایرانیان به­شمار است که سهم اروپاییان و سپس مراکز علمی و ایرانشناسان آمریکا در آن چشم­گیر است. پس از این بررسی، و اشاره به کمبودهای پژوهشی این موضوع، پیشنهادهایی برای گسترده ساختن عرصه­های صفویه­شناسی و توجه به استفاده از اسناد و مکتوبات و منابع ایرانی، لزوم توجه به منابع تصویری اروپایی و غربی بخصوص نقشه­ها و تابلوهای نقاشی، توجه به تاریخ دریایی ایران عصر صفوی و بازاندیشی در مفهوم جهان ایرانی این دوره بخش دیگری از بررسی کنونی را تشکیل می­دهد

بازتاب وقایع ژاپن بر اذهان عمومی اواخر قاجار

بازتاب وقایع ژاپن بر اذهان عمومی اواخر قاجار

دوره 13، شماره 1، بهار 1400، صفحه 187-214

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.314006.473338

سید بنیامین کشاورز، احمد چایچیان امیرخیز

چکیده در قرن نوزدهم کشور دولت علیه ممالک محروسۀ شاهنشاهی ایران، همانند دیگر دول و جوامع آسیایی (که اکثریت ایشان استقلال خود را ازدست دادند) بخاطر موقعیت استراتژیک خود تحت فشار دول امپریالیست به خصوص بریتانیای کبیر و روسیه قرار گرفت و مردم ایران به­مانند بسیاری دیگر مردم آسیا سرنوشت رو به زوال خود و برتری غرب را پذیرفتند. شرایط به­طور یکسان و بدون هیچ تغییری باقی ماند تا آنکه در اواخر قرن نوزدهم امپراتوری آفتاب تابان یا ژاپن موجی از اصلاحات مدرنیزم را شروع کرد که در عصر مِیجی به اوج خود رسیده و نتیجه آن ایجاد نیرویی شکست ناپذیر حتی در برابر امپراتوری روسیه، یک ابر­قدرت غربی بود. در اینجا مطرح می­شود که ایرانیان چه شناختی از تحولات ژاپن داشتند، منبع این شناخت چه بوده، چه تاثیری بر اندیشه و تحولات اجتماعی یا حتی اقتصادی ایران گذاشت و عکس­العمل مردم و دولت ژاپن نسبت به تحولات جدید ایران چه بود. مقاله این­طور نتیجه­گیری نموده که با رسیدن اخبار ژاپن به وسیله روزنامه رویترز موجی از روحیۀ تحول­خواهی و پروتو پان آسیاییسم در ایران را شکل داد که نتیجۀ آن انقلاب مشروطه بود درحالی­که ژاپنیان یا ایران را نمی­شناختند یا بنابر شرایط سیاسی هر دو کشور توجهی نشان نمی­دادند.

بررسی نقش و کارکرد امامزاده‌ها در تحول تاریخی شیعه در ایران پیش از صفویه با تأکید بر امامزاده‌های شیراز و یزد

بررسی نقش و کارکرد امامزاده‌ها در تحول تاریخی شیعه در ایران پیش از صفویه با تأکید بر امامزاده‌های شیراز و یزد

دوره 12، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 129-150

https://doi.org/10.22059/jhss.2021.310486.473319

اصغر منتظرالقائم

چکیده فرزندان و نواده‌گان امامان شیعه برای به دست آوردن امنیت و موقعیت اجتماعی و تبلیغی به ایران مهاجرت کردند و به مرور زمان بر تعدادشان افزوده گشت. ایرانیان آنان را به سبب انتساب به رسول الله(ص) با اشتیاق پناه دادند. منزلت اجتماعی امامزاده‌ها نه­تنها به دلیل انتساب به آن حضرت و سفارش قرآن به دوستی اهل بیت بود بلکه کارکرد علمی و فرهنگی آنان در ایران و در اختیار داشتن مقامات اجتماعی مثل شیخ­الاسلام، نقابت، وزارت و دبیری، اداره دارالسیاده و متولی قبور عرفا و امامزادگان و موقوفات آنها بر منزلت آنها افزود. ایرانیان پس از فوت یا قتل یکی از امامزادگان، آرامگاهی بر سر مزارشان می­ساختند و به زیارت آن می‌رفتند. ایرانیان با ساخت امامزاده و تزیین آن به اقسام هنرها، عشق و محبت خود را نسبت به خاندان رسول الله(ص) ابراز کردند. این مقابر کارکردهای اجتماعی، علمی و فرهنگی و اقتصادی بر انگارۀ تاریخی تشیع در ایران پیش از صفوی داشتند و عاملی برای‌ گسترش عقیدۀ اسلامی و دوستی اهل بیت و تشیع بودند. این مقاله برآنست تا با شیوۀ توصیفی و تحلیلی متکی بر اسناد وقفی و آثار معماری و تاریخ‌های محلی، به این سؤال پاسخ دهد که امامزاده‌ها در انگارۀ تاریخی شیعه در ایران پیش از صفویه در شیراز و یزد چه نقشی داشتند؟ فرضیۀ مقاله آنست که: امامزادگان در گسترش و غنای فرهنگ تشیع در ایران پیش از صفویه در شیراز و یزد نقش مهمی داشته‏اند.

«ماچین» و «ختا» در تصور جغرافیایی مسلمانان

«ماچین» و «ختا» در تصور جغرافیایی مسلمانان

دوره 12، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 195-217

https://doi.org/10.22059/jhss.2020.308536.473300

محمدباقر وثوقی، مهران رضایی

چکیده ایرانیان به عنوان میانجی فرهنگی و اقتصادی بین شرق و غرب موجب انتقال و تبادل فرهنگی بین چین و دنیای غرب بوده­اند. تا پیش از قرن شانزدهم میلادی بخشی از تمدن و فرهنگ چین از دریچۀ نگاه ایرانیان به غرب معرفی شده است. بازرگانان ایرانی از دو مسیر زمینی و دریایی مسیر چین را بارها پیموده و بار اصلی تبادل فرهنگی و اقتصادی دو کشور را به دوش کشیدند. اطلاعات مسافران و بازرگانان به اشکال گوناگون به متون جغرافیایی و تاریخی و ادبی فارسی و عربی راه یافت و طی قرنها از یک نسل به نسل دیگر منتقل شد. یکی از مهمترین وجوه این امر انتقال جای­نام­های چینی از طریق متون فارسی و عربی به دنیای غرب و یا به عبارت دیگر به متون غربی است. این جای­نام­ها در بسیاری از موارد با تغییرات آوایی و معنایی و به صورت فارسی و عربی شده به متون غربی راه یافته است. از سوی دیگر باید افزود که جای­نام­های چینی به دلیل ویژگیهای آوایی با تلفظ­های گوناگون نوشته شده و از این رو ثبت و ضبط این جای­نام­ها در متون اسلامی به صورت مختلف انجام پذیرفته است. این ویژگی موجب شده تا محقّقان و پژوهشگران حوزۀ مطالعات چین با دشواری بسیاری روبرو شده­اند، از این رو به دست دادن حداقل اطلاع از موقعیّت جغرافیایی و جانمایی جای­نام­های چینی از اهمیّت بسزایی برخوردار است، این موضوع تا­کنون آنگونه که بایسته است مورد توجّه قرار نداشته است. «ماچین» و «ختا» از جمله جای­نام­هایی به­شمار می­روند که به ­کرات در متون اسلامی بکار گرفته شده و در فرهنگ جغرافیایی مسلمانان از اهمیّت بسیاری برخوردارند. علیرغم کاربرد وسیع این دو جای­نام در متون ادبی و تاریخی و جغرافیایی، هنوز به طور دقیق دربارۀ جانمایی و جایابی آنها پژوهشی مستقل به زبان فارسی به انجام نرسیده و در واقع بدرستی دانسته نیست که جغرافی­نویسان و مورخّان و ادبای مسلمان چه تصوّر جغرافیایی از این دو جای­نام داشته اند. با توجّه به کاربرد گستردۀ این دو جای­نام در متون دورۀ اسلامی و اهمّیت مسألۀ جانمایی و جایابی آنها در مطالعات مرتبط با تمدن و فرهنگ چین، این مقاله بر آن است تا موضوع «ماچین» و «ختا» در تصور جغرافیایی مسلمانان را به صورت یک مسألۀ تاریخی مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. در این مقاله متون جغرافیایی و نجومی و تاریخی اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و جغرافیای ذهنی نویسندگان مسلمان دربارۀ جانمایی دو جای­نام «ماچین» و «ختا» مورد ارزیابی قرار می­گیرد.

بازی بزرگ و مسئلۀ هرات (1828-1838م)

بازی بزرگ و مسئلۀ هرات (1828-1838م)

دوره 11، شماره 2، اسفند 1398، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jhss.2019.278907.473098

فرج الله احمدی، آروین قائمیان

چکیده بازی بزرگ روسیه و بریتانیا که از دهه‌های نخستین قرن نوزدهم آغاز شده بود، به رویارویی آن دو قدرت در ایران طی سال‌های آغازین قرن بیستم منجر شد. رقابت روسیه و بریتانیا در ایران در شرایطی تشدید شد که پس از دور دوم جنگ‌های ایران و روسیه در قفقاز، اعادۀ حاکمیت تاریخی ایران بر هرات در دستور کار دولت ایران قرار گرفت؛ اقدامی که باعث نگرانی سیاستمداران بریتانیایی از بسط نفوذ روسیه در مرزهای غربی هند شد. در دهۀ 1830م (1245ق) تحرکات نظامی ایران در مرزهای شرقی که با حمایت روسیه همراه بود، به محاصرۀ هرات در 1837م (1252ق) منجر شد؛ اما باتوجه‌به واکنش نظا‌می‌ بریتانیا در خلیج فارس، عملیات نظا‌می ‌محمدشاه قاجار به شکست انجامید. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که در این بازی بزرگ، در شرایطی که حمایت روسیه از دربار ایران و محاصرۀ هرات ذهن سیاستمداران بریتانیایی را در کلکته و لندن به خود مشغول داشته بود، واکنش سریع و لشکرکشی بریتانیا به خلیج فارس، نتیجۀ کارزار در هرات را به نفع آن کشور رقم زد. از آن پس بود که موقعیت بریتانیا در افغانستانِ امروزی تثبیت شد. این مقاله برخلاف پژوهش‌های دیگر که اغلب مسئلۀ هرات را در چارچوب روابط ایران و بریتانیا، ایران و روسیه و یا روابط ایران و امیرنشین‌های افغان بررسی کرده‌اند، آن را در چارجوب بازی بزرگ روسیه و بریتانیا بررسی و تحلیل کرده است.

مُهر نویافتۀ ساسانی در چین

مُهر نویافتۀ ساسانی در چین

دوره 11، شماره 1، شهریور 1398، صفحه 153-172

https://doi.org/10.22059/jhss.2019.274932.473077

نعمت‌اله علی‌محمدی، محرم باستانی

چکیده مُهرها ازجمله اشیاء باارزشی هستند که سابقة بسیار طولانی در تاریخ دارند. بنا بر شواهد باستان­شناسی قدمت این اشیاء به هزارة ششم قبل از میلاد بازمی­گردد. چنان­که از اسناد و مدارک برمی­آید، مُهر در طیّ ادوار تاریخی تحولات زیادی پشت­ سرگذاشته است؛ به­طوری­که طرح­ها، شکل­ها، رنگ­ها و کتیبه­های آن بنا به شرایط زمانی دست‌خوش تغییر شده­ و هریک از تعلیقاتش، مفاهیم پیچیده­ای را در خود کتمان کرده است. مهرها کاربردهای متعددی چون اداری، سیاسی، اقتصادی، دینی، قضایی و غیره داشته­اند؛ از­این­رو، تحلیل و تفسیر تعلیقات آنها می‌تواند برخی از ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، دینی، فرهنگی و زبانی هر دورۀ تاریخی را روشن سازد و به­سبب دامنة اطلاعاتی آنها در حوزه­های متعدد، گفتار حاضر درصدد آن است تا با بررسی یک نمونه از این آثار که اخیراً در چین یافت شده است، برخی از زوایای آن را روشن سازد و به این پرسش­ها پاسخ دهد که مُهر مکشوفه در چین حاوی چه نوع اطلاعاتی است و کارکرد آن چه بوده است؟ و چرا شاهان یا حاکمان و یا سایر اقشار جامعه از این ابزار استفاده می‌کرده­اند؟ بررسی­های مقدماتی در حوزۀ خط­شناسی نشان می‌دهد که این وسیلة باارزش مربوط به دورۀ ساسانی است، ولی کارکرد آن دقیقاً مشخص نیست.   

عملکرد و پیامدهای فعالیت تجاری کمپانی های ونشتورگ و تسنترسایوز شوروی در مناطق شمالی ایران ( 1300 تا 1306ش)

عملکرد و پیامدهای فعالیت تجاری کمپانی های ونشتورگ و تسنترسایوز شوروی در مناطق شمالی ایران ( 1300 تا 1306ش)

دوره 10، شماره 2، اسفند 1397، صفحه 117-136

https://doi.org/10.22059/jhss.2019.260410.473002

سید حسن شجاعی دیوکلائی، محمدحسن پورقنبر

چکیده پس از پیروزی انقلاب چپ­گرایانه در همسایة شمالی ایران، یعنی روسیه، حکومت این کشور بنا بر رویکرد سوسیالیستیِ خود، اقتصاد را کاملاً در اختیار گرفت و تجارت خارجی را ملی اعلام کرد. برای تحقق این هدف، حکومت شوروی در اواخر سال 1299ش دو کمپانی دولتی ونشتورگ و تسنترسایوز را تأسیس و صادرات و واردات شوروی را به انحصار آنها درآورد. پیوند اقتصاد ایران به اقتصاد روسیه، زمینه را برای فعالیت­های این دو کمپانی در مناطق شمالی ایران، اعم از خراسان، مازندران، گیلان و آذربایجان فراهم کرد. بر این­ اساس، مقالة پیش­رو به این پرسش پاسخ می­دهد که عملکرد تجاری کمپانی­های ونشتورگ و تسنترسایوز در ایران طی سال­های 1300 تا 1306ش چه بود و چه پیامدهایی را با خود به همراه داشت؟ نتایج این پژوهش که با استفاده از روش تحقیق تاریخی و به­کارگیری اسناد و مدارک آرشیوی صورت­گرفت، نشان می­دهد که عملکردهای تجاری این دو کمپانی، ضمن اینکه اقتصاد مناطق شمالی کشور را با بحران جدی مواجه کرد، نارضایتی شدید تجار ایرانی را به همراه آورد. به‌علاوه، از زوایای سیاسی و اجتماعی نیز آثار بسیاری برجای­گذاشت. تلاش­های حکومت ایران برای رفع این بحران به­واسطة رویکرد سیاسی ایدئولوژیک حکومت شوروی تا ­انعقاد قرارداد تجاری ایران و شوروی در شهریور 1306ش بی­نتیجه ماند.

رویکرد روزنامة اختر (1292 -1314ق) به ساختارسازی مدنی با تکیه بر نهاد مجلس شورا (پارلمان)

رویکرد روزنامة اختر (1292 -1314ق) به ساختارسازی مدنی با تکیه بر نهاد مجلس شورا (پارلمان)

دوره 10، شماره 2، اسفند 1397، صفحه 153-170

https://doi.org/10.22059/jhss.2019.258216.472994

داریوش غلامی، مرتضی دهقان نژاد

چکیده سال­های نخستین سدة نوزدهم میلادی سرآغاز تحولات بنیادین در ایران بود. جنگ­های ایران و روس، ایرانیان را به فکر تحول­خواهی انداخت. دورة طولانی سلطنت ناصرالدین شاه (1264-1313ق) و شرایط حاکم بر ایران عصر ناصری باعث شکل­گیری کانون­هایی از ایرانیان در خارج از مرزها شد. استانبول از مهم‌ترین نقاط شکل­گیری چنین جمعیت­هایی بود. روزنامة اختر چاپ استانبول، نشر عقاید و آرای تحول­خواهانة این دسته از ایرانیان را به داخل ایران برعهده داشت. گردانندگان اختر در دو سطح به زمینه­سازی برای نهادینه­کردن نهاد مجلس اقدام می­کردند: نخست، با طرح مفاهیم فکری همانند علم، آزادی و قانون، قصد تأثیرگذاری بر زمینة فکری و باوری خواننده را داشتند و در مرحلة بعد، با معرفی نهاد مجلس و عنوان مصادیق آن در کشورهای مشروطه، موجب آشنایی با این ساختار و تقویّت باور لزوم مشارکت در ادارة امور کشور می­شدند. گردانندگان اختر تلاش داشتند با این شیوه باور به مشارکت مردم را در ادارة کشور تقویّت و زمینة تغییر را برای رسیدن به این هدف فراهم کنند. براین‌اساس، پژوهش حاضر بر آن است تا ضمن بررسی اجمالی رویکرد اختر در ساختارسازی مدنی، به دیدگاه این روزنامه دربارة نهاد مدنی مجلس و زمینه­سازی­های آن برای رسیدن به این هدف بپردازد.

ایران به مثابة «دیگری» در هویّت ملی عراق

ایران به مثابة «دیگری» در هویّت ملی عراق

دوره 10، شماره 2، اسفند 1397، صفحه 171-190

https://doi.org/10.22059/jhss.2019.254909.472959

یاسر قزوینی حائری

چکیده عراق با وجود ریشه‌های تمدنی کهن، کشوری نوپاست که در ابتدای دهة سوم قرن بیستم تأسیس شد. شکل‌گیری هویّت ملی در عراق از ابتدای تأسیس تاکنون با مشکلات و چالش‌های فراوانی روبه­رو بوده است؛ یکی از این مشکلات، قرائت قومی از هویّت ملی عراق است که در اکثر قریب­به­اتفاق سال‌های تأسیس این واحد سیاسی تا سقوط نظام صدام در آوریل 2003م، بر آن سایه افکنده و پس از سقوط نظام صدام به­گونه ای دیگر بر هویّت ملی عراق تأثیرگذار بوده و هست. این قرائت قومی از هویّت ملی عراق از نظر گفتمانی به­شدّت واگرا و دیگری‌ساز است و در کنار «دیگری»­های متعارف در گفتمان عرب‌گرایانه همچون استعمار، امپریالیسم، صهیونیزم و ایران، در زمان جنگ تحمیلی ایران و عراق به اوج خود رسید و تحت عنوان «دروازة شرقی جهان عرب» ایران را به‌مثابة دیگری برجسته ساخته، بخش بزرگی از ساکنان عراق را با هم­عرض گرفتن شیعه و ایرانی به‌مثابة دیگری طرد می‌کند. گفتمان عرب‌گرایانة واگرا در این دیگری‌سازی خود از ایران، از ابتدای شکل‌گیری عراق تحولاتی را به خود دیده است و با واژگانی همچون «شعوبی»، «عجمی»، «مجوس» و «صفوی»، بخش بزرگی از ساکنان عراق را با قرائت قوم‌گرایانه از هویّت عراقی طرد می‌کند. مسئله ایران در عراق بعد از سقوط صدام صورت جدیدی به خود می گیرد، که با توجه به تحولات هویتی در عراق، همچنان ظرفیت بازگشت به عقب را دارد.

نسبت ارامنه با سیاست‌های توسعه‌طلبی روسیه در قفقاز (از اواخر دولت صفوی تا عهدنامة ترکمانچای)

نسبت ارامنه با سیاست‌های توسعه‌طلبی روسیه در قفقاز (از اواخر دولت صفوی تا عهدنامة ترکمانچای)

دوره 9، شماره 2، اسفند 1396، صفحه 51-70

https://doi.org/10.22059/jhss.2018.251966.472945

گودرز رشتیانی

چکیده منطقة قفقاز در تاریخ ایران از دورة باستان از اهمیّت ویژه­ای برخوردار بوده و در عمده تحولات روابط خارجی ایران نقش مهمی داشته است که با جدایی از ایران در 1243 هـ.ق/ 1828م این اهمیّت برای دهه­های آتی همچنان پابرجا ماند؛ گرچه شکل و صورت آن تغییر پیدا کرد. در مقالة حاضر نقش ارامنة قفقاز در موضوع گرایش به روسیه و جدایی از ایران در دورة بعد از صفویه تا عهدنامة ترکمانچای بررسی  و به این پرسش اساسی پاسخ داده می­شود که دیدگاه­های علمی دو سدة گذشته و دوران حاضر که پیوستن به روسیة تزاری را خواست عمومی و حداکثری جامعة ارمنی می­دانند تا چه میزان با واقعیت تاریخی و منابع و اسناد مربوط همخوانی و سازگاری دارد؟ در پژوهش حاضر با بررسی اسناد و متون مربوط نشان داده می­شود که این گرایش یک درخواست حداکثری نبوده و بخش­های مهم و گسترده­ای از کلیسای اصلی و بدنة جامعة ارمنی تمایلی برای پیوستن به روسیه نداشته­اند  و به دلایل مختلف سیاسی از جمله حمایت­های سیاسی دولت­های ایران از مسیحیان به ویژه در زمان تثبیت قدرت مرکزی، بیشتر­ ارامنه خواستار تداوم پیوستگی به جامعة ایرانی بوده­اند.